روزنامه جمهوري اسلامي 10/12/1382 صفحه مقالات

  • چرا نهج البلاغه علي (ع ) اين همه جاذبه دارد
  • حكمتهاي جاويدان در سخن اميرمومنان
  • انتخابات اول اسفند; پيروزي ملت ايران و شكست دشمنان اسلام
  • *****
    چرا نهج البلاغه علي (ع ) اين همه جاذبه دارد


  • برگرفته از كتاب امام علي (ع ) از نگاه دانشوران و كتاب كلام جاودانه و حماسه غدير
    « سيدشريف رضي » گردآورنده نهج البلاغه چنين مي گويد :
    « من كه نهج البلاغه را گرد آوردم تنها به اين قصد بودم كه مقام اميرالمومنين علي (ع ) را در سخن و بلاغت نشان دهم . با اينكه او را نيكوييها و برتريهاي بي شماري است كه در آنها به آخرين درجه كمال رسيده و از همه انسانهاي بزرگ پيشين كه از آنان سخناني حكمت آميز به يادگار مانده پيشي گرفته است . »
    « شيخ محمد عبده » دانشمند مصري در مقدمه شرح نهج البلاغه چنين مي نويسد :
    « هنگامي كه پاره اي از عبارات نهج البلاغه را به دقت مي خواندم صحنه هايي در نظرم مجسم مي گشت كه شاهد زنده اي براي پيروزي نيروي سخن و بلاغت بود. آنجا كه دلها به برهان حقايق مي آميخت و سپاه سخنان محكم و نيرومند چنان به در هم شكستن باطل و ياري حق به پامي خاست كه هر شك و باطلي را نابود مي كرد. من هرگاه در مطالعه اين كتاب از فصلي به فصل ديگر مي رسيدم حس مي كردم پرده هاي سخن عوض مي شود و آموزشگاههاي پند و حكمت تغيير مي يابد.
    گاهي خودم را در جهاني مي يافتم كه ارواح بلند معاني با زيور عبارات تابناك آن را آباد ساخته است . اين معاني بلند مي خواهد دلهاي پاك را رستگاري بخشد و به مقصد عالي برساند و از لغزشگاهها دورشان كرده و به شاهراه محكم فضيلت و كمال هدايت كند.
    گاه مي يافتم عقلي نوراني كه هيچ شباهتي با عالم اجسام ندارد از عالم الوهيت جدا شده و به روح « انساني اتصال يافته تا چراغ راه بشريت باشد. »
    « محمدرضا حكيمي » درباره نهج البلاغه چنين مي نگارد : « ما كتاب مظلوم فكر مظلوم و تعليم مظلوم ـ مانند انسان مظلوم ـ بسيار داريم . نهج البلاغه خطبه هاي حضرت زهرا(س ) تعاليم عاشورا و صحيفه سجاديه همه مهجور و مظلومند حكمتها و تعاليم امام محمد باقر(ع ) و امام صادق (ع ) و ساير امامان معصوم هم مظلوم دشمنان و هم مظلوم دوستان است .
    اگر قرار است به « احياي امر آل محمد(ص ) » بپردازيم بايد تعاليم آنان را همانگونه كه هست بشناسيم و بشناسانيم . نبايد درياي خروشان را چنان بركه اي نماياند و خورشيد فروزان را چنان شمعي شناساند.
    نهج البلاغه كارنامه خورشيد است و سند هدايت فطري و توحيد محض و نبوت متجلي ! و شايسته نيست كه ما اين كتاب را مانند كتابهاي معمولي بگشاييم و ببنديم .
    براي شناخت كلام جاودانه آن حضرت بايد ابتدا موقعيت و عظمت انسان هادي را بشناسيم . نهج البلاغه علي (ع ) كلام انسان « وجه الله » است .
    كلام علي (ع ) پايين تر از كلام خدا و بالاتر از كلام خلق الله است . يعني هيچ كلامي و سخني در روي زمين با كلام علي (ع ) قابل مقايسه نيست مگر حكمتهايي كه از لسان پيامبر اكرم (ص ) و اهل بيت او برخاسته است .
