
در برهه اي از زمان و قطعاتي از تاريخ
محور و مدار اصلي
استعمارگري و تعدي و سيطره بر كشورهاي جهان سوم به ويژه
ممالك اسلامي
« انگلستان » بود. گسترش ترفندها و حيله ها و
شگردهاي منتهي به نفوذ و ايجاد تفرقه و اختلاف و تسلط بر
كشورها و ملتها توسط اين قدرت استعماري موجب گرديد تا
در ميان ملل مسلمان و غيرمسلمان جهان كه در معرض ستم و
تعدي و چپاول قرار گرفته بودند
به « روباه پير استعمار »
اشتهار يابد!
حيله گري و حق ستيزي و استعمارگري انگليسي ها اگر چه
هم اكنون نيز تداوم دارد
لكن از نقش محوريت خارج شده
است و امروز كشور استعماري « آمريكا » جايگزين انگليس و
ادامه دهنده سياست هاي ضدانساني و حقيقت ستيزانه آن
كشور شده است .
جايگزيني آمريكا در موازنه جديد قدرت به جاي انگليس
نه تنها از شدت و گستردگي جور و فساد و قتل و غارت محور و
مدار اول استعمار جهاني نكاسته
كه بر آن افزوده است و اين
فزوني و شدت و گستردگي تعدي و كشتار و چپاول منابع ثروت
ملت هاي محروم جهان به حدي است كه هيچ صفت و لقبي
همانند « شيطان بزرگ » نمي تواند عمق فجايع و جناياتي را كه
توسط آمريكا در گستره ارض به وقوع مي پيوندد
نمايان سازد.
طبيعي است كه نقش وسيع و تعيين كننده آمريكا در جهان
استكبار
پيوند و ارتباط با « بهائيت » و بهره برداري هاي گسترده
از اين مذهب استعمار ساخته را بيشتر و همه جانبه تر مي سازد
و اگر چه انگليس و اسرائيل چونان گذشته حامي بهائيت
مي باشند و تشكيلات بهائيان در اين دو كشور فعال است و به
سرسپردگي و جاسوسي براي سازمان هاي اطلاعاتي انگليس و
اسرائيل اهتمام مي ورزد
لكن به دليل محوريت آمريكا در
جهان كنوني سياست
اين فعاليت هاي مخرب و ضدانساني به
نسبت وسيع تري براي شيطان بزرگ صورت مي گيرد و بهائيان
نيز به صراحت و روشني دريافته اند كه براي بقاي خود و رشد
و گسترش عقايد و افكار كفرآميز و اهداف سياسي و
اقتصاديشان لازم است بيشتر با آمريكا در تعامل باشند و با
حفظ ارتباط و سرسپردگي و جاسوسي براي انگليس و
اسرائيل
به درجات و مراتب بالاتري در برابر شيطان بزرگ
سرفرود آورند و به خدمت و سرسپردگي بپردازند!
با توجه به گسترش روز افزون سيطره شوم آمريكا بر
سرزمين هاي اسلامي و بهره برداري هاي همه جانبه او از
بهائيت به منظور تكميل حلقه هاي محاصره فرهنگ و انديشه
اسلامي و انقلاب و نظام حكومتي اسلام كه مركز آن ايران
اسلامي است
بسيار ضروري است تا پيوند و تعامل متقابل
حكومت آمريكا با سران و عناصر بهائي به بررسي گذاشته شود
تا از طرفي عداوت و دشمني قدرت استعماري آمريكا با اسلام
و نظام اسلامي بيشتر نمايان گردد و از سوي ديگر اين واقعيت
بزرگ بهتر و عريان تر رخ بنمايد كه بهائيت
اين فرقه و مذهب
ساخته و پرداخته دست استعمار بر اساس شرايط زمان و با در
نظر گرفتن وضعيت سياسي و استراتژيك قطب ها و قدرتهاي
حاكم بر جهان
به اين نظامها و قدرتها نزديك مي شود و خود
را در دامان آنها مي افكند و با اعلام سرسپردگي و تبعيت محض
در برابر سران جنايتكار و سازمان هاي مخوف جاسوسي آنان
به خيانت و جنايت عليه اسلام و جوامع و سرزمين هاي
اسلامي مي پردازد.
