
مصاحبه با حجت الاسلام سيد حميد روحاني
قسمت اول
انقلاب اسلامي از جمله پديده هاي نادر سياسي در طول
قرن گذشته بود. يك حركت خودجوش مردمي به رهبري امام
خميني (ره ) در منطقه اي از جغرافياي گيتي كه آمريكائي ها آنرا
« جزيره ثبات » ناميده بودند
ثبات نه براي مردمش كه براي
سردمداران استكبار جهاني كه سرمست از استيلاي خود به
سردمداران رژيم وابسته پهلوي و هرگز نقش مردم و روحانيت را
در محاسبه هاي خود داخل نمي كردند.
به هر حال اين جزيره باصطلاح ثبات از نظر استكبار
كه
پس از سركوب نهضت پانزده خرداد سال 1342 و تبعيد امام
ازنظر غربي ها
لقمه راحتي به حساب مي آمد اما آتش
زيرخاكستر بود
در سال 1356 دوباره مواج گرديده و سرانجام
با طغيان در بهمن ماه سال 1357 طومار دو هزار و پانصد سال
شاهنشاهي را درهم پيچيد. بدون شك در پيروزي انقلاب
اسلامي
توجهات الهي نقش اصلي را داشت
اما آنچه در دنياي
مادي سبب گرديد كه اين انرژي به مرحله موج سازي و طغيان
برسد
ريشه اي بود كه انقلاب اسلامي در سالهاي طولاني مبارزه
داشت . براي آگاهي نسل جوان و دست يافتن به برخي ناگفتها و
يا واقعيت گفته هاي تحريف شده
توجه شما را به گفتگويي با
حجت الاسلام والمسلمين سيد حميد روحاني
مورخ و
دست اندركار تدوين تاريخ انقلاب اسلامي جلب مي كنيم .
جناب آقاي روحاني با تشكر از شما ابتدا مناسب است كه
اوضاع ايران پيش از قيام 15 خرداد را توضيح دهيد .
پيش از پرداختن به اوضاع آن روز بايد دو نكته را خاطرنشان
سازم يكي اينكه دودمان پهلوي اصولا براي اسلام ستيزي و
اسلام زدايي بر مسند قدرت قرار گرفتند. استعمار انگليس با
دستياري روشنفكران
رضاخان را از اصطبل قزاقان بيرون كشيد
و بر تخت سلطنت نشانيد تا به دست او اسلام را قلع و قمع كند و
از سر راه استعمارگران كنار بزند. نكته دوم اينكه آمريكا نيز
همانند ديگر استعمارگران و جهانخواران از روزي كه پا به عرصه
خاورميانه گذاشت و دندان طمع را براي غارت منابع كشور
اسلامي تيز كرد. انديشه اسلام زدايي را زيركانه و مرموزانه در سر
داشت و اين توطئه را به شكل پنهاني دنبال مي كرد.
در ديماه سال 1339 كه جان اف كندي به كاخ سفيد راه پيدا
كرد و بر مسند رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا نشست
اوضاع ايران را براي اجراي توطئه اسلام زدايي از هر زمان
ديگري مناسب تر مي ديد زيرا شرايطي در ايران حاكم بود كه او
احساس مي كرد زمينه براي اجراي توطئه ديرينه اسلام زدايي
كاملا هموار است و آن شرايط دلخواه آمريكا را مي توان چنين
مورد بازبيني قرار داد.
1 ـ آيت الله العظمي بروجردي مرجع مقتدر جهان تشيع كه
همانند سدي در برابر آز و نياز استعماري جهانخواران ايستاده
بود از دار دنيا رحلت كرد.
2 ـ آيت الله كاشاني نيز كه از رادمردان نستوهي بود كه با
جهانخواران و زورمداران ستيزي پيگير و آشتي ناپذير داشت
چشم از جهان فرو بسته بود.
3 ـ گروه ها و سازمان هاي سياسي و به اصطلاح اپوزيسيون
نظام شاهنشاهي كه سلطه و سيادت آمريكا را به رسميت شناخته
و پذيرفته بودند حركتي برخلاف سيادت و سياست آمريكا دنبال
نمي كردند و در چهارچوب مرام و مسلك رژيم شاه و سياست
آمريكا موضع گيري مي كردند.