    كلام علي (ع ) كلامي ملكوتي است زيرا كه خود علي (ع ) ظرف علم الهي است . علي امين خدا در اقاليم هستي و وصي پيامبر و صاحب علم قرآن و باب مدينه علوم قرآني است . علي (ع ) مامور خدا در زمين براي تعليم و تربيت انسان است . كلام جاودانه او چشمه جوشان هدايتي براي مردمان روي زمين است .
    « شيخ بهاالدين عاملي » درباره حضرت ولي عصر(عج ) در قصيده مهدويه چنين مي سرايد : امام الوري طود النهي منبع الهدي و صاحب سرالله في هذاالدار(ي ) مهدي امام آفريدگان تكيه گاه كوهسان خردها و چشمه سار جوشان هدايت است . اوست صاحب سر خدا و سر بقا تكوين در اين جهان .
    و صاحب نهج البلاغه چنين مقامي دارد زيرا كه « اولكم و آخركم » نورالله و صاحب سر الله هستند و حقايق عالم را رويت مي كنند و در تمام مراتب يقين يعني عين اليقين علم اليقين حق اليقين .
    آري علم حقيقي و حقيقت علم نزد اهل بيت پيامبر اكرم (ص ) مي باشد و برمبناي اين علم آنها همگي آموزگار « حكمت » هستند و نهج البلاغه معدن حكمت است كه پديدآورنده اين كهكشان بزرگ شناختي و منظومه عظيم بلاغت و فصاحت حضرت علي بن ابيطالب (ع ) است . »
    كلام جاودانه نهج البلاغه جوششي است از سرچشمه فيض بي انقطاع الهي كه به « امر رب » خود مي جوشد. اين كتاب تقرير دوباره اي است از حقايق تجسم يافته « قرآن كريم » و از علوم « وحي محمدي » و شناختهاي قرآني و تعاليم اسلامي و لذا سيد رضي شريف بزرگوار علوي گردآورنده اين « جامع مقدس » مي گويد :
    « كلام علي عليه السلام كلامي است كه فروغ فروزان علم آسماني از آن مي تراود و نسيم جان پرور سخن پيامبر(ص ) از آن مي وزد.
    نهج البلاغه معناگزار راستين كتاب آسماني و مفسر واقعي آن و بازگوكننده مقصودها و تربيت ها و جهت هاي علمي و عملي آن است كه اين گونه پيامي را مي رساند كه : « علي با لحظه هاي وحي دمساز است و با آورنده قرآن نزديك و با جان ملكوتي او همدم و شنونده رازهاي نهفته سينه پيامبر(ص ). »
    و امام علي (ع ) خود در نهج البلاغه فرمود :
    « قرآن را ترجماني بايد تا از چهره حقيقتهاي معاني آن پرده بردارد. » آري هر كتاب صفحه اي از وجود و حيات نويسنده آن است و كلام شعاعي از شخصيت گوينده و ما در اين كتاب با كلامي روبرو هستيم به قداست ملكوت و به بزرگي بشريت و تاريخ و به صلابت انسان و تكليف و به سترگي عدل و دادگري و به عمق انديشه و فكر و به شكوه مندي تعهد و اقدام و به والايي شناخت دردهاي انساني و روح متكلم در « نهج البلاغه » با آهنگ زندگي جريان دارد. با خورشيد طلوع مي كند و با نبض جهان مي تپد و با نسيم ها و امواج درمي آميزد و با نغمه ها مي سرايد. صفاي تشعشع روح علي (ع ) در مروه كلمات جاودانه او موج مي زند و اگر مي خواهي به سعي صفا و مروه در اين كعبه مقدس روانه شوي به واژه « عدالت » و « قسط » در اين كتاب نظري بيفكن :
    نهج البلاغه منشور عدالت انساني و كارنامه تابناك قسط قرآني است . اين كتاب دشمن آشتي ناپذير « تكاثر » « فقر » و بي عدالتي و جور است . اين كتاب فوران تعهد در كالبد نور است و جريان خون در رگ ارزشهاي متعالي .
