پانزدهمين شماره خبرنامه فرهنگستان هنر
ويژه
بهمن ماه سال 1382 منتشر شد
به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر
در اين
شماره از خبرنامه فرهنگستان هنر به صورت ويژه به
سومين همايش طرح برتر پرداخته شده است
در اين
شماره مطالبي همچون ; چالش هاي تقابل فرهنگ سنتي و
طراحي صنعتي
گزارش دو دوره گذشته همايش طرح
برتر
طراحي صنعتي و مصرف گرايي
گزارشي از برگزاري
هم انديشي معنويت و هنر (آموزش )
نمايشگاه « 10 نقاش
نوگراي اصفهان » و گزارش جلسه نقد آن
نقد فرماليستي
بر اساس نظريات راجر فراي و... به چاپ رسيده است .
از اين شماره مقاله اي را برگزيده ايم كه از نظر
خوانندگان گرامي مي گذرد.
پديده « جهاني شدن » كه سوار بر موج توسعه فناوري
ارتباطات به پيش آمده
ناخودآگاه زمينه ساز تعميق
سنخيتهاي فرهنگي نيز گشته است . نوآوريهاي حاصل
شده در عرصه فنون
به همراه توسعه اقتصادي كه
موجبات هم آميزي فرهنگ زندگي را فراهم آورده
به
كاهش شكاف بين فرهنگهاي منطقه اي هم دامن زده است .
اگر چه مفاهيمي چون منطقه
فرهنگ
آداب
زبان و
انديشه مي تواند باعث تمايز جوامع باشد
ولي در مقابل با
كوچك شدن جهان
به تدريج تنوع فرهنگي از بين رفته و
شايد اين چنين دستاوردهاي بشري بتواند انگيزه اي براي
خلق فرهنگهاي جديد باشد.
از سوي ديگر
مقوله جهاني شدن ناظر بر عملكرد
كشورهاي قوي تر است و اين مسئله باعث نگراني در
خصوص تشكيل « فرهنگهاي استعماري و تحميلي است »
نه تنها جهاني شدن
بلكه حتي منطقه اي شدن هم بايد با
اساس اصالت منطقه اي صورت گيرد. يكي از مراحل
جهاني شدن يا منطقه اي شدن كه اتفاقا موردنظر ما هم
هست
تاكيد بر « ذوب فرهنگي » در زندگي مدرن و روزمره
مردمان است . اين پديده هم مي تواند اقتصاد را فرهنگي
كند. و هم قادر است فرهنگ را اقتصادي كند.
در هر دو روش احتمالا شاهد بروز و تجمع ثروت
ملت خواهيم بود. اين شرايط به گونه اي است كه آنها سعي
در معرفي فرهنگ خاص خود به تمام جهان داشته و به
نوعي تصورات خود را در معرض ديد همگان قرار
مي دهند. با اين اوصاف بايد پذيرفت كه قدرت رقابت ملي
تماما بستگي به عناصر فرهنگي (بر مبناي بينش انساني و
خلاقيت ) دارد. يعني اين عناصر فرهنگي بر اساس
ذهنيتهاي اصيل و همچنين درك مناسب فرهنگ ملي تعيين
مي گردند نه آنكه براي تبيين آنها تنها به ظاهر عيني و شكل
مناسب كيفيت بصري متوسل گرديم .
بنابراين در عصر جهاني شدن
به اجبار بايد به قدرت
رقابت ملي
عنايت خاصي مبذول كرد. اين مهم نه تنها از
بابت تسلط بر فنون و علوم جديد مهم است
بلكه مي توان
از اين راه گوهره فرهنگي خود را در جاي مناسب آن
گماشت
به گونه اي كه در راس برنامه هاي ما قرار داشته
باشد. در واقع ملاك عمل پذيري رقابتهاي جهاني شدن
همين ذات مقدس فرهنگ اصيل است .
حال سئوال اين است كه چه لزومي براي تركيب
فرهنگ سنتي با طراحي صنعتي وجود دارد
براي پاسخ به اين سئوال راه دشواري در پيش داريم .
