روزنامه جمهوري اسلامي 23/12/1382 صفحه امام

  • يادگار امام و تبيين شخصيت و آرمان هاي امام
  • حديث نور
  • *****
    يادگار امام و تبيين شخصيت و آرمان هاي امام




  • محمدكاظم تقوي
    نهضتي را كه امام خميني (س ) آغازگر آن بود پانزده سال تجربه هاي سخت و آزمون هاي سازنده را از سر گذراند تا از 15 خرداد 42 به 22 بهمن 57 برسد و انقلابي دوران ساز گردد . اين حركت عظيم و عميق ريشه در ايمان اسلامي و آرمان هاي ترقي خواهانه و كمال جويانه ملت مسلمان و آگاه ايران داشت كه با راهبري الهي مردي آغاز و استمرار يافت و پس از ويرانگري و نفي استبداد و استعمار; قدم در راه تحقق اهداف و آرمانهاي حركت اسلامي گذارد و نظام « جمهوري اسلامي » محصول آن همه تلاش و جهاد و نيز بستر تحقق آمال و آرزوهاي ملت مومن و رشيد گرديد و امام خود اين نظام برآمده از آرمان الهي ملت را ده سال هدايت و امامت نمود.
    در همه مراحل نهضت انقلاب و استقرار نظام جمهوري اسلامي آنچه كه نيروي حركت و عامل پيشرفت بود و به قيام ملت سمت و سو مي داد « انديشه هاي امام خميني » بوده است انديشه هاي امام بود كه جرقه هاي اوليه معجزه قرن را در 15 خرداد 42 رقم زد و با ساختن ملتي آگاه و آماده و باايمان محصول 22 بهمن 57 را برداشت كرد .
    از آگاه ترين و صادق ترين اشخاصي كه به عنوان دست پرورده امام مي توانند شخصيت آن عزيز را ترسيم و اهداف و آرمان هاي او را تبيين نمايند يادگار گرانقدر او مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني (ره ) مي باشد كه امام درباره او مي نويسد : « اينجانب در پيشگاه مقدس حق شهادت مي دهم كه از اول انقلاب تاكنون و از پيش از انقلاب در زماني كه وارد اين نحو مسائل سياسي شده است از او رفتار يا گفتاري كه برخلاف مسير انقلاب اسلامي ايران باشد نديده ام ... و كاري كه برخلاف نظر من است انجام نمي دهد . » 1
    شايد اين ادعا گزاف نباشد كه فراق امام بر هيچكس به اندازه يادگار عزيزش سخت و سنگين نبوده است . ولي او درس بزرگ عمل به وظيفه را از امام و مرادش به نيكي گرفته بود علي رغم درد جانكاه فراق پير و مراد خويش با جديت تمام بر انديشه و آرمان امام پاي فشرد و با همتي بلند پيگير دغدغه هاي بنيادين امام بود و در اين راستا از تلاش هاي علمي و اقدامات عملي دريغ نمي كرد.
    به مناسبت سالگرد ارتحال عزيز امام و امت از منظر او به شخصيت و انديشه امام راحل اشاراتي مي شود.
    امام شخصيتي جامع و هدفدار
    يادگار عزيز امام كه از نزديك و طي ساليان متمادي مراد و رهبر خود را درك كرده بود در توصيف ابعاد شخصيتي او مي گويد « امام از فقه عرفان كلام فلسفه شعر و هنر استفاده كرد اما همه اينها مقدمه اي بود براي رهايي مردم مظلوم از قيدوبندهايي كه مقدس مابهابه دست و پاي آنها بسته بودند. و بدنبال سركوب متحجرين بسيج پابرهنگان مغضوب ظالمين و مستكبرين براي مبارزه با شاه و بعد آمريكا شكل گرفت و اين خود نشات گرفته از مكتب واقعي حضرت رسول (ص ) يعني اسلام ناب محمدي (ص ) مي باشد » 2.
