روزنامه جمهوري اسلامي 20/12/1382 صفحه عقيدتي
*****
از مبارزه با اشغالگران در عراق تا رويارويي با رضاخان و تجزيه طلبان در ايران




  • در يكي از روزهاي سال 1284 هـ . ق كودكي در روستاي كوچك و گمنام « مديسه » از توابع لنجان اصفهان ديده به جهان گشود كه بعدا مرجع بزرگ جهان تشيع شد. در آن زمان كه اين كودك در روستاي مديسه تولد يافت هيچ كس نمي دانست بعد از 81 سال رحلت او چنان حزن و غوغايي در جهان اسلام به ويژه در ميان شيعيان ايران و عراق و لبنان و افغانستان و هندوستان و ... به پا خواهد كرد كه نظير آن كمتر مشاهده شده است . هيچ كس نمي دانست با رحلت اين كودك كه بعدا به آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني مشهور شد واقعا عيد قربان سال 1365 (سال 1325 هـ . ش ) مردم ايران و عراق و همه شيعيان جهان واقعا به عزا تبديل خواهد شد و دسته هاي سينه زني و عزاداري چندين روز تمام در خيابانها و كوچه هاي سراسر سياه پوش شهرها به حركت در خواهند آمد و بر سر و سينه خود خواهند زد. شگفت انگيزتر اين كه هيچ كس نمي دانست رحلت اين ذريه امام كاظم عليه السلام به اندازه چندين لشكر مجهز نظامي به ايران كمك خواهد و حوادث سياسي و حركتهاي تجزيه طلبانه گروهي از خائنين را چنان تحت تاثير قرار خواهد داد كه فرقه دموكرات آذربايجان به راحتي شكست خواهد خورد و ...
    همانطور كه اشاره شد آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني در سال 1284 هـ . ق در روستاي مديسه لنجان در يكي از خانواده هاي سادات موسوي ديده به جهان گشود. آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني تحصيل دانش ديني را در روستاي مديسه آغاز كرد و سپس رهسپار حوزه اصفهان شد. آيت الله اصفهاني در اين حوزه از محضر بزرگاني مثل ملامحمد كاشاني آيت الله سيدمهدي نحوي آيت الله سيدمحمد باقر درچه اي آيت الله سيدهاشم چارسوقي آيت الله جهانگيرخان قشقايي و ... بهره برد و سپس در سال 1308 هـ.ق به نجف اشرف عزيمت كرد و در نجف اشرف نيز از محضر بزرگاني مثل آيت الله ميرزا حبيب الله رشتي آيت الله آخوند ملامحمدكاظم خراساني آيت الله ميرزا محمدحسن شيرازي (رهبر انقلاب تنباكو) آيت الله سيدمحمدكاظم يزدي و ... بهره مند شد و سرانجام در حلقه نزديك ترين ياران آيت الله آخوند ملامحمدكاظم خراساني قرار گرفت .
    هنگام رحلت آيت الله آخوند خراساني مرتبه علمي و فقهي و تقواي آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني به حدي رسيده بود كه مردم خراسان به تقليد از وي پرداختند و اين عالم بزرگ را جانشين آخوند خراساني دانستند. همچنين آيت الله ميرزا محمدتقي شيرازي (رهبر انقلاب اسلامي عراق ) احتياطات فقهي خود را به آيت اصفهاني ارجاع داد.
    بالاخره پس از رحلت بزرگاني مثل آيت الله ميرزا محمدتقي شيرازي آيت الله شريعت اصفهاني آيت الله نائيني آيت الله كاشف الغطا و آيت الله حائري يزدي مرجعيت تقليد شيعيان در بخش بزرگي از جهان تشيع در وجود آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني منحصر شد.
    آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني در طول حيات علمي و ديني خود از يك سو شاگردان بزرگ و مشهوري پرورش داد و از سوي ديگر آثار بسيار مهمي از خود به يادگار نهاد.
    نام برخي تاليفات آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني كه از كتب مهم مورد مراجعه حوزه هاي علميه هستند عبارتند از وسيله النجات حاشيه عروه الوثقي ذخيره العباد شرح كفايه الاصول و ...
