روزنامه جمهوري اسلامي 16/12/1382 صفحه هنر و ادبيات

  • « علامت » نماد دسته عزاداري است
  • ارزيابي سينماي فلسطين
  • *****
    « علامت » نماد دسته عزاداري است




  • آيين عزاداري امام حسين (ع ) و ائمه اطهار از ديرباز در ايران كه كشوري مسلمان و شيعه مذهب است هماره با مراسم و سنتهاي خاصي همراه بوده است .
    يكي از اين سنتها استفاده از علم و علامتهاي فلزي در اين گونه مراسم است . اين علامتها كه بيشتر جنبه نمادين دارند از جايگاه ويژه اي در ميان مردم برخوردارند و به هنگام عزاداري به ويژه در ايام تاسوعا و عاشورا علم ها در پيشاپيش دسته هاي عزاداري به حركت درمي آيند.
    ساخت اين علامتها يكي از صنايع دستي خاص ايران به شمار مي رود. از دوره صفويه اصفهان مركز ساخت آنها بوده است .
    در اين باره با يكي از ماهرترين استادان اين فن كه در يكي از محله هاي قديمي اصفهان ـ محله عبدالرزاق ـ زير گذر بازارچه اي با سقفهاي گنبدي و ديوارهاي كاه گلي كارگاه كوچكي دارد چند سال پيش گفتگو كرده ايم كه ازنظر خوانندگان گرامي مي گذرد. اميد داريم استاد همچنان سرزنده و سلامت باشد.
    خودتان رامعرفي كنيد و كمي از گذشته و حرفه تان بگوييد.
    ث اكبر بهمن هستم . از 12 سالگي شروع به كار كرده ام . ابتدا شاگردي مي كردم . آن زمان اين كار رونقي نداشت . با تكه آهن هاي ساده شروع شد تا كم كم مردم ذوق اين كار را پيدا كردند و كارها جالب تر شد و فرهنگ اين كار در بين مردم جاي خود را باز كرد . اكنون بيش از 50 سال است كه به اين كار مشغولم . علم سازي و شبكه سازي از 230 سال پيش كه آخرين استاد مرحوم شد منسوخ گرديد . حدود 45 سال پيش دوباره آغاز شد . اين كار در دوره صفويه بسيار رواج داشته است .
    ث از چه مواد و مصالحي براي ساخت علم استفاده مي كنيد
    از فولاد و آهن و فنر استفاده مي كنيم . فنر از آلمان وارد مي شود و فولاد و آهن از همين ذوب آهن اصفهان و همچنين از طلاي 24 عيار.
    ث كارگاهتان خانگي است يا در بازار است
    هر دو كارگاه آهنگري و ساخت اوليه علامتها كارگاه واقع در بازار است و مرحله خطاطي طلاكوبي و قلمزني درخانه صورت مي گيرد.
    ث ابزارها به چه صورت هستند آيا از ماشين هم در اين كار بهره مي بريد
    ابزارها به صورت دستي هستند و برخي ابزار و و وسايلمان را خودمان مي سازيم . از ماشين در اين كار هيچ استفاده اي نمي شود. البته هستند كارگاه هايي كه با دستگاه پرس اين توليدات را وارد باز مي كنند. اين گونه آثار اصولا جنبه هنري ندارند.
    ث نحوه توليد و شيوه و مراحل كارتان چگونه است
    براي ساخت شبكه ابتدا طرح مورد نظر را كه قبلا طراحي شده و روي مقوا كشيده شده روي قطعه اي از آهن مورد نظر انداخته و خطوط قلم زني مي شود. جاهايي كه بايد سوراخ شود با مته هاي ريز سوراخ مي شود و به صورت نخ تهيه مي شود. يك مثقال طلا حدود 120 متر نخ طلا مي دهد . براي طلاكوبي ابتدا سطح آهن را خراشيده سپس طلا را با چكش در آن مي كوبند و بعد با سنگ يشم روي آن مي كشند تا آهن طلايي شود اين خود يك جور كيمياگري است .
