حمله نظامي آمريكا و متحدانش به عراق كه نزديك به يك
سال از آن مي گذرد همچنان توجه صاحب نظران و كارشناسان
مسايل سياسي را در خصوص آينده عراق و ادامه حضور
اشغالگران در اين كشور به خود جلب كرده است .
آمريكاي فاتح و سرمست از پيروزي در افغانستان و زخم
خورده از انفجارهاي يازده سپتامبر حدود يك سال گذشته
جنگ با عراق را با شعار نابودي سلاح هاي كشتار جمعي اين
كشور آغاز كرد.
شواهد پس از جنگ و اعترافات مقامهاي آمريكايي پس از
آن نشان داد كه هدف اصلي تسخير عراق و سرنگوني رژيم
صدام حسين بوده است و ادعاي سلاح هاي كشتار جمعي در
عراق يك بهانه بيش نبود.
در عين حال جنگ با فتح سريع عراق خاتمه يافت و
دوران پس از جنگ آغاز شد.
در ماههاي اول پس از پيروزي
مقاومت عراقي ها به
حساب فرماندهي صدام فراري گذاشته شد ولي با دستگيري
صدام اين دستاويز نيز رنگ باخت .
امروز گرچه آمريكاييها بر عراق تسلط بيشتري يافته اند
ولي از پيچيدگي شرايط كاسته نشده است .
آمريكاييها در آغاز به دليل غرور ناشي از توانايي نظامي
خود حتي به توصيه هاي شريك استراتژيك خود انگلستان نيز
توجه نمي كردند. انگليسي ها كه در كار اداره كشورهاي
خاورميانه عربي با فرانسويان تجارب مشترك دارند مكرر به
شركاي آمريكايي خود توصيه مي كردند كه كار اداره كشوري
چون عراق را دست كم نگيرند.
عراق به دليل وجود پيچيدگي هاي ژئواستراتژيك
قومي
فرهنگي
سياسي و تاريخي كشور ساده اي نيست .
مديريت بر عراق نياز به دانستن برخي نكات كليدي دارد
كه حاكمان قبلي آنها را مي دانسته و بطور نسبي رعايت
مي كرده اند ولي آمريكاييها دير به اين نكته رسيده اند.
تركيب اقليت ها و اقوام در عراق
وجود پيروان دو مذهب
شيعه و سني
حاكميت سياسي خانوادگي و قبيله اي
بافت
تاريخي و عشيره اي
اقتصاد ضعيف وابسته ولي غني از
امكانات
مرزهاي پر تنش و وجود دو مركزيت سياسي كرد و
ديني شيعه
همه عراق را به يك مجموعه پيچيده بدل ساخته
است .
آمريكاييان كه در اداره كشورهاي اسلامي تجربه كافي
ندارند ومجموعه تجارب آنان به دوستي نفتي با حكام عرب
خلاصه مي شود بتدريج توصيه هاي شريك انگليسي خود را
جدي مي گيرند.
مقاومت عراقي ها نه تنها امروزه پايان نيافته بلكه هر روز
ابعاد جديد تري مي يابد و آمريكاييها دريافته اند كه دوران پس
از جنگ خود نوعي مرحله جنگي است كه بايد هوشيارتر از
آنچه تصور مي شد بود.
هر چه آمريكاييها در اداره اين اوضاع پخته تر مي شوند
توجيه آنها براي حضور در عراق نيز پيچيده تر مي شود.
آمريكا كه در برابر خواست عمومي جامعه عراق براي
برگزاري همه پرسي قرار گرفته است مايل نيست به اين راحتي
قدرت را واگذار كند.
براي بررسي وضعيت جاري حضور آمريكا در عراق بايد
كمي به عقب بازگشت و دلايل ورود مستاجران كاخ سفيد را به
اين باتلاق در منطقه حساس خاورميانه بررسي كرد.
به گفته كارشناسان
سه هدف اصلي سياسي
استراتژيك
و اقتصادي آمريكا براي حضور در عراق عبارت است از :
جايگزيني رژيم صدام حسين با يك نظام دمكراتيك كه
حامي منافع آمريكا باشد
تكميل حلقه محاصره ايران
سوريه
فلسطين و ليبي
مهار مستقيم منابع نفتي و غير نفتي عراق به گونه اي كه
وابستگي آمريكا به عربستان كاهش محسوس
يابد.