پيشينه حمايت هاي آمريكا از بهائيت و بهره برداري هاي
ابزاري از عناصر بهائي براي تحقق سياست هاي خود در ايران
به سالهاي پس از كودتاي 28 مرداد 1332 باز مي گردد . از آن
زمان كه رژيم محمدرضا پهلوي با انجام اين كودتاي آمريكايي
تثبيت شد
با رخنه و نفوذ بهائيان در تشكيلات دولت ايران
جاي پاي آمريكائيان براي عينيت بخشيدن به اهداف و
سياست هايشان استحكام يافت .
نفوذ بهائيان در دولت اگر چه در دوره حكومت رضاخان
آغاز شد لكن در حكومت پهلوي دوم اولا به اوج رسيد. ثانيا به
رده هاي بسيار بالا گسترش يافت
به گونه اي كه از اين طريق
بهائيان توانستند در ايران به مناصب بالاي سياسي و حكومتي
دست يابند و قدرت و ثروت سرشاري به دست آورند و
مملكت ايران را در چنبره حاكميت پنهان خويش اسير سازند.
« حسين فردوست » از مهره هاي كليدي و سرسپرده رژيم
پهلوي درباره نفوذ بهائيت در تشكيلات حكومت شاه و ارتباط
آمريكا با بهائيت اعترافاتي دارد كه حائز اهميت مي باشد.
فردوست كه در مناصبي چون رئيس دفتر اطلاعات ويژه شاه
معاونت ساواك و رئيس دفتر بازرسي شاه به فعاليت مخرب
اشتغال داشته است
درباره ارتباط آمريكا با بهائيان به دو
واقعيت اشاره مي نمايد. واقعيت اول درباره قدرت بهائيان در
آمريكاست . او معتقد است در دوران رژيم پهلوي تشكيلات
بهائيت در كشور آمريكا در اوج توانايي بسر مي برد
تا آنجا كه
به اعتقاد وي تعداد بهائيان در آمريكا بيشتر از ايران مي باشد :
« ايران بعد از آمريكا بيشترين تعداد بهائي ها را داشت و
بهائي ها در آمريكا بسيار قوي هستند و مراكز متعددي از جمله
شيكاگو دارند . » (1 ) . واقعيت دوم مربوط به عنصري مي باشد به
نام « عبدالكريم ايادي » . حسين فردوست درباره او چنين
مي گويد :
« ... نفوذ اصلي بهائيت در دوران عبدالكريم ايادي بود.
ايادي از خانواده طراز اول بهائيت بود. او به اين دليل نام فاميل
« ايادي » داشت كه پدرش از « ايادي امرالله
يعني چند نفر
خواص اطراف عباس افندي بود. ايادي با نفوذي كه نزد
محمدرضا كسب كرد
بهائي ها را به مقامات عالي رساند. او
مسلما در رسانيدن اميرعباس هويدا (بهائي ) به نخست وزيري
نقش اصلي را داشت . » (2 )
دكتر عبدالكريم ايادي كه حسين فردوست از او به عنوان
يكي از عناصر سطح بالاي بهائيت ياد مي نمايد
پزشك
مخصوص شاه و يكي از اعضاي محفل دروني و مورد اعتماد
دربار بوده است . دكتر عبدالكريم ايادي بنا به اعتراف يك گروه
انشعابي از بهائيت
جاسوس آمريكا بوده و اطلاعات لازم و
مورد نظر را به مركز حكومت آمريكا منتقل مي ساخته است .
اين گروه انشعابي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي به دليل
اطلاع از عمق فجايع عناصر بهايي دربار شاه از تشكيلات اين
فرقه جدا شدند و خود گروه ديگري را بنيان نهادند
از زبان
اسدالله مبشري وزير دادگستري وقت خبري را در نشريه خود
به نام احرار منتشر ساختند كه متن آن چنين است :
« تيمسار ايادي پزشك خصوصي شاه
براي سازمان سيا
جاسوسي مي كرده است وماموريت داشته كه اگر شاه قدمي
برخلاف منافع آمريكا بردارد او را به قتل برساند . » (3 )
تعمق در اظهارات و اعترافاتي كه از نظر گذشت
به خوبي
نشان مي دهد كه آمريكا از دوران حكومت پهلوي دوم به همان
ميزان كه در سيستم و تشكيلات دولت شاه رخنه كرد و
مهره هاي دست آموز خود را كه ثمره كودتاي 28 مرداد
محسوب مي شدند به مناصب عالي رساند
عناصر بهايي را نيز
براي تسلط و احاطه بيشتر بر رويدادهاي درون رژيم پهلوي به
خدمت گرفت و با رابطه و تعامل متقابلي كه با بهائيت ايجاد
نمود
سيطره جهنمي خويش را بر سرتاسر سرزمين ايران
گسترش داد.