    به برخي از توصيه هاي امام علي (ع ) توجه كنيد و سپس با مطالعه وسيع تر در اين زمينه فيض ببريد و قلب خويش را نوراني كنيد.
    مسئولان بايد مقام را يك امانت و يك مسئوليت بدانند نه يك دكان .
    هنگام قبول مسئوليت هديه نپذيريد و اگر همه جهان را به شما بدهند تا به فردي ستم كنيد نكنيد.
    ستمي كه مردم به يكديگر روا مي دارند بخشوده نخواهد گشت .
    آنان كه نتوانند در فضاي عدالت زندگي كنند زندگي در فضاي ستم برايشان دشوارتر است .
    آيت الله ناصر مكارم شيرازي در يادنامه كنگره هزاره نهج البلاغه ويژگيهاي اين كتاب را چنين برشمرد است :
    1 ـ كتاب امام علي (ع ) بيانگر مسائل عيني و ملموس زندگي است و سراغ كلي گويي و فلسفه بافي نمي رود. خطبه ها و نامه ها و حكمتهاي نهج البلاغه به زندگي معنوي و مادي انسانها مربوط مي شود.
    الله الله في نظم امركم (نظم يك نياز اساسي و روحي بشر است ).
    2 ـ نهج البلاغه مرهمي بر دردهاي جانكاه بشريت است . فريادي است آميخته با آگاه سازي توده ها و حركت دادن آنها به سوي هدف .
    به عنوان مثال هنگامي كه اميرالمومنين (ع ) در فرمان مالك اشتر سخن از قشرهاي جامعه مي گويد و مسئوليت هاي هر يك را با دقت و ظرافت و جامعيت برمي شمرد لحن سخن آرام و منظم پيش مي رود. اما همين كه به قشر محروم و ستمديده مي رسد گفتار امام چنان اوج مي گيرد كه گويي از پرده دل فرياد مي كشد.
    الله الله في الطبقه السفلي من الذين لاحيله لهم من المساكين والمحتاجين . خدا را خدا را اي مالك ! درباره قشر پايين و محروم نيازمندان رنج ديدگان و از كارافتادگان بينديش .
    و اين سخن را با دستور ويژه اي كه درباره آن صادر مي كند تكميل مي سازد و مي فرمايد : « بايد شخص خودت بدون هر واسطه ديگري وضع آنها را در سراسر كشور اسلام زير نظر بگيري و به طور مداوم به آنها سركشي كني تا مشكلاتشان با سرپنجه عدالت گشوده شود. »
    اي مالك براي نيازمندان بخشي از اوقات خود را اختصاص بده كه فارغ البال از همه چيز به آنها توجه كني و در يك مجلس عمومي كه درهاي آن به روي همه گشوده باشد بنشين و تواضع را براي خدايي كه آفريننده توست پيشه كن . پاسداران و محافظان و اعوان و انصارت را در اين مجلس كنار بگذار تا در نهايت آزادي هر كس سخني دارد بدون ترس و وحشت و خالي از لكنت بيان كند. چرا كه من از رسول خدا شنيدم كه در مواطن متعددي اين سخن را تكرار فرمود :
    امتي كه حق ضعيفان را با صراحت از زورمندان نگيرد هرگز روي پاكي به خود نخواهد ديد.
    زندگي شخصي اميرمومنان (ع ) كه در لابلاي نهج البلاغه به روشني ترسيم شده است الگويي است براي همه آنهايي كه مي خواهند راه و رسم همدردي با مستضعفان را دريابند. علي (ع ) امام و وصي پيامبر و رهبر جامعه اسلامي همه جا با ضعيفان و محرومان و در كنار آنان است .
    3 ـ نهج البلاغه كتاب آزادي بشر از اسارت در ابعاد مختلف است . آزادي از زنجير اسارت ستمگران خودكامه آزادي از اسارت جهل و بي خبري آزادي از بند هوا و هوس و حرص و آز و شهوت و كبر و غرور و ساير رذايل اخلاقي كه اين نوع آزادي مهم ترين بخش آن است و مبارزه با اين رذيلت ها در اسلام جهاد اكبر معرفي شده است .
