روزنامه جمهوري اسلامي 16/12/1382 صفحه امام

  • امام و پرونده مفتوح مقدس مآبي در حوزه
  • حديث نور
  • *****
    امام و پرونده مفتوح مقدس مآبي در حوزه


  • اسفندماه براي روحانيون دردمند و دل دادگان خميني عزيز يادآور « منشور روحانيت (1 ) و اصول اساسي پيشرفت و ترقي روحانيت مي باشد . حضرت امام در اين پيام در سال 67 با سيري كوتاه بر خدمات روحانيت اصيل به اسلام فرهنگ ديني و مبارزه باكژيها التقاط ظلم و استبداد از دو گروه عمده از روحانيان در حوزه هاي علميه ياد كرده اند. گروه اول روحانيون متعهد و انقلابي كه همواره حامل رسالت واقعي نهاد حوزه بوده اند كه در فرصت قبل به آن پرداخته شد و گروه دوم مناديان جدايي دين از سياست كه زائيده يك تفكر خطرناك استعماري مي باشند.
    گونه ها
    در نگاه امام مناديان جدايي دين از سياست گونه هاي مختلفي داشته و طيف هاي متفاوتي را شامل مي شده است . در بين اينان « روحانيون وابسته » « تحجرگرا » مقدس نمايان « احمق » نافهم » « واپس گرا » « مروج اسلام آمريكايي » « ساده لوحان بي سواد وجود داشته اند كه حضرت امام نيز ويژگيهاي آنان را افشا كرده است اما با اين حال امام با صراحت تمام چند گروه از آنان را نام مي برد كه اين اوصاف صفات مشترك آنها بشمار مي رود. اين چند گروه از اينقرارند :
    1 ـ روحانيان درباري
    گروهي از اين افراد كساني بودند كه بجاي بندگي خدا و براي گيرآوردن طعمه اي ناچيز از متاع دنيوي سر بر آستان دربار سائيدند لذا چاره اي نداشتند جز اينكه براي حفظ موقعيت خود از وضعيت موجود دفاع كنند. از اين رو مي بينيم اين « ايادي پنهان و آشكار آمريكا و شاه به شايعات و تهمتها متوسل شدند حتي نسبت تارك الصلاه و كمونيست و عامل انگليس به افرادي كه هدايت مبارزه را به عهده داشتند مي دادند » و مي گفتند « شاه سايه خداست و يا با گوشت پوست نمي توان در مقابل توپ و تانك ايستاد » .
    2 ـ حجتيه اي ها
    اينان كساني بودند كه هرگونه حكومت قبل از ظهور حضرت حجت (عج ) را باطل و موجب به تاخير افتادن حكومت جهاني مي دانستند. لذا با هرگونه مبارزه اي براي برچيدن فساد و ظلم مبارزه مي كردند. به اعتقاد امام اين نوع تفكر چون ريشه اي تر بود و اصل حركت اصلاحي را مورد هدف قرار داده بود خطرناك تر و شكننده تر از گونه هاي ديگر اين تفكر بود :
    « از همه شكننده تر شعارگمراه كننده حكومت قبل از ظهور امام زمان ـ عليه السلام ـ باطل است و هزاران « ان قلت » ديگر مشكلات بزرگ و جانفرسايي بودند كه نمي شد با نصيحت و مبارزه منفي و تبليغات جلوي آنها را گرفت تنها راه حل مبارزه و ايثار خون بود كه خداوند وسيله اش را آماده نمود »
    3 ـ ولايتي ها
    ولايتي ها نيز گروه ديگر از روحانيون منحرف بودند كه به تعبير امام يا « در سكوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شكسته اند » و يا عنوان ولايت را براي خود طريق تكسب و تعيش قرار داده اند.
    سرنوشت اين تفكر بعد از انقلاب
    برخلاف كساني كه فكر مي كردند پرونده اين گروهها با پيروزي انقلاب اسلامي بسته مي شود و يا باورشان اين باشد كه حتي پس از يك دهه و نيم بساط آنان برچيده شده است . حضرت امام در آخرين ماههاي عمر با بركت خود اين پيام تاريخي را صادر كرده و به تعبير خودشان ذائقه ها را تلخ كردند تا بگويند پرونده اين تفكر باز است . همه كساني كه امام را مي شناسند مي دانند كه يكي از خصوصيات بارز ايشان اين بود كه از مشكلات و ناملايمات بويژه اگر مربوط به خود ايشان بود كمتر سخن مي گفتند. اما در اين پيام با دردمندي تمام پرونده اي را گشودند كه يك طرف آن خود ايشان و ياران باوفاي شان بوده اند. امام در اين پيام درصدد قصه سرايي يا تاريخ نگاري نبوده اند بلكه مي خواستند هشدار دهند كه « هنوز حوزه ها به دو تفكر آميخته اند » و « طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه (مقدس مآبي ) همچنان باز است و شيوه مقدس مآبي و دين فروشي عوض شده است » و « شكست خوردگان ديروز سياست بازان امروز شده اند » و اما شيوه هاي جديد :
    1 ـ آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمي دادند پشتيبان كساني شدند كه تا براندازي نظام و كودتا جلو رفته بودند.
