ث ترجمه از علي اكبر مظاهري
پنج خصلت خجسته
شمايان را به پنج خصلت خجسته سفارش مي كنم كه
شايسته است براي يافتن شان
رنج سفر بر خويشتن هموار
سازيد و بر شتران راهوار برآييد و به سوي آنها بشتابيد :
1 ـ به هيچ كس و هيچ چيز اميد مبنديد
جز به پروردگارتان .
2 ـ از هيچ كس و هيچ چيز مترسيد
جز از گناهتان .
3 ـ اگر از شما پرسشي شد كه پاسخش را نمي دانيد
هيچ شرم
مكنيد
و به صراحت بگوييد : نمي دانم !
4 ـ از آموختن آنچه نمي دانيد
شرم مكنيد .
5 ـ و بر شما باد شكيبايي نمودن و صبوري ورزيدن
زيرا
صبربراي ايمان
چونان سراست براي پيكر ايمان منهاي صبر
چونان پيكر بي سر است .
نااميد چرا !
از آن كس در شگفتم كه مجال استغفار دارد
و باز نااميد
است
(او كه مي تواند باتوبه و انابه
زنگار گناه از جان خويش
بزدايد و به دامان پرمهر پروردگار بازگردد و با نيايش و مناجات
روان خود را طراوات و صفا بخشد
چرا مايوس باشد و
خويشتن را از باران رحمت خداي رحمان
محروم نمايد !)
سامان اين جهان و آن جهان
1 ـ آن كس كه ميان خويشتن و خداوند را به صلاح آرد
خداوند
ميان او و مردمان را به صلاح مي آرد.
2 ـ آن كس كه كار آن جهانش را سامان بخشد
خداوند كار اين
جهانش را سامان مي بخشد.
3 ـ و آن كس را كه از درون خويشتن براي خويشتن
پنددهنده اي
و موعظت كننده اي باشد
خداوند بر برون وي نگاهباني مي گمارد
(تا از لغزيدن در تباهيها بازش بدارد).
فقيه فقيهان
فقيه فقيهان و داناترين اسلام شناسان
كسي است كه :
1 ـ مردمان را از آمرزش و شفقت خداوند
نااميد نكند .
2 ـ و آنان را از آسايش و نعمت خداوندي (در اين جهان ) و
مهرباني و رحمت الهي (در آن جهان ) مايوس و دلسرد نسازد.
3 ـ و ايشان را از كيفر ناگهاني خداوندي
غافل و آسوده خاطر
ننمايد (و بر نافرماني و گناه
دليرشان نگرداند).

*****
حيات سياسي امام علي (ع ) در عصر پيامبر
اسلام (ص )
|
قسمت دوم
دكتر مجيد معارف
اتحاد و يگانگي روحي با رسول خدا(ص )
رسول خدا (ص ) پيوند ويژه اي با حضرت علي (ع ) برقرار نمود
كه نظير آن را با هيچ كدام از اصحاب خود برقرار نفرمود . اين
پيوند در قالب عقد مواخات و موازرت صورت گرفت و بر اساس
آن اتحاد و يگانگي خاصي بين رسول خدا(ص )و علي (ع )به
وجود آمد. و بر اساس همين اتحاد روحي و معنوي بود كه كار و
اقدام حضرت علي (ع ) به مثابه كار و اقدام رسول خدا(ص ) و
كار و اقدام پيامبر(ص )به منزله كار و اقدام علي (ع ) به شمار
مي رفت . ابتدا قرائني در خصوص اين پيوند ذكر كرده و سپس به
تحليلي در اين باره مي پردازيم :
1 ـ رسول خدا (ص ) در بين اصحاب خود علي (ع ) را به عنوان
برادر خود اختيار كرد و به او فرمود : « انت اخي في الدنيا والاخره »
اين مطلب را رسول خدا(ص ) نه يك بار
كه در مواضع متعددي
بيان كردند. يكي از مواضعي كه رسول خدا(ص ) به ذكر اين
مطلب تصريح فرمود
مربوط به برقراري پيوند برادري در بين
اصحاب خود بود. اين واقعه پس از هجرت به مدينه اتفاق افتاد.
در اين مراسم پيامبر(ص ) ميان هر دو مهاجر و نيز هر يك از
مهاجران با يك نفر از انصار مدينه
پيوند برادري منعقد نمود
ولي در مورد خويش جز علي (ع ) كس ديگري را به عنوان برادر
اختيار نفرمود.