وابستگي و روابط آمريكا با عربستان پس از حادثه يازده
سپتامبر و آشكار شدن ارتباط شبكه القاعده با رجال سياسي
عربستان بشدت زير سئوال رفته بود.
بدبيني حاكم بر اين فضا آمريكا را نسبت به آينده مصرف
انرژي خويش نگران كرد به نحوي كه طرح ديك چني معاون
جرج بوش براي ارائه چشم انداز 20 ساله مصرف انرژي در
آمريكا
دست اندازي به منابع نفتي عراق را توجيه مي كرد.
به گفته برخي ها
عراق در آينده كشوري خواهد شد عاري
از سلاح با يك دولت مركزي تا حد امكان ضعيف ولي
برنامه ريزي شده كه ميان سه اقليت شيعه
سني و كرد تقسيم
قدرت شده است .
در عين حال كه نيروهاي آمريكايي از سوي برخي اقليت ها
در آغاز مورد استقبال قرار گرفتند
ولي نياز عمومي مردم عراق
به اعاده حاكميت ملي مورد توافق همه اقليت هاست .
شيعيان در جنوب و مركز
اهل تسنن در مركز و شمال و
كردها در شمال داعيه هاي قومي و مذهبي خود را دارند و
وظيفه آمريكايي ها در كسب رضايت هر يك از اين اقوام و
پاسخ مثبت به خواسته هايشان كار دشواري است .
در واقع طرح اداره عراق پس از جنگ در تنظيم اين
مطالبات و تعديل خواسته هاي اين اقوام خلاصه مي شود.
واگذاري قدرت به اين اقوام در شرايطي كه بسياري از زير
ساخت هاي اداري و سياسي و نظامي اين كشور نابود شده
است
كار پيچيده اي است .
ارتش عراق
بخش مهمي از پليس و نيروهاي امدادي و
انتظامي
بخش عمده اي از وزارتخانه هاي اين كشور امروزه
قابل بهره برداري نبوده و در واقع از بين رفته اند و بنا بر اين
تصوير يك حكومت ملي مستقل در اين كشور دور از دسترس
بنظر مي رسد.
برخي از رجال سياسي در تبعيد و رهبران احزاب عراقي
نيز از وجاهت مقبول و كافي براي بدست گرفتن قدرت
برخوردار نيستند و اين را آمريكاييان خوب مي دانند و از آن
ناخرسند نيستند.
12 سال محاصره اقتصادي عراق نيز از اين كشور يك
منطقه پر مشكل ساخته است و بيكاري
فقر و فقدان امكانات
معيشتي و اجتماعي امكان يك زندگي آرام و امن را از
شهروندان آن سلب كرده است .
در حالي كه بسياري از شهروندان عراقي هنوز از بنزين و
برق در كشور خود محرومند آمريكاييها تمامي منابع انرژي اين
كشور را با امضاي قرارداد به شركتهاي آمريكايي واگذار
كرده اند.
گزارش هاي جسته و گريخته در مطبوعات غربي حكايت
از اين دارد كه بسياري از قراردادهاي كليدي و پايه اي در عراق
به شركتهايي واگذار شده است كه از شركاي اصلي سازمان سيا
و پنتاگون هستند.
بخش مخابرات
صنايع نظامي و انرژي بيشتر به اين
شركتها واگذار شده است و تعدد اين قراردادها حتي فرياد
برخي ديگر از شركتهاي آمريكايي را بلند كرده است
طرفهاي
انگليسي و اروپايي كه خود در اين زمينه گلايه هاي جدا دارند.
هنوز نيروهاي وفادار به صدام در عراق پخش هستند و با
بهره گيري از هرج و مرج موجود در اين كشور و وفور سلاح و
مهمات به مقاومت در برابر نيروهاي « اشغالگر » دست مي زنند.
نيروهاي خارجي با انواع وسايل مجهز هنوز در تيررس
اين نيروها هستند و به ويژه پرواز هليكوپترها و هواپيماها در
ارتفاع پايين از امنيت مناسبي برخوردار نيست .
اگر آمريكاييها نتوانند براي ادامه حضور خود در عراق
توجيه مناسبي را مدام فراهم كنند
نيروهاي مقاومت با عنوان
دفاع از وطن و تماميت ارضي كشور خود مي توانند تهديدي
دائمي براي آمريكاييان تلقي شوند.