    وسيله النجات كه اثر جامعي در فقه است از مشهورترين تاليفات آيت الله اصفهاني محسوب مي شود. تعداد زيادي از علما و مراجع بزرگ بر كتاب وسيله النجات شرح و حاشيه نوشته اند و يا اين كه ترتيب و نظم آن را الگويي براي تاليفات فقهي خود قرار داده اند. امام خميني نيز كتاب وسيله النجات را از كتابهاي مهم فقهي مي دانست . به همين دليل ابتدا حاشيه اي به آن نوشت و سپس حواشي را وارد متن كتاب مذكور كرد و با تغييرات و تنظيمات جديدي كه ايجاد نمود و با افزودن مسائل و مباحثي بر آن كتاب فقهي مهم و مستقلي به نام « تحريرالوسيله » پديد آورد كتابي كه حدود يك سوم آن اضافات امام خميني بر وسيله النجات است . كتاب وسيله النجات در اصل حاشيه آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني بر كتاب ذخيره الصالحين آيت الله سيدمحمد كاظم طباطبايي يزدي است .
    آيت سيدابوالحسن اصفهاني از نظر اخلاقي عرفاني كمك به مردم انجام دادن امور خير سامان دادن به اوضاع معيشتي و اجتماعي مردم و مقابله با انحرافات و ... ويژگيهاي بسيار بارزي داشت كه توضيح پيرامون اين ويژگيها و شرح حكايت ها و ماجراهايي كه در اين باره وجود دارد مجالي وسيع مي طلبد و در اين مختصر نمي توان به آنها پرداخت . بنابراين فقط اشاره اي به حيات سياسي و مبارزات آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني مي نماييم و سخن را پايان مي دهيم .
    آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني از همان زمان كه در نجف اشرف اقامت كرد در كانون مهمترين فعاليت هاي سياسي علماي بزرگ شيعه قرار گرفت . وي حدود 25 سال داشت كه نهضت تنباكو و مبارزه علما به رهبري آيت الله ميرزاحسن شيرازي با استعمار انگليس و ناصرالدين شاه به وقوع پيوست . اين مجتهد جوان نيز مثل ساير روحانيان به فرمان ميرزاي بزرگ به پاخاست و فعاليت عليه استعمار انگليس و استبداد شاه قاجار را در برنامه سياسي و اجتماعي خود قرار داد.
    حدود 15 سال بعداز نهضت تنباكو نهضت عدالت طلبي و ضديت با استبداد سلسله قاجاريه (نهضت مشروطه ) به اوج رسيد. در اين زمان نيز آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني در كنار استادش (آيت الله ملامحمدكاظم خراساني مشهور به آخوند خراساني ) كه رهبر كل نهضت بود قرار گرفت و ضمن همراهي استاد خود تجربه هاي بسيار گرانقدري نيز در حوزه سياست و رهبري ديني و سياسي اندوخت . به همين دليل بود كه آخوند خراساني و شيخ عبدالله مازندراني (دو رهبر بزرگ نهضت مشروطه ) در دوره دوم قانونگذاري مجلس شورا آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني را به عنوان يكي از مجتهديني كه طبق قانون لازم بود بر كار مجلس شورا نظارت كنند برگزيدند و وي را به مجلس معرفي كردند. البته آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني پس از بررسي اوضاع حاكم بر ايران و ملاحظات و مسائل ديگري كه با آن برخورد داشتند در نهايت عزيمت به تهران و شركت در مجلس را صلاح ندانستند و اقامت در نجف اشرف را ترجيح دادند.
    با شروع جنگ جهاني اول و اشغال عراق توسط انگليس مرحله ديگري از مبارزات آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني با اشغال گران و استعمارگران آغاز شد. مبارزات آيت الله اصفهاني با اشغال گران و همراهي وي با آيت الله خالصي منجر به هجرت ايشان از عراق به ايران شد. اقامت آيت الله اصفهاني در ايران بيش از 11 ماه طول نكشيد و بارديگر به منظور صيانت از حوزه هاي شيعي و به كار بستن تدابير لازم براي اخراج انگليسي ها و مقابله با عوامل آن ها به عراق بازگشت .