    2 ـ دسته اي ديگر از روحاني نماهايي كه قبل از انقلاب دين را از سياست جدا مي دانستند و سر به آستانه دربار مي ساييدند يكمرتبه متدين شده و به روحانيون عزيز و شريفي كه براي اسلام آن همه زجر و آوارگي و زندان و تبعيد كشيدند تهمت وهابيت و بدتر از وهابيت زدند.
    3 ـ تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان ـ ارواحنافداه ـ را مفيد و راهگشا مي دانستند امروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسئولين نيست رخ مي دهد فرياد واسلاما سر مي دهند!
    4 ـ ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند.
    5 ـ ولايتي هاي ديروز كه در سكوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند در عمل پشت پيامبر واهل بيت عصمت و طهارت را شكسته اند و عنوان ولايت برايشان جز تكسب و تعيش نبوده است امروز خود را باني و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مي خورند!
    وضعيت فعلي
    حال اين پرسش جاي طرح دارد كه براستي سرنوشت تفكري كه حضرت امام اين گونه از آن ناليده اند در وضعيت فعلي چه شده است آيا بساط آن از حوزه برچيده شده يا رنگ عوض
    كرده است يكي از پيام هاي اصلي اين « منشور » اين است كه تصور نشود اين تفكرات از بين رفته و يا مي رود بلكه شيوه ها تغيير كرده و پيچيده تر نيز شده است لذا بايد مواظب بود و « طلاب عزيز لحظه اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند »
    نبايد گمان برد كه ايادي استكبار در فكر تقويت روحاني نمايان و مقدسين متحجر در حوزه نيستند و بدنبال شرايط مناسب براي حاكم گردانيدن چنين افرادي نمي باشند البته قطعا دشمن از افراد بي آبرو و هتاك و بي اعتقاد به دين روحانيت و اصل مترقي ولايت فقيه كه اصل اساسي تفكر امام است براي تضعيف موقعيت اين امور در جامعه و بي اعتبار كردن روحانيت و حوزه هاي علميه و نظام اسلامي استفاده مي كند يعني همانان كه حضرت امام در اين پيام با آينده نگري اعلام كرد :
    « من به طلاب عزيز هشدار مي دهم كه علاوه بر اينكه بايد مواظب القائات روحاني نماها و مقدس مآبها باشند از تجربه تلخ روي كار آمدن انقلابي نماها و به ظاهر عقلاي قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتي نكرده اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دلسوزيهاي بيمورد و ساده انديشي ها سبب مراجعت آنان به پستهاي كليدي و سر نوشت ساز نظام شود. »
    امام با صداي رسا و بي پرده بيان كرد :
    « تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرالها بيفتد تا من هستم نخواهم گذاشت منافقين اسلام اين مردم بي پناه را از بين ببرند تا من هستم از اصول نه شرقي و نه غربي عدول نخواهم كرد تا من هستم دست ايادي امريكا و شوروي را در تمام زمينه ها كوتاه مي كنم و اطمينان كامل دارم كه تمامي مردم در اصول همچون گذشته پشتيبان نظام و انقلاب اسلامي خود هستند. » صد البته كه مبارزه با اين طايفه بي هويت و دفاع از حريم افكار انديشه و رفتار سياسي امام وظيفه همگان است و در شرايط فعلي از حساسيت مضاعفي نيز برخوردار است ولي آيا واقعا دشمن فقط از همين راه وارد مي شود يا آنها هم در تلاشند بگونه اي عمل نمايند كه دم خروس پيدا نشود مگر حضرت امام نفرمودند : « نفوذ آنها نفوذ ظاهري نيست كه معلوم باشد فلان آقا نفوذي است چه بسا بيشتر از شما اظهار ديانت كند » (2 )