4 ـ آمريكا در ايران فعال مايشا بود و كشور ايران را همانند
حيات خلوت خود مي پنداشت و به تاخت و تاز و غارت و
چپاول ادامه مي داد.
5 ـ رژيم صهيونيستي در همه شئون سياسي
نظامي و
اقتصادي و فرهنگي ايران نفوذ داشت و از طريق ايران به
كشورهاي عربي و اسلام به آساني رخنه مي كرد و به جاسوسي و
كارشكني و خرابكاري مي پرداخت و حلقه محاصره بر كشورهاي
عربي را از طريق ايران هر روز تنگ تر مي كرد.
6 ـ فرهنگ غرب و انديشه هاي وارداتي در ميان ملت ايران به
ويژه نسل جوان به شدت رواج داشت و آمريكا بر اين باور بود كه
نسل جوان ايران به كلي به اسلام پشت كرده و براي تسليم در
برابر فرهنگ منحط غربي آماده اند.
7 ـ ديوار سياه رضاخاني ميان حوزه و دانشگاه هر روز بلندتر
و حجيم تر به نظر مي رسيد و تز اسلام منهاي روحانيت در ميان
تحصيل كرده ها جا باز كرده بود.
8 ـ تز جدايي دين از سياست كه از سوي گروهك مرموز
انجمن حجتيه دنبال مي شد
در ميان شماري از محافل مذهبي
پذيرفته شده بود و راه را براي پيشرفت نقشه هاي استعمارگران
بيش از پيش هموار مي كرد.
9 ـ فساد و فحشا و بي بند و باري در ميان درباريان
دولتمردان
خانواده هاي اشرافي سرمايه داران رفاه طلب
غرب باوران خوباخته
روشنفكرمابان سرسپرده به شدت رو به
گسترش بود.
10 ـ جاسوس هاي بين المللي بهايي كه با عنوان دين بازيگر
صحنه شده بودند مراكز كليدي كشور و پست هاي حساس را
دردست گرفته بودند و بر آن بودند كه ايران را به فلسطين ديگري
بدل كنند1.
در چنين شرايطي آمريكا براين باور بود كه زمينه براي پياده
كردن توطئه ديرينه استعمار كه از رسميت انداختن اسلام و برپا
كردن يك نظام لائيك است به خوبي فراهم است .
آمريكا برآن شد كه به اين توطئه ديرينه كه از ماموريت هاي
نخستين
دودمان پهلوي است جامه عمل بپوشاند و اسلام را به
گمان خود از بيخ و بن برآورد.
آمريكا در اين شرايط كه كمر به ريشه كن كردن اسلام بسته
بود از خطر كمونيستي غافل نبود و از اين نگران بود كه مبادا در
پي از رسميت انداختن اسلام راه براي پيشرفت ماركسيست ها در
ايران بيش تر آماده شود و كنترل از چنگ رژيم شاه بيرون برود. از
اين رو
ديديم كه يك باره شماري از عناصر وابسته به « جبهه
ملي » به انشعاب دست زدند و گروهي زير نام « نهضت آزادي » به
صحنه آمدند كه حركتشان رنگ مذهبي داشت
اما مذهبي كه
هيچ خطري براي جهانخواران به همراه نداشت چون به اصل
ولايت باورمند نبودند و تز « اسلام منهاي روحانيت » را در راس
برنامه هاي اعتقادي خود قرار داده بودند اين گروه بزرگ ترين
خطر براي ايران و اسلام را شوروي و ماركسيسم مي دانستند.
آمريكا مي ديد كه رژيم كودتا در ميان ملت ايران هيچگونه
پايگاهي ندارد و مورد نفرت و انزجار مردم ايران قرار دارد و
نارضايتي در ميان طبقات محروم ايران مانند كشاورزان
كارگران
و ديگر توده هاي محروم رو به افزايش است و اين نارضايتي ها
ممكن است ايران را به دامان كمونيست ها بيفكند
چنانكه
خروشچف نخست وزير آن روز شوروي پيش بيني كرده بود و در
يك محفل سياسي با خوش بيني و خرسندي اظهار كرده بود كه
نارضايتي در ايران به حدي در حال اوج است كه به زودي اين
كشور همانند سيب رسيده به دامان شوروي سقوط
ميكند.