    4 ـ نهج البلاغه منادي عدالت اجتماعي است . و همواره مستضعفان جهان همانند تشنگان گرد اين چشمه زلال عدالت پرور جمع شده اند.درخشندگي نهج البلاغه يك دليلش همين است كه اين كتاب منادي عدالت و حمايت از مظلومان و ستمديدگان و پيكار با ظالمان است . نام پرافتخار علي (ع ) يادآورنده اصول عدالت و قسط قرآني است و امام در طرحي همه جانبه جامعه قسط و عدل قرآني را با همه ابعادش ترسيم كرده است .
    5 ـ جامعيت نهج البلاغه و شگفتيهاي كلام جاودانه علي (ع ) يكي ديگر از عوامل جاذبه انگيز اين كتاب است . امام در هر حوزه اي كه گام مي نهد چنان حق سخن را ادا مي كند و دقايق و ظرايف بحث را شرح مي دهد كه گويي گوينده اين سخن تمام عمر خود را روي اين موضوع كار كرده و تخصص او منحصر در همين زمينه است . »
    نهج البلاغه علي (ع ) با اين جامعيت كتابي است براي همه نسلها در همه عصرها و كلام جاودانه آن حضرت اثري است به درخشندگي آفتاب به لطافت گل به قاطعيت صاعقه به تحرك امواج و به بلندي ستارگان دور دست در اوج آسمان ها.
    « جرج جرداق » در كتاب صوت العداله الانسانيه مي نويسد :
    « نهج البلاغه علي (ع ) بياني است رساتر از هر پيامي و پاره اي است از يك تنزيل . اگر در مقام پند و اندرز باشد مهر و عاطفه پدري را با گرمي و محبت بي انتها از آن خواهيد يافت و اگر براي شما از ارزش هستي و زيباييهاي خلقت و كمالات مخلوقات سخن گويد آنها را با مدادي آغشته به نور ستارگان در قلب شما مي نگارد. »

  • *****
    حكمتهاي جاويدان در سخن اميرمومنان


  • ث ترجمه و نگارش : علي اكبر مظاهري
    دنياگريزي اميرمومنان
    از پيامبر اكرم (ص ) كه بگذريم زمين و آسمان و شبان و روزان عابد و زاهدي چونان اميرمومنان (ع ) به خود نديده و نخواهد ديد. راز و نيازهاي او با خداوند رحمان و عبادتهاي آن مولاي نيايشگران در تاريكي شب و در خلوتگاه نخلستان و در هر زمان و مكان از حكايتهاي وصف ناشدني است .
    « ضرار بن حمزه ضبائي » كه از صحابه امام المتقين (ع ) است گوشه اي كوچك از مناجات و حالات آن حضرت را ـ كه از همه مناجاتها و حالات تمامي عابدان و عارفان و زاهدان عظيمتر است ـ چنين توصيف مي كند :
    « در تاريكي شب اميرمومنان (ع ) را ديدم كه در عبادتگاهش ايستاده و محاسن شريفش را به دست گرفته و چونان مار گزيدگان به خود مي پيچد و محزونانه مي گريد و مي گويد :
    اي دنيا! اي دنيا! از من دور شو! (خود را آراسته اي و زيباييهاي فريبايت را آشكار ساخته اي و) به من روي نهاده اي و خودت را به من مي نماياني كه فريفته ام نمايي ! يا كه شيفته و شيدايم شده اي ! هيهات ! روزگار كامروايي ات نرسيده و هرگز مباد كه بر من ظفريابي !
    ديگري و غير من را بفريب . من از تو بي نيازم .
    حقا كه سه طلاقه ات كرده ام كه ديگر بازگشتي در آن نباشد!
    زندگاني ات چه كوتاه است !
    منزلت و ارزشت چه ناچيز است !
    آرزويت را داشتن چه حقير است !
    آه از كمي توشه و درازاي راه و دوري سفر و قرارگاه و عظمت ورودگاه (و هيبت و مهابت قيامت و حضور در دادگاه )! »
    حكمت و بصيرت
    حكمت و دانش حكيمانه گمشده مومن است . حكمت را فراگير هر جا كه باشد هر چند كه نزد منافقان باشد! (اگر چه منافق بهره اي از حكمت ندارد; اما گاه شود كه آن را غاصبانه مي ربايد.)