    چه تضميني وجود دارد كه دشمن هزار چهره الان نيز از طريق دين مداري مقدس نمايي خشك مغزي و ترويج قشري گري و سلفي گرايي وارد نشود همان گونه كه اگر كسي گذشته درخشان انقلابي نيز داشته باشد اما در وضعيت فعلي با اصول تفكرات امام سرسازش نداشته و يا در ستيز باشد و به عناوين و شيوه هاي مختلف بخواهد پايه هاي نظام و اركان انديشه هاي امام را سست نمايد بايد طرد گردد آيا نبايد براي جلوگيري از خطري كه حضرت امام بدانها انذار داده اند علاوه بر وضع فعلي افراد مواضع گذشته آنان نيز مورد توجه قرار گيرد
    مقصود اين نيست كه افرادي كه در لباس تحجر و مقدس مآبي و با ترويج تز جدايي دين از سياست دل امام را خون كرده اند امروز از حق حيات محروم گردند اما براستي ميدان داري افرادي كه مدافع افكار انحرافي اند و تا ديروز مروج افكار حجتيه اي ها ولايتي ها و التقاط بوده اند چه معنا دارد ! آيا اين ترجمان همان نداي حكيمانه امام نيست كه : « شكست خوردگان ديروز سياست بازان امروز شده اند » و امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند » آيا با ترويج قشري گري پوسته سازي مذهبي و چسبيدن به ظواهر ديني و رها كردن اسلام معقول منطقي و حماسي با تلقي امام مي توان ادعاي پيروي از امام نمود ! اينها نشان مي دهد كه پرونده مقدس مآبي بسته نشده و مارهاي خوش خط و خال براي هر شرايطي پوست عوض مي كنند.
    راهكار مناسب
    راه چاره همان است كه امام عزيز و روشن ضمير ما بيان كرده اند و آن اينكه :
    1 ـ « اولين وظيفه شرعي و الهي آن است كه اتحاد و يكپارچگي طلاب و روحانيت انقلابي حفظ شود و گر نه شب تاريك در پيش است و بيم موج و گردابي چنين هايل امروز هيچ دليل شرعي و عقلي وجود ندارد كه اختلاف سليقه ها و برداشتها و حتي ضعف مديريتها دليل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علماي متعهد گردد » جريان مقدس مآبي در حوزه يك جريان ريشه دار عميق و جا افتاده است و بايد امام گونه جلوي آن قد علم كرد لذا وحدت و يكپارچگي نيروهاي انقلابي و معتقد به امام يك ضرورت است . چگونه مي توان با اختلاف و تشتت بر يك جريان ريشه دار فائق شد راستي « اگر بر فرض محال حاكميت فكري از آن روحاني نماها و متحجرين گردد روحانيت انقلاب جواب خدا و مردم را چه مي دهد »
    2 ـ اگر نتوان دنيا گرايان آخرت پوش را از گذشته شان پشيمان كرد و آنان را از افكار مخرب استعماري نجات داد حداقل بايد از گسترش افكار آنان به آيندگان و صاحبان آينده حوزه جلوگيري نمود : « بايد مراقب بود كه تفكر جدايي دين از سياست از لايه هاي تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نكند و يكي از مسايلي كه بايد براي طلاب جوان ترسيم شود همين قضيه است كه چگونه در دوران وانفساي نفوذ مقدسين نا فهم و ساده لوحان بي سواد عده اي كمر همت بسته اند و براي نجات اسلام و حوزه و روحانيت از جان و آبرو سرمايه گذاشته اند. »
    بايد شيوه هاي جديد و راهكارهاي نو و ترفندهاي زيركانه و عامه پسند اين طايفه بي مجامله و بدون هيچ مسامحه اي شجاعانه براي طلاب جوان ترسيم شود. البته اين راه خرج دارد فرصت مي برد حيثيت و آبرو مي خواهد و شايد هم همانگونه كه امام فرموده اند و تجربه كرده اند « تنها راه حل مبارزه و ايثارخون » باشد والا نتيجه مي گيرم كه اگر روحانيون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دير بجنبند ابرقدرتها و نوكرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه مي دهند. »
    1 ـ نقل قول از امام از همين پيام مي باشد .