آمريكا برآن شد با طرح رفرمي به ظاهر اصلاحي به يك
كرشمه چند كار كند يكي اينكه با اين رفرم اسلام را از رسميت
بيندازد و دوم اين كه توده هاي محروم را فريب دهد در آنان
اميدواري پديد آورد و آنان را پشت سر شاه به حركت درآورد و
بدين گونه استعمار غرب را از خطر اسلام ناب محمدي (صلي
الله عليه و آله ) و خطر ماركيست ها كه با شعار هواداري از
توده هاي محروم
به رقابت با غرب ادامه مي دهند
برهاند و ديگر
اينكه با پياده كردن رفرم آمريكايي
اقتصاد ايران را بيش از پيش
فلج سازد و ملت ايران به نان و آرد و گندم و... آمريكا و ديگر
ابرقدرت ها نيازمند سازد.
آقاي روحاني پس از شرح اوضاع كشور در قبل از قيام
15 خرداد
لطفا كمي هم درباره نقش و انگيزه امام خميني (ره ) و
روحانيت در شكل دهي اين قيام بفرمائيد.
امام خميني (ره ) كه ديرزماني بود اوضاع ايران را زير نظر
داشت و مي دانست كه توطئه هاي خطرناكي برضد اسلام و
استقلال ايران دردست اجرا قرار دارد
در پي اعلام رفرم آمريكا
از جانب شاه
به پاخاست و زنگ خطر را به صدا درآورد و
برضد توطئه هاي شاه و آمريكا به افشاگري و روشنگري دست زد
و ملت ايران را به رويارويي و مبارزه با اين توطئه ها فراخواند
كه به دستگيري امام در شب پانزده خرداد 42 و كشتار فجيع
مردم دلاوري كه در روز 15 خرداد به ياري امام شتافته بودند
منجر شد و شمار زيادي از زنان و مردان و كودكان در تهران
قم
شيراز
كاشان
ورامين
كن
جمكران و.. به شهادت رسيدند.
با اين وجود قيام خونين 15 خرداد توانست اصلاحات
آمريكايي « انقلاب سفيد » شاه را به گورستان تاريخ روانه كند و
نبردي سنگين
سهمگين و آشتي ناپذير ميان ملت ايران و شاه
پديد آورد.
قيام 15 خرداد به ظاهر به خاك و خون كشيده شد و
شكست خورد ليكن هرگز از ميان نرفت ياران امام در سنگر
مساجد
منابر و حوزه هاي علمي و مراكز ديني و نهادهاي
فرهنگي سرسختانه ايستادند و راه
خط و انديشه امام را با
استواري و پايداري دنبال كردند از روز آغاز نهضت امام در سال
1341 تا سال پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 زندان هاي
شاه هيچ گاه از روحانيان مبارز
نيروهاي اسلامي و دين باوران
خداجو خالي نشد.
عالمان ديني و روحانيان وارسته در طول پانزده سال با
سخنرانيها
اعلاميه ها
روشنگري ها و افشاگري هاي خود نهضت
امام را پيش بردند
گسترش دادند و با توطئه شاه و آمريكا مقابله
كردند و در اين راه از زندان
شكنجه
تبعيد و شهادت نيز پروا
نكردند
سعيدي ها
غفاري ها
قريشي ها در زير شكنجه به
شهادت رسيدند و يا بر اثر شكنجه هاي شديد بيمار شدند و از
پاي درآمدند ليكن از مبارزه و روشنگري دست نكشيدند و
نهضت امام را تداوم بخشيدند حضرت امام نيز از تبعيدگاه با
رهبري هاي حكيمانه خود نهضت اسلامي ايران را پيش بردند و
انقلابي فراگير پديد آوردند.
جناب آقاي روحاني لطفا از اوضاع و شرايط ايران پيش از
انقلاب اسلامي و نقش گروههاي سياسي و دانشجويي هم براي
ما صحبت كنيد.