بدبيني نسبت به آمريكاييان رو به رشد است به گونه اي كه
برخي انفجارها و حوادث خونبار به نيروهاي اشغالگر نسبت
داده مي شود. به گمان برخي تحليلگران ايجاد انفجارهاي
داخلي مي تواند بهانه لازم را براي ادامه حضور به دست
نيروهاي آمريكايي بدهد. حتي اگر خود اين نيروها نيز در اين
ناامني ها مشاركت نداشته باشند
افكار عمومي بر اين باور
است كه اين انفجارها مي تواند دستاويز خوبي براي پاسخ
آمريكا به خواست و اراده مردم عراق در مورد برگزاري همه
پرسي باشد.
آمريكاييها از سوي ديگر هنوز خود را به درستي درگير
بازسازي اقتصادي و سياسي عراق نكرده اند. آنها از مدتها
پيش نداي بازسازي عراق را سر داده اند ولي در عمل از
بازسازي واقعي خبري نيست .
هنوز هيچيك از طرفهاي عراقي
نظاميان
خبرگان
اساتيد
احزاب و نمايندگان طوائف و طبقات بطور جدي به
بازي گرفته نشده اند و قولهاي آمريكاييان براي ايجاد يك
جامعه مدني آزاد عملي نشده است .
همين مسئله باعث شده است كه خواستها و مطالبات
متنوع گروههاي مختلف عراقي همسو شده و به همين جهت
پيش از آغاز تابستان
مخالفت مسلحانه عراقي ها در قالب
گروههاي مقاومت شكل گرفت . اين زمان بسيار زودتر از آن بود
كه آمريكاييها انتظار داشتند.
در همين زمينه بسياري از جريان هاي افراطي ديني
سياسي نيز در منطقه خاورميانه متوجه عراق شده و با شعار
« همه با هم به سوي عراق » اهداف آمريكايي و نيروهاي ائتلاف
را در اين كشور نشانه رفتند.
آمريكايي ها با توجه به ريشه هاي القاعده
بيشترين ظن را
در اين زمينه به حاكميت عربستان بردند و كنترل مرزهاي
جنوبي عراق را تشديد كردند.
برخي تحليلگران فرانسوي و اروپايي معتقدند كه نه تنها
مقاومت ملي عراق پس از دستگيري صدام محدود نشده بلكه
به ساير نقاط كشور نيز انتشار يافته و تقويت شده
است .
شيعيان عراقي كه جمعيت قابل توجهي در اين كشور را
تشكيل مي دهند نيز به سمبل در خواستهاي ملي تبديل شده اند
و غالب طوايف قومي در اين كشور از خواست مرجعيت
عظماي شيعه در عراق آيت الله سيستاني براي برگزاري همه
پرسي حمايت مي كنند.
گرچه آمريكاييان مي كوشند تا برخي گرايش هاي شيعي در
عراق را به كشور همسايه ايران نسبت دهند ولي امروزه همه
مي دانند كه رهبري شيعي در عراق و نجف كاملا مستقل از
ايران عمل كرده و با عملكرد خود بهانه را از دست نيروهاي
ائتلاف گرفته است .
با همه اين احوال مرجعيت شيعي در عراق تمامي تلاش
خود را براي حفظ نظم در عراق و هماهنگي با نيروهاي ائتلاف
در فراهم نمودن امنيت براي مردم عراق مصروف داشته است .
اروپايي ها بر اين گمانند كه درخواست رفراندم از سوي
مرجعيت شيعي با توجه به اكثريت شيعي براي بدست گيري
قدرت در عراق است در حالي كه آيت الله سيستاني عدم
دخالت خود را در مسايل سياسي تاكنون به اثبات رسانده
است .
ولي اگر نتيجه اين درخواست
برقراري يك حكومت
مركزي مقتدر در دست عراقي ها باشد
اين همان چيزي است
كه آمريكايي ها از ايجاد آن بيم دارند و به علاوه مي كوشند كه
نفوذ شيعيان را در حكومت آينده محدود سازند.
در زمان حاضر جريان وطني و ملي گرايانه در عراق به
نحو پيچيده اي با گرايشهاي شيعي پيوند خورده است . دفاع از
منافع ملي عراق و خواست همه طوايف عراق توسط شيعيان به
علاوه مخالفت ديرپاي شيعيان در زمان حاكميت صدام و
هزينه هاي بسيار اين مبارزه به آنان جايگاهي خاص داده است .
