روزنامه جمهوري اسلامي 19/12/1382 صفحه عقيدتي
سيماي زنان در آينه عاشورا




دكتر غلامرضا رحمدل
آخرين قسمت
سفيران حماسه اسارت
يكي از ويژگي هاي عاشورا باز توليد و بازآفريني مفاهيم و بازسازي تلقي ها و ذهنيت ها و در نتيجه , بازسازي تاريخ است . در يك تقسيم بندي مي توانيم تاريخ را به اعتبار نوع نگاه مفسر تاريخ , به دو تيره متمايز از هم بخش بندي كرد :
1 ـ تاريخ به معناي روايت گذشته و گذشتگان كه از آن به تعبير مي شود . اين تلقي از تاريخ فاقد جوهره نقد History است و به قول گادامر , discourse و گفتمان Critical متن , ظرفيت لازم را براي آميزش افق ذهن مولف و افق انتظار خواننده ندارد. چنين متني از تاريخ تضمين كننده منطق مكالمه نيست و در نتيجه ساختار تاريخ منطبق با Dialogical ساختار افسانه است .
Chronologicaltime 2 ـ تاريخ به معناي زمان مسلسل كه مبتني بر نقد و گفتمان و منطبق مكالمه است و مفسر مانند محققي كه ورق پاره هاي يك متن تاريخي را با معياري روشمند شناسايي و در شمارگان واقعي فهرست بندي مي كند , مي كوشد اجزا گسسته و پراكنده تاريخ را به روش علمي به هم الصاق نموده و فهرست منسجمي از مندرجات تاريخ را به رويت خواننده يا منتقد قرار دهد. اين الگو از قرائت تاريخ استوار به و بازخواني Revisision اسلوب بازنگري متن با هدف بازيافت جوهره تاريخ است . اين Reyeading قرائت از تاريخ , ذهنيت سنتي و نقدناپذير مخاطب را نسبت به ظرفيت دروني انسان در مواجهه با حوادث , اصلاح و بازسازي مي كند و چرخش آزاد توانش انسان Reconstruction را به نمايش مي گذارد.
در اين نگرش از تاريخ , مفاهيمي مانند شكست , اسارت , محاصره و... از قرائت پيشين خود , قالب تهي مي كنند و چشم انداز منفعل آنها در فرايند قرائت نوين , فعال مي شود. عاشورا مصداق بارز چنين بستري از تاريخ است .
اعراب , شكست را , خاصه آنگاه كه زنان به اسارت درمي آمدند مظهر ذلت مي دانستند و بسياري از آنها جنگ را فقط براي غارت و يغماگري و غنيمت گيري مي خواستند و ارزيابي آنها از جنگ به قول نيچه مبتني بر اراده معطوف به قدرت بود. لذاست كه وقتي عبيدالله بن حر جعفي رئيس قبيله بني جعفي كوفه كه شاعر و اديب و جنگجويي سرشناس بود , در محل عذيب هجانات , امام حسين (ع ) او را به ياريگري طلبيد , عبيدالله بن حر علي رغم حرمتي كه براي امام و نهضت حق طلبانه آن حضرت قائل بود , از ياريگري آن حضرت سربرتافت و يكي از عذرهايي كه در اين سرتافتن آورد اين بود كه مي گفت : قرائن و شواهد همه گوياي شكست اين سپاه در مقابل بني اميه است , من در سپاهي كه شكستن حتمي است وارد نمي شوم .
برخي از فلاسفه در خصوص ماهيت انفعالي « شكست » آنچنان مبالغه مي كنند كه شعر شكسته معاصر را نيز , نشانگر همسويي ناخودآگاه هنر با نسل معاصر مي دانند كه از آن به « نسل شكست » تعبير مي شود و مي گويند كه به موازات شكستهاي اجتماعي , قالبهاي ادبي شكسته مي شوند و شعر بار تمام اين شكستها را به دوش مي كشد (ادبيات چيست , ژان پل سارتر , ترجمه ابوالحسن نجفي ـ مصطفي رحيمي , كتاب زمان تهران چاپ اول ص 35 ) .
اعراب , در مورد اسارت نيز , ذهنيتي كاملا منفعل داشتند و آن را مظهر ذلت مي دانستند. اما عاشورا , , قرائت مرسوم و زنگار گرفته تاريخ را دگرگون كرد , از خاك سوخته كربلا ام القراي شهادت ساخت و از « اسارت » بستر « آزادگي » . زنان Defamilia حماسه ساز عاشورا در آشنايي زدايي ذهنها از رسوبات مفاهيم زنگار خورده نقش به Rization سزا داشتند و صبر و ثبات قدم جانمايه اين نقش را به سزا بود.
