روزنامه جمهوري اسلامي 14/12/1382 صفحه عقيدتي
*****
مجلس پنجم مشروطه ; تثبيت استبداد رضاخاني


  • اگر از نمونه ها و موارد بسيار معدود و استثنايي صرف نظر كنيم به يقين مي توان گفت كه در همه مجالس دوره مشروطه دست اجنبي و عوامل و جاسوسان اجنبي دخالت داشت و به غير از افراد معدود و استثنايي همه نمايندگان بيست و چهار دوره اي مجالس مشروطه (از سال 1285 تا 1357 هـ . ش ) توسط بيگانگان و عوامل و جاسوسان بيگانه انتخاب مي شدند. به اعتراف خود محمدرضا پهلوي فهرست افراد مورد نظر را سفارتخانه هاي غربي پيش از برگزاري انتخابات به شاه و ساير سردمداران مي دادند و از آنها مي خواستند همين افراد را به نمايندگي منصوب كنند.
    امام خميني هم در اين باره مي فرمايند : شما خيال مي كنيد اين وكلايي كه شاه خودش انتصاب مي كند و به ملت هم مربوط نيست خودش است خير اين ها را سفارتخانه اسم هايشان را هم نوشته اند قبلا مي آورند مي دهند كه اين ها بايد وكيل بشوند. اين حالا نبوده در زمان رضاخان هم بود از سفارتخانه ها منتهي در يك وقت اين سفارت انگليس اين كارها را مي كرد سابقش هم لابد سفارت روس مي كرده است حالا هم سفارت آمريكا مي كند شايد هم با هم باشند انگليس و چين و شوروي و آمريكا تفاهم كرده باشند.... با زور سرنيزه مجلس درست مي كرد. همين مردك (شاه ) گفت كه اين مجلس هايي كه درست كردند نام اين ها را از سفارتخانه ها مي آوردند و ليستش را مي دادند.... (تاريخ معاصر ايران از ديدگاه امام خميني ص 220 تا 222 )
    خلاصه اين كه همه مجالس دوره مشروطه از اين نظر كه اكثريت قريب به اتفاق نمايندگانش انتصابي و آن هم نصب شده توسط بيگانگان بودند مفتضح هستند ولي مجلس دوره پنجم كه در دهه سوم بهمن 1302 يعني دقيقا 80 سال پيش افتتاح شد يكي از مفتضح ترين مجالس دوره مشروطيت است ; زيرا رضاخان كه عامل و نماينده استعمارگران غربي (به ويژه انگليس ) بود در انتخابات اين دوره حتي ظاهر كار را نيز رعايت نكرد و نظاميان را به طور آشكار در شهرهاي مختلف مامور نمود تا فقط افراد مورد نظر او را كه همان افراد مورد نظر و سفارش شده از طرف انگليس بودند به مجلس بفرستند. گرچه مجلس دوره چهارم نيز حدود چهار ماه پس از قدرت يافتن رضاخان افتتاح شد ولي در آن زمان او چنان قدرتي نيافته بود كه تا حد زيادي در انتخابات مجلس و گزينش نمايندگان دخالت نمايد. به همين دليل مجلس دوره پنجم مشروطه را بايد اولين مجلسي دانست كه در زمان و در چهارچوب سياست هاي مزدورانه و ستمگرانه رژيم پهلوي شكل گرفت . مجلسي كه نماد عيني و عملي نوع دموكراسي و آزادي پارلماني مورد نظر استعمارگران غربي براي كشورهاي ديگر است ; يعني همين استعمارگراني كه به آزادي هاي كنوني جمهوري اسلامي ايران در عرصه انتخابات كه در تاريخ ايران هيچ سابقه اي ندارد ايراد و اشكال وارد مي آورند در آن زمان به عامل خود (رضاخان ) دستور دادند بدون هيچ ملاحظه اي به زور سرنيزه نظاميان افراد مورد نظر را به مجلس بفرستد تا آن مجلس در آينده بتواند به همه خواست هاي استعمارگران تن دهد و با شوق و اشتياق از منافع نامشروع بيگانگان حمايت نمايد.
    به اين دليل استعمارگران و عوامل آنها تلاش كردند بدون هيچ ملاحظه اي و به طور آشكار و با دخالت آشكار نظاميان و با تقلبات واضح و گسترده افراد مورد نظر را به مجلس پنجم بفرستند كه قصد داشتند در دوره همين مجلس به سلطه عامل خود (رضاخان ) لباس دائمي قانون را بپوشانند و سلسله مزدور پهلوي را به جاي سلسله قاجاريه بنشانند.
