روزنامه جمهوري اسلامي 24/12/1382 صفحه مقالات

  • حكمتهاي جاويدان در سخن اميرمومنان
  • حيات سياسي امام علي (ع ) در عصر پيامبر اسلام (ص )
  • *****
    حكمتهاي جاويدان در سخن اميرمومنان


  • ث ترجمه از علي اكبر مظاهري
    پنج خصلت خجسته
    شمايان را به پنج خصلت خجسته سفارش مي كنم كه شايسته است براي يافتن شان رنج سفر بر خويشتن هموار سازيد و بر شتران راهوار برآييد و به سوي آنها بشتابيد :
    1 ـ به هيچ كس و هيچ چيز اميد مبنديد جز به پروردگارتان .
    2 ـ از هيچ كس و هيچ چيز مترسيد جز از گناهتان .
    3 ـ اگر از شما پرسشي شد كه پاسخش را نمي دانيد هيچ شرم مكنيد و به صراحت بگوييد : نمي دانم !
    4 ـ از آموختن آنچه نمي دانيد شرم مكنيد .
    5 ـ و بر شما باد شكيبايي نمودن و صبوري ورزيدن زيرا صبربراي ايمان چونان سراست براي پيكر ايمان منهاي صبر چونان پيكر بي سر است .
    نااميد چرا !
    از آن كس در شگفتم كه مجال استغفار دارد و باز نااميد است
    (او كه مي تواند باتوبه و انابه زنگار گناه از جان خويش بزدايد و به دامان پرمهر پروردگار بازگردد و با نيايش و مناجات روان خود را طراوات و صفا بخشد چرا مايوس باشد و خويشتن را از باران رحمت خداي رحمان محروم نمايد !)
    سامان اين جهان و آن جهان
    1 ـ آن كس كه ميان خويشتن و خداوند را به صلاح آرد خداوند ميان او و مردمان را به صلاح مي آرد.
    2 ـ آن كس كه كار آن جهانش را سامان بخشد خداوند كار اين جهانش را سامان مي بخشد.
    3 ـ و آن كس را كه از درون خويشتن براي خويشتن پنددهنده اي و موعظت كننده اي باشد خداوند بر برون وي نگاهباني مي گمارد (تا از لغزيدن در تباهيها بازش بدارد).
    فقيه فقيهان
    فقيه فقيهان و داناترين اسلام شناسان كسي است كه :
    1 ـ مردمان را از آمرزش و شفقت خداوند نااميد نكند .
    2 ـ و آنان را از آسايش و نعمت خداوندي (در اين جهان ) و مهرباني و رحمت الهي (در آن جهان ) مايوس و دلسرد نسازد.
    3 ـ و ايشان را از كيفر ناگهاني خداوندي غافل و آسوده خاطر ننمايد (و بر نافرماني و گناه دليرشان نگرداند).

  • *****
    حيات سياسي امام علي (ع ) در عصر پيامبر اسلام (ص )


  • قسمت دوم
    دكتر مجيد معارف
    اتحاد و يگانگي روحي با رسول خدا(ص )
    رسول خدا (ص ) پيوند ويژه اي با حضرت علي (ع ) برقرار نمود كه نظير آن را با هيچ كدام از اصحاب خود برقرار نفرمود . اين پيوند در قالب عقد مواخات و موازرت صورت گرفت و بر اساس آن اتحاد و يگانگي خاصي بين رسول خدا(ص )و علي (ع )به وجود آمد. و بر اساس همين اتحاد روحي و معنوي بود كه كار و اقدام حضرت علي (ع ) به مثابه كار و اقدام رسول خدا(ص ) و كار و اقدام پيامبر(ص )به منزله كار و اقدام علي (ع ) به شمار مي رفت . ابتدا قرائني در خصوص اين پيوند ذكر كرده و سپس به تحليلي در اين باره مي پردازيم :
    1 ـ رسول خدا (ص ) در بين اصحاب خود علي (ع ) را به عنوان برادر خود اختيار كرد و به او فرمود : « انت اخي في الدنيا والاخره » اين مطلب را رسول خدا(ص ) نه يك بار كه در مواضع متعددي بيان كردند. يكي از مواضعي كه رسول خدا(ص ) به ذكر اين مطلب تصريح فرمود مربوط به برقراري پيوند برادري در بين اصحاب خود بود. اين واقعه پس از هجرت به مدينه اتفاق افتاد. در اين مراسم پيامبر(ص ) ميان هر دو مهاجر و نيز هر يك از مهاجران با يك نفر از انصار مدينه پيوند برادري منعقد نمود ولي در مورد خويش جز علي (ع ) كس ديگري را به عنوان برادر اختيار نفرمود.
