
ث علي شيرازي
بي شك
يكي از مهمترين ابعاد رجعت به فرهنگ اصيل
بومي
مقابله با مظاهر و دسيسه هاي فرهنگ بيگانه است .
پيشرفت و گسترش علم و تكنولوژي در چند دهه اخير
شيوه
زندگي انسانها را دستخوش تغيير و تحولات بسيار كرده است .
انجام كارها به طور باور نكردني سريع تر و سهل تر شده و به تبع
آن ساعات استراحت و تفريح مردم افزايش يافته است . امروزه
در تمام كشورها خصوصا كشورهاي فقير و در حال توسعه
پركردن اوقات فراغت افراد بخصوص كودكان و نوجوانان به
يك معضل بزرگ تبديل شده است
بطوريكه دولتها به فكر
افتاده اند با انجام اقداماتي
پي آمدهاي نامطلوب فشارهاي
رواني ـ اجتماعي ناشي از بيكاري و بطالت را به حداقل
برسانند. پرواضح است كه در صورت سهل انگاري و ناديده
گرفتن اين مشكل
راه براي نفوذ و منفعت جويي افراد و
كشورهاي سلطه جو كه طرق و وسايل پر كردن اين خلا را
دارند باز خواهد شد و اين آغازيست كه به از دست دادن هويت
فرهنگي ـ قومي و وابستگي سياسي ـ اقتصادي كشورها منتهي
خواهد گرديد. روشن است در اين مبارزه كه هدف حراست و
نگهداري ميراث فرهنگي كشورهاي تحت تهاجم جهان سوم
است
سياستهاي هوشمندانه
منطقي و عملي به همراه
برنامه ريزيها و سرمايه گذاريهاي جامع و درازمدت ضروري
هستند.
زندگي انسانها شامل يك فرآيند زنجيره اي
تصميم گيريهاي مختلف است . در هر فرآيند تصميم گيري كه
منجر به انتخاب بهترين راه حل در ميان راه حلهاي ممكن
مي شود
مرحله مقايسه و ارزيابي حايز اهميت بسيار است .
معيار مقايسه ها و انتخابها در زندگي ما عمدتا بر اساس انطباق
و پاسخگويي هر چه بيشتر يكي از راه حلها با مجموعه اي از
عوامل نظير خصوصيات فردي
موقعيت اقتصادي ـ اجتماعي
نيازها و علايق و انگيزه هاي ماست . به موجب نظريه تعادل
حياتي
هر گاه ارگانيسمي تعادل فيزيولوژيكي يا رواني خود را
از دست دهد
نيازها كه ناشي از كمبودها است بوجود مي آيند.
انسانها نيز براي كاهش يا از بين بردن نيازها اقداماتي مي كنند
كه به صورت بروز رفتارهاي مشخصي مشاهده مي شوند. حال
اگر تهاجم فرهنگي منجر به گرايشها و رفتاري نامطلوب و
انحرافي شده است
طبيعي و منطقي است كه در جستجوي
چراهايي باشيم كه اين چنين رفتارهايي نظير تماشاي فيلمهاي
نامناسب ماهواره يي و ويدئويي و پناه بردن به موادمخدر و
تقليد از مد لباسها را موجب شده اند. چرا بعضي افراد هنگام
مقايسه و انتخاب
تماشاي فيلمهاي نامناسب را به كتاب
خواندن و ورزش ترجيح مي دهند آيا به خاطر اينست كه
سطح فرهنگشان پائين است
يا كتابخانه و ورزشگاه مناسب در
دسترس نيست و يا فيلمهايي ويدئويي حاوي صحنه هايي است
كه ارضاكننده يك يا چند نياز آنهاست با توجه به آنچه گفته
شد
قدر مسلم اينست كه مبارزه با تهاجم فرهنگي موقعي
موفقيت آميز است كه اقدامات بعمل آمده منجر به ايجاد
فعاليتهايي شود كه نه تنها با فعاليتهاي نامطلوب فوق الذكر به
رقابت بپردازد
بلكه آنقدر جذاب و پاسخگو به نيازها باشد كه
عده كثيري را به خود جلب كند. از طرف ديگر
اگر اقدامات ما
در ارتباط با تهاجم فرهنگي در حد شعار متوقف شود و يا
سطحي و كمرنگ باشد نخواهيم توانست به طور پايدار و موثر
جايگزيني براي رفتار ناشي از مشاهده مظاهري از فرهنگهاي
بيگانه بيابيم .