    احمد كه ارادت و عشق خاصي به مرشد و مراد خود داشت در تبيين شخصيت پدر و مراحل شكل گيري آن مي گويد : « امام پيش از آنكه سياستمداري قاطع و انقلابي باشد و پيش از آنكه به عنوان مرجعي عام زعامت دين و مرجعيت را معنايي تازه بخشد يك مربي بزرگ و معلمي نمونه بود كه توانست با دريافتي عميق از اصول اخلاقي و مباني تعليم و تربيت الهي خويشتن را در ميدان سخت مجاهده با نفس و تزكيه دائمي بيازمايد و مراحل مختلف آن را در عالي ترين سطوح طي كند و هم به تربيت و تعليم نسلي همت گمارد كه بار اصلي نهضت و انقلاب اسلامي را بردوش خواهند كشيد. » وي بر اين باور است كه « نكات اخلاقي مبتني بر مباني عرفاني و تربيتي كه در شرح چهل حديث و تفسير سوره حمد و سخنراني هاي اخلاقي امام نهفته است حاكي از آن است كه در نظر امام هرگونه حركت سياسي و اجتماعي بدون توجه به تربيت و تعليم آحاد جامعه انساني تلاش عقيم و بي نتيجه است . » 3
    امام و مبارزه با تحجر
    احمد امام با ترسيم فضاي تحجرآلود دوران مبارزه و تنگناهايي كه براي امام و ياران او ايجاد مي شد نسبت به اين خطر هشدار مي دهد كه مبادا اين آفت دوباره افكار و انديشه هاي روشنگرانه امام را آسيب رساند : « خانه كوچك امام در نجف كانون قيام بود و نقطه اميد ملت و در عين حال مركز تحمل فشارهاي دو دستگاه جبار حكومت هاي ديكتاتوري شاه و رژيم عراق و همزمان نيز هدف تهاجم و حملات بي حرمتي ها و زخم زبان هاي كساني كه قيام امام آرامش نكبت بار زندگي شان را برهم زده بود . » 4
    البته وي بدرستي ديدگاه امام درباره روحانيت را اينگونه تفسير مي كند : « امام هميشه روحاني نماهاي متحجر را مورد انتقاد قرار مي دادند و به همين ميزان براي روحانيون صالح و خداترس احترام مضاعف قائل بودند . » 5
    مولفه هاي اجتهاد
    يادگار امام در مقام تبيين نظرات روشنگرانه و تاريخي امام عزيز در موضوع اجتهاد و مولفه هاي آن اظهار مي دارد » : « زمان و مكان از ديدگاه امام علت و يا شرطي براي تحقق عنوان ثانوي نيست بلكه اين دو عنصر با ساير شرايط و اجزا موضوع اجتهاد را تشكيل مي دهد و مجتهد را به حقيقت حكم الله مي رساند كه عنوان اولي است . » ايشان با تاكيد بر « روابط حاكم ممكن ]اجتماعي كه [بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام است حكم جديدي را براي موضوعي كه تا قبل از اين روابط داراي حكمي ديگر بوده است به وجود آورد » به اين نتيجه مي رسد كه « به نظر امام مجتهد فردي است كه حكومت و جامعه ... فقيه حوزه در صورتي كه فاقد ديد]و[را درست بشناسد سياسي ـ اجتماعي باشد تنها يك كارشناس باقي مي ماند كه زمامدار جامعه مي تواند از او در موارد كارشناسي استفاده كند كارشناسي است بسيار عزيز كه سخن و دستورات ائمه اطهار(ع ) را در اختيار زمامدار مي گذارد . » 6
    تاثير تغيير بيروني موضوعات در مسئله استنباط
    يادگار امام با يادآوري ديدگاه مسلم فقهي مبين بر اينكه تغيير دروني موضوعات موجب دگرگوني احكام مي شوند در راستاي تبيين ديدگاههاي راهگشاي حضرت امام در مسائل فقهي اين پرسش را مطرح مي كند : « كه اگر تغيير دروني نباشد و تغيير بيروني باشد چه يعني اگر شرايط اجتماعي در جامعه اي تغيير پيدا كرد و يا وضع اقتصادي بصورتي متحول شد كه تمام ارتباطات اجتماعي و سياسي حاكم بر جامعه را تغيير داد آيا موضوعات بدون كوچكترين تغييري حكم جديد پيدا مي كنند يا خير » 7 فرزند گرامي امام بر اين عقيده است كه « بنابرنظر امام هدف اساسي حل معضلات جامعه و مردم در چارچوب اصول محكم فقه است . اگر قرار باشد حل معضلات در قوانين باشد كه به عنوان حكم ثانوي و اضطراري خود ما وضع كنيم ديگر اصول محكم فقه چيست ! » 8
    اسلام ناب از نگاه امام
    از نگاه نافذ سيداحمد(ره ) امام خميني (س ) « مدافع و مبين اسلام نابي بود كه به عنوان كامل ترين دين و آئين هدايت بشر آدمي و جامعه انساني را از دوران قبل از ولادت تا ادوار پس از مرگ راهنمائي و دستگيري مي كند. باطل دچار تشتت و كثرت و حق و آئين حقيقت هويتي واحد و غيرقابل ]ولي [نفاق است تجزيه دارد. نظام عقيدتي اخلاقي سياسي اقتصادي و دفاعي اسلام كه اعتبارا و به تناسب تفاوت جنبه هاي حياتي انسان متعدد مي نمايند در واقع اجزا كل واحد به هم پيوسته اي را تشكيل مي دهند كه از جنبه حيات فردي به ساختن شخصيت هاي موحد و خداباور و در جنبه حيات اجتماعي به تشكيل امت واحد منجر شد . و تبلور مي بايد9.