« ابن هشام » تحت عنوان برادري بين مهاجرين و انصار
مي نويسد : « رسول خدا(ص )پس از هجرت به مدينه با تعبير
تاخوا في الله اخوين اخوين
بين مهاجرين و انصار پيوند برادري
منعقد فرمود :
اما خود دست علي ابن ابي طالب را گرفت و فرمود هذا
اخي » (1 )
2 ـ ترمذي از برابن عازب روايت كرده كه پيامبر(ص ) به
علي (ع )فومود : « انت مني و انامنك . » (2 )
3 ـ سيوطي از قول محدثان اهل سنت از جمله ترمذي
نسايي و
ابن ماجه روايت كرده كه رسول خدا(ص ) فومود : « علي مني و انا
من علي . » (3 )
4 ـ باز ترمذي از حبشي بن جناده آورده است كه رسول
خدا(ص )فومود : « علي از من است و من از علي و كسي نمي تواند
مسوليت هاي مرا ادا كند جز خودم يا علي (4 )
ناگفته نماند كه پيوند برادري كه بدين وسيله بين رسول
خدا(ص ) و علي (ع ) منعقدگرديد غير از اخوت كلي اسلامي
است كه قرآن بر اساس « انماالمومنون اخوه » (5 ) معين كرده
است . زيرا بر اساس رابطه برادري بين رسول خدا(ص )و
علي (ع ) حقوق متقابلي بين آن دو بزرگوار به وجود آمد كه هر دو
نفر مكلف به رعايت آن شدند. از جمله اين حقوق آنكه علي (ع )
وارث رسول خدا (ص ) گرديد و با وجود علي (ع )
عباس عموي
پيامبر(ص ) نيز ادعايي جهت ميراث رسول خدا(ص ) نكرد
زيرا
مطابق رابطه اي كه روز مواخات رسول خدا(ص ) بين مسلمانان
برقرار نمود
هر مسلماني مي توانست به عنوان وارث برادر خود
نيز تلقي گردد. چنانكه رسول خدا(ص ) در روز مواخات بين
بلال حبشي و ابو رويحه (عبدالله بن عبدالرحمن خثعمي )پيوند
برادري منعقد نمود و اين رابطه هرگز گسسته نگشت
جهت
اطلاع از نتايج اين برادري در تاريخ آمده است كه : « در عصر
خليفه دوم
بلال از مدينه به شام مهاجرت نمود و در آنجا رحل
اقامت افكند. و چون خليفه دوم به تنظيم دواوين پرداخت و
سهم هر كدام از مهاجرين و انصار را تعيين نمود
بلال جهت
دريافت سهم و مقرري خود در مدينه حضور نداشت . و چون
عمر براي او پيغام فرستاد كه اي بلال سهم خود را براي چه كسي
قرار مي دهي
بلال در پاسخ گفت : سهم خود را براي ابورويحه
قرار مي دهم . و دليل آن
اخوتي است كه رسول خدا(ص ) بين من
و او برقرار نمود كه هرگز از او مفارقت نخواهم كرد
» (6 )
به همين ترتيب رسول خدا(ص ) با به زبان آوردن « علي مني وانا
من علي » اتحاد ويژه اي بين خود و علي (ع ) به وجود آورد كه به
موجب آن هر دو بزرگوار در حكم شخص واحدي تلقي شده و از
تعهد متقابلي نسبت به يكديگر برخوردار شدند.
براي اطلاع بهتر از حقوق متقابلي كه با تعبير « علي مني و انا من
علي » بين رسول خدا(ص ) و علي (ع ) برقرار گرديد
متذكر
مي شويم كه قبل از ظهور اسلام پيمانهاي متعددي در بين اعراب
جاري و متداول بود. به موجب اين پيمانها
گاه فردي با قبيله اي
پيمانهايي از جمله پيمان برادري
پيمان تابعيت و يا پيمان
موالات منعقد مي نمود.هر يك از اين پيمانها از نظر حقوقي و
سياسي قانونيت و اعتبار داشت و تعهدات متقابلي را جهت
طرفين پيمان به وجود مي آورد. بعنوان مثال : اگر شخصي با به
زبان آوردن « فلان مني و انا من فلان » با شخص يا قبيله اي پيماني
برقرار مي كرد
اين عبارت هر يك از طرفين را ملزم مي ساخت كه
به طور كامل از حقوق و منافع ديگري حمايت كند و از هر جهت
او را چون خود يا عضو قبيله خود بداند
مگر آنكه در شرايطي با
ذكر : « فلان ليس مني ولا انا منه » پيوند و اتصال خود را رسما لغو
نمايد.
به عقيده برخي از محققان در تمام مواردي كه درزبان عرب و
درجملاتي مانند « فلان مني و انا من فلان » حرف « من » به كار
رفته
اين حرف حكايت از نوعي اتصال روحي و اتحاد معنوي
بين دو نفر مي كند و از اين جهت برخي اين « من » را من اتصاليه
ناميداند. در قرآن كريم نيز آنجا كه خداوند به نوح مي فرمايد : « يا
نوح انه ليس من اهلك » ـ يعني : اي نوح پسر تو از اهل تو نيست
در واقع اتصال روحي و معنوي نوح با فرزندش نفي شده است نه
آنكه اصل رابطه پدر و فرزندي مورد انكار قرار گيرد.