    براي تهيه ادواتي كه نياز به قلمزني دارند بعد از آهنگري و ساخت فرم روي آهن نقاشي و خطاطي مي شود. اين كار (نقاشي و خطاطي ) با لاك انجام مي شود. سپس شي مورد نظر را در وان اسيد مي اندازند و از آنجا كه لاك نسبت به اسيد مقاوم است . قسمتهايي كه لاك نخورده خورده مي شود و قسمتهايي لاك خورده برجسته مي ماند. اسم اين كار « دواگيري » است بعد قلم زني مي شود و چون قلم زنها روي آهن و فولاد نمي توانند كار كنند (چون معمولا روي مس كار مي كنند) خود استاد كار بهتر مي تواند چيزي را كه مي خواهد به دست آورد و بعد از آن هم طلاكوبي و ساير مراحل انجام مي شود.
    ث اين كارها كلا چقدر زمان مي برد
    يك علامت يا طوق مجموعا حدود 2 سال زمان مي برد .
    ث آيا در اين كار از شاگردان و كارگران هم استفاده مي كنيد
    بله ; كارگراني هستندكه در كارها كمك مي كنند. شاگرد بايد مايه و جوهر داشته باشد و نوعي علاقه و عشق . شاگردها بيشتر به صورت آموزشي و طرح كاد حضور دارند ولي در مجموع تمام كار را خودم انجام مي دهم . يعني از مرحله آهنگري تا اجراي نقاشي خطاطي و طلاكوبي . آنها در كارها نقش كمكي ايفا مي كنند.
    ث نقشه طرحها و خط نوشته ها توسط چه كسي طراحي مي شود و آيا اين طرحها ثابت هستند يا جنبه سليقه اي دارند. كلا از چه طرحهايي استفاده مي شود
    طرح هاي روي علامتها توسط خودم كشيده و اجرا مي شود. اين طرحها سليقه من است و جنبه ثابتي ندارد. از نقش گنبد مسجد چهارباغ مليله پيچي گل و بوته اسليمي و... استفاده مي شود. نقاشي درسطح بالايي است و استاد فرشچيان هم گاه براي اين كار طراحي كرده اند.
    ث مورد استفاده اين علامتها چيست
    علامتها سه نوع استفاده مي شوند : 1 ـ عزاداريها 2 ـ به عنوان عتيقه در بازارهاي عتيقه 3 ـ به صورت صنايع دستي و در نمايشگاههايي كه جنبه هنري دارند. اين علامتها به لحاظ نوع كار و قيمت متفاوتند.
    ث سرمايه گذاري و دستمزد به چه صورت است و آيا اصولا از وضع اقتصادي اين كار راضي هستيد
    سرمايه گذاري توسط استادكار صورت مي گيرد و دستمزد به صورت روزمزدي يا شراكت درتهيه مواد اوليه است ولي به طور كلي كارگر در اين كار وجود ندارد. در مورد قسمت دوم سئوال هم بايد بگويم از نظر اقتصادي چندان راضي كننده نيست . سازمان صنايع دستي حمايتي نمي كند. ما مي توانيم كارهاي نفيسي مانند رويه گنبد و ضريح و... انجام دهيم ولي به خاطر گراني مصالح و ابزار نمي توانيم .
    ث توليد و توزيع و قيمت توليدات به چه صورت است
    در حال حاضر تا چند سال ديگر سفارش كار گرفته ايم . قيمت كارها هم بستگي به كيفيت آنها دارد. از آنجايي كه توليد انبوه و در سطح پايين هم وجود دارد (كارهاي پرسي ) قيمت اين كارها كه دستي است نسبتا بالا است چون وقتي يك مثقال طلا استفاده بشود نرخ كار حدود 100 000 تومان مي شود . البته بستگي به كارفرما هم دارد. مثلا اگر كارفرما بخواهد طلاي كمتري استفاده شود در خط نوشته فقط مي نويسيم . « علي » و اگر نه مثلا نام پنج تن را كار مي كنيم . چون روي خط نوشته ها طلاكار مي شود.