قافله سالار زنان كربلا , زينب (س ) بود كه شرح و تحليل حضور آگاهانه جامع الاطراف او پژوهش مستقلي را مي طلبد و در اين وجيزه كه بيشتر اختصاص به زنان كمتر شناخته شده دارد نمي گنجد. زينب (س ) وقتي كه تحت نظارت شديد ماموران اموي , در روند اسارت به كوفه رسيد با خيل زنان و مرداني مواجه شد كه ديروز بر سر كشتن تن پاره هاي رسول خدا (ص ) از هم سبقت مي جستند و امروز براي اسارت بازماندگان همان شهدا اشك تمساح مي ريزند , اما بجاي آنكه تحت تاثير فضاي عاطفي به وجود آمده , موضعي انفعالي و ترحم برانگيز به خود بگيرد با خطبه اي فصيح و بليغ و در عين حال كوبنده و افشاگر , سيماي سرافراز پيروزي را در آينه شكست به نمايش گذاشت . به شالوده باور مردم بر ترادف ذلت و اسارت , تبر ترديد فرود آورد و ذهنيت ها و زاويه هاي ديد را لايروبي و بازسازي كرد.
وقتي كه سخنان زينب تمام شد , يكي از مخاطبان در حاليكه قطرات اشك بر گونه هايش مي لغزيد لب به سخن گشود و گفت ... ايمان استوارتان آنچنان اقتداري به شما بخشيده است كه در هيچ شرايطي نه خوار مي شويد و نه مغلوب (از كربلا تا حره , دكتر غلامرضا رحمدل ص 48 )
وقتي كه اسراي آزاده را به قصرابن زياد در كوفه بردند , در آن جا نيز زينب (س ) در پاسخ به پرسش متكبرانه ابن زياد كه گفته بود : كار خدا را با خاندانت چگونه مي بيني جمله اي گفت كه مفهوم « اسارت » را از حضيض « ذلت » به اوج (عزت معطوف به زيبايي ) ارتقا داد , آنجا كه فرمود : مارايت الا جميلا. يعني من اين اسارت را كه به زعم تو عين ذلت است , (محض زيبايي ) و « زيبايي محض « مي بينم . صلابت تدبير زينب كه ابتكار عمل يك مواجهه نابرابر را در دست گرفته , و با اعتماد به نفس و خودباوري , چشم اندازي از تاثيرگذاري و كارآمدي زن مسلمان در مديريت بحران را به نمايش گذاشته بود , ابن زياد را به موضعي كاملا انفعالي انداخت . ثبات قدم و اعتماد به نفس زينب از يك سو و عصبيت ابن زياد از سوي ديگر , آن دو را به يك مواجهه گفتاري انداخت . در اين مواجهه , احتجاجات ابن زياد , جدل مبتني بر گفتار تك سويه و پرخاشگرانه بود و پاسخهاي زينب (س ) مبتني بر منطق و گفتمان فعال و افشاگرانه و dialogical مكالمه روشنگرانه جدل ابن زياد معطوف به قدرت بود و منطق زينب (س ) معطوب به ايمان . لذاست كه ابن زياد علي رغم آنكه مانند پدرش زياد بن ابيه در فن خطابه زبردست بود , در مقابل منطق زينب تاب مقاومت نياورد و در حالتي آميخته با غرور و شكست رو به زينب كرد و گفت : تو سخنور و سجع پردازي , پدرت نيز سخنور بود (تاريخ طبري , ج هفتم , ص 3068 )
زينب بعد از عاشورا , در صحنه هاي شكوهمند حماسه حضور , تنها نبود بلكه زنان پرهيزگار ديگري نيز او را در اين كار ياري رساندند.