    در مجلس پنجم مشروطه فقط آيت الله مدرس و چند نفر از دوستان و همفكرانش به طور آزاد از سوي مردم انتخاب شده بودند. انتخاب شدن آيت الله مدرس و دوستانش در حالي صورت گرفت كه رضاخان و عوامل او تبليغات وسيعي عليه آيت الله مدرس به راه انداختند ولي به دليل شهرت فراواني كه شهيد مدرس داشت اين تبليغات موثر نشد و وي برخلاف خواست رضاخان از سوي مردم به نمايندگي انتخاب گرديد.
    آيت الله مدرس كه مي دانست برنامه رضاخان و حاميان استعمارگر او براي مجلس پنجم چيست و چه بهره برداري نامشروع و غيرقانوني مي خواهند از آن بنمايند از همان ابتدا مجلس پنجم را سنگري براي مبارزه با استعمارگران و عوامل آنها مثل رضاخان قرار داد. در چنين اوضاع و احوالي كه آيت الله مدرس در برابر انبوهي از نمايندگان طرفدار رضاخان قرار گرفته بود و بيش از چند نفر همفكر نداشت مبارزه بسيار مشكل و طاقت فرسا بود. با اين حال آيت الله مدرس از اندك بودن ياران و انبوه دشمنان نترسيد و تصميم گرفت شجاعانه بايستد و از حق دفاع كند. آيت الله مدرس در جلسه چهارم مجلس پنجم كه روز 25 اسفند 1302 تشكيل شد تكليف خود را با نمايندگان طرفدار رضاخان و با همه آن هايي كه از اين عامل بيگانه دفاع مي كردند روشن نمود و خطاب به آن ها گفت : « من عقيده ام را اظهار مي كنم ولو مخالف با تمام مردم كره زمين باشد. من عقيده ام اين است كه انتخابات اين مجلس با زور و فشار تشكيل شده و اراده ملت در آن نقش نداشته است پس باطل است . »
    شهيد آيت الله مدرس اين سخنان را در حالي به زبان آورد كه از اوضاع جلسات اول و دوم و سوم مجلس پنجم چنين نتيجه گرفت كه انبوه طرفداران رضاخان در مجلس قصد دارند پيوسته با هياهو و غوغا و ايجاد همهمه هاي بي مورد نگذارند آيت الله مدرس سخن بگويد. به عبارت ديگر آن ها مي خواستند با جنگ رواني و غوغا شهيد مدرس را منزوي كنند تا سخن او به گوش مردم نرسد. آيت الله مدرس نيز كسي نبود كه مثل نمايندگاني كه به زور سرنيزه رضاخان و با توطئه ها و شيطنت ها و حيله هاي بيگانگان به مجلس راه يافته بودند و عليه دين و ميهن اقدام مي كردند بتوانند وي را منزوي نمايند.
    طرفداران رضاخان كه احساس كردند در جنگ رواني و غوغاگري و تبليغات عليه آيت الله مدرس كاملا شكست خورده اند و وي به تنهايي توانسته است همه آنها را در جنگ رواني شكست بدهد و منزوي نمايد توطئه چيدند تا آن عالم بزرگ و مبارز را در مجلس كتك بزنند و به اصطلاح زهر چشم بگيرند.
    بالاخره جلسه پنجم مجلس پنجم در تاريخ 27 اسفند 1352 تشكيل شد . از ابتداي اين جلسه همه اوضاع و احوال حكايت از آن داشت كه طرفداران رضاخان توطئه اي عليه آيت الله مدرس چيده اند. در ابتداي جلسه آن ها با سرخوشي تمام مطالبي را مطرح كردند و به اصطلاح در صدد برآمدند ضربه اي به شهيد مدرس بزنند. بعد از پايان يافتن سخنان طرفداران رضاخان آيت الله مدرس چنان پاسخ كوبنده اي به آنها داد كه از شرمساري نتوانستند در جلسه بنشينند و با اين كه در اكثريت بودند جلسه را ترك كردند و اعلام نمودند : « ما نمي توانيم اين جا بنشينيم و به هر حرفي كه مدرس مي گويد گوش بدهيم . »
    حرفي كه آن ها نمي خواستند از زبان شهيد مدرس بشنوند چيزي غير از بيان وطن فروشي و خيانت آن ها به دين و ميهن نبود و آيت الله مدرس با بيان بسيار موثر خود و با اتكا به اسناد و مدارك وطن فروشي هاي آن جماعت و نوكري آنها به انگليس را فاش كرد.