    ث جايگاه مذهبي و فرهنگي اين كار در جامعه چيست
    در فرهنگ اسلامي و سنتهاي شيعي جايگاه والايي دارد. چون كار در رابطه با امام حسين (ع ) است . هر كس كه صاحب اين علامتها است جايگاه خاصي دارد. مردم نامش را « خادم الحسين » مي گذارند. چه سازنده علم باشد و چه استفاده كننده آن .
    ث معنا و نماد اين علامتها چيست و از چه عناصر و سمبلهايي بهره مي گيريد
    روي علامتها از چند نوع حيوان استفاده مي شود. هر كدام مصداق و سمبل ماجرا يا لقب و صفتي هستند. مثلا شير سمبل شجاعت علي (ع ) آهو مصداق ماجراي امام رضا (ع ) و ضمانت آهو طاووس سمبل زيبايي كبوتر سمبل نامه رساني و قاصد جغد (مرغ رخ يا مرغ حق ) سمبل ملائكه كه روي چادرهاي روضه خواني هم ديده مي شود.
    علم به صورت سه پنج هفت و يازده تيغه وجود دارد كه جنبه پرچم دسته ها را دارد. در جنگها فرمانده سپاه كه علامت هفت تيغه داشت معني آن اين بود كه 7000 سرباز دارد . يك تيغه بالاي چادر فرمانده مي گذاشتند كه جايگاهش مشخص باشد.
    ث آيا تحصيلات نقش خاصي در اين حرفه دارد
    اين كار بيشتر بستگي به تجربه و مهارت دارد ولي تحصيلات هم موثر است . مثلا اگر كسي كه سواد نداشته باشد ممكن است نقطه را با گل اشتباه بگيرد و از آنجا كه خطاطي اين كارها جنبه نقاشي دارد تشخيص آن مشكل است .
    ث باورها و اعتقادات مردم در اين باره چگونه است
    در سطح بسيار بالايي است . بعضي از آنها معتقدند كه نبايد دست بدون وضو روي علامتها كشيد. آن را تبرك مي كنند دخيل مي بندند و مانند ضريح با آن برخورد مي كنند. برخي از آنها طلا نذر اين كار مي كنند (براي طلاكوبي ). در ايران نوع عزاداريها متفاوت است . در بعضي جاها علم را ايستاده مي برند و جاهايي خوابيده با دست يا با ماشين ولي نهايتا در همه جاي كشور اسلامي جايگاه مقدس و ويژه اي دارد.

  • *****
    ارزيابي سينماي فلسطين




  • چندي پيش جلسه اي به دعوت جمعيت دفاع از فلسطين با حضور تعدادي از دست اندركاران عرصه نگارش و كارگرداني سينما برگزار شد.
    در ابتداي جلسه ضمن اشاره به برگزاري اين نشست مفادي از پروتكل هاي يهود براي تسخير جهان و نحوه آن قرائت شد كه از شدت اغراق و خشونت و خباثت بر باور مدعوين سينمايي نمي نشست .
    وقتي كه نوبت سخن به فيلمسازان رسيد اظهار نظرهايي شد كه اين بار تصوير ناباوري بر چهره اعضاي اين جمعيت نمودار شد.
    اظهار نظرهايي از اين دست كه حوادث فلسطين اخبار آن كليشه اي و تكراري شده و نبايد بخشهاي خبري ما بر روي اين حوادث ! اينقدر مانور دهند. با اينكه چرا فقط يك روي سكه رويدادهاي فلسطين و اسرائيل انعكاس داده مي شود.