اين زنان پرهيزگار , روز عاشورا در كربلا حضور داشتند , برخي از آنها مانند رباب دختر امر القيس كلبي (با امرو الفيس كندي صاحب معلقه فرق مي كند) و رمله مادر قاسم بن حسن (ع ) , بنت الشيليل البجليه مادر عبدالله بن حسن , رقيه دختر امام علي (ع ) و مادر عبدالله بن مسلم . و مادر كودكي بنام محمدبن ابي سعيد بن عقيل , كشته شدن فرزندان خود را با چشمهاي خود ديدند , اما براي رضاي خدا و براي گرم نگه داشتن نهضت پيشوايشان صبوري ورزيدند و با صبر و ثبات قدم انقلابي در تكميل منظومه عاشورا مشاركت جستند. رباب شاهد ذبح فرزند خردسال خود عبدالله (علي اصغر) در آغوش حضرت سيدالشهدا بود. تير پرتابي حرمله بن كاهل اسدي , بر گلوي عبدالله شيرخواره در حاليكه حسين (ع ) به عنوان آخرين وداع او را در بغل خويش گرفته بود , اصابت نمود و بوسه وداع را در حجه الوداع خيمه ها به خون نشاند. حسين (ع ) با شمشير , قبر كوچكي براي ذبيح خردسال عاشورا حفر كرد و با دست خود اورا به خاك سپرد.
محمدبن ابي سعيد بن عقيل , بعد از شهادت عاشورائيان در جريان هجوم وحشيانه يزيديان به سوي خيمه ها , در حاليكه از شدت ترس عمود خيمه را به دست گرفته بود در مقابل چشمان مادرش به قتل رسيد , فردي بنام لقيط , ياهاني , كه در زمره سواران مهاجم بود , با مشاهده كودك از اسب به زمين آمد , كودك را بر زمين نشانيد و سرش را بريد. (رك ابصارالعين في انصارالحسين , ص 130 ) ام الثغر مادر جعفربن عقيل و فكيهه ما در قارب نيز از جمله زنان شاهده كربلا بودند. آنها نيز شاهد كشته شدن فرزندان خود به دست دشمنان بودند. سماوي در ابصارالعين به نقل از امالي شيخ صدوق نوشته است كه دو تن از كودكان خردسال جعفر بن عقيل بعد از عاشورا گريختند و در بين راه گم شدند و به خانه فردي از قبيله طائي پناه آوردند.
اما آن فرد ناميزبان , دو كودك را به طمع جايزه با كمال قساوت سربريد و سرهاي بريده را تحويل ابن زياد داد (ابصارالعين في انصارالحسين ص 130 ) يكي از شكوهمندترين حركتهاي حماسي اين زنان , عمل نمادين آنها در كاخ ابن زياد بود , آنها به محض ورود در كاخ , دور زينب (س ) حلقه زدند و او را مانند نگين در برگرفتند و بدين ترتيب عزم آهنين خود را در پاسداري از آرمانهاي شهيدان كربلا به پيشواي زينب (س ) پيام آور بزرگ كربلا به نمايش گذاشتند.
اين زنان بعد از عاشورا , با صبر و استقامت و ثبات قدم خود , زينب را در اعمال مديريت مدبرانه كاروان آزادگان ياري مي كردند و اگر چه دلهايشان از داغ تن پاره هاي شهيدشان خونين بود , اما حسرت يك « آخ » را بر دل دشمن گذاشتند. وقتي كه به مدينه رسيدند حاصل مشاهدات خود را با زباني تاثيرگذار و بعضا به زبان شعر براي مردم بازگو مي كردند و با روايات مستند خود از حماسه عاشورا ضمن تبيين مراتب مظلوميت اهلبيت ماهيت رياكارانه بني اميه را افشا مي كردند , رباب همسر امام حسين و مادر عبدالله رضيع , برخوردار از ذوق ادبي بود. او به امام حسين (ع ) ارادتي ويژه داشت , در سوگ آن حضرت اشعار سوزناكي سرود از جمله قطعه شعري با ابيات زير :
ان الذي كان نورا يستضا به
في كربلا قتيلا غيرمدفون
سبط النبي جزاك الله صالحه
عنا و جنبت خسران الموازين
قد كنت لي جبلا صلدا الوذبه
و كنت تصحبنا با لرحم والدين
من لليتامي و من للسائلين و من
يغني و ياوي اليه كل مسكين
والله لاابتغي صهرا بصهركم
حتي اغيب بين اللحد و الطين
واحسينا فلانسيت حسينا
اقصدته اسنه الاعدا
غادروه بكربلا صريعا
لاسقي الله جانبي بكربلا
بعد از عاشورا , اشراف قريش , يكي پس از ديگري از رباب خواستگاري نمودند اما او به همه آنها پاسخ منفي داد و گفت بعد از حسين (ع ) به تزويج هيچكس درنمي آيم . رباب بعد از يكسال تحمل شدايد و ناملايمات در فراق امام حسين (ع ) از فرط اندوه جان سپرد (ريا حين الشريعه صص 317 ـ 315 و ادب الطف , جز اول , ص 61 ) .