آمريكا بهائيت را يك « دين » نام مي نهد
آن هم يك دين
جهاني !
دين و مذهب ناميدن بهائيت توسط شيطان بزرگ به
وضوح عمق كينه و نفرت و توطئه هاي شوم آمريكاي
جهانخوار عليه « اسلام » را به نمايش مي گذارد. زيرا آمريكائيان
به خوبي مي دانند كه آنچه در اصل و حقيقت
دين نام مي گيرد
عبارت است از مجموعه احكام و قوانين و آموزه ها و
دستورالعمل هايي كه از طريق « وحي » و از جانب « پيامبر الهي »
و به وسيله « كتاب آسماني » و از طرف « خداوند قادر متعال » به
بشريت ارزاني مي شود تا در همه اعصار و در تمام ابعاد و شئون
حيات مادي و معنوي
انسانها را از حركت در « بيراهه » هاي كفر
و شرك و نفاق و گمراهي و انحطاط و تباهي برهاند و به « راه »
سعادت و رستگاري و رشد و كمال نهايي در دنيا و آخرت
رهنمون شود.
قدرت استعماري آمريكا به نيكي و صراحت دريافته است
كه بهائيت
« دين » و « مذهب » نيست و از حقيقت وحي الهي و
رسالت و كتاب آسماني بي بهره است . و نيز مي داند كه بهائيت
نه تنها دين نيست
كه براي مقابله با دين حياتبخش اسلام و
حقانيت احكام و قوانين قرآن پاي در عرصه وجود نهاده است
و هدف اصلي و نهايي آن فروپاشي وحدت مسلمانان و ايجاد
تفرقه و تشتت فكري و اعتقادي و سياسي و اجتماعي در
جوامع اسلامي به نفع دشمنان كينه توز دين مبين اسلام
مي باشد.
آمريكائيان به نقش روسيه و انگليس در شكل گيري
نطفه هاي اوليه اين مذهب ساختگي آگاهي و وقوف كامل دارند
و هميشه چنين بوده است كه هر قدرت و قطب استعماري
حاكم بر زمان
از تجربه ها و دستاوردهاي اقطاب ديگر
استعماري كه در برهه هاي مختلف تاريخ به دست آورده اند
بهره برداري فراوان كرده اند و « بهائيت » ـ كه دين و مذهب
ساخته و پرداخته استعمار روسيه و انگليس مي باشد ـ هم
اينك در آمريكا و در خدمت روساي اين دولت براي تقابل با
اسلام و جلوگيري از رشد اين تفكر اصيل الهي در جهان قرار
گرفته است
و اين در حالي است كه انگليس و اسرائيل نيز به
طور همزمان از تشكيلات بهائيت براي تحقق اهداف
استعماري خود حداكثر بهره برداري هاي مورد نظر را به عمل
مي آورند.
دولتمردان آمريكائي در اوج نفاق دروني و عداوت وكينه
ديرينه اي كه نسبت به حقيقت وحي الهي و رسالت نبي اكرم
(ص ) و احكام و قوانين جامع و زندگي ساز اسلام دارند
و نيز
با علم و يقين كامل به ساختگي و استعماري بودن بهائيت
اعلام مي نمايند كه : بهائيت
برگزيده ترين دين جهان ! است كه
به وسيله الهام ! به بهاالله ! به وجود آمده است !(4 )
اين اقدام نشان مي دهد كه اولا نگرش آمريكا به بهائيت با
نگرش قدرتهاي سلطه جو و استعمارگر روسيه
انگليس و
اسرائيل هيچ تفاوتي ندارد و كاملا همخوان و منطبق بر
آنهاست . ثانيا هدف اصلي و استراتژيك آمريكا همچون ساير
كشورهاي استعماري
ايجاد رخنه و شكاف اعتقادي و فكري
در اسلام به منظور جلوگيري از تاثيرات عميق و شگرف تعاليم
و قوانين جامع و بينش آفرين و حركت زاي اين دين الهي است .
ثالثا اتحاد جوامع و سرزمين اسلامي كه محصول طبيعي
حقيقت وحي الهي و آموزه ها و تعاليم نوراني و مقدس قرآن
مي باشد
با منافع نامشروع و ضد انساني آمريكا در تضاد و
تعارض است و از همين رو سومين فلسفه و علت حمايت از
بهائيت به عنوان دين برگزيده جهان ! ايجاد پراكندگي و
اختلاف و تفرقه در صفوف متحد مسلمانان و جدا كردن آنها از
يكديگر مي باشد.