    ايشان نظرات امام در عرصه ها و موضوعات را نشات گرفته از اين نظام عقيدتي و انسجام فكري و به هم پيوستگي اجزا انديشه و عمل آن منادي راستين اسلام ناب مي دانند.
    راهبر وحدت در نگاه امام
    همه آگاهان و علاقه مندان به انديشه امام خميني نيك مي دانند كه مسئله بسيار مهم و موثر « وحدت » در نگاه امام مكانتي خاص و ارزش والا و نقشي كليدي داشت . يادگار امام در يك جمع بندي جالب ديدگاه امام در باب وحدت را اينگونه بيان مي دارد « ابعاد و عرصه هاي وحدت در ديدگاه حضرت امام فراگير بوده و از مراتب فرامليتي تا واحدهاي مختلف ملي را شامل مي شود. توجه به اولويت ها و تلاش براي شناخت زمينه هاي وحدت و تحقق آن در همه ابعاد و عرصه هايش قبل از پيروزي انقلاب اسلامي مورد عنايت و تاكيد ايشان بود. در جنبه فرامليتي امام معتقد به تلاش براي وحدت مستضعفان جهان عليه مستكبران وحدت پيروان اديان و انبيا عليه شركت و الحاد و استكبار وحدت امت اسلامي و كشورهاي اسلامي براي مقابله با تهاجم دشمنان جهان اسلام و وحدت شيعه و سني فرق و مذاهب اصيل اسلامي درداخل جهان اسلام وحدت ملت ها با دولت هاي اسلامي در چارچوب حفظ ارزش ها بود. » وي ديدگاه امام در بخش وحدت ملي را اينگونه بيان مي دارد : « سفارش اكيد و دائمي امام به لزوم وحدت حوزه هاي ديني با مجامع دانشگاهي كه دو قشر پيشتاز و آگاه جامعه را تشكيل مي دهند به عنوان پيش شرط حصول وحدت در ساير اقشار و سفارش به وحدت درون جامعه روحانيت و درون گروههاي دانشگاهي وحدت روحانيون با مردم وحدت روشنفكران با مردم ... بخش وسيع از آثار عمومي امام را به خود اختصاص داده است . » 10
    اما دغدغه يادگار امام در باب وحدت يك مسئله مهم است كه بدان هشدار مي داد : « حضرت امام در مواضع خويش در باب وحدت به همان اندازه كه به ضرورت و اهميت آن سفارش كرده است بر توجه به لوازم آن نيز تاكيد داشت و معتقد بود كه اتحاد بدون تحقق زمينه ها و راهبري جامعه بدان سمت شكل نمي گيرد و يا آنكه پايدار نمي ماند » 11.
