روزنامه جمهوري اسلامي 18/12/1382 صفحه عقيدتي
سيدجمال و اصول حكومت واحد اسلامي




به مناسبت سالروز شهادت بيدارگر بزرگ , سيدجمال الدين اسدآبادي
حدود دو قرن است كه استعمار و تهاجم همه جانبه كشورهاي غربي به جهان اسلام , اساسي ترين مشكل مسلمانان شده و واقعا شرق اسلامي به فلج گرفتار شده است . از سوي ديگر , بزرگان ديني و سياسي جهان اسلام نيز پيوسته براي رفع اين مشكل , راه حل هايي ارائه داده و كارهايي را به مرحله اجرا در آورده اند. اين راه ها و كارها تا حدود زيادي موثر واقع شده اند و گرنه چه بسا با اين تهاجم سنگين وطولاني استعمارگران به كشورهاي اسلامي . اكنون جهان اسلام در وضعيت بسيار تاسف بارتري قرار داشت و استعمارگران توفيق يافته بودند كشورهاي اسلامي را تحت سلطه شديدتري قرار دهند.
سيدجمال الدين اسدآبادي از اولين انديشمندان جهان اسلام است كه درباره چگونگي مقابله با تهاجمات استعماري جهان غرب , راه حل هايي ارائه داد. وي معتقد بود مقابله انفرادي و گسسته كشورهاي اسلامي با استعمارگران غربي , تاثير چشمگيري ندارد و اين گونه مقابله ها , بيش از آن كه به مهاجمان ضربه بزند. به خود كشورهاي اسلامي زيان وارد مي آورد. به عبارت ديگر , سيدجمال الدين اسدي آبادي اعتقاد داشت كه در مقابله انفرادي كشورهاي اسلامي با استعمار , اولا استعمارگران به راحتي مي توانند آن كشور اسلامي را كه به مقابله با آن ها برخاسته است , شكست دهند , ثانيا آن كشور اسلامي به دليل شكستي كه متحمل مي شود , از نظر سياسي , اقتصادي , نيروي انساني و... , بيش از مهاجمان گرفتار زيان مي گردد. بنابراين . كشورهاي اسلامي تا مي توانند بايد به طور دسته جمعي به مقابله با استعمارگران بپردازند و در برابر آن ها يد واحد شوند.
سيدجمال الدين اسدآبادي يكي از موانع مهم را كه ملل اسلامي را از مقابله هماهنگ و يكپارچه با استعمارگران باز مي دارد , ملي گرايي مي داند و به شدت با اين موضوع مخالفت مي كند. وي با تعصبات ملي گرايانه اي كه مانع اتحاد مسلمانان در برابر استعمار است . مبارزه مي نمايد و مي گويد : هر نوع تعصب , غير از تعصب اسلامي مردود و مطرود است .
سيدجمال الدين اسدآبادي معتقد بود به هر نحوي كه ممكن است , بايد اقتدار گذشته مسلمانان احيا شود تا آن ها بتوانند با استعمار گران مقابله اساسي و جدي نمايند. وي لازمه اقتدار اسلامي را در همبستگي مسلمانان و تقويت ولايت اسلامي مي داند و مي گويد : اتحاد و همبستگي جهت تقويت ولايت اسلامي , از قوي ترين اركان ديانت عمدي است كه در آن احتياج به استادي كه آن را تعليم بدهد و يا كتابي كه آن را ثابت سازد و يا رساله اي كه آن را نشر كند , ندارد.
سيدجمال الدين اسدآبادي يكي از راه هاي مهم براي رسيدن به اقتدار موثر و جهاني اسلام را تشكيل حكومت واحد اسلامي در تمام سرزمين هاي مسلمان نشين مي داند و مي گويد : اگر وجود امراي گمراه كه اهل طمع در سلطه اند , نمي بود , مسلمانان از شرقي آن تا غربي آن و از شمالي آن تا جنوبي آن , جمع مي شدند و يكسره و يكپارچه نداي واحدي را لبيك مي گفتند. مسلمانان در اتحاد محتاج چيزي نيستند. جز آن كه افكار آنان بايد متوجه شناخت وسيله دفاع گردد و احساس مشتركي نسبت به خطرهايي كه ملت اسلام را تهديد مي كند. داشته باشند. آيا ملت روس را چيزي غير از اين اصول متحد كرده و به آن ها قوت داده است تا سلطه خود را تا بندرهاي اروپا گسترش دهند



سيدجمال الدين اسدآبادي براي تشكيل حكومت واحد اسلامي چهار ركن ذيل را پيشنهاد مي كند : 1 ـ مجلس شوراي عالي مسلمين جهان كه مركب از نمايندگان تمام مسلمانان در كليه ممالك اسلامي باشد2. ـ قوه اجرايي عالي كه وظيفه آن اجرا و امضاي مصوبات مجلس قانونگذاري مسلمين باشد . 3 ـ مقام ونهاد نظارت عالي بر مصوبات و اجرائيات 4 ـ حكومت هاي ملي و محلي كه تابع قوه اجرايي باشند.