آمريكاييها مي كوشند تا هم از بار اين نفوذ بكاهند و هم
بهره برداري لازم را از آن كرده باشند
معلم آنان در اين جريان
انگليسي ها هستند كه از نزديك با حوزه و جامعه شيعه عراق
آشنا هستند.
آمريكاييان فهميده اند كه نمي توان به شيوه مستقيم و
عريان اين كشور را اداره كرد به همين جهت آنان با در پيش
گرفتن استراتژي خروج در دراز مدت تلاش دارند چهار هدف
عمده زير را بتدريج عملي سازند
تمركز نيروهاي آمريكايي در مراكز حساس و نفتي عراق
آماده سازي زمينه براي تشكيل يك مجلس موسسان كه
بتواند با سازماندهي مناسب و پيش بيني شده زمينه را براي
يك همه پرسي عمومي و انتقال حاكميت در عراق فراهم
سازد.
تشكيل و آموزش نيروي پليس و انتظامات قابل اعتماد
محلي
جايگزيني نيروهاي خارجي و بازگرداندن نيروهاي نظامي
آمريكا به كشور و يا پايگاههاي آمريكا در منطقه .
بيم آمريكايي ها از اين است كه اندكي محاسبه غلط در
اجراي هر يك از اين چهار هدف بتواند به نيروهاي مقاومت
عراقي اجازه عرض اندام دهد و از سوي ديگر دولت جايگزين
نتواند در زمان مناسب مشروعيت لازم را در اين كشور كسب
كند.
پليس محلي نيز مي تواند از سوي گروهاي مقاومت مورد
حمله قرار گيرد و به علاوه نيروهاي خارجي كه نه اين كشور را
مي شناسند ونه با زبان و مسايل آن آشنايي دارند درگير
ماجرايي شوند كه هم از حضور خود پشيمان شده و هم
دستاورد آمريكاييها را به باد دهند.
با همه اين وجود و همكاري كه كردها در جريان اين
حاكميت موقت از خود با آمريكايي ها نشان داده اند
آنها
دريافته اند كه براي يك حضور ديرپا و مطمئن در عراق بايد با
نيروي اصلي يا شيعيان عراق كنار بيايند.
آمريكاييها با نزديكي به شيعيان عراقي مي توانند تا
حدودي مشروعيت حضور خود دراين كشور را توجيه كنند.
شيعيان عراقي نيز با برخوردهاي پخته نقش پدرانه اي را نسبت
به ساير طوايف و قبايل عراقي از خود نشان مي دهند.
در ميان شيعيان نيز گروههايي كه زمينه ارتباط تاريخي با
خارجيان دارند نمي توانند چندان طرف اعتماد ملي قرار گيرند
و وزنه اين اعتماد در جانب نيروهاي محافظه كار و سنتي
سنگيني مي كند.
نيروهاي سنتي و محافظه كار نيز در دفاع از شريعت و
اجراي سنتهاي ديني اصرار دارند و بنا بر اين تاكيد آمريكاييها
در تشكيل و تدوين دولت و قانوني بر مبناي لاييسيته در اين
كشور با تناقض روبه روست .
آمريكاييها از سويي مي كوشند تا با تدوين قوانين لاييك
و تشكيل دولتي ضعيف
گرايش هاي ديني را در حاكميت آينده
عراق به حداقل برسانند و از سوي ديگر خواست گروهاي
سنتي و محافظه كار شيعي در عراق با اين هدف همخواني
ندارد.
آمريكاييها در زمان حاضر منتظرند تا مهمات و آذوقه
نيروهاي مقاومت تمام شود ولي اين انتظار تمام شدني نيست
چرا كه نيروهاي مقاومت با تشكيل شبكه هاي داخلي ميان خود
از سويي و وجود سلاح و مهمات در همه جاي عراق مي توانند
تا مدت زمان زيادي دوام بياورند.
آمريكايي ها در اين ميانه شايد بتوانند فقط ارتباط
خارجي اين نيروها را با شبكه القاعده
« انصارالاسلام » و ساير
شبكه هاي تند رو قطع كرده و آنها را در داخل عراق مهار كنند.
كردهاي عراقي نيز كه مدتهاي زيادي با حكومت صدام
جنگيده اند و از سوي ديگر به دليل اعتقادات اسلامي خود در
اين ميانه جاي خاصي دارند نمي توانند از سوي آمريكاييها
ناديده گرفته شوند.