پس از ذكر اين مقدمات خاطر نشان مي كنيم كه مطابق سابقه اي
كه قبل از ظهور اسلام در جزيره العرب وجود داشت
رسول
خدا(ص ) با به زبان آوردن « علي مني و انا من علي » اتحاد كامل
روحي و نفساني خود را با علي (ع ) اعلام داشت
همچنانكه قرآن
كريم نيز در آيه مباهله از علي (ع ) با تعبير نفس پيامبر(ص ) ياد
كرده است . نتيجه چنين رابطه اي بين پيامبر(ص )و علي (ع ) آنكه
رسول خدا(ص ) در طول حيات خود از علي (ع ) در مقابل
دشمنانش دفاع نمود و به كسي اجازه تعرض و جسارت به
علي (ع ) نداد و علي (ع ) نيز چه در جنگ و چه غير جنگ وظيفه
دفاع و حمايت از رسول خدا(ص ) را به عهده گرفت و با
فداكاريهاي مكرر خود مهمترين نقش را در حفظ رسول خدا از
توطئه هاي دشمنان و تثبيت اسلام ايفا نمود. در اين خصوص
قراين بيشماري در منابع تاريخي و حديثي وجود دارد كه در
بررسي حوادث مهم دوران رسالت به آن اشاره مي كنيم .
علي (ع ) و حوادث مهم دوران رسالت
با مطالعه زندگاني حضرت علي (ع ) روشن مي گردد كه نقش آن
جضرت در جريانات سياسي و نظامي عصر رسالت
نقشي
بي نظير و ممتاز است .آن حضرت بيش از هر صحابي ديگر به
رسول خدا(ص ) نزديك بود و بدون هيچ درنگي آماده هر
ماموريتي بود كه از سوي رسول خدا(ص ) به وي واگذار
مي گرديد.
همگامي علي (ع ) با پيامر(ص ) از آغاز رسالت آن حضرت
امري مشهود است
اما هر چه به پايان حيات پيامبر(ص )
نزديكتر مي شويم اين همراهي نمايانتر مي گردد. آري ; جهت
همگامي وسيع علي (ع ) با پيامبر(ص ) فضايلي براي امير مومنان
ظاهر گرديده است كه هيچ كدام از اصحاب پيامبر(ص ) در آن
فضايل با آن حضرت شريك نمي باشند. در اينجا از بين حوادث
مهمي كه علي (ع ) در آن نقش موثري ايفا كرده است
به ذكر
دوازده مورد بسنده مي شود :
1 ـ نخستين ايمان آورنده
به طوري كه قبلا گذشت علي (ع ) نخستين كسي است كه از
مردان به رسول خدا(ص ) ايمان آورد و در واقعه « يوم الانذار »
نيز بيعت خود را به صورت آشكار با رسول خدا(ص ) اعلام
نمود. در اين مورد شواهد بسياري در كتب تاريخي آمده است كه
ذكر همه آنها ضرورتي ندارد.
بنابر يكي از اين شواهد كه طبري از قول « ربيعه بن ناجذ »
ذكر كرده است
در دوران خلافت امير مومنان (ع ) شخصي از آن
سرور سئوال نمود كه : اي امير مومنان
به چه دليل شما وارث
پسر عموي خود شديد و عموي شما ـ يعني عباس ـ از اين حق
محروم ماند
حضرت
وي و ساير مسلمانان را به استماع پاسخ خود
دعوت فرمود و جريان يوم الانذار را تعريف نمود و مخصوصا
اين مطلب را به نقل از رسول خدا(ص ) مورد تاكيد قرار داد كه :
« در آن روز پيامبر(ص ) خطاب به حاضران گفت « فايكم يبايعني
علي ان يكون اخي و صاحبي و وارثي » يعني : « كداميك از شما
بر اين دعوت با من بيعت مي كند تا به اين وسيله برادر من و
وارث و صاحب من باشد » اما در آن مجلس كسي برنخاست و
من كه كوچكترين فرد آن جماعت بودم بپاخاستم . پيامبر(ص )
فرمود : بنشين .
و تا سه نوبت دعوت خود را تكرار نمود و هر بار كه من
برمي خاستم آن حضرت مرا دعوت به نشستن مي كرد. اما در بار
سوم دستش را بر دست من زد و بيعتم را تصويب نمود. به اين
جهت من وارث رسول خدا(ص ) شدم و عموي من محروم
گرديد . (7 )
2 ـ حادثه ليله المبيت
با گذشت سيزده سال از بعثت رسول خدا(ص ) و در پي
گسترش موج اسلام و هجرت جمعي از مسلمانان به حبشه و
يثرب
سران كفر به فكر مقابله جدي با پيامبر(ص ) افتادند و
تصميم به ترور و يا اخراج او از مكه گرفتند. بدين منظور سران
شرك در « دارالندوه » به مشورت پرداخته
سرانجام به اين نتيجه
رسيدند كه از هر قبيله اي جواني را انتخاب كنند و با حمله به
خانه رسول خدا(ص ) او را به قتل رسانند.