شكي نيست كه ما تهديدها و خطراتي ناشي از تهاجم
فرهنگي را احساس كرده ايم
اما مشكلات متعدد اقتصادي ـ
اجتماعي ناشي از جنگ تحميلي
تحريمهاي اقتصادي
بازسازي كشور و نيازهاي نامحدود مردم تا به حال مانع
شده اند تا اقدامات اساسي و مناسب در مواجهه با اين مشكل
صورت گيرد. از طرف ديگر بايستي متذكر شويم كه صرفا
احساس تهديد و خطر كافي نيست . كيفيت و كميت اقدامات ما
در رابطه مستقيم با درجه درك ما و پذيرفتن ضرورت مقابله با
انگلهاي بي شماري است كه به پيكر فرهنگ و توسعه كشور
افتاده است . به عبارت ديگر همانطوري كه در جبهه هاي جنگ
تحميلي با توسل به اعتقادات مذهبي
خصوصيات فرهنگي و
سرمايه گذاري هاي عظيم مادي
مالي و انساني توانستيم
ناممكن را ممكن كنيم و بر دشمن و توطئه ابرقدرتها فائق آئيم
مي بايستي در اين جبهه نيز با تمام قدرت و با بهره وري از آنچه
كه در توان داريم به كارزار جنگ فرهنگها و تسخير قلبها و
افكار برويم .
اگر يكي از شاخص هاي اهميت هر بخش از خدمات
دولتي
نسبت بودجه تخصيص يافته به آن بخش به كل بودجه
دولت باشد مي توانيم بگوئيم كه حداقل در چند سال اخير
آمار بودجه هاي تخصيص يافته به فعاليتهاي فرهنگي تناسب
منطقي با حساسيت و اهميت مقابله با تهاجم فرهنگي را
نداشته است . يكي از راههاي مبارزه با تهاجم فرهنگي
توسعه
و اشاعه فرهنگ اصيل است كه مستلزم صرف هزينه هاي
هنگفت و سرمايه گذاريهاي متعدد در سراسر كشور است
اما
بدليل بازدهي كم اقتصادي
سرمايه گذاري در اين بخش
(نسبت به سرمايه گذاري در بخشهاي صنعتي
كشاورزي و
خدماتي ) به ندرت صورت گرفته و نتيجتا دولت مي بايستي
سرمايه گذار اصلي در پروژه هاي فرهنگي باشد و يا با اعطاي
كمكهاي مالي بسيار زياد در جذب مشاركت مردم و
سرمايه گذاري خصوصي در اين بخش را بنمايد. ولي عليرغم
مسئوليتها و محدود بودن توان مالي دولت
اهميت و حياتي
بودن اين موضوع ايجاب مي كند كه دولت با استفاده از تمام
امكاناتش به برنامه ريزي و سرمايه گذاري جامع و درازمدت در
اين بخش عنايت بيشتري نشان دهد.
حال ما مختصرا به سرمايه گذاريهايي اشاره خواهيم كرد
كه در مقابله با مظاهر منفي تمدن غرب
هدف ارتقا سطح
فرهنگ و آگاهيها و نهايتا بازيابي اصالت فرهنگي را
دارند.