اكنون بر همگان روشن است آنچه كه باعث شده كالاهاي
مختلف بتوانند راه ورود به خانه هاي مصرف كنندگان را
بيابند
همانا طراحي صنعتي است . حتي برخي بر اين
عقيده هستند كه اين فن (يعني طراحي صنعتي ) خود
مي تواند به تنهايي فرهنگي توليد كند كه مثلا در يك حوزه
تجاري غالب باشد.
البته كشورهاي گوناگون براي خود شعارهايي
داشته اند
مثلا در ايتاليا شعار « زيبايي هنر » يا در آلمان
شعار « فن از همه بهتر است » حاكم گرديده است . ژاپنيها
نيز شعار « كوچك تر
زيباتر است » را سر لوحه خود قرار
داده اند. با اين اوصاف براي محصولات ما چه شعاري
مناسب تر است تا بتوانيم آن را در عرصه بازارهاي جهاني
مطرح كنيم !

بديهي است براي توسعه قدرت رقابتي اقتصادي
بايد اصالت فرهنگي را توسعه داد و شاخصه هاي ممتاز
ميراث اصيل فرهنگي را كاملا معرفي و شناسايي نمود.
در مرحله بعد بايد سعي كرد كه طراحي محصولات
براي عرضه به جهانيان مطابق با پيشينه هاي فرهنگي
باشند. در اين مسير ابزار اصلي
طراحي صنعتي است .
هنگامي كه قصد حمايت و خلق سنتها را داريم
نبايد
فراموش كنيم كه فرهنگ سنتي ارزش به مراتب بالاتري
نسبت به فرهنگ دارد. چرا كه مثلا اگر امروز از ما به عنوان
ملتي مشخص با مفهوم معين ياد مي كنند
مسلما اين را
مديون فرهنگ سنتي هستيم و ديگر اينكه نبايد در هر برهه
از زمان براي خود اقدام به تدوين و تبيين پيشينه فرهنگي
يا فرهنگ سنتي نماييم . تنها وقتي كه به فرهنگ خود عشق
مي ورزيم و قصد حفاظت از سنتهايش را داريم آن زمان
است ديگران متوجه ما مي شوند. نه اينكه در درون
خانه هاي خود به تلاش براي حفظ سنتها بپردازيم .
در حال حاضر مقولات انساني در راس همه توجهات
قرار دارند. به همين دليل توجه به مشتري و مصرف كننده
تا به اين حد
مهم شناخته شده است . طراحي محصولات
صنعتي بايد مطابق با خواست مصرف كنندگان صورت
گيرد كه البته در همه جا مصداق ندارد. از آنجا كه طراحي
محصول به نوعي همان نهادينه كردن فكر و ايده زيبايي
است
بنابر اين فكر زيبا را مي توان به معناي دوست داشتن
بشريت تلقي كرد. پس فرهنگ سنتي ما حامي انسانيت
است . هيچ فرهنگي در جهان تاكنون تجملات افراطي را
ترويج نداده است . بنابراين مي توان ارتباط فرهنگ سنتي
را با بشريت بهتر شناخت .
مورد ديگر اتحاد سنت و رسوم معاصر از طريق
طراحي صنعتي است . اساسا مفهوم « احياي سنت » به
معناي آن است كه اشكال و فرمهاي سنتي را در قالب مواد
سنتي به شكل امروزي دوباره تجديد كنيم . متاسفانه اين
مفهوم چندان موردنظر كشورها قرار نگرفته
چرا كه
فعاليتي زمان بر است . به اين معني كه در روند جهاني
شدن نمي توان حتي لحظه اي تعلل كرد
چه رسد به اينكه
براي معرفي فرهنگ جهاني خود وقت زيادي را صرف
كنيم . براي حل اين مشكل ابتدا بايد پيشينه قديمي خود را
به طور كامل شناخته و در مرحله بعد سعي كنيم آن فرهنگ
سنتي را در قالب همان مولفه هاي قديمي به شكل امروزين
احيا نماييم . به نظر مي رسد تنها از اين طريق است كه
مي توان سنتها را تجديد و زنده نگاه داشت . البته درنظر
داشته باشيم كه احياي فرهنگ سنتي از طريق طراحي
صنعتي به معناي تقليد صرف از اشياي قديمي نيست .