    ميزان ارزش آدمي
    ارزش هر كس به قدر معرفت و مهارت اوست و آدمي همسنگ دانايي و توانايي خويش است .

  • *****
    انتخابات اول اسفند; پيروزي ملت ايران و شكست دشمنان اسلام




  • علي شيرازي
    1 ـ رهبر معظم انقلاب در سال 1376 پيام مهمي را به مناسبت برگزاري انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري صادر كردند و خطاب به ملت ايران فرمودند : « صحنه زيبا و پرشوري كه در روز جمعه دوم خرداد در پاي صندوق هاي راي آفريدند حقيقتا يك حماسه تاريخي بود آگاهي و هوشياري سياسي شما يكبار ديگر به كمك خداوند درست در لحظه مقتضي كار خود را كرد و از ايران اسلامي چهره اي با نشاط مصمم و سرشار از ايمان و آگاهي به دنيا نشان داد و بحمدالله كشور را در برابر توطئه دشمنان و وسوسه بدخواهان تا مدت ها بيمه كرد . » (1 )
    2 ـ ايشان هم چنين بعد از برگزاري انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي طي پيام مهمي به مردم ايران فرمودند : « پس از دو ماه جنگ رواني دشمن كه هدفي جز نوميد كردن ملت ايران و بي رنگ كردن انتخابات نداشت شما يكبار ديگر آگاهي و موقع شناسي خود را در محك آزمايش جهانيان نهاديد و عظمت اين ملت مومن و انقلابي را به رخ دشمنان خود كشيدند . » (2 )
    اين دو پيام در دو مقطع حساس صادر شده اند. در سال 1376 كانديداي اصلاح طلبان راي آوردند و در انتخابات مجلس هفتم نيز گروه آبادگران ايران اسلامي و اصول گرايان صاحب كرسي هاي اكثريت شدند. رهبر معظم با نگاه واقعي به اين دو رخداد هر دو حماسه را در امتداد حماسه آفريني ملت ايران دانستند و با لفظ « يكبار ديگر » روشن نمودند كه اين هوشياري و آگاهي در تمامي انتخابات هاي گذشته بوده و اين بيداري نيز در ادامه حماسه هاي ديروز است .
    نگاه رهبري اثبات گر حقيقت بزرگي است كه ما نيز نبايد از آن غافل باشيم . هر دوي اين انتخابات عليرغم شيطنت دشمنان اين ملت با حضور هوشمندانه اي شكل مي پذيرد و دشمنان را با شكست مواجه ساخته و انقلاب اسلامي را بيمه مي كند. با اين ديد ديگر سخن از « برد « و « باخت » نيست . برنده ملت ايران و بازنده دشمنان اين ملتند.