اوضاع ايران را پيش از پيروزي انقلاب از چند بعد مي توان نگاه
كرد
از بعد خارجي
از بعد سياسي
از بعد اقتصادي
از بعد
اجتماعي و از بعد نظامي كه بررسي آن از مجال اين گفتگوي
محدود بيرون است . بنابر اين ناگزيرم به برخي از ابعاد آن روز
ايران به شكل كوتاه و گذرا نگاهي داشته باشم :
آن روز كه انقلاب اسلامي ايران اوج گرفت درست 15 سال
از آغاز نهضت امام مي گذشت در اين مدت پانزده سال چنانكه
اشاره شد امام از تبعيدگاه و ياران و پيروانش در ايران توانستند
ملت ايران را به اسلامي راستين و اسلام ناب محمدي (ص ) آشنا
سازند
مكتب عاشورا را احيا كنند انديشه هاي انحرافي
پيرايه ها و پندارهاي نابجا و ناروايي كه بر اسلام بسته بودند
خرافه ها و موهومات را از ساحت اسلام دور سازند و چهره
درخشان اسلام را به نمايش بگذارند. اسلام به عنوان تنهامكتب
رهايي بخش انسانها در ميان توده هاي به پاخاسته
نيروهاي
تحصيل كرده
رشد يافته و نخبگان سياسي پذيرفته شده بود
اسلام التقاطي
اسلام ارتجاعي
اسلامي كه تنها در بحث عبادت
و طهارت و نجاست خلاصه مي شد
اسلامي كه از سياست جدا
پنداشته مي شد
اسلامي كه منهاي اصل ولايت و روحانيت
دنبال مي شد در ميان مردم رنگ باخت و هواداران آن گونه
باورهاي كژانديشانه كنار گذاشته شدند و نقش خود را از دست
دادند. دانشگاه ها به رغم جار و جنجال ها و هوچي بازي هايي كه
برخي از چهره هاي هوادار « اسلام منهاي آخوند » به راه انداخته
بودند به نداي امام لبيك گفتنتد و در راه مبارزه با انقلاب سفيد
شاه راه وحدت با حوزه ها و همراهي با فيضيه را در پيش گرفتند.
اگر در سال 1341 دانشگاه در زير فشار ملي گراها شعار ميداد
« اصلاحات آري ـ ديكتاتوري نه » در دهه 50 مي بينيم كه
دانشجويان وارسته كه راهشان را از گروه ها و سازمان هاي
سياست باز جدا كرده بودند شعار مي دادند :
« مرگ بر انقلاب فرمايشي »
« در سايه اين انقلاب دهقان ما
نابود شد » .
« در سايه اين انقلاب فرهنگ ما نابود شد »
« خميني
بت شكن خدا به همراه تو »
اين تظاهرات تاريخي و حماسي دانشگاه تا آن پايه توفنده و
كوبنده بود كه رژيم شاه نتوانست آن را ناديده انگارد و برخي از
روزنامه هاي درباري زير عنوان « نظري به وقايع دانشگاه » برخي
از اين شعارهاي دانشجويان را اعلام كردند و برآنان تاختند(2 ) در
اين تظاهرات امام خميني تنها رهبري بود كه دانشجويان از او نام
بردند . (3 )
نقش گروههاي سياسي در اين ميان چه بود
در آستانه اوج انقلاب اسلامي سازمان ها و گروه هاي سياسي
ساليان درازي بود كه از صحنه بيرون رفته بودند و هيچ گونه
فعاليتي نداشتند
از « جبهه ملي »
« نهضت آزادي » و ديگر
گروه هاي سياسي هيچ خبري نبود.
« نهضت آزادي » از سال 1344 تا 1357
در آستانه پيروزي
انقلاب اسلامي هيچگونه فعاليت سياسي نداشت و اصولا در
مبارزات بي امان ملت مسلمان ايران با شاه و آمريكا در صحنه
حضور نداشت .
در آن روز و روزگار گروه ها و سازمانهايي كه به حركتهايي
مسلحانه و چريكي دست زده بودند يكي پس از ديگري يا
سركوب شدند و از ميان رفتند و يا سرخورده و مايوس از صحنه
كنار رفتند و فعاليتهاي چريكي را كنار گذاشتند و آشكارا اعلام
كردند كه ايران براي جنبش چريكي و مسلحانه هنوز آمادگي پيدا
نكرده است ! از اين رو
از سال 1354 تا پيروزي انقلاب اسلامي
از فعاليتهاي مسلحانه و پارتيزاني ديگر خبري نبود.
