بسم الله الرحمن الرحيم
هيئت حاكمه امارات
همچنان آب در هاون مي كوبد و سعي
دارد با طرح ادعاهاي بي اساس خود پيرامون جزاير ايراني در
خليج فارس
به اهدافي دست يابد كه هرگز قابل دستيابي نبوده و
نيست . مدتهاست كه امارات در هر تجمع منطقه اي و عربي سعي
دارد با تكرار مكررات
شانس خود را امتحان كند. اما هرچه
بيشتر تلاش مي كند
كمتر نتيجه مي گيرد.
اجلاس يازدهم اتحاديه پارلمانهاي عربي كه در دمشق
تشكيل شد و همچنين نشست وزراي خارجه كشورهاي عضو
شوراي همكاري خليج فارس كه در رياض برگزار شد
از اين
قاعده مستثني نبوده و امارات با اصرار فراوان سعي كرد تا
جملات تكراري و بي اساسي را در بيانيه نهائي هر دو اجلاس
بگنجاند.
در اينجا چند نكته وجود دارد كه بايستي مورد توجه خاص
قرار گيرند.
نخست آنكه امارات براي دامن زدن به تبليغات در اين زمينه
از جانب قدرتهاي سلطه جو
تحريك مي شود و ندانسته آب به
آسياب بيگانگان مي ريزد. هدف بيگانگان
سرپوش گذاشتن بر
مشكلات اصلي منطقه و دنياي عرب و دنياي اسلام است .
امارات با اين خوش خدمتي ها
بيشترين كمك را به اشغالگران
آمريكائي و انگليسي كرده تا بلكه بر جنايات مستمر آنها در
عراق
سرپوش بگذارد. البته دولت امارات كوچكتر از آنست كه
در اين زمينه توفيقي بدست آورد ولي بهرحال حتي از كنار تلاش
بي نتيجه امارات هم نبايد به سادگي بگذريم
چرا كه اقدامي
ماجراجويانه براي خدمت به اشغالگراني است كه هستي مردم
مظلوم عراق را چپاول مي كنند و سعي دارند افكار عمومي دنياي
عرب و دنياي اسلام را با مسائل فرعي و كم اهميت
منحرف
سازند. انگليسي هاي شرور در هر كشوري كه سابقه حضور
استعماري داشته اند
چندين مورد ادعاهاي ارضي را براي هر
يك از طرفها
بعنوان « ميراث شوم استعمار » باقي گذاشته اند كه
حتي پس از پايان ظاهري استعمار آن سرزمين ها
زمينه اي براي
تحريك و درگيري و ايجاد كانون بحران
در منطقه باقي بماند.
ادعاي ارضي امارات بر جزاير ايراني هم جزئي از همين موارد
است كه سوابق تاريخي نه تنها آنرا رد مي كند بلكه حتي مويد اين
مطلب است كه تمامي سرزمين امارات امروزي
ديروز متعلق به
ايران بوده است .
نكته دوم به انتخاب زمان نامناسب براي تكرار ادعاهاي
واهي امارات برمي گردد. در شرايطي كه دنياي اسلام و دنياي
عرب بايستي يكپارچه و يكصدا به حمايت از ملت مظلوم عراق
موضع گيري كنند و حامي ملتي باشند كه در زير چكمه هاي
نظاميان اشغالگر آمريكائي و انگليسي دست و پا مي زند
امارات
براي خوش رقصي هم كه شده
سعي دارد كه نظرها را از عراق
منحرف سازد و مسائل فرعي و كم اهميتي را مطرح سازد كه ساز
و كار مناسبي براي حل و فصل آن وجود دارد.
مطابق يادداشت تفاهم امضا شده در سال 1350 (1971 )
راهكار روشني براي حل و فصل هرگونه موضوع احتمالي درباره
سوتفاهمات فيمابين ايران و امارات وجود دارد. طبعا اصرار
امارات براي توسل به تبليغات سياسي و جوسازي در خارج از
چارچوب مورد اشاره
بمنزله آنست كه اولا امارات هيچگونه
منافعي را در چارچوب مورد نظر براي خود پيش بيني نمي كند و
كاملا آگاه است كه حقي در اين زمينه ندارد و ثانيا با تبليغات
خصمانه از جانب قدرتهاي سلطه جو
ماموريت دارد كه فضاي
منطقه را به تشنج بكشاند و صلح و امنيت منطقه را در معرض
مخاطره قرار دهد.
نكته مهمتري كه بايستي به امارات يادآوري شود آنكه ممكن
است برخي فرصت طلبان در هر مقطع زماني
امارات را تحريك
نمايند ولي قاعدتا تجربه هاي تلخ گذشته
براي امارات كافي
نبوده و هيئت حاكمه اين شيخ نشين نتوانسته است از درس هاي
گذشته عبرت بگيرد. اين واقعيت در حافظه تاريخ ثبت شده
است كه صدام در آغاز جنگ تحميلي 8 ساله عليه ايران مدعي
بود كه مي خواهد باصطلاح حقوق امارات را از ايران پس بگيرد و
به امارات بدهد.
صدام براي جلب نظر مساعد امارات
آنها را در واقع فريب
داد و ميلياردها دلار از امارات و ساير قارونهاي نفتي
به زور
مطالبه كرد ولي امروزه صدام به سرنوشت نكبت باري دچار شده
است كه هيچ رژيم عربي
حاضر نيست به چنان سرنوشتي دچار
گردد. رژيم هاي عربي
از سرمايه گذاري بدفرجام در جهت
حمايت از سردار نگون بخت قادسيه هيچ سودي نبردند و اگر
قرار باشد روزي صدام در يك دادگاه صالح به محاكمه كشانيده
شود
يقينا پرونده كمك هاي چند ميليارد دلاري امارات و
ديگران
بقدري باعث آبروريزي امارات و ساير هم پيمانان صدام
خواهد شد كه ديگر جائي براي ادامه حكومت ننگين آنها باقي
نخواهد ماند. امارات نبايد از حسن نيت و سعه صدر جمهوري
اسلامي ايران سواستفاده كند. بلكه بايستي بعنوان يك رژيم
خطاكار
با مشاهده سرنوشت شوم صدام
دريابد كه اگر در
اطاعت از بيگانگان همچون صدام افراط كند
يقينا سرنوشتي
بهتر از صدام نخواهد داشت . انتظار منطقي اين بود كه اگر هيئت
حاكمه امارات
فاقد درك سياسي لازم براي استنتاج از داده هاي
سياسي امروز منطقه باشد
دستكم ساير كشورهاي عرب در اين
زمينه با هيئت حاكمه نادان و كوته نظر امارات
همراهي نكنند و
آب به آسياب اشغالگران آمريكائي و انگليسي نريزند. البته عملي
شدن اين انتظار
مشروط بر اين است كه آنها
خود نيز در
وضعيتي مشابه وضعيت امارات نباشند
شرطي كه صدور
بيانيه هاي دمشق و رياض
در مورد تحقق آن ترديدهاي فراواني
را در ذهن مخاطبين ايجاد مي كند و نشان مي دهد گويا سران
ارتجاع عرب هنوز نفهميده اند دوران تكرار حرفهاي نامربوط و
باج دادن به قدرتهاي شيطاني در دنياي عرب
به سر آمده است .

|