    الف : رهبر انقلاب اسلامي در پيام سال 1376 خود مي آورند : « به همه ملت عزيز عرض مي كنم كه در انتخاباتي با اين درخشندگي و زيبايي همه عناصر دست اندركار برنده اند هم كسي كه بار مسوليت را با افتخار بر دوش گرفته و هم همه كساني كه با ورود در ميدان رقابت انتخاباتي در اين آزمايش پرشور نقش آفريده اند و بديهي است كه برنده اصلي در اين پديده تابناك ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي است . » (3 )
    ب : در پيام بعد از برگزاري هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي نيز بر همين حقيقت پاي مي فشردند و مي آورند : « برنده اين انتخابات ملت است و همه كساني كه در انتخابات شركت داشته اند; اعم از آن ها كه خود يا نامزد مورد علاقه شان راي آورده يا نياورده اند همه بازنده اند. با زنده اين انتخابات امريكا و صهيونيسم و دشمنان ملت ايرانند . » (4 )
    حماسه ملت ايران را در انتخابات مجلس هفتم خبرنگاران خارجي بدينگونه ترسيم مي كنند :
    1 ـ « اوليويه كولر » خبرنگار شبكه « تي . اس . آر » سوئيس مي گويد : « حضور گسترده مردم براي من اصلا باور كردني نيست . » (5 )
    2 ـ « برينگ نيلس » از تلويزيون كانال دو دانمارك مي گويد : « مردم ايران براي ايده خاص خود در انتخابات شركت كردند و اين انتخابات آزاد و بدون دخالت براي من باورنكردني بود . » (6 )
    « 3 ـ ژاك لان فروون » خبرنگار آژانس خصوصي فرانسه مي گويد : « ما با ذهنيت عدم شركت مردم در انتخابات فكر مي كرديم نتوانيم گزارشي تهيه كنيم اما حضور مردم ما را شگفت زده كرد . » (7 )
    4 ـ يك خبرنگار غربي گفت : « عليرغم تبليغات خارجي كه مي گفتند مردم ايران ناراضي هستند براي من امروز حقيقت آشكار شد . » (8 )
    5 ـ خبرنگار شبكه دو تلويزيون دانمارك گفت : « سخن مردم ايران در پاي صندوق هاي راي فقط « مرگ بر آمريكا » بود . » (9 )
    اين حضور و حماسه و فرياد عليه امريكا و مستكبرين در 23 انتخابات گذشته نيز با ميانگين حضور 65 % همواره نشان فتح را نصيب ملت ايران كرده است .
    در هفت انتخابات مجلس شوراي اسلامي نيز اين حماسه از رتبه بالايي برخوردار بوده است . آمار آن حضور بدين شرح مي باشد :
    اولين دوره مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 1358 12 24 بالغ بر 52 14 %
    دومين دوره مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 1363 1 26 بالغ بر 64 64 %
    سومين دوره مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 1367 1 19 بالغ بر 59 72 %
    چهارمين دوره مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 1371 1 21 بالغ بر 57 81 %
    پنجمين دوره مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 1374 12 18 بالغ بر 71 10 %
    6 ـ ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 78 11 29 بالغ بر 67 35 %
    7 ـ هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 82 12 1 ـ طبق نظر شوراي نگهبان كه آمار افراد واجد شرايط را « 43 » ميليون نفر اعلام كرده است آمار حضور 60 % مي شود.
    اين حماسه ها كه با حضور حماسي مردم شكل گرفته اند شكستي را براي مستكبرين و دشمنان ملت ايران ترسيم مي كنند كه فرياد آن از زخم هاي ايجاد شده دو تن آن ضحكان به آسمان بلند مي شود.
    اين تحليل يك روي سكه انتخابات است . نكته دوم علت جابجايي نمايندگان ملت در آراي آنان است . در تحليل اين قسمت از مقاله نيز به پيام هاي رهبري مراجعه مي كنيم .