    آزادي اصلي از اصول انقلاب
    يادگار عزيز امام در راستاي انديشه تابناك امام بر اين عقيده بود كه آزادي يكي از اصول انقلاب است و بايد آن را حفظ كرد چرا كه اگر در جمهوري اسلامي از نعمت آزادي غفلت شود آسيب جدي بر نظام وارد مي شود. از نظر سيداحمد « انتقاد سازنده » يكي از بركات آزادي است كه موجب استحكام نظام اسلامي مي گردد : « ما نظاممان با انتقاد رشد پيدا مي كند... اگر از انتقاد چشم بپوشيم و ملاحظاتي باعث بشود كه انتقاد نكنيم دريچه آزادي را كه يكي از اصول انقلاب و يكي از شعارهاي خدشه ناپذير انقلاب ماست بسته ايم . پس روي اين مسئله بايد پافشاري كنيم . مسئله آزادي اگر از نظام گرفته شود نظام صدمه جدي مي خورد كه جبران آن كار مشكلي است . » 12
    عزيز امام يكي از ثمرات سازنده و رشد دهنده انتقاد را اينگونه بيان مي كند : « وقتي ما جلوي برخورد آرا و ديدگاههاي مختلف را در روزنامه ها بگيريم براي مردم سوظن ايجاد مي شود و ممكن است حرف باطلي را حرف حق بپندارند اگر فضاي آرام و به دور از هياهو براي برخورد انديشه ها فراهم شود به تدريج مرز حق و باطل براي مردم روشن مي شود و كساني كه هدفشان طرح ديدگاههاي غيراصولي است به بن بست خواهند رسيد و حرفشان ديگر خريداري نخواهد داشت . » 13
    شرط ادامه راه امام
    فرزند برومند امام بر اين عقيده بود كه « ادامه انقلاب اسلامي ـ ثمره يك عمر مجاهده امام و ياران امام ـ و موفقيت آن در ميدان هاي كارزاري كه بي ترديد با دشمنان قسم خورده اش در پيش رو خواهد داشت تنها زماني ممكن است كه راه و انديشه و آرمان و اهداف باني آن را بدرستي بشناسيم . اگر ارزيابي ما از سير انقلاب و از نقطه تكوين گرفته تا پيروزي سياسي و مقاطع پس از آن تا زمان رحلت منادي و باني آن توام با شناخت و آگاهي كامل بود. آنگاه است كه مي توانيم به ادامه راهش اميدوار باشيم . » 14
    پاورقي ها :
    1 ـ صحيفه امام ج 17 ص 91 ـ90
    2 ـ دليل آفتاب ص 233
    3 ـ همان ص 65
    4 ـ مجموعه آثار يادگار امام ج 1 ص 347
    5 ـ همان ص 400
    6 ـ همان ص 3 ـ391
    7 ـ دليل آفتاب ص 43
    8 ـ همان ص 46
    9 ـ همان ص 148
    10 ـ همان ص 6 ـ175
    11 ـ همان
    12 ـ مجموعه آثار يادگار امام ج 1 ص 5 ـ334
    13 ـ همان ص 685
    14 ـ همان ص 337
    حضرت امام خميني : اينجانب در پيشگاه مقدس حق شهادت مي دهم كه از اول انقلاب تاكنون و از پيش از انقلاب در زماني كه وارد اين نحو مسايل سياسي رفتار يا گفتاري كه ]سيداحمد خميني [شده است از او برخلاف مسير انقلاب اسلامي ايران باشد نديده ام .
    حجت الاسلام والمسلمين سيداحمد خميني : امام پيش از آنكه سياستمداري قاطع و انقلابي باشد و پيش از آنكه به عنوان مرجعي عام زعامت دين و مرجعيت را معنايي تازه بخشد يك مربي بزرگ و معلمي نمونه بود كه توانست با دريافتي عميق از اصول اخلاقي و مباني تعليم و تربيت الهي خويشتن را در ميدان سخت مجاهده با نفس و تزكيه دائمي بيازمايد و مراحل مختلف آن را در عالي ترين سطوح طي كند.

  • *****
    حديث نور


  • الان اختلافات انتحار است
    1357 8 9
    بدنبال بروز اختلاف نظر بين گروهها و احزاب داخل و خارج از كشور كه هرچه قيام اسلامي اوج بيشتري مي گرفت بر تعداد آنها افزوده مي شد و هر كدام به فكر بهره برداري بيشتر از شرائط موجود به نفع تشكيلات سياسي خود بود امام خميني طي بيانات مهمي اتحاد بر ضد رژيم شاه را حكم عقل و شرع دانستند و اختلاف را خيانت به اسلام و ملت بيان كردند.