هنگامي كه مي خواهيم وجوه افتراق فرهنگ خود را از نظر
شكل و فرم يا تصوير و نمادگرايي (سمبوليسم ) مطرح
كنيم و قرار باشد اين كار را به وسيله لحاظ كردن اين
عوامل در محصول خود صورت دهيم
آنگاه مي توان به
زنده بودن فرهنگ سنتي و سنتهايمان در طول زمان
اميدوار باشيم .
مورد ديگر تقويت قدرت رقابت صنعتي و ارائه
تصويرهاي ملي است . به طور قطع يكي از دلايل
خودباختگي و شيفتگي ما در قبال كالاهاي خارجي آن
است كه هنوز موفق به توسعه محصولات اصيل و اساسي
خود نشده ايم . بدين منظور ابتدا بايد ايماژهاي ملي را به
همراه فنون اصيل در قالب فرهنگ سنتي خود ارائه و توليد
كالاهاي امروزي را به كار گيريم . مطمئنا از اين راه مي توان
قدرت رقابت صنعتي را افزايش داده و ايماژهاي خود را
در سطح جهان معرفي كنيم .
استفاده از روشهاي فرهنگ سنتي
همانگونه كه گفتيم
تركيب فرهنگ سنتي با طراحي
صنعتي به معناي تقليد نيست
بلكه مهم تر آن است كه
نشانه ها (سمبول )
مفاهيم و ايماژهاي فرهنگ سنتي را به
نوعي در محصولاتمان لحاظ كنيم . ناگفته نماند كه تزريق
يكجا و يكباره سنتها هرگز به معناي احيا و تجديد آنها
نيست . چرا كه باعث سردرگمي و آشفتگي ذهني مي گردد.
به اين خاطر بايد لحاظ كردن فرهنگ سنتي را در توسعه
محصولاتمان به شكل آرام و آهسته و تدريجي صورت
دهيم . كلمه « طراحي » به آن معناست كه ما اشيا را بدون
توجه به « تصديق بلا تصور » يا « تعصب » مي بينيم . از اين
رو توجه مجدد به فرهنگ سنتي از يك نقطه نظر مي تواند
به همان معناي « طراحي » مراد گردد.
البته اين برداشت جديد مي تواند منشا بروز مشكلاتي
هم باشد. در پروژه « تركيب فرهنگ سنتي و طراحي
صنعتي » اولين مشكل آن است كه به طور غالب همه
محصولاتي كه توليد مي گردند نمي توانند فقط با ذائقه هاي
فرهنگي مردم همسويي داشته باشد
چرا كه موضوع انواع
توليدات به قدري گسترده شده كه درنظر گرفتن فرهنگ
سنتي در آنها تقريبا غيرممكن است . مشكل ديگر اين است
كه لحاظ كردن سنت در توليدات در برخي اوقات بدون
توجه به جنبه هاي عميق و ژرف فرهنگ سنتي صورت
گرفته كه قاعدتا نمي تواند بيانگر فرهنگ يا ارزشهاي
فرهنگ سنتي باشد. به عبارت ديگر كيفيت سنتي ادغام
فرهنگ و سنت در طراحي صنعتي بسيار پايين و سطحي
گرايانه است . براي مقابله با اين دو معضل اساسي بايد
تحقيقات عميقي در خصوص شناخت فرهنگها و سنتها
صورت داد و اين عمل از طريق برگزاري نمايشگاهها
همايشها
مسابقات و ... قابل حصول است . راه ديگر آن
است كه محققان و پژوهشگران با استعداد را جمع آوري
كرده و آموزشهاي لازم را در خصوص تركيب فوق به آنها
بدهيم . راه ديگر چاپ كتاب
نشريه و مطبوعات تخصصي
در اين حوزه است . به عبارت بهتر بايد حس
زيبايي شناسي فرهنگ سنتي را در مردم تحريك كرده و آن
را توسعه دهيم .