    مردم ما با خود مي گويند كه اين خبرها همه به خاطر موضع جمهوري اسلامي ايران است كه پخش مي شود آيا بايد ديد واقعا همه خبرها همين است آيا بايد ديد كه خود فلسطينيها حتي به غلظت نگاه ما حوادث و رويدادهاي اطرافشان را ارزيابي مي كنند ياخير و آيا در صورت صلح بين فلسطيني ها و اسرائيليها ما چه خواهيم كرد آيا كاسه داغتر از آش نشده ايم و يا اينكه اگر يهوديها اينقدر قدرت دارند كه جهان را به تسخير بكشند يا كشيده اند پس حق آنهاست كه با جمعيت اندك به اين حد از تسلط و قدرت در جهان برسند و قس عليهذالله
    اين تصويري موجز و هشدار دهنده است جلسه ايست كه منجر به بازتاب فضاي ذهني و اطلاعاتي جمعي از فيلمسازان مورد وثوق نظام شد كه متاسفانه مي توان آن را آيينه اي از فضاي كل نخبگان و متفكران و نويسندگان و به تعبير دقيق تر قشر روشنفكر و هنرمندان جامعه دانست .س "
    آنچه از اين تصوير بيش از هر چيز ديگر نمودار مي شود اينست كه :
    الف ) نخبگان و روشنفكران و به تبع آن جمع هنرمندان و سينماگران كشور چقدر نسبت به اهداف اسرائيل و پديده صهيونيسم بيگانه ناآگاه و بي اطلاع هستند.
    ب ) هنرمندان ما كه بايد از طبع روح حساس و لطيف برخوردار باشند تا چه اندازه تحت تاثير امواج تهاجم فرهنگي دشمن قرار دارند كه حتي اخبار و حوادث روزمره فلسطين بيش از آنچه بخواهد وجدان و روح و عواطف آنها را برانگيزد. به پس زدن واكنش هاي منفي فراموشي و انكار كردن منجر شده است و به همان خلسه و غفلت طراحي شده توسط عاملان اصلي جنايات اسرائيل منتهي مي شود. گويي ارض قدس و مردم فلسطين ديگر معنا و وجود خارجي ندارد و نبايد وقت خود را صرف كنيم و ذهن و احساساتمان را بخاطر نبودها جريحه دار و مشغول سازيم .
    نمي خواهم در علل اين واقعيت به تفسير و تحليل بپردازم بلكه مي خواهم از اين اشارات به اين نتيجه برسم كه اگر جايگاه موضوع مهمي مثل فلسطين تجاوز و اشغالگري اسرائيل تفكر و طرحهاي پليد و شيطاني صهيونيسم در فريم هاي سينمايي و قاب تلويزيون كمتر راه يافته اند به معلول نپردازيم و علت ها را در جاي ديگر جستجو كنيم .
    روزهاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي ساختمان سفارت رژيم اشغالگر قدس در تهران به جنبش آزادي بخش فلسطين واگذار شد و اين حركت نماد روشني از يك جهت گيري جديد بود و اگر مناخم بگين نخست وزير افراطي وقت اسرائيل از پيروزي انقلاب اسلامي بعنوان زلزله اي بزرگ در منطقه كه پايه هاي اسرائيل را به لرزه درآورده است نام مي برد اغراق نكرده است . به اين ترتيب مي توان اظهار كرد موضوع فلسطين و آزادي بيت المقدس كه قبله اول مسلمين و محل معراج پيامبر اكرم (ص ) است . بعنوان يكي از بزرگترين چالش هاي انقلاب اسلامي با آمريكا درآمد و تا امروز نيز جمهوري اسلامي براي وفاداري به اين عهد انقلابي و اسلامي رهبر كبير خود حضرت امام خميني (ره ) هزينه هاي زيادي پرداخته است . اگر چه با شم سياسي فرهنگي نظام را در اين صحنه بيشتر از هزينه هاي آن برآورد كرد. دفاع از آرمان قدس و مردم فلسطين و مقابله با رژيم نژادپرست اسرائيل و تفكر خطرناك صهيونيسم به عنوان يك هدف آرمانگرايانه و رسالت تاريخي و خداپسندانه مطرح است .
    واقعيت تلخ اين است كه عليرغم اين رويارويي جدي در عرصه كار فرهنگي و اطلاع رساني فعاليت هاي هنري و بخصوص سينمايي هم شان با موضوع نيستند.تعداد آثار سينمايي از انگشتان يك دست هم كمتر است تا بتوان آنها را به مثابه يك مجموعه هدفمند و يك خط سير مشخص نام گذاري كرد و به تحليل و نقد آن پرداخت .