تمركز زاديي از توسعه فرهنگي
روند تغيير و تحولات در كشور حكايت از اين دارد كه
دولت مصمم است با توجه خاص به نقاط محروم
اختلاف
فاحش سطح زندگي در نقاط مختلف كشور را كاهش داده تا به
تدريج همه مردم در گوشه و كنار كشور از حداقل خدمات و
امكانات رفاهي برخوردار شوند. در اين راستا سعي بر آن است
كه برنامه هاي توسعه اقتصادي شامل تمام نقاط كشور بشود تا
از اين طريق هم در جهت محروميت زدايي گام برداشته شود و
هم با بهره وري از توانائي ها و نيازهاي منطقه اي به پويايي
سيستم اقتصادي ـ اجتماعي كشور كمك گردد. متاسفانه
توسعه و اشاعه فرهنگي كه شامل فعاليتهاي گوناگون است هنوز
نتوانسته جايگاه ويژه و در خور اهميتش را پيدا كند
اما چون
بحث فعلي ما در ارتباط با فعاليتهاي فرهنگي اي است كه در
مقابله با تهاجم فرهنگي موثر است
از بررسي همه جانبه
توسعه فرهنگي چشم پوشي كرده و تنها به كمبودها و ارائه
پيشنهاداتي بسنده مي كنيم كه در ارتباط با موضوع مورد بحث
ماست .
با وجود تلاش دولت در جهت تمركز زدايي
شواهد در
مورد فعاليتهاي فرهنگي بيانگر اين واقعيت است كه اكثر اين
نوع فعاليتها هنوز در تهران متمركز هستند و گويي
دست اندركاران امور فرهنگي قصد ندارند كه همگام با
سياستهاي تمركز زدائي اقتصادي دولت به تمركز زدايي
فرهنگي و محروميت موجود در اين زمينه خاتمه دهند. مروري
اجمالي به برنامه ها و فعاليتهائي كه تفريحي
هنري
فرهنگي و
ورزشي محسوب مي شوند ما را متوجه اين نكته مي كند كه
بيش از 80 درصد آنها فقط در تهران كه 10 درصد جمعيت
كشور را داراست برگزار مي شود و 90 درصد بقيه مردم در ساير
نقاط
وجود نمايشگاهها و كنفرانسهاي بين المللي و داخلي
گالريهاي نقاشي
تاترها
جشنواره ها
نمايشگاههاي كتاب و
هنرهاي دستي و سنتي داخل و خارج و غيره را از طريق اخبار
علمي ـ فرهنگي ـ هنري تلويزيون دنبال مي كنند. اگر اين تبعيض
و انحصارطلبي نيست
پس چيست و چه مفهومي دارد آيا
وضعيت موجود ناشي از اين اعتقاد است كه هنرمندان
صنعتگران
دانشمندان و علاقمندان به نقاشي
فيلم
كتاب و
دست آوردهاي صنعت و تكنولوژي همگي در تهران ساكن
هستند يا اينكه ساير شهرنشينان ايراني به سطح فرهنگي و
درك كافي نرسيده اند كه آثار هنري ـ ادبي را دريابند و آنها را
تحسين كنند
بنابراين صرف هزينه هاي انتقال و برگزاري اين
نوع نمايشگاهها در شهرهاي ديگر توجيه اقتصادي ندارد و
بالاخره شايد مبناي استدلالها بر اين است كه فقط تهراني ها
اوقات فراغت كافي دارند و تهاجم فرهنگي در تهران بيشتر از
ساير نقاط كشور است سخن در مورد توزيع ناعادلانه بودجه
امور فرهنگي و كمبود شديد فعاليتهاي فرهنگي در شهرها و
روستاهاي ايران بسيار است
اما جاي هيچ شبهه اي نيست كه
عدالت اجتماعي و حساسيت موضوع ايجاب مي كند كه هر چه
زودتر به اين تبعيض بين كودكان و نوجوانان و ديگر ساكنين
شهر تهران با ساير شهروندان ايراني خاتمه دهيم و با اجرا
« تبعيض مثبت »
در جهت تعديل بهره وري از فرصتهاي
اقتصادي ـ اجتماعي و خصوصا فرهنگي كمر همت ببنديم .