سيدجمال الدين اسدآبادي براي حكومت واحد و جهاني اسلام , وظايف زير را تعيين وپيشنهاد مي نمايد : تجديد حاكميت و اقتدار مسلمين با استمرار اتحاد سياسي ممالك اسلامي و ملت هاي مسلمان . مبارزه با سلطه كفار و استعمار بر سرزمين هاي اسلامي . تامين و تقويت اقتدار نظامي مسلمين و حفاظت از مرزهاي اسلامي . تشديد و تقويت عصبيت مسلمانان نسبت به يكديگر به عنوان شالوده استمرار اتحاد مسلمين . تامين آزادي سياسي ملت اسلام . حفاظت از منابع مالي و ثروت هاي مسلمين . تلاش در جهت شكوفايي اقتصادي و افزايش ثروت مسلمين . توسعه صنعتي دنياي اسلام و تقويت صنايع ملي . تحقق عدالت و مساوات و برابري ميان همه ملت هاي مسلمان در سراسر ممالك اسلامي . شكوفا كردن تمدن در سرزمين هاي اسلامي و توسعه و انكشاف علوم . تجديد حيات انديشه ديني و احياي اسلام اصيل با زدودن خرافات و سنت هاي غيراسلامي از عقايد مسلمين . تقريب مذاهب اسلامي و تلاش در رفع اختلاف مسلمين . بسط معارف و توسعه علم اندوزي , گسترش آگاهي هاي سياسي جهت ايجاد انديشه مشاركت در حاكميت و ايفاي نقش در نظام سياسي . برقراري روابط و تعاملات فكري و فرهنگي ميان علما و ملل مسلمان . تعيين قرآن به عنوان منبع حل و فصل اختلافات مسلمين و تعدادي وظايف ديگر.
سيدجمال الدين اسدآبادي محور كار و انديشه خود را مقابله با استعمارگران قرار داده بود , زيرا استعمارو تهاجم غرب را بزرگ ترين مشكل و مهم ترين مانع بر سر راه مسلمانان مي دانست . وي در مبارزه با استعمار غرب به حدي جدي بود كه حتي در زمينه پيشرفت نيز معتقد بود كه جهان اسلام براي رهايي از سلطه غرب , بايد به شيوه خود پيشرفت كند , زيرا اگر جهان اسلام پيشرفت و ترقي نيز بخواهد از شيوه هاي غرب تقليد نمايد. همچنان تحت سلطه غرب باقي خواهد ماند. سيدجمال الدين اسدآبادي در اين باره مي گفت : اگر پيشرفت و تمدن ما بر اساس دين و شالوده قرآن قرار نگيرد , آنچنان پيشرفتي به حال ما سودي نخواهد داشت و انحطاط و پستي و عقب افتادگي گريبان ما را رها نخواهد كرد. اگر پيشرفت ما بر اساس معيارهاي غربي باشد و پيشرفت مقلدانه را در پيش بگيريم , عين تقهقر و پسروي و مجسمه انحطاط و واماندگي است , زيرا ما در چنين پيشرفتي فاقد فكر آزاد و مستقل هستيم و به همين دليل باز هم ذليل غربي ها و استعمارگران خواهيم بود.
آنچه از زندگي مبارزاتي اين بيدارگر بزرگ جهان اسلام . بسيار آموختني است اينست كه او با تمام توان به مقابله با استعمارگران غربي شتافت و پيوسته در اين زمينه براي قدرتمند شدن مسلمانان طرح و پيشنهاد ارائه مي داد. طرح ها و پيشنهادهايي كه حتي هم اكنون نيز عملي است و اگر به آن ها عمل شود , يكي از كارسازترين راه ها براي مقابله با استعمارگران و جهان استكبار خواهد بود.
علي وزوايي
سيدجمال الدين اسدآبادي يكي از موانع مهمي كه ملل اسلامي را از مقابله هماهنگ و يكپارچه با استعمارگران باز مي دارد , ملي گرايي مي داند و به شدت با اين موضوع مخالفت مي كند. وي با تعصبات ملي گرايانه اي كه مانع اتحاد مسلمانان در برابر استعمار است , مبارزه مي نمايد و مي گويد : هر نوع تعصب , غير از تعصب اسلامي مردود و مطرود است .
سيدجمال الدين اسدآبادي براي تشكيل حكومت واحد اسلامي چهار ركن ذيل را پيشنهاد مي كند : 1 ـ مجلس شوراي عالي مسلمين جهان كه مركب از نمايندگان تمام مسلمانان در كليه ممالك اسلامي باشد . 2 ـ قوه اجرايي عالي كه وظيفه آن اجرا و امضاي مصوبات مجلس قانونگذاري مسلمين باشد . 3 ـ مقام و نهاد نظارت عالي بر مصوبات و اجرائيات . 4 ـ حكومت هاي ملي و محلي كه تابع قوه اجرايي باشند.