    بعد از آن كه مجلس به هم خورد طرفداران رضاخان يكي از قلدرها و گردن كلفت هاي مجلس را كه سر و صداي زيادي داشت به نام دكتر حسين بهرامي (احياالسلطنه ) مامور كردند آيت الله مدرس را كتك بزند. اين شخص مزدور و گردن كلفت در سرسراي مجلس و در هنگامي كه بين نمايندگان نزاع و مناقشه بود به طرف آيت الله مدرس رفت و گستاخانه سيلي محكمي به صورت آن عالم بزرگ زد. اين ضربه چنان محكم بود كه عمامه آيت الله مدرس از سرش افتاد.
    خبر اين واقعه به سرعت در تهران و ساير شهرهاي ايران پيچيد و در نتيجه غوغايي به پا خاست . مردم از هر سو به طرف مجلس حركت كردند بازارها و دكان ها بسته شدند طبقات مختلف مردم در مساجد اجتماع كردند و....
    خلاصه چيزي نمانده بود كه قيام مردم به يك انقلاب تبديل شود و بساط رضاخان را برچيند. محمدتقي بهار كه در آن زمان از نمايندگان مجلس و از همفكران شهيد مدرس بود بازتاب واقعه سيلي زدن به صورت آيت الله مدرس را به صورت شعر بيان كرده است . در قسمتي از اين شعر معروف محمدتقي بهار چنين مي خوانيم :
    از آن سيلي ولايت پر صدا شد
    دكاكين بسته و غوغا به پا شد
    به روز شنبه مجلس كربلا شد
    به دولت روي اهل شهر وا شد
    چو آمد در ميان خلق سردار
    براي ضرب و شتم و زجر و كشتار
    دريغ از راه دور و رنج بسيار
    قشوني خلق را با نيزه راندند
    ولي مردم به جاي خود بماندند
    رضاخان را به جاي خود نشاندند
    به جاي گل بر او آجر پراندند....
    همان طور كه در شعر محمدتقي بهار اشاره شده است مردم بعد از سيلي خوردن آيت الله مدرس هر روز در قالب گروه هاي بزرگ و كوچك به مجلس مي رفتند تا به حساب طرفداران رضاخان برسند. در يكي از اين روزها اوضاع به قدري خطرناك شد كه نمايندگان طرفدار رضاخان از او خواستند قشون مسلحي را براي سركوب مردم به مجلس بفرستند. رضاخان نيز فورا در راس عده اي قزاق به مردمي كه در مجلس اجتماع كرده بودند يورش برد. او ابتدا يكي از روحانيون را كه در حال صحبت بود و از آيت الله مدرس حمايت مي كرد با چوب زد و سپس به نظاميان دستور حمله داد. مردم و طرفداران آيت الله مدرس به مقابله با نظاميان پرداختند و با سنگ و آجر به سوي رضاخان حمله ور شدند. در اين واقعه چند آجر و سنگ به رضاخان اصابت كرد. علاوه بر اين مردم كه چيزي براي مقابله در دست نداشتند شمشادهاي مجلس را قطع كردند و از آنها به جاي سلاح استفاده نمودند. بعضي نيز موفق شدند سلاح نظاميان طرفدار رضاخان را بگيرند و آن را به كار بيندازند.
    رضاخان كه مشاهده كرد از عهده مردم و طرفداران آيت الله مدرس برنمي آيد مجبور شد از روحانيوني كه به آن ها اسائه ادب شده بود عذرخواهي كند و با قشون خود فرار را بر قرار ترجيح دهد. بدين ترتيب رضاخان و طرفدارانش در مجلس نه تنها نتوانستند از آيت الله مدرس زهر چشم بگيرند و او را از پي گيري مبارزه با استبداد و توطئه هاي رضاخاني بازدارند بلكه رسواتر از گذشته شدند.