    « ابن هشام » تحت عنوان برادري بين مهاجرين و انصار مي نويسد : « رسول خدا(ص )پس از هجرت به مدينه با تعبير تاخوا في الله اخوين اخوين بين مهاجرين و انصار پيوند برادري منعقد فرمود :
    اما خود دست علي ابن ابي طالب را گرفت و فرمود هذا اخي » (1 )
    2 ـ ترمذي از برابن عازب روايت كرده كه پيامبر(ص ) به علي (ع )فومود : « انت مني و انامنك . » (2 )
    3 ـ سيوطي از قول محدثان اهل سنت از جمله ترمذي نسايي و ابن ماجه روايت كرده كه رسول خدا(ص ) فومود : « علي مني و انا من علي . » (3 )
    4 ـ باز ترمذي از حبشي بن جناده آورده است كه رسول خدا(ص )فومود : « علي از من است و من از علي و كسي نمي تواند مسوليت هاي مرا ادا كند جز خودم يا علي (4 )
    ناگفته نماند كه پيوند برادري كه بدين وسيله بين رسول خدا(ص ) و علي (ع ) منعقدگرديد غير از اخوت كلي اسلامي است كه قرآن بر اساس « انماالمومنون اخوه » (5 ) معين كرده است . زيرا بر اساس رابطه برادري بين رسول خدا(ص )و علي (ع ) حقوق متقابلي بين آن دو بزرگوار به وجود آمد كه هر دو نفر مكلف به رعايت آن شدند. از جمله اين حقوق آنكه علي (ع ) وارث رسول خدا (ص ) گرديد و با وجود علي (ع ) عباس عموي پيامبر(ص ) نيز ادعايي جهت ميراث رسول خدا(ص ) نكرد زيرا مطابق رابطه اي كه روز مواخات رسول خدا(ص ) بين مسلمانان برقرار نمود هر مسلماني مي توانست به عنوان وارث برادر خود نيز تلقي گردد. چنانكه رسول خدا(ص ) در روز مواخات بين بلال حبشي و ابو رويحه (عبدالله بن عبدالرحمن خثعمي )پيوند برادري منعقد نمود و اين رابطه هرگز گسسته نگشت جهت اطلاع از نتايج اين برادري در تاريخ آمده است كه : « در عصر خليفه دوم بلال از مدينه به شام مهاجرت نمود و در آنجا رحل اقامت افكند. و چون خليفه دوم به تنظيم دواوين پرداخت و سهم هر كدام از مهاجرين و انصار را تعيين نمود بلال جهت دريافت سهم و مقرري خود در مدينه حضور نداشت . و چون عمر براي او پيغام فرستاد كه اي بلال سهم خود را براي چه كسي قرار مي دهي بلال در پاسخ گفت : سهم خود را براي ابورويحه قرار مي دهم . و دليل آن اخوتي است كه رسول خدا(ص ) بين من و او برقرار نمود كه هرگز از او مفارقت نخواهم كرد » (6 )
    به همين ترتيب رسول خدا(ص ) با به زبان آوردن « علي مني وانا من علي » اتحاد ويژه اي بين خود و علي (ع ) به وجود آورد كه به موجب آن هر دو بزرگوار در حكم شخص واحدي تلقي شده و از تعهد متقابلي نسبت به يكديگر برخوردار شدند.
    براي اطلاع بهتر از حقوق متقابلي كه با تعبير « علي مني و انا من علي » بين رسول خدا(ص ) و علي (ع ) برقرار گرديد متذكر مي شويم كه قبل از ظهور اسلام پيمانهاي متعددي در بين اعراب جاري و متداول بود. به موجب اين پيمانها گاه فردي با قبيله اي پيمانهايي از جمله پيمان برادري پيمان تابعيت و يا پيمان موالات منعقد مي نمود.هر يك از اين پيمانها از نظر حقوقي و سياسي قانونيت و اعتبار داشت و تعهدات متقابلي را جهت طرفين پيمان به وجود مي آورد. بعنوان مثال : اگر شخصي با به زبان آوردن « فلان مني و انا من فلان » با شخص يا قبيله اي پيماني برقرار مي كرد اين عبارت هر يك از طرفين را ملزم مي ساخت كه به طور كامل از حقوق و منافع ديگري حمايت كند و از هر جهت او را چون خود يا عضو قبيله خود بداند مگر آنكه در شرايطي با ذكر : « فلان ليس مني ولا انا منه » پيوند و اتصال خود را رسما لغو نمايد.
    به عقيده برخي از محققان در تمام مواردي كه درزبان عرب و درجملاتي مانند « فلان مني و انا من فلان » حرف « من » به كار رفته اين حرف حكايت از نوعي اتصال روحي و اتحاد معنوي بين دو نفر مي كند و از اين جهت برخي اين « من » را من اتصاليه ناميداند. در قرآن كريم نيز آنجا كه خداوند به نوح مي فرمايد : « يا نوح انه ليس من اهلك » ـ يعني : اي نوح پسر تو از اهل تو نيست در واقع اتصال روحي و معنوي نوح با فرزندش نفي شده است نه آنكه اصل رابطه پدر و فرزندي مورد انكار قرار گيرد.
