بسم الله الرحمن الرحيم
هفته جاري شور حسيني در ايران اسلامي به دليل تقارن با
تاسوعا و عاشوراي حسيني به اوج خود رسيد و خيمه ماتم و
عزا در هر كوي و برزن اقامه شد. ملت ولايتمدار ايران در اين
روزها رخت عزا به تن كرده و در مكتب عاشورا
درس ايثار و
آزادگي و غيرت و عبرت آموختند. به واقع برگهاي زرين نهضت
عاشورا
مدرسه بزرگي است كه همه ما طفلان نوآموز اين مكتب
هستيم و همه ساله در اين ايام درسهاي جديدي از اين معلم
بزرگ تاريخ بشريت مي آموزيم .قطعا شناخت امام حسين (ع ) و
نهضت جاويد كربلا همانگونه كه ملت ايران را براي برپايي
انقلاب اسلامي به حركت در آورد و هدايتگر مردم در راه نهضت
ظلم ستيزانه و ضداستكباري بود
امروز نيز مي تواند روشني
بخش همه آزاديخواهان و مسلمانان بويژه ملت مظلوم وستمديده
عراق در نهضت ضد اشغالگري باشد.
كربلاي مظلوم در عاشوراي حسيني يكبار ديگر به خون
نشست و دهها تن از حسينيان در جوار حرم سالار شهيدان به
خاك و خون كشيده شدند . وقوع حدود 10 انفجار مهيب در
شهرهاي كربلاي معلي و كاظمين در روز عاشوراي حسيني منجر
به كشته وزخمي شدن تعداد زيادي از زائران حسيني شد. بر
اساس اخبار منتشره در شهر كربلا حدود 80 زائر و در شهر
كاظمين حدود 75 نفر زائر به شهادت رسيدند كه در ميان آنها
40 تا50 ايراني نيز وجود دارد . هنوز از نوع انفجارها اطلاعات
دقيقي منتشر نشده و خبرهاي ضد و نقيضي در اين مورد بر سر
زبانهاست . برخي اين انفجارها را ناشي از شليك گلوله خمپاره
مي دانند و برخي ديگر آن را نتيجه انفجار بمب هاي كارگذاشته
شده اعلام كرده اند. پس از اين انفجارها عزاداري زايرين تبديل
به تظاهرات سياسي گرديد و در بسياري از نقاط كربلا زائرين
معترض
آمريكائيها را مسئول اين انفجارها دانسته و با آنها
درگير شدند.
در شهر كاظمين
نجف و كربلا موارد متعددي از رويارويي
مردم با نظاميان جنايت پيشه و متجاوز آمريكائي به وقوع
پيوست و شمار ديگري از مردم نيز توسط سربازان ميگسار
آمريكايي به شهادت رسيدند. در هر حال از نظر اكثر مردم عراق
حادثه كربلا تكرار تازه اي از فاجعه عاشورا بود
فاجعه اي كه
دريكسوي آن يزيديان صف كشيده بودند و در سوي ديگر آن
حسينيان براي ابراز وفاداري و ميثاق خود با ذريه زهراي
اطهر(ع ) اجتماع كرده بود. اين روياروئي به عنوان مظهري از
جبهه هاي حق و باطل تا زماني كه كفر و ظلم بر صفحه جهان
هستي وجود دارد به انحا مختلف جريان خواهد
داشت .
اعضاي شوراي حكومتي عراق روز دوشنبه هفته جاري در
خصوص تدوين قانون اساسي اين كشور به توافق رسيدند. در
اين قانون كه قرار است بزودي و به طور رسمي به امضا برسد
اسلام مرجع قانونگذاري تلقي شده و تاكيد گرديده كه هيچ
قانوني نبايد عليه اسلام در كشور وضع شود. تدوين قانون
اساسي عراق از جمله موضوعاتي بوده كه طي ماههاي اخير
همواره مورد بحث محافل سياسي و مذهبي اين كشور بوده و
مراجع شيعه عراق بويژه آيت الله سيستاني همواره نسبت به
اعمال نفوذ آمريكائيها يا سياستمداران لائيك وابسته به آن كشور
براي حذف سايه دين از متن قانون اساسي عراق به مردم اين
كشور هشدار داده اند. اكنون نيز به درستي مشخص نيست كه تا
چه حد ادعاي محافل دولتي عراق راجع به اسلامي بودن قانون
اساسي تنظيم شده
صحت داشته باشد. زيرا گفته مي شود برمر
حاكم آمريكائي عراق و همچنين « جرمي گرين استاك » نماينده
ويژه دولت انگليس در جلسه مذاكرات شوراي حكومتي عراق
در خصوص قانون اساسي اين كشور حضور داشته اند. بهرحال
ملت عراق در پشت سر مراجع شيعه خود زير بار هيچ طرح و
قانون و برنامه اي كه با موازين و احكام اسلامي منافات داشته
باشد
نخواهد رفت .
