موسسه اطلاع رساني اسلامي مرجع
كتاب « حاج مهدي
سراج انصاري ستاره اي درخشان در عرصه مطبوعات ديني » را
در 414 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب را رسول جعفريان
به مناسبت برگزاري نخستين جشنواره مطبوعات ديني تاليف
كرده است .
حاج مهدي سراج انصاري
يكي از اين مردان با همت و
مبتكر در عرصه تبليغات ديني در قالب هاي نوين بود. زماني كه
سازمان روحانيت به دليل فشارهاي رضاخاني در دوره بيست
ساله از يك سو و جداشدن تحميلي اش از پيكره اجتماع از
سوي ديگر مختل شده بود و طبعا تحركي براي شروع
فعاليت هاي فكري ـ سياسي نداشت
حاج سراج با روي آوردن
به كار مطبوعاتي و تشكيلاتي
راه نويني را فراروي روحانيت
باز كرد. اهميت حاج سراج انصاري تنها در اين مساله نبود. وي
در يك دوره بحراني براي دين
درست زماني كه احمد كسروي
با شعله ور ساختن انديشه هاي الحادي مي رفت تا به بنيادهاي
ديني و مذهبي جامعه ايران صدمه بزند
با قلم و نشريه و
استدلال به نبرد با وي برخاست . جوانان متدين را متحد كرد و
چندان كسروي را آشفته ساخت كه به رغم غرورش
مجبور
شد از دست نوشته هاي حاج سراج به دادگاه شكايت كند.
روشن است ايستادگي در برابر كسي مانند كسروي كه خود را
برتر از همه عالم و آدم مي ديد
روحي نيرومند مي طلبيد كه
حاج سراج واجد آن بود.
حاج سراج
از جنبه هاي اخلاقي و اجتماعي
يك روحاني
آرام بود. كسي در طول زندگيش از وي خودسري و عجب و
تكبر نديد و هركسي كه با او سروكار داشته
او را تلاشگر
متدين و غيرتمند وصف مي كرد. نمونه هايي از اين قضاوت ها
را در همين نوشته ملاحظه خواهيد فرمود.
به هرحال
در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين ذيل
مشاهده مي شود : حاج سراج انصاري در يك نگاه
نگاهي به
شخصيت حاج سراج انصاري
تلاش هاي مطبوعاتي حاج
سراج انصاري
حاج سراج و نشريه دنياي اسلام
تاسيس
شركت مطبوعات ديني
گزارش نويسي حاج سراج
بنيانگذاري اتحاديه اسلامي
حاج سراج و جمعيت مبارزه با
بي ديني
حاج سراج و تشكيل اتحاديه مسلمين
اتحاديه
مسلمين و تلاش براي عملي كردن اصل طراز اول
درد دل
اتحاديه مسلمين
حاج سراج و سيدهبت الدين شهرستاني
حاج سراج و انديشه ساماندهي به امور تبليغات ديني و
روحانيت
حاج سراج و انديشه وحدت اسلامي
حاج سراج و
رويارويي با احمد كسروي
مبارزات قلمي و مطبوعاتي حاج
سراج در ايران با كسروي . و عناوين متعدد ديگر.
در برخي صفحات كتاب مذكور مي خوانيم :
اساسا چيزي كه مرحوم سراج را در خط كار فرهنگي و
مطبوعاتي كشاند
مبارزه با رواج بي ديني در سطح جامعه
ايراني پس از شهريور بيست بود. بخشي از اين مساله به
نوشته هاي كسروي باز مي گشت و بنابراين مبارزه با وي
درصدركار علما و مراجع و دانشمند مسلمان طي سالهاي 23 ـ
25 بود . حكايت اين مبارزه طولاني است . بسياري از علماي
ايران و نجف در اين اقدام وارد شدند. شايد بتوان گفت كمتر
مساله اي است كه به اين اندازه علماي شيعه را در اين دوره
بسيج كرده و آنان را به ميدان كشيده باشد.