    انگليسي ها بارها سعي كردند با نيرنگ و رياكاري نظر آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني را از دشمني با استعمار انگليس بازگردانند ولي هيچ گاه موفق نشدند و اين مرجع بزرگ پيوسته مردم را به مبارزه با اشغال گران و عوامل آن ها دعوت مي كرد. آيت الله اصفهاني فتواي مشهوري پيرامون لزوم مبارزه مسلمانان با استعمار انگليس دارد. آيت الله اصفهاني در اعلاميه اي چنين مي نويسد :
    بسم الله الرحمن الرحيم
    سلام بر همه برادران مسلمان و بخصوص برادران عراقي . وظيفه ديني بر همه مسلمانان لازم مي دارد كه در حفظ بيضه اسلام و بلاد اسلامي تا آنجا كه قدرت دارند بكوشند. و بر همه ما واجب و لازم است كه سرزمين عراق را كه مشاهد ائمه ـ عليهم السلام ـ و مراكز ديني ما در آنجاست از تسلط كفار حفظ نموده و از نواميس ديني آن دفاع كنيم . من شما را بر اين موضوع دعوت كرده و ترغيب مي نمايم . خداوند ما و شما را براي خدمت به اسلام و مسلمين موفق فرمايد.
    مبارزه با رضاخان و مقابله با سياست ها و حجاب ستيزي هاي اين مزدور سفاك بيگانه از جلوه هاي ديگر فعاليت سياسي و مبارزاتي آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني است . مي دانيم كه شيخ محمدتقي بهلول از كساني است كه مبارزات شجاعانه او با رضاخان و سياست هاي ضداسلامي رضاخان شهرت فراوان دارد. واقعيت اين است كه شيخ محمدتقي بهلول به دستور آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني مبارزه با رضاخان را شروع كرد و مثل سربازي گوش به فرمان در اجراي دستورات مرجع بزرگ شيعه (آيت الله اصفهاني ) كوشيد. شيخ محمدتقي بهلول پيرامون اين موضوع كه مبارزاتش با رضاخان به دستور آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني بوده است چنين مي گويد : مادرم از من خواهش كرد او را به كربلا ببرم . بالاخره پس از ماجراهايي به عراق رفتم . در آن زمان كه در عراق بودم روزي از روزها با آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني ديدار خصوصي داشتم . در اين ديدار آقا (آيت الله اصفهاني ) از من پرسيد : به چه انگيزه اي به عتبات آمده اي براي زيارت آمده اي يا مي خواهي درس بخواني
    پاسخ دادم : البته اين بار براي زيارت آمده ام و مادر را نيز آورده ام ولي مي خواهم او را به وطن بازگردانم و دوباره خودم براي درس خواندن به عتبات بازگردم . دوست دارم درس خارج بخوانم و مجتهد شوم .
    آقا بازپرسيد : از چه كسي تقليد مي كني
    گفتم : از شما.
    در اين هنگام آقا شروع به سخن كرد و گفت : به فتواي من در چنين اوضاع و احوالي درس خارج خواندن و براي اجتهاد كوشش كردن براي تو حرام است . برعكس برخلاف رضاخان سخنراني كردن و سياست هاي ضدديني او را افشا كردن براي تو واجب عيني است . ما مجتهد به قدر كافي داريم ولي مبلغ و سخنراني مثل تو كه چنين زبردست باشد و بفهمد چه بگويد و چگونه بگويد و در عين حال باتقوا و متدين هم باشد كم داريم . تا آن زمان كه تو مي خواهي مجتهد بشوي ديگر رضاخان هيچ مسلماني در ايران باقي نخواهد گذاشت تا از تو تقليد كند.
    بعداز آن كه صحبت آقا تمام شد بنده براي اجراي فرمانش اعلام آمادگي كردم و پس از آن كه به ايران بازگشتم تصميم گرفتم فرمان مرجع عالي قدر شيعه را تا آن حد كه در توان دارم اجرا كنم .