مراكز تفريحي و هنري
مي توان ادعا كرد كه قديمي ترين و مهمترين مظهر فرهنگي
هنري تمدن جديد كه در شهرها و شهرستانهاي ايران
مشاهده مي شود سينماها هستند
اگرچه هنوز بسياري از
شهرستانهاي ما يا فاقد سينمايند و يا تنها سينماي موجود در
شهرداري امكانات بسيار محدود است كه فيلمهايي قديمي با
كيفيت نامطلوب را به نمايش مي گذارند. با وجود چند برابر
شدن جمعيت شهرها
تعداد سينماها ثابت مانده يا حتي كاهش
پيدا كرده است و اين كمبود در مناطقي كه فاقد مراكز ديگر
تفريحي ـ ورزشي هستند به شدت حس مي شود. واضح است
كه عدم استفاده صحيح و سالم از اوقات فراغت مي تواند
عواقب زيان بار و جبران ناپذيري را براي برخي از اهالي اين
مناطق خصوصا كودكان و نوجوانان دربرداشته باشد. حال كه
به غلط سينما مهمترين مظهر تمدن و فرهنگ شناخته شده
است
جاي تعجب و سئوال است كه چرا اكثر قريب به اتفاق
فيلمهاي توليدي در كشور به استثنا معدود فيلمهاي هنري
جشنواره اي تا اين درجه بي محتوا و غيرهنري اند كه نه داراي
پيامهاي موثر اجتماعيند و نه به ارتقا سطح فرهنگ عمومي
كمكي مي كنند. همانند صنعت فيلمسازي هند كه به يك
سوژه اي بودن فيلمهايش مشهور است
فيلمسازان فيلمهاي
تجاري ايراني به پرداختن مكرر به دو سوژه ازدواج
اعتياد و
فيلمهاي جوان پسند بي مايه معتاد شده اند! به نظر مي رسد وقت
آن رسيده كه دست اندركاران و هنرمندان صنعت فيلم ايران
قدري مسئوليت اجتماعي
فرهنگي و خلاقيت هنري خود را به
تصوير بكشند و ثابت كنند كه خلق فيلمهاي پرمحتواي
اجتماعي
هنري در انحصار چند فيلمساز نيست .
از موضوع سينما كه بگذريم مي توانيم به اين مهم اشاره
كنيم كه شهرهاي ايران بدون در نظر گرفتن وسعت و جمعيتشان
(به استثنا تهران ) فاقد نمايشگاههاي دائمي
سالن هاي
نمايش و مراكز هنري ـ فرهنگي استاندارد هستند. اين كمبود
موجب شده كه ما نتوانيم استعدادهاي هنري ـ ادبي و ورزشي
را شناسايي و يا در جهت پيشرفت و شكوفايي آنها سهم خود
را ايفا كنيم . اين حقيقتا يك فاجعه بزرگ و ضرر جبران ناپذير
به توان بالقوه شهرستانيها و روستاييان و در مجموع توسعه
كشور است كه با هيچ عذر و بهانه اي توجيه پذير نيست .
سرمايه گذاري براي ايجاد مراكز تفريحي ـ ورزشي و
هنركده هاي متنوع منطقه اي در شهرها و شهرستانها مي تواند
اولين قدم موثر در كاهش كمبود اين نوع مراكز محسوب شود.