    پس از ذكر اين مقدمات خاطر نشان مي كنيم كه مطابق سابقه اي كه قبل از ظهور اسلام در جزيره العرب وجود داشت رسول خدا(ص ) با به زبان آوردن « علي مني و انا من علي » اتحاد كامل روحي و نفساني خود را با علي (ع ) اعلام داشت همچنانكه قرآن كريم نيز در آيه مباهله از علي (ع ) با تعبير نفس پيامبر(ص ) ياد كرده است . نتيجه چنين رابطه اي بين پيامبر(ص )و علي (ع ) آنكه رسول خدا(ص ) در طول حيات خود از علي (ع ) در مقابل دشمنانش دفاع نمود و به كسي اجازه تعرض و جسارت به علي (ع ) نداد و علي (ع ) نيز چه در جنگ و چه غير جنگ وظيفه دفاع و حمايت از رسول خدا(ص ) را به عهده گرفت و با فداكاريهاي مكرر خود مهمترين نقش را در حفظ رسول خدا از توطئه هاي دشمنان و تثبيت اسلام ايفا نمود. در اين خصوص قراين بيشماري در منابع تاريخي و حديثي وجود دارد كه در بررسي حوادث مهم دوران رسالت به آن اشاره مي كنيم .
    علي (ع ) و حوادث مهم دوران رسالت
    با مطالعه زندگاني حضرت علي (ع ) روشن مي گردد كه نقش آن جضرت در جريانات سياسي و نظامي عصر رسالت نقشي بي نظير و ممتاز است .آن حضرت بيش از هر صحابي ديگر به رسول خدا(ص ) نزديك بود و بدون هيچ درنگي آماده هر ماموريتي بود كه از سوي رسول خدا(ص ) به وي واگذار مي گرديد.
    همگامي علي (ع ) با پيامر(ص ) از آغاز رسالت آن حضرت امري مشهود است اما هر چه به پايان حيات پيامبر(ص ) نزديكتر مي شويم اين همراهي نمايانتر مي گردد. آري ; جهت همگامي وسيع علي (ع ) با پيامبر(ص ) فضايلي براي امير مومنان ظاهر گرديده است كه هيچ كدام از اصحاب پيامبر(ص ) در آن فضايل با آن حضرت شريك نمي باشند. در اينجا از بين حوادث مهمي كه علي (ع ) در آن نقش موثري ايفا كرده است به ذكر دوازده مورد بسنده مي شود :
    1 ـ نخستين ايمان آورنده
    به طوري كه قبلا گذشت علي (ع ) نخستين كسي است كه از مردان به رسول خدا(ص ) ايمان آورد و در واقعه « يوم الانذار » نيز بيعت خود را به صورت آشكار با رسول خدا(ص ) اعلام نمود. در اين مورد شواهد بسياري در كتب تاريخي آمده است كه ذكر همه آنها ضرورتي ندارد.
    بنابر يكي از اين شواهد كه طبري از قول « ربيعه بن ناجذ » ذكر كرده است در دوران خلافت امير مومنان (ع ) شخصي از آن سرور سئوال نمود كه : اي امير مومنان به چه دليل شما وارث پسر عموي خود شديد و عموي شما ـ يعني عباس ـ از اين حق محروم ماند
    حضرت وي و ساير مسلمانان را به استماع پاسخ خود دعوت فرمود و جريان يوم الانذار را تعريف نمود و مخصوصا اين مطلب را به نقل از رسول خدا(ص ) مورد تاكيد قرار داد كه : « در آن روز پيامبر(ص ) خطاب به حاضران گفت « فايكم يبايعني علي ان يكون اخي و صاحبي و وارثي » يعني : « كداميك از شما بر اين دعوت با من بيعت مي كند تا به اين وسيله برادر من و وارث و صاحب من باشد » اما در آن مجلس كسي برنخاست و من كه كوچكترين فرد آن جماعت بودم بپاخاستم . پيامبر(ص ) فرمود : بنشين .