    همان طور كه آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني با استعمارگران و اشغال گران غربي و عوامل آن ها مثل رضاخان آتاتورك فيصل شاه دست نشانده عراق و... مبارزه مي كرد با استعمارگران شرق (اتحاد جماهير شوروي سابق ) و عوامل داخلي آن ها مثل توده اي تجزيه طلبان دموكرات در آذربايجان و... نيز مقابله مي نمود و از هر فرصتي بهره مي جست تا مردم را نسبت به ماهيت پليد و توطئه هاي آن ها آگاه سازد. به همين دليل استعمار شرق و غرب و عوامل آن ها هر دو به يك اندازه نسبت به آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني كينه داشتند. آخرين سال حيات پربركت آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني با رنج و بيماري شديد ايشان همراه شد. هنگامي كه بيماري آيت الله اصفهاني شدت يافت پزشكان و دوستان وي پيشنهاد كردند به ايران كه آب و هوا و امكانات درماني اش بهتر بود عزيمت كند. آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني اين پيشنهاد را پذيرفت و تصميم به عزيمت گرفت . در آن سال (1325 هـ . ش ) چپي ها و كمونيست ها (توده اي ها دموكرات ها و...) در عرصه سياسي ايران تحرك شديد داشتند و آذربايجان را نيز عوامل شوروي از ايران جدا كرده و به اصطلاح حكومت مستقلي تشكيل داده بودند.
    هنگامي كه به ايران خبر رسيد كه آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني قصد عزيمت به سوي ايران دارد حزب توده و ساير چپي ها و عوامل شوروي به شدت عليه اين مرجع بزرگ دست به تبليغات زهرآگين و گمراه كننده زدند. روزنامه ها و هفته نامه ها و كليه نشريات توده اي و چپي به طور مستقيم و غيرمستقيم در اين تبليغات ضدديني و ضدروحاني شركت كردند و جسارت هايي به آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني نمودند. از سوي ديگر عوامل استكبار غرب نيز بيكار ننشستند و تبليغات موذيانه اي را عليه آيت الله اصفهاني آغاز كردند. وحشت عوامل بيگانه به اين جهت بود كه مي دانستند ورود آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني به ايران موجب پررنگ شدن فضاي ديني و بي رونقي بازار الحاد غرب و شرق خواهد شد و مردم بساط آن ها را جمع خواهند كرد. در همين حال بيماري آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني شدت يافت بطوريكه از آمدن به ايران منصرف گرديد.
    بالاخره اين مرجع بزرگ در نهم يا دهم ذيحجه سال 1365 هـ . ق برابر با آبان سال 1325 هـ . ش در كاظمين و در جوار حرم جد بزرگوارش ديده از جهان فروبست . همان طور كه در ابتدا اشاره شد رحلت آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني غوغا و ماتم بزرگي در جهان تشيع به ويژه در ايران و عراق ايجاد كرد. هنگامي كه اين خبر به ايران رسيد همه شهرها سياه پوش شدند و مردم در سراسر كشور مجالس ترحيم و دسته هاي عزاداري تشكيل دادند. دولت نيز مجبور شد سه روز عزاي عمومي و تعطيل اعلام كند. عزاداري مردم ايران در سوگ مرجع بزرگ ديني روزهاي متوالي به طول انجاميد. رحلت آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني فضاي مذهبي و اتحاد را در ايران به طور بي سابقه اي افزايش داد و دگرگوني عميقي در روح و روان مردم و نگرش هاي مذهبي مردم پديد آورد. اين وضعيت فضا را به شدت بر تجزيه طلبان دموكرات در آذربايجان توده اي ها و ساير كمونيست ها و چپي ها كه عليه آن مرجع بزرگ تبليغ كرده بودند تنگ كرد و مردم از آن ها روي گردان شدند. پديد آمدن اين وضعيت كه ناشي از برانگيخته شدن احساسات ديني مردم بود عامل مهمي شد كه فرقه دموكرات آذربايجان منزوي و به راحتي شكست بخورد و آذربايجان رها و به دامن ميهن بازگردد. بدين ترتيب حتي رحلت آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني نيز براي ايران بركت آورد و از تجزيه شدن آن جلوگيري نمود.
    علي وزوايي
    رحلت آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني فضاي مذهبي و اتحاد را در ايران به طور بي سابقه اي افزايش داد و دگرگوني عميقي در روح و روان مردم و نگرش هاي مذهبي مردم پديد آورد اين وضعيت چنان شد كه حتي به شكست فرقه دموكرات و نجات آذربايجان منجر گرديد
    آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني از همان زمان كه در نجف اشرف اقامت كرد در كانون مهم ترين فعاليت هاي سياسي علماي بزرگ شيعه قرار گرفت . وي حدود 25 سال داشت كه نهضت تنباكو و مبارزه علما به رهبري آيت الله ميرزا حسن شيرازي با استعمار انگليس و ناصرالدين شاه به وقوع پيوست .