آمريكا در كنار اين حركت تخريبي و تبليغاتي عليه « اسلام »
با دين و مذهب اعلام نمودن بهائيت
روش هاي ديگري را نيز
به بهره برداري مي رساند تا از اين راه به گسترش القائات
شيطاني در جامعه آمريكا و ساير جوامع و كشورها بپردازد و به
زعم باطل خود از امواج اسلامي گرايي در جهان جلوگيري به
عمل آورد. يكي از اين روشهاي مخرب حضور در حلقه و
جمع كشورهاي اروپايي ـ كه هم پيمان او در تهاجم عليه اسلام
مي باشند ـ و اقدام به انتشار تمبر براي رسميت بخشيدن به
بهائيت به عنوان يكي از اديان و مذاهب است ! به خبر مربوط به
اين اقدام مخرب و شيطاني توجه مي كنيم :
« تعدادي از كشورهاي اروپايي به همراه آمريكا
اقدام به
چاپ و انتشار تمبرهايي با مضمون معرفي اديان الهي نموده اند
كه يكي از تمبرهاي اين مجموعه
تمبري در معرفي فرقه ضاله
بهائيت است . هر يك از تمبرهاي مزبور حاوي تصاوير و
اشكالي مي باشد كه به عنوان سمبل يك دين شناخته شده
است . اين تمبرها به صورت يك مجموعه مرتبط با يكديگر
تهيه و به چاپ رسيده و شامل اديان اسلام
مسيحيت و
زرتشت مي باشد . » (5 )
چاپ تمبرهايي به منظور قراردادن بهائيت كه فرقه اي
ساخته و پرداخته دست استعمار است به نام « دين » در كنار
اديان آسماني بويژه دين مبين اسلام
نشان دهنده تلاش جبهه
متحد استعمار خارجي با نقش آفريني هاي موثر « آمريكا » براي
رسميت دادن بهائيت و مقابله با اسلام مي باشد. اين تلاش ها
در حالي صورت مي گيرد كه قدرتها و كشورهاي سلطه جو و
مخالف اديان آسماني همچون انگليس
اسرائيل
آمريكا و
فرانسه به خوبي مي دانند كه بهائيت هرگز يك دين و مذهب
الهي و متكي بر وحي آسماني و رسالت و كتاب مقدس نيست و
خود اين قدرتهاي معاند با معنويت زلال اسلام و هدايت و
راهيابي بشريت به حقيقت دين
براي جلب منافع نامشروع و
ضدانساني خود و گسترش سيطره مرگبارشان بر جوامع و
كشورهاي جهان سوم به ويژه ممالك اسلامي
اين فرقه را به
صورت « مذهب استعمار ساخته » با جعل احكام و تعاليم
كفرآميز كه در نقطه مقابل توحيد و نبوت و معاد قرار دارد
تبليغ و ترويج مي نمايند!
تلاش هاي آمريكا براي معرفي بهائيت به عنوان يك دين و
مذهب
و نيز مقابله و مبارزه آشكار اين دولت استعماري با
رشد و گسترش اسلام تا آنجا علني و آشكار و همراه با نوعي
استيصال و درماندگي و خوف و هراس گشته است كه وقتي
بعضي از ايرانيان به صورت غيرقانوني و به منظور يافتن كار يا
ادامه تحصيل و يا زندگي در اروپا و آمريكا به كشور پاكستان
مي روند و از آنجا براي گرفتن اجازه اقامت و يا مسافرت به
آمريكا به نمايندگي آمريكا در پاكستان مراجعه مي كنند
به
صراحت به آنان اعلام مي شود كه در صورتي اجازه مسافرت يا
اقامت براي شما صادر مي شود كه از دين اسلام روي برگردانيد
و بهايي شويد و گواهي رسمي از مركز بهائيان پاكستان ارائه
نمائيد!(6 )
مراكز و تشكيلات بهائيت در ايران و كشورهاي آسيايي و
اروپايي و غربي از جمله كشور آمريكا
در برابر حمايت هاي
مكرر پيدا و پنهان دولت آمريكا از آنان و امكانات و ابزار و
اهرمهاي مناسبي كه در اختيار اين فرقه مي نهد و خود از همه
سو تلاش مي نمايد تا اين مذهب استعمار ساخته را مذهب
رسمي و حقيقي و سرچشمه يافته از وحي الهي معرفي نمايد