نتيجه گيري
علي رغم اشاعه فرهنگ مرد سالار حاكم بر عراق و عربستان در زمان حاكميت بني اميه و تاثير آن در تنظيم روابط خانوادگي , عرضه حماسه عاشورا , از حضور مسئولانه زنان مسلمان خالي نيست . زنان عرب در امور خانه و خانواده آنچنان تحت سلطه مردان بودند كه در مقابل سخت ترين فشارها مجال اظهارنظر نداشتند. آنان در قضيه عاشورا , حصارهاي ترس را شكستند و نسبت به عملكرد همسران خود بخاطر مباشرت و معاونت آنها بر قتل حسين (ع ) اعتراض كردند. زنان علاوه بر آن در عرصه هاي ديگر نيز نقش تعيين كننده و كارساز داشتند از جمله :
1 ـ عرصه كادرسازي ايدئولوژيك كه يكي از مراكز كادرسازي مكتب ماريه در بصره بوده است .
2 ـ حضور در عرصه شهادت , مانند ام وهب
3 ـ حضور در عرصه استدلال و منطق , مانند دلهم همسر زهيربن قين
4 ـ حضور در عرصه تشجيع حماسه آفرينان , مانند ام وهب , ام عمروبن خياده وام خلف
5 ـ عرصه شعر و ادب , مانند ام لقمان دختر عقيل و فاطمه دختر حزام
6 ـ حضور در عرصه مقاومت و پافشاري برعقيده , مانند عمره همسر مختاربن ابي عبيد ثقفي
منابع
1 ـ ادب الطف , جواد شبر , الجزالاول , دارالمرتضي .
2 ـ الانساب الاشراف , بلادزي , دارالفكر لبنان , چاپ اول 1417 هـ ق
3 ـ الاعلام , زركلي , دارالملايين بيروت , چاپ دوم , 1989 ميلادي
4 ـ اعلام النسا المومنات , محمدالحسون , ام علي مشكور , انتشارات اسوه 1411 هـ ق .
5 ـ ابصارالعين في انصارالحسين , محمدبن الشيخ طاهرالسماوي منشورات مكتبه بصيرتي .
6 ـ الارشادفي معرفه حجج الله علي العباد , محمدبن النعمان ملقب به شيخ مفيد. با ترجمه و شرح حاج سيدهاشم محلاتي , انتشارات علميه اسلاميه , چاپ دوم .
7 ـ از كربلا تا حره , دكتر غلامرضا رحمدل , انتشارات دانشگاه گيلان , 1380
8 ـ تذكره الخواص , سبط ابن الجوزي , انتشارات موسسه اهل البيت بيروت 1401 هـ ق
9 ـ تذكره شهداي كربلا , دكتر غلامرضا رحمدل , انتشارات دانشگاه گيلان
10 ـ تاريخ طبري , محمدبن جرير طبري , ترجمه ابوالقاسم پاينده , انتشارات بنياد فرهنگ ايران 1352
11 ـ دايره المعارف تشيع , زير نظر احمد صدر حاج سيد جوادي , كامران فاني , بهاالدين خرمشاهي نشر شهيد سعيد محبي تهران 1375
12 ـ رياحين الشريعه , شيخ ذبيح الله محلاتي , دارالكتب الاسلاميه
13 ـ رجال الطوسي , ابي جعفر محمدبن الحسن الطوسي , تحقيق جوادالقيومي الاصفهاني , موسسه ونشر الاسلامي 1415 هـ ق
14 ـ سيره رسول الله , دكتر عباس زرياب , انتشارات سروش , چاپ دوم 1376
15 ـ كامل , عزالدين علي بن الاثير (ابن اثير) , ترجمه عباس خليلي , شركت چاپ و انتشارات علمي .
وقتي سخنان حضرت زينب (س ) با مردم كوفه به پايان رسيد , يكي از مخاطبان درحالي كه قطرات اشك بر گونه هايش مي لغزيد لب به سخن گشود و گفت : ايمان استوارتان آنچنان اقتداري به شما بخشيده است كه در هيچ شرايطي نه خوار مي شويد و نه مغلوب .
حضرت زينب (س ) در جمع مردم كوفه با خطبه اي فصيح و بليغ و در عين حال كوبنده و افشاگر , سيماي سرافراز پيروزي را در آئينه شكست به نمايش گذاشت .