قلم تند و نيش دار كسروي كه همراه با ادبيات نويني بود
به
عنوان يك قلم پر خطر از سوي همه محافل مذهبي شناخته
مي شد.
حاج سراج در كنار شمار ديگري از نويسندگان
به مبارزه
با انديشه هاي كسروي شتافت . زماني كه كار كسروي در سال
1322 بالا گرفت
حاج سراج در بغداد به تجارت مشغول بود
اما اخبار داغ تهران و تهديدي كه براي دين پديد آمده به نجف
رسيده بود. حاج سراج پيش از همه انتقاد از كسروي را طي
نامه هايي كه در سالهاي 1317 و 1318 به او نوشته بود
يادآور شده بود
اما دوستانش به خاطر روابط سابق وي با
كسروي او را از دوستان او مي دانستند.
حاج سراج پس از دشواري كه براي وي در بغداد پيش
آمد
در اواخر سال 22 يا اوائل سال 23 به ايران آمد و تازه با
موج انحرافي افكار كسروي آشنا شد. وي فعاليت خود را آغاز
كرده و با استفاده از فرصتي كه در نشريه هراز و سپس آئين
اسلام پديد آمد
در شماره هاي متعدد اين نشريات
به نوشتن
مقالاتي درباره افكار كسروي همت گماشت ....
نخستين كارهاي علمي و حتي توان گفت بيشترين
نوشته هاي او در برابر كسروي و آثار وي ارائه گرديد. اين امر
ناشي از غيرت ديني او بود كه پس از پديد آمدن وضعيت
الحادي نامناسب در تهران
بر اثر انتشار آثار اخير كسروي
اين جهت گيري را پيدا كرده بود.
حاج سراج نه تنها به كار علمي پرداخت بلكه جمعيتي را
پديد آورد كه هم به صورت موقت و هم براي بعد بتواند نسل
جوان را از گرداب تبليغات كسروي نجات دهد. اين تشكل كه
جمعيت مبارزه با بيديني نام گرفت
در سال 1323 ش تشكيل
شد و شماري از علما و متدينين تهران
حاج سراج را ياري
مي كردند. از ميان نسل طلاب جديد
يكي هم نواب صفوي بود
كه از وقتي از نجف بازگشته بود
بيشتر در خانه حاج سراج
بسر مي برد و آنجا را به پايگاه خود تبديل كرده بود. نواب
صفوي
بعدها در بازجويي هاي خود به سال 34 گفت كه بنده
در اوايلي كه وارد تهران شدم با آقاي حاجي سراج انصاري و
آقاي شيخ مهدي شريعتمداري و حاجي قاسم اسلامي
« جمعيت مبارزه با بيديني » را تشكيل داديم كه هنوز هم بين ما
دوستي ديني نيز برقرار است .
تاسيس اين جمعيت نشانگر ذهن تشكيلاتي حاج سراج
است
چيزي كه بعدها هم آثارش را در ايجاد اتحاديه مسلمين
برجاي گذاشت . همين آگاهي تشكيلاتي بود كه سبب شد او اين
جمعيت را بنياد نهد و ديگران در كنار خود به فعاليت وا دارد.
طبعا اين زمان
زمينه هم براي تشكيل چنين جمعيتي فراهم
بود. در واقع
مشكل عمده نسل جوان كشور
انتشار افكار
غيرديني بلكه ضد ديني از سوي دستگاه سلطنت رضاخاني و
بقاياي آن
احمد كسروي از يك طرف و توده اي ها از طرف
ديگر بود....