پيشنهاد مي شود همايش و پروژه اي را با نام « تركيب
فرهنگ سنتي و طراحي صنعتي » راه اندازي كنيم و در
مقاطع سالانه اين همايش جزو برنامه هاي حتمي
باشد.
مترجم : پويا نعمت اللهي

*****
رويدادهاي فرهنگي هنري
|
اجراي تعزيه در شهرك شهيد چمران شهرستان شوشتر
شبيه خواني كهن الگوي نمايش هاي ايراني است . اين هنر
والا و اصيل (تعزيه ) و نمايش برجسته ايراني ـ شيعي خود
جلوه اي از هنري ديني ـ ملي است . نمايش شبيه خواني از
دوران قديم وجود داشته و آموزش اين هنر سنتي احتياج به
كلاس خاصي ندارد و به صورت سينه به سينه منتقل مي شود.
شكل اصلي تعزيه با قيام امام حسين (ع ) و شهادت آن امام در
صحراي كربلا واقعه عاشوراي سال 61 هجري كامل مي شود .
پيتر چلكوفسكي لهستاني ـ روسي مي گويد
شبيه خواني كهن
الگوي نمايش هاي ايراني و گشاينده درهاي بسته تاتر جهاني
است و با احيا تعزيه تاتر ملي ممكن مي باشد. بعد از شهادت
امام حسين (ع ) در صحراي كربلا مراسم عزاداري براي آن
جناب برگزار مي گرديد
ولي در قرن چهارم
فرمان معزالدوله
ديلمي در بغداد به مراسم سوگواري فاجعه كربلا رسميت
بخشيد و تعزيه (شبيه خواني ) در ايران از دوره صفويه
شكل گيري شد و نخستين تجارب در دوره زنديه آغاز و در
دوره قاجاريه به صورت شكل متكامل نمايشي پديدار و به اوج
خود رسيد و در زمان حكومت پنجاه ساله ناصرالدين شاه
قاجار تكيه دولت براي اجراي تعزيه به عنوان نخستين
تماشاخانه عمومي ايران احداث شد. اشعار تعزيه اشعاري
حماسي ديني است و سرايندگان اشعار تعزيه در جستجوي
كلام نمي باشند و بيشتر به دنبال بيان احساس هستند. و بازيگر
تعزيه مدام بين خود و شخصيتي كه نقشش را به عهده دارد و
حضار فاصله مي گذارد. بازيگر با تماشاگر رابطه نفس به نفس و
پا به پا دارد
و بازيگر تعزيه بازي نمي كند
بلكه عبادت مي كند
و فريضه اي مذهبي را بجا مي آورد. ضمنا براساس منابع موجود
1055 شبيه نامه (تعزيه ) ايراني در واتيكان وجود دارد . اجراي
مراسم تعزيه در شهرك شهيد چمران همزمان با ايام ماه محرم
شروع مي گردد و براساس قول بزرگان حدود نيم قرن سابقه
اجرا دارد و تا قبل از سال 62 و احداث شهرك چمران در
روستاي پهونده سفلي از توابع شوشتر اجرا مي گرديد و هم
اكنون در همين شهرك و در حسينيه صاحب الزمان (عج ) با
كمترين و ابتدايي ترين امكانات و تجهيزات و با بهترين كيفيت
و گيرايي برگزار مي شود. اين مراسم همه ساله از ششم تا دهم
ماه محرم و عمدتا با اجراي تعزيه شهادت حضرت موسي بن
جعفر(ع )
شهادت دوطفلان مسلم
حضرت عباس (ع )
حضرت قاسم (ع )
علي اكبر(ع )
حضرت رقيه (س ) بازار شام
بشير و در روز عاشورا شهادت امام حسين (ع ) انجام مي گيرد.
اين تعزيه ها در حال حاضر توسط افرادي كه ساكن همين
شهرك مي باشند اجرا مي شود.
قابل ذكر است كه احيا تعزيه در اين شهرك به همت
والاي آقاي حاج عبدالرزاق حزين دزفولي و مرحوم حاج
مجيد دزفولي صورت گرفته است .