كتابخانه ها
صاحبنظران توسعه معتقدند كه آماري چون تعداد
كتابخانه ها و كتاب هاي موجود
شمار كتابخوانها و سرانه
كتابخواني مي تواند شاخص هاي مهمي در توسعه فرهنگي ـ
آموزشي و پيشرفت كشورها محسوب شود. امروزه
مفهوم
سنتي كتابخانه ها كه به مكاني براي نگهداري منابع اطلاعاتي
اطلاق مي شد
بسيار محدود و ناقص به نظر مي رسد. در
كشورهاي پيشرفته
كتابخانه ها محور اصلي آموزش غيررسمي
پرورش استعدادها
توسعه علمي
فرهنگي و برگزاري
فعاليتهاي فرهنگي ـ اجتماعي مي باشند و از بخشهاي
جدايي ناپذير ساختمان مدارس و خدمات اساسي در شهرها و
روستاهايند كه خدماتشان نقشي مستقيم و موثر در آموزش و
يادگيري دانش آموزان و ارتقا سطح فرهنگي مردم به عهده
دارد. در اين كشورها
استفاده مردم از كتابخانه ها مشابه
استفاده شان از فروشگاه هاي مواد غذايي است . يعني همانطور
كه خانواده ها خريد هفتگي مواد غذايي شان را در روز مشخصي
از هفته انجام مي دهند
يك روز مشخصي را نيز صرف تعويض
كتابهايي كه هفته گذشته گرفته و خوانده اند مي كنند و يا به
مطالعه كتب و مجلات و انتخاب نوارهاي صوتي و تصويري
امانتي اختصاص مي دهند. جوامعي كه بدين شيوه كتابخانه را
مورد استفاده قرار مي دهند و كتابخواني را يك امر عادي و
مستمر مي دانند داراي فرهنگ كتابخانه و كتابخواني هستند كه
تحقق آن در هر جامعه اي مي تواند مبين رشد فرهنگي و پويايي
آن جامعه باشد.
متاسفانه ايجاد و راه اندازي كتابخانه ها مانند اكثر بخشهاي
خدمات دولتي مستلزم صرف هزينه هاي هنگفت در درازمدت
است
زيرا كتابخانه ها فقط با احداث ساختمان فعال
نمي شوند. خريداري هزاران كتاب
مجله و ساير منابع
اطلاعاتي و تجهيزات و وسايل مطالعه و كسب اطلاعات
هزينه هاي ثبت و نگهداري منابع اطلاعاتي
ارتباط با ناشران و
ديگر ارگانهاي آموزشي و اطلاعاتي
استخدام كتابدارها و
كارمندان خدماتي
برگزاري برنامه هاي متنوع فرهنگي ـ
اجتماعي و غيره چندين برابر مبلغ خريد زمين و ايجاد
ساختمان كتابخانه هزينه دربردارد. مضافا اينكه هزينه هاي
جاري سالانه آنها هر سال به موازات بالا رفتن ساير هزينه ها
افزايش مي يابد. اگرچه ممكن است اين شرح مختصر از
هزينه هاي كتابخانه هاي مجهز و فعال
تصويري نوميدكننده را
ترسيم كند
اما اين راهي ست كه كشورهاي توسعه يافته جهان
طي كرده اند و جهتي است كه ما براي توسعه و ارتقا سطح
آگاهي ها بايستي بپيماييم . ما نمي توانيم انتظار داشته باشيم كه
بدون سرمايه گذاري هاي منطقي مستمر و فقط در غالب شعار و
سخنراني و تبليغ در مورد مزاياي كتاب خواندن
فرهنگ
كتابخواني را در ميان مردم شكل و توسعه دهيم . اين فرهنگ
مي بايستي در طي يك يا دو نسل با گسترش و توسعه
كتابخانه ها
سرمايه گذاري در صنعت چاپ و نشر
مرتفع كردن
موانع موجود براي انتشار كتاب
افزايش و تنوع در انتشارات
دسترسي سريع و آسان به كتابها و ساير منابع اطلاعاتي
بهاي
معقولانه براي كتب و مجلات و ايجاد كتابخانه ها در مدارس و
مناطق مختلف شهرها و روستاها به وجود آمده و گسترش يابد.