*****
از ظهور تا زوال صفويه
|

جد چهارم مجموعه تاريخ ايران اسلامي را كه « از ظهور تا
زوال صفويه » نام دارد
موسسه فرهنگي دانش و انديشه
معاصر در 468 صفحه به چاپ رسانده است . اين كتاب را
رسول جعفريان به سفارش كانون انديشه جوان تاليف كرده
است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير مشاهده مي شود :
صفويه در مهد
ايران در آستانه تشكيل دولت صفوي
آسياي
صغير خاستگاه تشيع علوي
از شيخ صفي تا شيخ جنيد
تاسيس دولت صفوي
روزگار طهماسب يا استقرار دولت
صفوي
نخستين صلح ايرانيان و عثمانيان
تشكيلات ديني و
اداري دوران طهماسب . تفكر فلسفي و كلامي شيعه
رواج
وقف در دوره نخست صفوي
بحران در دولت صفوي
روزگار
شاه عباس اول
اصفهان عصر شاه عباس
علايق ديني و
مذهبي شاه عباس
انديشه هاي ديني و مذهبي در روزگار شاه
عباس
آغاز حضور مسيونرهاي مسيحي در ايران
روزگار شاه
صفي و شاه عباس دوم
جهت گيري فكري عالمان دين در
روزگار عباس دوم
روزگار شاه سليمان صفوي
شيخ
علي خان زنگنه وزير بزرگ ايران
روحانيون و دولت صفوي
روزگار شاه سلطان حسين
زوال دولت صفوي دلايل و اسباب
زوال دولت صفوي و عناوين متعدد ديگر.
در ذيل عنوان « كتاب و كتابخانه در دوره صفويه » چنين
مي خوانيم :
يكي از ابعاد مهم مدنيت در دنيا
اعتناي به كتاب و
كتابخواني است
چيزي كه در تمدن اسلامي
توجه زيادي به
آن وجود داشته و پديد آمدن آثار مكتوب بي شمار همراه با
هزاران كتابخانه كوچك و بزرگ در سراسر دنياي اسلام
نشان اين توجه مي باشد.
داستان كتاب در دوره صفوي
داستاني دو سويه است
از
يك جهت قابل تقدير و از جهتي باعث تاسف . در اين دوره
باشكوه
در شهرهاي اصفهان
مشهد
تبريز
قزوين وبسياري
از نقاط ديگر
هزاران كاتب به استنساخ كتاب مشغول بوده و
آثار مكتوب را براي استفاده خود يا به درخواست ديگران
كتابت مي كردند. كاتب كتاب را استنساخ مي كرد
پس از آن
كتاب استنساخ شده به كتابخانه شخصي يك عالم يا وزير يا
شاه يا كتابخانه مدرسه اي منتقل مي شد. نسخه هاي تهيه
شده
به دليل آن كه محدود بود
هر لحظه در معرض تلف قرار
داشت و اصولا توليد كتاب در دوره صفوي به گونه اي بود كه
كتاب به راحتي نمي توانست در اختيار همه قرار گيرد
درست
همان طور كه پس از توليد به راحتي در معرض تلف قرار
داشت . اين وضعيت
مانعي بر سر راه ترقي و رشد فرهنگ در
اين دوره محسوب مي شد.
در واقع دولت صفوي
بر خلاف مسير كند توليد كتاب به
لحاظ تاليف و استنساخ كه پيش از آن وجود داشت
پس از
استقرار
حركت جدي خود را آغاز كرد. بسياري از كتاب هاي
شيعه از عراق
جبل عامل
بحرين و حتي هند به ايران انتقال
يافت و تحول جديدي در برخي از دانش ها بوجود آمد. با اين
حال
كار از حد استنساخ كتاب فراتر نرفت . استنساخ كتابها
در اين عهد
به ويژه در اصفهان
در حد شگفت آوري گسترده
بود
چنان كه آثار برجاي مانده نشان مي دهد كه چه مقدار
انرژي در اين راه صرف شده است .
به هر روي در ايران كتابخانه هاي فراواني وجود داشته كه
از آن جمله مي توان از كتابخانه آستان قدس رضوي
كتابخانه
حرم حضرت عبدالعظيم در ري
كتابخانه بسيار مهم بقعه
شيخ صفي ـ كه در حال حاضر بسياري از نسخه هاي نفيس آن
در كتابخانه هاي سن پطرزيورگ بوده و توسط روسها غارت
شده ـ و نيز كتابخانه مدارس مختلف اصفهان و از جمله
كتابخانه مدرسه چهار باغ
ياد كرد. يكي از مهم ترين اين
كتابخانه ها
كتابخانه سلطنتي بوده كه البته منظم نبوده است .