    اگر چه فيلم سينمايي شكار پنهان (حبيب كاوش ) بعنوان تنها كار سينمايي در سالهاي گذشته در يكي از كنفرانس هاي مربوط به موضوع فلسطين با آب و تاب نمايش داده مي شود اما فارغ از خود نمايش بايد گفت در اين فيلم از عناصر ارزشي و هدفمند انقلاب فلسطين و مبارزان آن كمتر نشانه روشني ديده ميشود و صرفا فيلمي است كه حوادث فلسطين را دستمايه كار حادثه اي خود كرده بود. شايد فيلمهاي مستند بچه هاي گروه روايت فتح كه با هدايت و سرپرستي شهيد آويني ساخته و پخش شد اولين نمونه هايي بود كه توانست به واقعيت ها و آرمانهاي حقيقي ملت فلسطين نزديك شود.
    تنها فيلم سينمايي كه مي توان به عنوان يك كار مورد قبول به آن اشاره كرد فيلم بازمانده است كه توانست بخشي از تاريخ تجاوزات اسرائيل و غصب سرزمينهاي مردم فلسطين و آغاز مبارزات و مقاومت هاي مردمي را به نمايش گذارد.
    در سريالهاي تلويزيوني نيز جاي موضوع فلسطين همواره خالي بود. اگر چه سريال چشم هاي آبي زهرا (علي درخشي ) يا سريال مستند روزگار آوارگي (محمد رضا اسلاملو) توانست كمي قاعده بي توجهي را در جريان توليدات تلويزيوني به هم بزند اما بايد اعتراف كرد اين چند سريال با نوع سرمايه گذاري و ميزان تحقيقات و قصه پردازي آن نمي تواند به عنوان يك مبنا يا يك تحول مورد ارزيابي قرار گيرد بلكه به شهاب هايي مي ماند كه تنها توانسته اند در سياهي شب چشم ناظريني را بخود جلب كند والا تا شكافتن سياهي شب و طلوع آثار سينمايي در خور انتفاضه فلسطين فاصله بسيار است .
    براي برون رفت از اين بن بست بايد اساسا ديدگاههاي كارگزاران و سياست گزاران و مجريان را در دو عرصه سينما و تلويزيون از بنيان متحول كرد.اين فلسطين نيست كه در انبوه سوژه ها و مضامين فيلمها و سريال ها چهره اي غريبانه يافته است . بلكه تاريخ معاصر انقلاب اسلامي دفاع مقدس آرمان هاي امام آرا و انديشه هاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و عدالت خواهانه ايشان و بسياري موضوعات ديگر از اين دست به بوته فراموشي سپرده شده است . از اين رهگذر است كه مبارزات مردم فلسطين و لبنان و ديگر حركت هايي كه در جهان اسلام به تبعيت از آرمان انقلاب و ديدگاهاي امام راحل و مقام معظم رهبري شكل گرفته و رشد كرده اند جاي خاليشان احساس مي شود. آنچه مسلم است بايد بر باورها و انديشه هاي نخبگان و هنرمندان و نويسندگان عرصه فرهنگي و هنر پايه هاي يك سينماي آرماني را رقم زد. تا زماني كه اين پايه ها از پذيرفتن اين بار امانت شانه خالي مي كنند راه به جايي نخواهند برد مگر آنكه بيم مسئولان از خالي ماندن جدول فعاليت ها سبب شود كه در مقابل نام فلسطين به ناچار كاري عرضه شود. اين كار تا كارستان شدن فرسنگها فاصله دارد.
    جواد شمقدري ـ نقل از آيينه هنر نشريه داخلي هيات اسلامي هنرمندان شماره 9
    تعداد آثار سينمايي از انگشتان يك دست هم كمتر است تا بتوان آنها را به مثابه يك مجموعه هدفمند و يك خط سير مشخص نام گذاري كرد.
    براي برون رفت از اين بن بست بايد اساسا ديدگاههاي كارگزاران و سياست گزاران و مجريان را در دو عرصه سينما و تلويزيون از بنيان متحول كرد.