    و تا سه نوبت دعوت خود را تكرار نمود و هر بار كه من برمي خاستم آن حضرت مرا دعوت به نشستن مي كرد. اما در بار سوم دستش را بر دست من زد و بيعتم را تصويب نمود. به اين جهت من وارث رسول خدا(ص ) شدم و عموي من محروم گرديد . (7 )
    2 ـ حادثه ليله المبيت
    با گذشت سيزده سال از بعثت رسول خدا(ص ) و در پي گسترش موج اسلام و هجرت جمعي از مسلمانان به حبشه و يثرب سران كفر به فكر مقابله جدي با پيامبر(ص ) افتادند و تصميم به ترور و يا اخراج او از مكه گرفتند. بدين منظور سران شرك در « دارالندوه » به مشورت پرداخته سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه از هر قبيله اي جواني را انتخاب كنند و با حمله به خانه رسول خدا(ص ) او را به قتل رسانند.
    اين همان حادثه اي است كه قرآن مجيد به اين شكل از آن خبر داده است : « به خاطر بياور هنگامي را كه كافران درباره تو نقشه مي كشيدند كه تو را به زندان بيفكنند يا به قتل برسانند و يا (از مكه ) اخراج كنند. آنها چاره جويي كرده (و تدبير مي كردند) و خداوند هم تدبير مي كرد. و خدا بهترين چاره جوست . » (8 )
    در اينجا بود كه فرشته وحي رسول خدا(ص ) را از تصميم مشركان آگاه ساخت و فرمان الهي را مبني بر ترك مكه و هجرت به مدينه به وي ابلاغ كرد. رسول گرامي (ص ) موضوع را با علي (ع ) در ميان گذاشت و براي آنكه خروج وي از مكه جلب نظر نكند از علي (ع ) درخواست نمود كه شب را در بستر او بيارامد. علي (ع ) نيز با فداكاري تمام پيشنهاد پيامبر(ص ) را پذيرفت و آن شب را در بستر پيامبر(ص ) به استراحت منزل خارج شود و راه مدينه را در پيش گيرد. وقتي مشركان به خانه پيامبر حمله كردند با علي (ع ) روبرو گشتند و پس از تعرض مختصري به علي (ع ) به قصد تعقيب پيامبر (ص ) از او جدا شدند.
    خداي متعال در باب فداكاري علي (ع ) اين آيه را نازل فرمود كه : « و من الناس من يشري نفسه ابتغا مرضات الله و الله روف بالعباد » . (9 ) يعني : « برخي از مردم ـ چون علي (ع ) ـ جان خود را به خاطر خشنودي خدا مي فروشند. و خداوند نسبت به بندگان مهربان است . »
    طبرسي (ره ) در تفسير خود در شان نزول اين آيه از قول ابن عباس آورده است : « اين آيه درباره علي (ع ) نازل گرديد آنگاه كه پيامبر(ص ) از دست مشركان فرار كرد و به غار پناه برد و علي (ع ) در بستر پيامبر آرميد. و آيه فوق نيز در بين مكه و مدينه نازل گرديد. و باز گويد : روايت شده كه : چون علي (ع ) بر بستر پيامبر(ص ) قرار گرفت جبرئيل بر بالاي سر و ميكائيل در پائين پاي علي (ع ) نشسته قرار گرفت و جبرئيل گفت : آفرين بر تو اي علي (ع ) كه خداوند به واسطه تو به فرشتگان مباهات مي كند . » (10 )
    علي (ع ) علاوه بر استقرار در منزل رسول خدا(ص ) متعهد گرديد كه به محض دريافت دستور از جانب پيامبر(ص ) امانتهاي مردم را كه در اختيار آن حضرت قرار داشت به صاحبان آنها برگرداند و به همراه بستگان نزديك خود و پيامبر ـ از جمله فاطمه بنت اسد و فاطمه زهرا(ع ) ـ به سوي يثرب عزيمت كند. و به شرحي كه در كتابهاي تاريخي آمده است پس از رسيدن پيغام رسول خدا(ص ) به علي (ع ) آن حضرت طبق وصاياي پيامبر(ص ) عمل كرده و سپس به سمت مدينه حركت نمود. و نكته قابل ذكر آنكه رسول گرامي اسلام (ص ) نيز پيش از رسيدن به مدينه در منطقه قبارحل اقامت افكند و در آنجا چندان به انتظار نشست تا علي (ع ) و همراهانش از راه رسيدند و گويا نمي خواست كه در ورود به مدينه بر علي (ع ) پيش بگيرد . (11 )
    پاورقي
    1 ـ سيره ابن هشام .150 2
    2 ـ سنن ترمذي .593 5
    3 ـ تاريخ الخلفا .169 1
    4 ـ سنن ترمذي .594 5
    5 ـ سوره حجرات .10
    6 ـ سيره ابن هشام .153 2
    7 ـ تاريخ طبري 322 2
    8 ـ انفال .30
    9 ـ بقره .207
    10 ـ مجمع البيان 535 2 و نيز بنگريد به : تفسير فخر رازي .223 5 اسدالغابه .601 3
    11 ـ جهت اطلاع بيشتر بنگريد به بحارالانوار 106 19 به نقل از اعلام الوري .