    امام خميني در سخنراني مبسوط خود مهم ترين نياز زمان يعني توصيه تمامي نيروهاي مبارز به وحدت و پرهيز از تفرقه را با بياني تمثيلي و با ذكر نمونه هايي از تاثير شگفت انگيز وحدت عناصر واجزا در عالم طبيعت و جامعه انساني را تشريح نموده و آنگاه دردمندانه مي فرمايند : در اينكه يك ميليارد جمعيت اسير يك ابر قدرت داراي مثلا دويست ميليون جمعيت صدو پنجاه ميليون جمعيت است اين براي اين است كه آن صدو پنجاه ميليون جمعيت با هم يك اجتماعي دارند در يك مقصدي و اين يك ميليارد جمعيت با هم كه اجتماع نداردمخالف هم هستند. »
    ايشان در ادامه سخنان خود عوامل امريكا شوروي و غرب را موثر در تشكيل احزاب و جبهه هاي متعدد و مقابله ترك و فارس و كرد و غير كرد و بلوچ و غيره از دوره مشروطيت به بعد در ايران مي دانند و به استناد بهره برداري رژيم شاه و تشديد اختلافات در قضيه كتاب « شهيد جاويد » و قتل آقاي شمس آبادي در نجف آباد نسبت به اختلافات مشابه آتي هشدار مي دهند و مي فرمايند : « يك سنخ ديگر اين است كه قبل از ماه مبارك قبل از ماه محرم ـ كه دوماه است كه اجتماعات مسلمين است .... قبل از اينكه اين دو موسم بيايد يك چيزي توي كار مي آورند. ما ديديم كه دو سال سه سال ـ حالا هم تتمه اش هست ـ كتاب شهيد جاويد; چه بساطي درست كرده اند براي كتاب شهيد جاويد با هم اختلافات ; اهل منبر و اهل محراب و اهل بازار و اهل كذا. يكي از آن طرف كشيد و يكي از آن طرف كشيد و يك ماه مبارك يك ماه محرم و ساير ايام خودشان را صرف كردند و قوا را هدر بردند و « اعليحضرت » با كمال آرامش اموال اين ملت را خورد و سلطه خودش را تحكيم كرد برآنها! آقايان هم مستحفظ اند كه كجاي كتاب شهيد جاويد چي چي نوشته جايش چي چي نوشته مقصودش اين است مقصودش آن است ! دعوا كردند سر اين مطلب و اختلافات و منبرهايي كه بايد صرف اين بشود كه اين سدي كه سد براي اسلام براي پيشرفت اسلام براي پيشرفت مملكت است بشكنند اين سد محمدرضا شاهي را بشكنند همه قوا صرف كتاب شهيد جاويد شد و اختلافات سر كتاب شهيدجاويد! هدر دادند قواي خودشان را چند سال . الان هم دنباله اش هست . بعد از آن دوباره يك چيز ديگري را آوردند. مرحوم شمس آبادي خدا رحتمش كند رفتند مثلا يا كشتندش يا كشته شد. يك بساطي هم آنطور بود يك سال هم مردم را معطل اين كردند كه آن آقاي شمس آبادي را كي كشته كي نكشته .دعوا سر يك همچو مسئله اي كردند و اين بي نقشه نيست ... »
    ايشان سپس مي فرمايند : « بايد بيدار بشوند نسل جوان توجه پيدا كند نسل جوان به اين نقشه هاي شيطاني كه مي ريزند.. اين خيانت به يك ملت است كه به واسطه اختلافات ما خنثي بشود اين حركتي كه در ايران پيدا شده ... همه با هم همصدا باشيم ... همه بگوئيد نه نه محمدرضا شاه ونه سلسله پهلوي و نه لندن و نه آمريكا و نه شوروي خودمان اسلام مسلمين ... اگر اين اتحاد را حفظ كرديد و پيشرفت كرديد نجات پيدا كرده ايد. »
    امام خميني (س ) پس از پيام مفصل وحدت بخش خود دردمندانه و متواضعانه مي فرمايند : « خدايا! من گفتم من آن چيزي را كه مي فهمم گفتم به آقايان گفتم به جامعه ايران ... الان اختلافات چه در خارج كشور چه درداخل كشور انتحار است خودكشي است اختلافات بين طبقات روشنفكر و غير روشنفكر در دانشگاه بين اين جمعيت و آن جمعيت الان اختلافات بين اينها يك انتحاري است يك خودكشي است مملكت را به باد دادن است خيانت است بر مملكت خيانت است بر اسلام . »