كتابخانه مدرسه چهار باغ نيز كه در سالهاي مياني
سلطنت شاه سلطان حسين تاسيس شد
يك از كتابخانه هاي
دوره صفوي است . از اين كتابخانه وقفنامه اي برجاي مانده كه
بخشي از مطالب آن دربار چگونگي امانت دادن كتاب نقل
مي كنيم :
هميشه در ضبط و تحويل كتابداري كه به جهت مدرسه
بوده هر يك از طلبه ]كوشا[مبارك مزبوره تحويل مي شود.
عظام سكنه مدرسه مذكوره كه محتاج به آنها باشند به تجويز
مدرس مدرسه مزبوره بگيرند و به قدر احتياج نگاه داشته از
آن منتفع شوند و زياده از قدر احتياج نگاه ندارند.
و اگر كسي از شيعيان غير ساكنين آن مدرسه
محتاج به
آنها باشد و خواهد
بعد از تجويز مدرس
قبض به مهر مدرس
به كتابدار مذكور سپارد و كتاب را گرفته به قدر احتياج نزد
خود نگاه داشته از دارالسلطنه اصفهان نبرد
و اگر مدرسه
خاطر به او جمع ننمايد و مناسب داند
رهن از او گرفته
كتاب
را به او دهد.
و هر يكي از كتب مزبوره كه بردن آن به مشاهد مشرفه به
جهت زيارت و ساير اعمال مرغوبه و عبادات مناسب باشد
اگر
كسي خواهد و محل اعتماد مدرس باشد يا رهن دهند
بعد از
تجويز مدرس و قبض به مهر او جايز است كه آن كتاب را به
موعد معين به نحو مزبور از اصفهان بيرون برد و بعد از انتفاع و
رفع رجوع باز آورده به كتابدار سپارد و به هر تقدير در
محافظت آن از تضييع و تلف كمال اهتمام و سعي نمايند.
و مادام كه در اصفهان باشد
هر شش ماه يك مرتبه به نظر
مدرس رسانند تا خاطر خود را از وجود و ضايع نشدن آن
جمع نمايد و هرگاه باز خواهند و مدرس اذن جديد دهد
باز
برده به نحو مسطور از آن بهره ياب گردند.
و مدرس مدرسه مباركه مزبوره در باب منتفع شدن ارباب
احتياج بل كافه طلبه علوم و شيعيان از آنها و ضبط از تلف و
ضايع شدن نهايت سعي و اهتمام و در هر يك از مراتب مزبوره
فوق به لوازم آن قيام نمايد.
واعليحضرت واقف ـ حرسه الله تعالي من جميع المخاوف
شرط شرعي فرموده اند كه كتب مزبور را نخرند و نفروشند و
نبخشند و رهن ننمايند و در عرصه زوال و انتقال در دنيا
نياورند. و جمعي كه به جهت انتفاع آنها را نگاه مي دارند معطل
نگذارند و هر گاه اهل علم از آنها منتفع شوند در اوقات
شريفه
آن ولي نعمت عالميان و قبله گاه جهانيان را به دعاي
خير ياد نمايند.
هم اكنون با مراجعه به بسياري از كتابخانه هاي بزرگ
ايران
مانند كتابخانه آستان قدس رضوي
كتابخانه مجلس
شوراي اسلامي
كتابخانه مركزي دانشگاه تهران
كتابخانه
آيه الله العظمي مرعشي
كتابخانه ملي و كتابخانه ملك و حتي
كشورهاي اروپايي و آمريكايي كه نسخه هاي خطي ايران را
نگاه مي دارند
مي توانيم به عظمت كاري كه در دوره صفوي به
لحاظ تاليف و ترجمه انجام شده
پي ببريم .