خود را به طور كامل در اختيار دولت آمريكا و سازمان سيا قرار
داده اند و در جاسوسي و سرسپردگي و فعاليت هاي مخرب و
آميخته با دروغ و حيله و نيرنگ عليه دين مبين « اسلام » و
انقلاب و نظام اسلامي ايران از هيچ فداكاري و جانفشاني دريغ
نمي ورزند! بدين ترتيب در دنياي معاصر كه تعاليم مقدس قرآن
كريم و احكام و قوانين جامع اسلام در تمام شئون حيات مادي
و معنوي انسان « راه » مي گشايد و انقلاب شكوهمند اسلامي
ايران نقطه عطفي در جهان به وجود آورده و بسترساز بازگشت
انسان هاي دربند استعمار به آزادي و رهايي و جرعه نوشي از
آبشخور زلال حقيقت دين شده است
آمريكاي جهانخوار در
كنار حمايت ها و سرمايه گذاري هايي كه در ترويج تعاليم اديان
تحريف شده و خرافه آميزي چون مسيحيت مي كند
به تبليغ و
ترويج « بهائيت » كه كفر و گمراهي محض را در قالب تعاليم و
احكام ساخته شده استعمار روسيه وانگليس به بشريت عرضه
مي دارد
مي پردازد و از هيچ كوششي براي قرار دادن اين
تشكيلات منحوس در برابر دين مبين اسلام و انقلاب و نظام
اسلامي دريغ نمي ورزد! اين تحركات شيطاني
اوج كينه و عناد
و ستيز بي وقفه آمريكاي جهانخوار عليه حقيقت اسلام و
ارزشهاي والا و احكام و قوانين جامع و حياتبخش اين دين
آسماني را به نمايش مي گذارد و نشان مي دهد كه اين دولت
استعماري نه تنها در برابر « حقيقت وحي » سرفرود نمي آورد و
خاضع و تسليم نمي شود
كه حامي كفر و شرك و نفاق در
جلوه ها و نمودهاي مختلف آن مي باشد و در سامان دهي
انديشه ها و عملكردهاي ضدالهي و خلاف حقيقت دين و
ايجاد بيراهه ها و مهالك تحير و ترديد و انحطاط و انحراف بر
سر راه « بشريت »
نقش رهبري و سازماندهي را ايفا مي نمايد!
پاورقي :
1 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي
موسسه مطالعات و
پژوهشهاي سياسي
انتشارات اطلاعات
ج 1
ص 376
2 ـ همان منبع
ص 374
3 ـ احرار
شماره 1
تيرماه 58
ص 6 ـ بهائيت در ايران
ص
274
4 ـ خبرگزاري آمريكايي يونايتدپرس
به نقل از روزنامه
جمهوري اسلامي
75
7
29
5 ـ روزنامه جمهوري اسلامي
75
7
28
6 ـ بهائيت دوكانون و تشكيلات براي فعاليت هاي تخريبي عليه
اسلام در پاكستان تاسيس كرده است . يك تشكيلات در
راولپندي به نام « خانه بهائيت » و يك تشكيلات در كراچي به
نام « مركز بهائيت » .
آمريكا در اوج نفاق دروني و عداوت و كينه
ديرينه اي كه نسبت به حقيقت وحي الهي و رسالت
نبي اكرم (ص ) و احكام و قوانين جامع و زندگي ساز
اسلام دارد
و نيز با علم و يقين كامل به ساختگي و
استعماري بودن بهائيت
اعلام مي نمايد كه :
بهائيت
برگزيده ترين دين جهان ! است كه به وسيله
الهام ! به بهاالله ! به وجود آمده است .
مراكز و تشكيلات بهائيت در برابر حمايت هاي
همه جانبه و مكرر و پيدا و پنهان دولت آمريكا از
آنان
خود را به طور كامل در اختيار دولت آمريكا
و سازمان « سيا » قرار داده اند و در جاسوسي و
سرسپردگي و فعاليت هاي مخرب و آميخته با حيله و
نيرنگ عليه دين مبين اسلام و انقلاب و نظام اسلامي
از هيچ فداكاري و جانفشاني دريغ
نمي ورزند.
زيرنويس عكس : « چارلز ميسن ريمي » رهبر
آمريكايي ! يكي از فرقه هاي انشعابي بهائيت
كه به « ريمي » ها اشتهار يافته اند. بهائي ها
ميسن ريمي آمريكايي را ولي امرالله ! لقب
داده اند.

|