    آيت الله مدرس بعد از اين ماجرا نيز همچنان مجلس پنجم را سنگر مبارزه با استعمارگران و عوامل آنها (رضاخان و....) قرار داد و در مراحل مختلف به مبارزات خود ادامه داد. مبارزه با جمهوري رضاخاني استيضاح و تلاش براي بركنار كردن رضاخان از قدرت و مخالفت حماسه آميز با تشكيل سلسله ي پهلوي و.... از محورهاي عمده مبارزات شهيد مدرس در مجلس پنجم است .
    مجلس پنجم از يك سو شاهد حماسه ها و شجاعتها و غيرتمندي هاي شهيد مدرس بود و از سوي ديگر شاهد خيانت هايي بود كه طرفداران رضاخان مرتكب مي شدند. مهم ترين خيانت مجلس پنجم كه طرفداران رضاخان در آن اكثريت قاطع داشتند اين بود كه در پاييز سال 1304 به انتقال سلطنت از قاجاريه به رضاخان راي داد و اين سلسله مزدور و عامل استعمار را بر كشور مسلط كرد. آيت الله مدرس در جلسه اي كه به همين منظور تشكيل شده بود تلاش فراوان به عمل آورد تا اين خيانت تاريخي مجلس مشروطه فعليت نيابد و بيش از 50 سال ايران تحت ستمگري و استعمار قرار نگيرد ولي تلاش هاي متعهدانه و دلسوزانه آيت الله مدرس به جايي نرسيد. آيت الله مدرس كه خيانت بي قانوني و تسليم طلبي نمايندگان را مشاهده كرد در حالي كه به حال اعتراض جلسه مجلس را ترك مي نمود خطاب به خائنين گفت : « كار شما خلاف قانون است . اگر صد هزار راي هم بدهيد خلاف قانون است . »
    اساسا استعمارگران و عوامل داخلي آن ها مجلس پنجم را براي رسيدن به همين هدف تشكيل داده بودند. به عبارت ديگر مجلسي كه در دهه سوم بهمن 1302 هـ . ش توسط بيگانگان آغاز به كار كرد با بزرگ ترين خيانت در تاريخ معاصر ايران به ماموريت استعماري خود عمل نمود ماموريتي كه استعمارگران و عوامل آنها را تا 50 سال خشنود كرد ولي بر پيكر مردم و ميهن و دين بزرگ ترين ضربه را وارد آورد.
    علي وزوايي
    مجلس پنجم مشروطه از يك سو شاهد حماسه ها و شجاعت ها و غيرتمندي هاي شهيد مدرس بود و از سوي ديگر شاهد خيانت هايي بود كه طرفداران رضاخان مرتكب مي شدند. مهم ترين خيانت مجلس پنجم مشروطه كه طرفداران رضاخان در آن اكثريت قاطع داشند اين بود كه در پاييز سال 1304 به انتقال سلطنت از قاجاريه به رضاخان راي داد و اين سلسله مزدور و عامل استعمار را بر كشور مسلط كرد. آيت الله مدرس در جلسه اي كه به همين منظور تشكيل شده بود تلاش فراوان به عمل آورد تا اين خيانت تاريخي مجلس مشروطه فعليت نيابد و بيش از 50 سال ايران تحت ستمگري و استعمار قرار نگيرد ولي تلاش هاي متعهدانه و دلسوزانه وي به جايي نرسيد. آيت الله مدرس كه خيانت بي قانوني و تسليم طلبي نمايندگان را مشاهده كرد درحالي كه به حال اعتراض جلسه مجلس را ترك مي نمود خطاب به خائنين گفت : كار شما خلاف قانون است . اگر صد هزار راي هم بدهيد خلاف قانون است .
    همه مجالس دوره مشروطه از اين نظر كه اكثريت قريب به اتفاق نمايندگانش انتصابي و آن هم نصب شده توسط بيگانگان بودند مفتضح هستند ولي مجلس دوره پنجم كه در دهه سوم بهمن 1302 يعني حدود 80 سال پيش افتتاح شد يكي از مفتضح ترين مجالس دوره مشروطيت است ; زيرا رضاخان كه عامل و نماينده استعمارگران غربي (به ويژه انگليس ) بود در انتخابات اين دوره حتي ظاهر كار را نيز رعايت نكرد و نظاميان را به طور آشكار در شهرهاي مختلف مامور نمود تا فقط افراد مورد نظر او را كه همان افراد مورد نظر و استعمار نيز بودند به مجلس بفرستند.