اين همان حادثه اي است كه قرآن مجيد به اين شكل از آن
خبر داده است : « به خاطر بياور هنگامي را كه كافران درباره تو
نقشه مي كشيدند كه تو را به زندان بيفكنند
يا به قتل برسانند و يا
(از مكه ) اخراج كنند. آنها چاره جويي كرده (و تدبير مي كردند) و
خداوند هم تدبير مي كرد. و خدا بهترين
چاره جوست . » (8 )
در اينجا بود كه فرشته وحي رسول خدا(ص ) را از تصميم
مشركان آگاه ساخت و فرمان الهي را مبني بر ترك مكه و هجرت
به مدينه به وي ابلاغ كرد. رسول گرامي (ص ) موضوع را با
علي (ع ) در ميان گذاشت و براي آنكه خروج وي از مكه جلب
نظر نكند
از علي (ع ) درخواست نمود كه شب را در بستر او
بيارامد. علي (ع ) نيز با فداكاري تمام پيشنهاد پيامبر(ص ) را
پذيرفت و آن شب را در بستر پيامبر(ص ) به استراحت منزل
خارج شود و راه مدينه را در پيش گيرد. وقتي مشركان به خانه
پيامبر حمله كردند
با علي (ع ) روبرو گشتند و پس از تعرض
مختصري به علي (ع ) به قصد تعقيب پيامبر (ص ) از او جدا
شدند.
خداي متعال در باب فداكاري علي (ع ) اين آيه را نازل فرمود
كه : « و من الناس من يشري نفسه ابتغا مرضات الله و الله روف
بالعباد » . (9 ) يعني : « برخي از مردم ـ چون علي (ع ) ـ جان خود را
به خاطر خشنودي خدا مي فروشند. و خداوند نسبت به بندگان
مهربان است . »
طبرسي (ره ) در تفسير خود در شان نزول اين آيه از قول ابن
عباس آورده است : « اين آيه درباره علي (ع ) نازل گرديد
آنگاه كه
پيامبر(ص ) از دست مشركان فرار كرد و به غار پناه برد و علي (ع )
در بستر پيامبر آرميد. و آيه فوق نيز در بين مكه و مدينه نازل
گرديد. و باز گويد : روايت شده كه : چون علي (ع ) بر بستر
پيامبر(ص ) قرار گرفت
جبرئيل بر بالاي سر و ميكائيل در پائين
پاي علي (ع ) نشسته قرار گرفت و جبرئيل گفت : آفرين بر تو اي
علي (ع ) كه خداوند به واسطه تو به فرشتگان مباهات
مي كند . » (10 )
علي (ع ) علاوه بر استقرار در منزل رسول خدا(ص ) متعهد
گرديد كه به محض دريافت دستور از جانب پيامبر(ص )
امانتهاي مردم را كه در اختيار آن حضرت قرار داشت به
صاحبان آنها برگرداند و به همراه بستگان نزديك خود و پيامبر ـ
از جمله فاطمه بنت اسد و فاطمه زهرا(ع ) ـ به سوي يثرب
عزيمت كند. و به شرحي كه در كتابهاي تاريخي آمده است پس
از رسيدن پيغام رسول خدا(ص ) به علي (ع ) آن حضرت طبق
وصاياي پيامبر(ص ) عمل كرده و سپس به سمت مدينه حركت
نمود. و نكته قابل ذكر آنكه رسول گرامي اسلام (ص ) نيز پيش از
رسيدن به مدينه در منطقه قبارحل اقامت افكند و در آنجا چندان
به انتظار نشست تا علي (ع ) و همراهانش از راه رسيدند
و گويا
نمي خواست كه در ورود به مدينه بر علي (ع ) پيش
بگيرد . (11 )
پاورقي
1 ـ سيره ابن هشام .150
2
2 ـ سنن ترمذي .593
5
3 ـ تاريخ الخلفا .169
1
4 ـ سنن ترمذي .594
5
5 ـ سوره حجرات .10
6 ـ سيره ابن هشام .153
2
7 ـ تاريخ طبري 322
2
8 ـ انفال .30
9 ـ بقره .207
10 ـ مجمع البيان 535
2 و نيز بنگريد به : تفسير فخر رازي
.223
5 اسدالغابه .601
3
11 ـ جهت اطلاع بيشتر بنگريد به بحارالانوار 106
19 به نقل از
اعلام الوري .

| |