گروهك هايي كه خود را پيشتاز جنبش مذهبي در ايران وانمود
مي كردند
تغيير ايدئولوژي دادند و با پذيرش مرام ماركسيستي
راه خود را از مردم جدا كردند و به تصفيه خونين درون سازماني
دست زدند و شماري از اعضاي سازمان را كه از پذيرش
ايدئولوژي ماركسيستي سرباز زده بودند به شيوه جنايت آميزي
كشتند و حتي اجساد برخي از آنان را آتش زدند و بدين گونه
ضربه سنگيني بر نهضت و انقلاب اسلامي ايران وارد كردند.
نتيجه رفرمهاي شاهانه چه بود
در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي نتايج اجراي رفرم امريكا در
ايران و « اصلاحات » شاهانه تا پايه اي آشكار شده و به نمايش
درآمده بود كه كشاورزي ايران به كلي از ميان رفته بود
صادرات
كالاهاي كشاورزي صنعتي تنها 2 % كل صادرات ايران را تشكيل
مي داد.
روستائياني كه در پي تقسيم اراضي شاه از هستي ساقط شده
و زندگيشان فلج شده بود
سيل آسا به شهرها سرازير شده و به
كپرنشيني
زاغه نشيني و دربدري و خانه به دوشي كشيده شده
بودند
و از راه سيگارفروشي
بليت بخت آزمايي فروشي و دست
فروشي
نوكري و حتي گدايي زندگي مي كردند و بدتر از اين
برخي از آنان به باندهاي قاچاق و موادمخدر روي آورده به
منجلاب فساد كشيده مي شدند.
در زمينه بهداشت و فرهنگ
ايران با مشكلات توانفرسايي
رو به رو بود
از نظر امكانات پزشكي
بهداشتي و بيمارستاني
ايران يكي از كشورهاي عقب مانده خاورميانه به شمار مي رفت
در تهران براي هر چهل هزار نفر يك پزشك وجود داشت و در
شهرها و روستاها چه بسا اصولا دسترسي به پزشك نبود و بيش
از 70 % مردم از سواد محروم بودند .
ادامه دارد
پاورقي :
1 ـ يكي از نشريات دوران شاه از روي نقشه باند صهيونيستي
براي به دست گرفتن قدرت در ايران و تشكيل حكومت چنين
پرده برداشت : « پس از تشكيل دولت يهودي اسرائيل بعد از هزار
سال اكنون بهائي هاي جهان به فكر افتاده اند حكومتي براي خود
به وجود بياورند تا از بي مهري هاي حكومت ها خلاصي يافته
ديگر در اقليت قرار نگيرند بلكه خود در يك نقطه جهان اكثريت
داشته باشند و به قرار اطلاع قسمت اعظم فعاليت هاي اين كار به
وسيله سرمايه داران بهائي كشورهاي مختلف انجام مي گيرد »
مجله خواندني ها شماره 32 ـ مورخ 1336
10
17
2 ـ اطلاعات 49
9
30
3 ـ به نهضت امام جلد دوم از اين نگارنده نگاه كنيد .
دودمان پهلوي اصولا براي اسلام ستيزي و
اسلام زدايي از سوي استعمار انگليس بر تخت
سلطنت نشستند
آمريكا نيز از روزي كه به خاورميانه آمد و دندان
طمع را براي غارت منابع كشور اسلامي تيز كرد
انديشه اسلام زدايي را در سر داشت
ديوار سياه رضاخاني ميان حوزه و دانشگاه هر
روز بلندتر و حجيم تر مي شد و تز اسلام منهاي
روحانيت در ميان تحصيل كرده ها جا باز مي كرد
قيام خونين 15 خرداد
توانست اصلاحات
آمريكايي « انقلاب سفيد » را به گورستان تاريخ روانه
كند و نبردي سنگين و آشتي ناپذير ميان ملت ايران و
شاه پديد آورد

|