    2 ـ صحيفه نور ج 20 ص .56
    امام خميني : من به طلاب عزيز هشدار مي دهم كه علاوه بر اينكه بايد مواظب القائات روحاني نماها و مقدس مآبها باشند از تجربه تلخ روي كار آمدن انقلابي نماها و به ظاهر عقلاي قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتي نكرده اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دلسوزيهاي بي مورد و ساده انديشي ها سبب مراجعت آنان به پستهاي كليدي و سرنوشت ساز شود
    جريان مقدس مآبي و تحجر در حوزه يك جريان ريشه دار عميق و جا افتاده است و بايد امام گونه در مقابل آن قد علم كرد. لذا وحدت و يكپارچگي نيروهاي انقلابي و معتقد به امام يك ضرورت است .

  • *****
    حديث نور


  • عدم ارتباط با افراد و گروهي خاص
    1357 8 7
    دكتر سنجابي از رهبران جبهه ملي در پاريس به حضور امام خميني رسيد. دكتر ابراهيم يزدي در كتاب « آخرين تلاشها در آخرين روزها ص 30 » در اين باره مي نويسد : « آقاي دكتر سنجابي به همراهي آقايان حاج مانيان و مهديان به پاريس آمدند. در اولين ديدار با امام علاوه بر اين دو نفر آقاي سلامتيان نيز آقاي سنجابي را همراهي مي نمود. در آن جلسه مرحوم اشراقي و حاج احمدآقا نيز حضور داشتند آقاي دكتر سنجابي در كنار امام نشسته و پس از مبادله تعارفات معمولي كمي آهسته و تقريبا به صورت در گوشي شروع به صحبت با امام كردند. امام به صداي بلند ـ كه ما بشنويم ـ گفتند كه « ما مطلب در گوشي نداريم و شما مي توانيد صحبتهاي خود را آزادانه بيان كنيد. »
    امام خميني ديدار مجدد با آقاي سنجابي را موكول به اعلام سه شرط نمودند كه عبارت بود از :
    1 ـ غيرقاني بودن سلطنت سلسله پهلوي .
    2 ـ بطلان اصل سلطنت و رژيم سلطنتي و از بين بردن آن .
    3 ـ تشكيل جمهوري اسلامي با مراجعه به آرا مردم .
    دكتر سنجابي پس از يك هفته از ديدار اول همراه با نامه اي كه طي آن سه محور تعيين شده از سوي امام توسط جبهه ملي مورد قبول واقع شده بود در پاريس به حضور امام خميني رسيد. و قرار شد مواضع نوشته شده در نامه را طي مصاحبه اي در تهران ـ رسماـ اعلام نمايد. از برگزاري مصاحبه جلوگيري شد و سنجابي به همراه داريوش فروهر بازداشت گرديدند ولي زمان بازداشت چندان طولاني نبود. سپهبد مقدم آقاي سنجابي را به نزد شاه مي برد و آن دو به مذاكره اي بي نتيجه مي نشينند.
    ملت مسلمان هم بي توجه به مشي احزاب سياسي همچنان راه امام را مي پيمايد.
    امام خميني (ره ) پيرامون ملاقات دكتر سنجابي با ايشان در مصاحبه با يكي از خبرنگاران اظهار مي دارند : « من مسائل و مطالبي كه داشتم و امكان ندارد يك قدم از آنها برگردم به ايشان گفتم و ما با جبهه خاصي ائتلاف نداريم . همه ملت با ما و ما با همه ملت هستيم و هر كسي اين مطالبي كه ما داريم و عبارت است از استقلال مملكت يا آزادي همه جانبه و جمهوري اسلامي ـ كه قائم مقام رژيم سلطنتي است ـ هر كس با اينها موافقت كند از گروه ماست و از ملت است و اگر موافقت نكند بر خلاف مصالح اسلام و ملت گام برداشته است و ما هيچ ربطي با او نخواهيم داشت و آنهايي كه با ما موافقت كنند ما هم با آنها همصدا خواهيم بود و ليكن ربط خاصي با كسي نداريم . »
    امام خميني از نگاه آيت الله طالقاني
    1357 8 8
    به دنبال مجاهدتهاي مردم به رهبري امام خميني و تداوم مبارزه ملت ايران آيت الله طالقاني پس از تحمل سالها شكنجه و انواع عذابهاي روحي از زندان آزاد گشت . ايشان در اولين مصاحبه پس از آزادي پيرامون رابطه خود با امام خميني اظهار داشت : « من از دوران طلبگي از نزديك با ايشان بوده ام . افكار و نظريات و حسن سوابق ايشان براي همه روشن و آشكار است . امام خميني از همان آغاز داراي تقدسي خاص و از هر جهت ممتاز بوده اند و هستند. »