گفتني است كه اين ميراث عظيم
در آشوب هشت ساله
افاغنه و تسلط آنان بر اصفهان و برخي شهرهاي ديگر
مقدار
زيادي آسيب ديد. از جمله كتاب هاي مدرسه چهار باغ را در
دخمه اي پنهان كردند كه بسياري از آنها نابود شد. عالمان
زيادي در ايام محاصره
به فروش كتاب هاي خود پرداخته و به
ثمن بخس آنها را حراج كردند. پس از آن
خانه هاي اعيان و
اشراف نيز به تصرف روساي افغان درآمده و بسياري از كتابها
نابود شد. در اينجا تنها جمله ايي از محمدعلي حزين را كه اين
ايام در اصفهان بوده و در سفرنامه اش آورده است
نقل
مي كنيم :
از هر طبقه آن مقدار از هنرمندان و]در جريان محاصره [
مستعدان و افاضل و اكابر و اشراف در آن حادثه درگذشتند كه
حساب آن خداي داند. و بر من در آن احوال روزگاري گذشت
كه عالم السرايربدان آگاه است و بر آنچه دست قدرتم
مي رسيد صرف مي كردم و به غير از كتابخانه
چنان چيزي در
منزل من باقي نمانده بود و با وجود بي مصرفي
قريب به دو
هزار مجلد كتاب را نيز متفرق ساخته بودم و تتمه در آن غارت
به غارت رفت ...
يكي از ابعاد مهم مدنيت در دنيا
توجه به كتاب و
كتابخواني است
چيزي كه در تمدن اسلامي به آن
عنايت ويژه شده است . پديد آمدن آثار مكتوب
بي شمار همراه هزاران كتابخانه كوچك و بزرگ در
سراسر دنياي اسلام
نشان از اين توجه است .
بخشي از ميراث بزرگ صفويه در زمينه كتاب
در
آشوب هاي هشت ساله افاغنه و تسلط آنان بر
اصفهان و برخي شهرهاي ديگر
از ميان رفت . در
اين زمان كتاب هاي مدرسه چهار باغ را در دخمه اي
پنهان كردند كه بسياري از آن ها نابود شد.

*****
رفاقت به سبك تانك
|
مجموعه طنز « رفاقت به سبك تانك » را داوود اميريان
نوشته و انتشارات سوره مهر آن را در 121 صفحه منتشر كرده
است . برخي عناوين طنزهاي اين كتاب چنين است : مي روم
حليم بخرم
رزمنده رشوه اي
موشك جواب موشك
پاخروسي
خبرنگار سمج
دعواي جنگي
الاغ هاي جنگ جو
رستم خان
مفقود الاثر مي برم
حسين پيچ و مهره اي
شهر
موش ها و عناوين متعدد ديگر.

*****
از چنده لاتا جنگ
|
كتاب « از چنده لا تا جنگ » خاطرات شمسي سبحاني از
دوران دفاع مقدس است كه در 188 صفحه توسط گلستان
جعفريان تدوين شده است .اين كتاب را انتشارات سوره منتشر
كرده است . در قسمتي از مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
اواخر پاييز سال 1379 بود كه خانم سبحاني پاي ضبط
صوت كوچك ما نشست چهار ماه بعد
چهل نوار كاست يك
ساعته كه پر از حرف هاي تلخ و شيرين ايشان بود
ميهمان
قفسه نوارهاي ما شد. دامنه اين يادها و خاطرات از جنگل هاي
شمال تا كردستان و زمين تفتيده جنوب كشيده شده است . بعد
از آماده شدن متن اين گفتگو
خانم سبحاني همه گفته هايش را
به شكل كلمه و جمله ها ديد و حتي بعضي از آنها را اصلاح كرد.
واحد زنان دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري
خوشحال است كه خاطرات شناسي يكي ديگر از زنان فداكار
اين آب و خاك نجيب را در دوران دفاع هشت ساله چاپ كرده
و به دست علاقمندان ادبيات پايداري مي سپارد.

| | |