ارقام مربوط به آمار منتشر شده در مورد استفاده از
كتابخانه ها و كتابخواني كشور به قدري ناچيز است كه مي تواند
ما را به عنوان كشورهاي عقب افتاده معرفي كند. براستي چطور
مي توانيم ادعاي توسعه يافته گي و پيشرفت كنيم وقتي كمتر از
يك درصد دانش آموزان ما از كتابخانه ها استفاده مي كنند و
تعداد كتابهاي موجود در كشور براي هر نفر 45 عدد (بيش از
80 عدد براي هر نفر در آسيا) و كتابهاي منتشر شده با عناوين
جديد در سال چنين معدود باشند چگونه مي توانيم ادعا كنيم
كه در قرن بيست و يكم و در عصر فضا تكنولوژي و اطلاعات
زندگي مي كنيم در حاليكه جستجو و دست يابي به يك كتاب
غالبا ماه ها به طول مي انجامد و بالاخره چگونه مي توانيم
مدعي فعاليتهاي پژوهشي و توسعه اي باشيم در حاليكه اساتيد
و پژوهشگران ما در دانشگاه ها و مراكز علمي كشور از
ابتدايي ترين ابزار اين فعاليتها يعني دسترسي به منابع اطلاعاتي
متنوع و جديد محرومند پرواضح است كه عدم درك
حساسيت وجود كتابخانه ها و به تعويق انداختن سرمايه گذاري
در امور كتاب و كتابخانه ها مي تواند حركت به سوي اهداف
توسعه و آرمانهاي جامعه را كند كند.
از آنچه كه رفت و با توجه به واقعيتهاي موجود در جوامع
امروزي مي توان استنباط كرد كه رجعت به اصالت فرهنگي
مستلزم مقابله با تهاجم فرهنگي است . در اين راستا همانطور
كه توضيح داديم
ناگزيريم كه پاسخگوي نيازها و كمبودها
باشيم و در نظر داشته باشيم كه با زور و ارعاب و تهديد و ساير
روشهاي منفي بازدارنده نمي توانيم با مظاهر تمدن غرب در
عصر تكنولوژي هاي پيشرفته
گيرنده هاي امواج صوتي و
تصويري
ماهواره ها و غيره مقابله اي موثر داشته باشيم . در
عوض بايستي در صدد باشيم كه با اتخاذ روشهاي موثر و
عملي و پاسخگويي به نياز مردم به رقابت و تفوق بر پديده ها
ابزار و نگرشهاي استثماري و استعماري بپاخيزيم و بدين
صورت آنچه را كه مسبب نفوذ بيگانگان
وابستگي كشور و
فساد جامعه مي دانيم آگاهانه از ميدان به در كنيم . شكي نيست
براي تحقق اين هدف
بايستي به اعتقادات و ارزشهاي فرهنگي
خود
صفوف منسجم مردم
قدرت ابتكار و توان بالقوه
جوانان
هنرمندان
دانشمندان و صنعتگران و رهنمودهاي
رهبرانمان اتكا كنيم
اما همزمان نياز به درك حساسيت مقابله
با تهاجم فرهنگي
سرمايه گذاري هاي جامع و درازمدت در
پروژه هاي فرهنگي ـ اجتماعي ـ آموزشي ـ تفريحي
و متنوع
ساختن زندگي اقشار مختلف جامعه نيز داريم .
اميد داريم با عنايت به الطاف پروردگار و حمايت ملت
شريف ايران بتوانيم فرهنگ اصيل خود را احيا كرده
به
استقلال واقعي دست يابيم و به رشد و توسعه كشور نائل آييم .
منابع
1 ـ شيرازي
علي « بحران مالي در آموزش و پرورش » مشهد
1371
2 jones
Barry Text of lecture U . N . c .
Australia 4891
3 ـ شيرازي
علي « آموزش بزرگسالان » دانشگاه فردوسي مشهد
1371

|