در فلسطين اشغالي نيز طي هفته اي كه پشت سر مي گذاريم
ترور عوامل انتفاضه و تخريب خانه هاي بسياري از مردم اين
سرزمين ادامه داشت و رژيم جنايت پيشه شارون بي اعتنا به
جلسات ديوان داوري لاهه كه با هدف محكوم ساختن اقدامات
نژادپرستانه اين رژيم در فلسطين اشغالي تشكيل شده بود
ازيكسو به احداث ديوار حائل در كرانه باختري ادامه داد و از
سوي ديگر ترور فعالان قيام اسلامي ملت فلسطين را استمرار
بخشيد. « قيس اوفي » يكي از فرماندهان ارشد گردانهاي شهداي
« الاقصي » از جمله افرادي است كه در اين هفته توسط
جوخه هاي تروريستي رژيم شارون به شهادت
رسيد.
سرانجام قيام مردمي در سرزمين هائيتي توانست بساط
حكومت آمريكائي « ژان برتران آريستيد » را برچيده و به
حكومت 10 ساله وي بر اين سرزمين فقير و عقب نگاه داشته
شده آمريكاي لاتين خاتمه دهد . آريستيد در سال 1383 با كمك
نظاميان آمريكائي در جريان حركتي براندازانه عليه حكومت
« سدراس » به قدرت رسيد. وي در اين سالها هيچ قدمي در
جهت خير وصلاح ملت هائيتي برنداشت و صرفا دست چپاول
گر شركتها و موسسات آمريكائي را براي غارت سرمايه هاي اين
سرزمين باز گذاشت . سقوط اونيز در پي سه هفته قيام خونين
مردم هائيتي كه با صدها كشته همراه بود صورت
گرفت .
مهمترين نكته در حوادث خونين هائيتي
عريان شدن
سياستهاي مزورانه و دو گونه اي است كه نظاميان آمريكائي در
منطقه ملتهب و پرحادثه آمريكاي لاتين اتخاذ كرده بودند. نمونه
اين سياست را به روشني مي توان در مقايسه حوادث دو كشور
هائيتي و ونزوئلا مشاهده كرد. در ونزوئلا
حكومت چاوز با آرا
مردم شكل گرفته و در هائيتي حكومت آريستيد با اراده نظاميان
آمريكايي به قدرت رسيده بود. درونزوئلا آمريكائيها خواست
اقليت ناراضي اين كشور را كه در هر مملكت انقلابي
شماري از
آنان براي كارشكني و تخريب و بي ثبات كردن كشور وجود
دارند
مورد حمايت قرارداده و راي اكثريت جامعه را تعمدا
ناديده گرفتند ولي آريستيد كه در هائيتي در پناه سر نيزه نظاميان
آمريكائي و بي اعتنا به آرا مردم به قدرت رسيده بود
براي يك
دوره 10 ساله مظهردمكراسي لقب گرفته بود . اين ماهيت آن
چيزي است كه در غرب وبه ويژه در آمريكا از آن به عنوان
دمكراسي ياد مي شود. لگد مال كردن اراده مردم
بها قائل شدن
براي جريانهاي وابسته به غرب
حمايت از چهره ها و
سياستمداراني كه قادر به فراهم ساختن زمينه هاي غارت و
چپاول سرمايه هاي كشورها توسط دولتهاي غربي باشند
بيانگر
مفهوم دمكراسي از ديد آمريكا و اروپا مي باشد.
اقدام آمريكائيها در بيرون بردن آريستيد از كشور نيز زماني
صورت گرفت كه وي در جامعه خود در اوج نفرت قرار داشت و
سقوطش در تداوم انقلاب خونيني كه سراسر اين كشور را فرا
گرفته بود
محرز بود. براي آمريكائيها تفاوتي نمي كند كه اقدام به
ساقط كردن حكومتي كنند كه خود آن را بوجود آورده و در يك
دوره طولاني
از آن حمايت كرده بودند. اين رويكرد در سياست
خارجي آمريكائيها رايج است و سرنگون ساختن حكومتي كه در
عراق
مدتهاي طولاني كارگزار و مجري توطئه ها و جنايات
برنامه ريزي شده آنان در منطقه بوده است
گواهي بر اين
مدعاست .

|