روزنامه جمهوري اسلامي 19/12/1382 صفحه سرمقاله
*****
مجلس هفتم و دولت خاتمي


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    برخلاف تبليغات پرسرو صداي رسانه هاي غربي و همسرايان داخلي آنها مجلس هفتم بايد حامي دولت خاتمي باشد. اين يك اصل است كه مقتضاي منافع ملي و مصالح كلي كشور است و نمايندگان منتخب مردم براي مجلس هفتم طبعا راهي غير از اين را برنخواهند گزيد.
    علاوه بر اينكه انتظار طبيعي مردم از نمايندگان مجلس هفتم اينست كه به دولت خاتمي كمك كنند تا موفق به حل مشكلات مردم شود اين انتظار نيز وجود دارد كه براي جبران خساراتي كه مجلس ششم به اين دولت زده است نيز تلاش نمايند. بنابراين نمايندگان منتخب مردم كه قرار است در مجلس هفتم حضور داشته باشند از هم اكنون بايد خود را براي انجام تلاشي مضاعف در جهت همراهي با دولت خاتمي و ياري رساندن به اين دولت آماده نمايند.
    شايد نيازي به توضيح در اين زمينه نباشد ولي براي كساني كه ممكن است از ابعاد ماجرا بي خبر باشند و تحليل ديگري در ذهن داشته باشند لازم است قدري اين واقعيت شكافته شود. بيان عريان اين واقعيت نيازمند شهامت است و البته براي تقويت بنيه نظام و تامين منافع ملي و مصالح عمومي بايد كساني چنين شهامتي را به خرج دهند و از كتمان واقعيت ها بپرهيزند و براي انتقال آنها به سينه تاريخ اقدام نمايند.
    واقعيت اينست كه دولت خاتمي از روز اول با اقبال عمومي مواجه شد. مردم براي حمايت از دولت و موفقيت رئيس جمهور منتخب خود در همه زمينه ها عزم ها را جزم كردند و اجماع كم نظيري نيز براي تحقق اين هدف پديد آمد. اركان نظام نيز با دولت نوپا همراهي چشمگيري كردند و حتي مجلس پنجم كه عده اي تصور مي كردند عليه دولت خاتمي سنگ اندازي خواهد كرد نه تنها چنين نكرد بلكه به همه وزراي معرفي شده او راي اعتماد داد و همراهي قابل قبولي با دولت او كرد.
    مردم يكبار ديگر با خاتمي همراهي كردند و در انتخابات مجلس ششم عليرغم روشهاي ناروا و اقدامات خلاف بعضي دست اندركاران به كساني كه خود را حاميان خاتمي معرفي ميكردند راي دادند و مجلس ششم را به عنوان يك مجلس كاملا همراه دولت پديد آوردند. بدين ترتيب دو قوه مجريه و مقننه در ظاهر يكدست شدند و بطور طبيعي انتظار مردم اين بود كه دولت بتواند به كمك مجلس بر مشكلات غلبه كند و كشور را به طرف اهداف انقلاب سوق دهد و به پيش ببرد. اما آيا چنين شد
    پاسخ منفي است . امروز هيچكس ترديد ندارد كه انتظار مردم برآورده نشد. انتخاب مردم در انتخابات مجلس هفتم روشن ترين دليل بر صحت اين مدعاست . نكاتي از قبيل اعمال نظارت استصوابي و حذف رقباي دوم خردادي نيز اكنون كه در صحنه انتخابات مشخص شده است حتي چهره هاي شاخص دوم خردادي از رقباي خود عقب افتادند ديگر نميتواند توجيه كننده ادعاهاي كساني باشد كه ناكامي هاي خود را به گردن اين و آن مياندازند. اگر اين ادعاها درست بود مردم مي بايست براي ابراز مخالفت با شوراي نگهبان يا اصولا به پاي صندوق هاي نميآمدند و يا به منتقدان و رقباي جناح دوم خرداد راي نميدادند. اينكه ماجرا برعكس شد نشانه روشن ادبار مردم به جناح دوم خرداد است و هرگونه ترديدي را در اين زمينه برطرف مي كند.
    بدين ترتيب چرائي اين ادبار را بايد در درون جبهه دوم خرداد جستجو كرد. واقعيت اينست كه عناصري افراطي با سواستفاده از اقبال مردم به خاتمي سوار بر موج شدند و از فرصت و قدرتي كه بدست آورده بودند براي تحقق اهداف شخصي و جناحي خود سود جستند و از اين طريق بزرگترين ظلم را به خود خاتمي كردند. علاوه بر يك هسته افراطي برنامه ريز در پشت پرده عناصري نيز در مجلس ششم اين مجلس و همه امكانات ديگري را كه در اختيار داشتند به ابزارهائي براي مقابله با آرمانهاي انقلاب و ارزشها بكار گرفتند با بيگانگان نرد عشق باختند از خدمت به مردم غافل شدند به منازعات سياسي دامن زدند به لگدمال كردن حيثيت چهره هاي شاخص انقلاب كمر بستند به دشمنان انقلاب ميدان دادند حتي به امام خميني كه آنها خود را در خط او معرفي مي كردند نيز رحم نكردند و اصول مسلم مورد نظر بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي را زير پا گذاشتند با اساس و اركان نظام درافتادند و كار را به جائي رساندند كه سخنان راديوهاي آمريكا و اسرائيل را از تريبون مجلس بازگو و برنامه هاي آنها را در كشور دنبال كردند و آشكارا مورد حمايت آنها قرار گرفتند. اين بزرگترين ظلم به شخص خاتمي بود كه توسط مدعيان دوستي با او و داعيه داران طرفداري از او صورت گرفت . آنها در واقع خاتمي را قرباني مطامع خود كردند و در كشاكش منازعات بي حاصلي كه به راه انداختند و آتشي كه برافروختند به مردم ظلم نمودند و دشمنان را جسور ساختند. هرچند شرح ظلمي كه توسط مدعيان حمايت از خاتمي و بويژه عناصر سياسي كار و فرصت طلب و فرصت سوز مجلس ششم به خاتمي شد مثنوي هفتاد من كاغذ شود و در اين مقال نگنجد اما از همين مختصر ميتوان به اين نتيجه رسيد كه امروز روز ياري رساندن به دولت خاتمي براي جبران همين ظلمي است كه به او شده است . عنوان « دوستان نادان » را نميتوان براينان گذاشت زيرا آنها ميدانستند چه مي كنند هرچند بر عاقبت كار خود واقف نبودند.
    در مجلس هفتم هيچكس نبايد به فكر انتقام باشد. همه بايد درصدد ياري رساندن به دولتي باشند كه متعلق به اين كشور و اين مردم و اين نظام است . ترديد نبايد كرد كه شخص خاتمي همواره خواهان اعتلاي نظام و كشور و ملت بوده هست و خواهد بود. ترديد نبايد كرد كه توفيق دولت او توفيق نظام و كشور و ملت است . بنابر اين ترديد نبايد كرد كه كمك به دولت خاتمي كمك به ملت و نظام و كشور است و نمايندگان مجلس هفتم بايد از هم اكنون حمايت از دولت خاتمي را وجهه همت خود قرار دهندو اين اراده مبارك را در سخن و عمل متجلي سازند.