    الف : حضرت آيت الله خامنه اي در پيام به مجلس ششم آوردند : « اين بار مانند بيشتر دوره هاي گذشته مجلس شوراي اسلامي با اكثريتي همدل و هماهنگ با رييس دولت آغاز مي شود. بي شك اين يك حادثه تصادفي نيست . انتظار رفع مشكلات و تامين نيازها از دولت مردم را برگزينش نمايندگاني وادار مي سازد كه آنان را همراه و كمك كار دولت در برآمدن اين مقصود تشخيص داده اند. پس نخستين هدف براي نمايندگان بايد اين باشد كه در قلمرو قانونگذاري به گشودن گره ها و از ميان برداشتن مشكلات زندگي مردم همت گمارند و هيچ انگيزه اي را بر آن مقدم ندارند. بي شك نبايد متوقع بود كه همه مشكلات در زماني كوتاه از ميان برود. ليكن آنچه مردم را خرسند و خشنودي مي سازد مشاهده اهتمام و جديت نمايندگان و لمس كردن آثار محسوس آن است و اگر اين انتظار برآورده نشود اعتماد آنان به برگزيده خود نيز ديري نخواهد پاييد . » (10 )
    ب : معظم له در پيامي به دومين دوره شوراي اسلامي شهر نوشتند : « اكنون شما در معرض امتحان الهي و در مركز توقعات و انتظارهاي به حق مردمي قرار گرفته ايد كه صاحبان حقيقي كشور و چشم به راه خدمات اين نهاد قانوني و مردمي اند... نخست بايد به خاطر اعتمادي كه مردم به شما نشان داده اند شكرگذار خداوند و قدردان ملت باشيد و آن گاه از اولين روز آغاز به كار و بدون هدر دادن حتي يك روز شانه به زير بار سنگيني كه برعهده شما نهاده شده بدهيد و مسابقه در خدمت رساني را آغاز كنيد . » (11 )
    ج : رهبر معظم انقلاب هم چنين در پيام مهم خود پس از برگزاري انتخابات مجلس هفتم خطاب به نمايندگان آوردند : « توصيه اينجانب به كسانيكه با راي مردم مجلس هفتم را تشكيل خواهند داد به كارگيري همه طرفيت علمي و اجتماعي و سياسي و همه كارآمدي خود براي اين ملت و خدمت رساني به آن ها و استحكام بخشيدن به بناي رفيع و پرشكوه نظام اسلامي است . آنان فقط وامدار ملتند و وظيفه ديني و انقلابي آنان كمر خدمت بستن براي ملت است . » (12 )
    بنابراين علت اقبال عمومي خدمت به مردم و عامل رويگرداني عدم توجه به خدمت رساني است .
    رهبر معظم انقلاب در 6 بند نكات مهم خدمت رساني را به نمايندگان مجلس ششم گوشزد كردند. اگر آنان به آن نصيحت ها توجه مي كردند يقينا در نگاه ملت ايران چون ديروز جاي داشتند.
    شوراي شهر تهران به نصيحت هاي رهبري توجه كردند. آقاي احمدي نژاد ـ شهردار منتخب آنان براي تهران ـ كار خدمت رساني را با شدت آغاز كرد.
    حضرت آيت الله خامنه اي در پيام خود به شوراي شهر تهران فرمودند : « دوران چهار ساله دوران آزمايشي شما در چشم مردم نيز هست . كار امروز شما داوري فرداي مردم و حكم عادلانه ذات اقدس الهي در يوم الحساب را تعيين خواهد كرد . » (13 )
    يك سال از تلاش آبادگران در شوراي شهر مي گذشت كه همان تلاش داوري مردم را به نفع آن ها رقم زده و ليست آنان در انتخابات مجلس هفتم در تهران و بسياري از شهرها راي آورد. اگر كار نمايندگان مجلس هفتم خدمت رساني به ملت باشد مردم نيز همواره پشتيبان آن ها خواهند بود. اما اگر چونان عده اي در مجلس ششم سياست بازي را بر خدمت رساني ترجيح دهند از چشم ملت مي افتند.
    در اين عرصه لازم است « بي تو جهان » به سوي انابه راهي بيابند و خدمتگزاران جديد پا به عرصه تلاش چشمگير بگذارند تا هم شيريني پيروزي اسفند ماه بر كام همگان لذت بخش باشد و هم با يك همت جمعي بر شكوه نظام اسلامي بيفرايند و آن را بيش از پيش استحكام بخشند.
    رهبر معظم انقلاب در اسفند ماه سال 1381 در اجتماع مردم زابل فرمودند : « مردم به رغم خط بازي ها دين را نقطه وحدت خود مي دانند . » (14 )
    لازم است گروه ها نيز چونان مردم بينديشند تا همواره پيروز ميدان باشند و پشت سر هم حماسه بيافرينند.
    پي نوشت ها :
    1 ـ جمهوري اسلامي .76 3 4
    2 ـ همان .82 12 3
    3 ـ همان .76 3 4
    4 ـ همان .82 12 3
    7 و 6 و 5 ـ رسالت .82 12 2
    9 و8 ـ جمهوري اسلامي .82 12 2
    10 ـ عملكرد سه ساله مجلس ششم ص .2
    11 ـ آغاز يك پايان ص .153
    12 ـ جمهوري اسلامي .82 12 3
    13 ـ آغاز يك پايان ص .154
    14 ـ همان ص .60