اميرحسين رحيمي نيا
منابع :
1 ـ سير تحول مضامين در شبيه خواني نوشته جمشيد
ملك پور
2 ـ نقش پوشي در شبيه خواني محمدحسين ناصر بخت
3 ـ شبيه خواني كهن الگوي نمايش هاي ايراني دكتر جابر
عناصري
تلاش براي بازسازي و مرمت ارگ بم
در پي وقوع زلزله بم و تخريب ارگ بم
بزرگترين مجموعه
خشتي جهان
تلاش هاي بين المللي متوجه بازسازي و مرمت
اين بناي منحصر به فرد شده است . در طي اين مدت دينو
بامبارو
دبير كل ايكوموس
فرانچسكو باندارين
رئيس مركز
ميراث جهاني يونسكو
ژان ژاك آباگون
وزير فرهنگ فرانسه و
بسياري ديگر از كارشناسان و شخصيت هاي فرهنگي بين المللي
از ارگ بم ديدن كرده اند.
از سال 1983
به پيشنهاد ايكوموس و با تصويب
يونسكو
روز 18 آوريل هر سال به نام روز بين المللي بناها و
محوطه هاي تاريخي نام گذاري شده است
هر سال براي اين
روز
يك موضوع و نام خاص انتخاب مي شود.
در سال هاي گذشته
اين روز به نام دهكده هاي تاريخي
ميراث قرن بيستم و ميراث فرهنگي زيرآبي نام گذاري شده
است .
هر ساله حول محور موضوع خاص برگزيده شده براي اين
روز
كنفرانس ها
سخنراني ها و برنامه هاي مختلفي از طرف
يونسكو
ايكوموس و ديگر نهادهاي بين المللي سازماندهي
مي شود.
گشايش نمايشگاه پيشگامان مجسمه سازي نوين انگلستان در موزه
هنرهاي معاصر تهران
آثار پيشگامان مجسمه سازي نوين انگلستان ازپنجم
اسفند ماه سال جاري به مدت دو ماه در موزه هنرهاي معاصر
تهران به نمايش درآمده است .
اين نمايشگاه از طرف موزه هنرهاي معاصرتهران و با
همكاري شوراي فرهنگي آموزشي بريتانيا روز پنجم اسفند ماه
سال جاري ساعت 16 با حضور مقامات دولتي
سفراي
خارجي و هنرمندان برجسته داخلي و خارجي در موزه هنرهاي
معاصر تهران گشايش يافت .
بنا به گزارش روابط عمومي موزه هنرهاي معاصر تهران : در
اين نمايشگاه آثاري از هنرمندان مدرن و معاصر انگليس از دهه
30 ميلادي تا به امروز به نمايش درآمده است .
در اين نمايشگاه دستاوردهاي برجسته چهره هاي
پيشگامي چون : هنري مور
بابارا هپوورث
ادواردو
آنتوني
كارو
بري فلانگن
ريچارد لانگ
گيلبرگ و جرج
بيل وودرو
توني كراگ
ريچارد ديكن
آنيش كاپور
مونا حاتوم
دميين
هيرست
آنيا گالاشيو و شيرازه هوشياري
بستر حاصلخيزي را
براي ظهور و شكوفايي جمعي از هنرمندان بزرگ انگليسي
فراهم ساخته است .
آثار مجسمه سازان معاصر انگلستان برآنند تا تجربيات
گوناگون هنرمند را به ذهن و احساس مخاطبين خويش منتقل
سازند. مهمترين حاصل اين تلاش نوعي تعامل عميق حسي و
ذهني با بيننده است كه در كيفيتي جذاب و متنوع تحقق
مي پذيرد.
اين نمايشگاه 61 اثر مجسمه و چيدمان از پانزده هنرمند
برجسته انگليسي را گردهم آورده كه فرصتي استثنايي براي
هنرمندان و هنر دوستان ايراني را فراهم مي سازد تا از اين طريق
دستاوردهاي سه نسل متفاوت از مجسمه سازان انگلستان را
در اثناي دوران مدرن و پست مدرن
از نزديك نظاره گر باشند.

|