كردها مي خواهند خود مختاري محلي
نيروهاي نظامي و
مناطق حساسي چون كركوك را براي خود حفظ كنند. هرگونه
اهمال از سوي آمريكايي ها در برابر اين درخواست ها مي تواند
همچنان مقاومت آنان را زنده نگهدارد.
كردها تاكنون همكاري خوبي با آمريكايي ها داشته اند و
نيروهاي ائتلاف نيز به آنان تاكنون اعتماد كرده اند ولي
درخواست يك نظام فدرال با حق حفظ مناطق نفتي شمال
اندكي براي آمريكايي ها مسئله آفرين است .
كردها مشكل امنيت ندارند
در طول ساليان گذشته آنان
توانسته اند نشان دهند كه با وجود پيشمرگ ها مي توانند مناطق
تحت نفوذ خود را به خوبي كنترل كنند.
از سوي ديگر آنان مردماني جنگجويند و از بودن در
كوهستان و جنگيدن با مخالفين شان باكي ندارند. همكاري آنها
با شيعيان و مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق نيز خاطره
خوبي در ذهن مردم از همزيستي مسالمت آميز ميان شيعه و
سني بجا گذاشته است .
در عين حال آنان مي دانند كه ايجاد يك كشور مستقل كرد
به دلايل عديده امكان پذير نيست
به همين دليل به تاسيس
يك عراق آزاد و دمكراتيك با حفظ حق خود مختاري مناطق
رضايت داده اند.
نكته اي كه از ديد آمريكاييها پنهان نيست خوشبيني كردها
به شيعيان عراق است . كردها از سني مذهبان به ويژه عرب
شمال چندان دلخوشي ندارند چرا كه همواره آنان را در زمان
حاكميت صدام
پشتيبان عضو حزب بعث و ياور ديكتاتور
عراق ديده اند.
با اين وجود حاضر نيستند در اين زمان حساس اختلاف
ايجاد كنند ولي اتحاد آنان با شيعيان را نيروهاي ائتلاف
دريافته اند. نيروهاي آمريكايي مي دانند كه اتحاد كردها با
شيعيان يك اتحاد اكثريت مطلق در عراق است و بايد با آن كنار
آمد.
وضعيت كردستان بيشتر به يوگسلاوي سابق شبيه است
وجود اقوام مختلف تركمن
آسوري
كرد و عرب از اين منطقه
يك شرايط حساس ساخته و نيروهاي آمريكايي كه تجربه
حضور در بالكان را دارند از اين نگرانند كه كمي بي توجهي در
اين منطقه
آتش اختلافات قومي را دوباره شعله ور كند.
نتيجه اين نوشتار آنكه آمريكا در وضعيت پيچيده اي در
عراق گرفتار شده است . بي توجهي در آغاز به توصيه هاي
انگليسي ها و سپس انتخابات پيش رو در آمريكا زمان را براي
دولتمردان واشنگتن بسيار تنگ كرده است .
اگر آمريكاييها نتوانند پيش از آغاز تبليغات رياست
جمهوري بيلان خوبي از حضور خود در عراق به افكار عمومي
كشور خود ارائه كنند
شكست را متحمل شدند.
رقيب جرج بوش و بسياري از شخصيت هاي سياسي در
صددند تا هزينه هاي حضور آمريكا در عراق را بسيار برجسته
كنند و گروه تندروي پيرامون بوش خوب مي داند كه اگر نتواند
از اين رويداد داخلي مهم به سلامت گذر كند در واقع بسياري
از نقشه هاي لابي يهود طرفدار باند بوش در آمريكا به مخاطره
افتاده است .
در حالي كه بسياري از شهروندان عراقي هنوز
از بنزين و برق در كشور خود محرومند
آمريكاييها تمامي منابع انرژي اين كشور را با
امضاي قرارداد به شركتهاي آمريكايي واگذار
كرده اند
بسياري از قراردادهاي كليدي و پايه اي در
عراق به شركتهايي واگذار شده است كه از
شركاي اصلي سازمان سيا و پنتاگون هستند
بوش بخوبي مي داند كه اگر نتواند تصوير
روشني از حضور نظامي آمريكا در عراق به
افكار عمومي كشور خود ارائه كند
يقينا در
انتخابات رياست جمهوري شكست خواهد
خورد
معلم بوش در زمينه نوع مقابله با نفوذ شيعيان
در عراق
انگليسي ها هستند. زيرا آنها سابقه
روياروئي با شيعيان و حوزه هاي علميه عراق را
در پيشينه رفتار سياسي خود در اين كشور دارند

|