115
يكشنبه 23 تير
اوضاع سياسي آذربايجان هنوز خيلي از صاف شدن دور
است . اخبار هم به خارج
به طريق رسمي منتشر نمي شود.
مردم هم براي جبران بي اطلاعي خود و شايد هم براي انتقام از
بي خبر گذارندگان خود
به نشر اراجيف و قبول نمودن آن
متوسل مي گردند.
قاضي محمد كه مراجعتش از طهران و بي نتيجه ماندن
مذاكرات وي با حكومت مركزي منتشر شد
حال در تبريز
شايع شده است كه قاضي در تبريز با پيشه وري ملاقات نموده
است و اين مجلس ملاقات با اوقات تلخي گذشته و قاضي با
تكدر از تبريز خارج گرديده است . روابط آينده كردها و
دمكرات هاي آذربايجان كه هر دوشان بر عليه دولت مركزي
ايران مظهر حمايت روس ها هستند
موجب انديشه است . اگر
گاهي به ذهن مي آيد كه هر چه محرك حكم بكند
متحرك ها هم
همان را خواهند كرد
اما حرف در اين است كه قوه محركه چه
قسم امر خواهد نمود. كردها خودشان از آذربايجاني ها بدگمان
هستند. هميشه مي ترسند كه آذربايجان با حكومت طهران بر
عليه كردها متحد بشود.
چند ماه قبل از عقد موافقت نامه قاضي محمد ابتاع خود
را ترسانيده و گفته بوده است كه آذربايجاني ها و ساير ايراني ها
اختلافات خودشان را در آخر كار كنار گذاشته و كردها را تنها
خواهند گذاشت . نظر قاضي در اين پيش بيني به اتحاد مذهب
ما بين آذربايجاني ها و فارسها است كه اين اتحاد را با كردهاي
سني مذهب ندارند.
باز شايعاتي در شهر داير شده است كه كردها خوي را
تصرف نموده اند. خبر بسيار مبهم و راوي معيني ندارد. شايد
منشا انتشار شايعات اخير حادثه قتلي باشد كه چند روز قبل
در ماكو اتفاق افتاده است . مقتول از اكراد است و كردها عجمها
را متهم به قتل مي نمايند. ابوالقاسم مجتهدي شخصا براي
تحقيقات به ماكو رفته است . آقاي رفيعي نظام الدوله به
فرمانداري اروميه منصوب گرديده است . ليدرهاي دموكرات از
سو اداره هلال ناصري فرماندار سابق شاكي مي باشندو
اميدوارند كه آقاي رفيعي در سايه حسن تدبير و تجربه خود
بتواند غلط كاري هاي هلال ناصري را اصلاح نمايد. شايد يكي
از علل عدم پيشرفت حكومت هلال ناصري در اروميه نفوذ
كردها و مداخله آنها در كارهاي حكومت بوده است .
به مناسبت تصادف فردا به روز پانزدهم شعبان
من باب
مقدمه شروع به چراغاني و نصب بيدق در بازار نموده اند. از
امروز صبح صداي آتش بازي كه در كوچه ها و خانه ها
شود
شنيده مي گردد. شب نيمه شعبان را كه شب تولد]برپامي [
حضرت حجه عجل الله فرجه مي باشد
در تبريز شب برات
مي گويند. در اين شب در خانه هاي اغلب اهل شهر غني و فقير
آتش بازي به عمل مي آيد. بچه ها و جوان ها خودشان از ده
پانزده روز قبل مشغول ساختن اسباب آتش بازي از قبيل تراقه
و بانكي ! كه به هوا مي رفت و غير آن مي شدند. دكان هاي
مخصوص ده پانزده روز مانده
براي ساختن انواع لوازم
آتش بازي مفتوح مي گرديد. در خانه هاي اعيان و اشراف گاهي
آتش بازي خيلي مفصل مي شد. ظاهرا چراغاني به عمل
نمي آمد; ولي دولت هم رسما آتش بازي در ميدان توپخانه به
عمل مي آورد.
شب نيمه شعبان از مقارن غروب آفتاب از تمام شهر
به هوا ]فشفشه ![آتش بازي شروع مي شد. از هر طرفي بانكي
مي رفت و صداي انفجار تراقه ها و صداي بعضي نارنجك هاي
كوچك كه آن را به مناسبت شكلش سيب مي گفتند
شنيده
مي گردد و تا دو ساعت از شب رفته جشن آتش بازي ادامه
مي يافت .
مثل اينكه حكومت از اين عادت در جشن مذهبي خوشش
نمي آيد. مدت ها قبل از ظهور پهلوي
دولت بناي مخالفت با
اين ترتيب اظهار شادماني گذاشت . اول ساختن اسباب
آتش بازي را قدغن مي نمود. بعد قورخانه چي ها مي رفتند
با
دايره و وسايل ديگر اجازه تحصيل مي كردند. مدتي هم
مخفيانه و قاچاقي درست مي كردند. هر سال قدري از سابقش
خفيف تر مي شد تا بالاخره به كلي متروك شد و شب برات
مطلقا صداي آتش بازي از خانه ها شنيده نمي شد و ترك شدن
عادت جشن آتش بازي كه آن طور ميان مردم رسوخ كرده بود كه
جز عادات ملي گرديده بود با چند سال مراقبت يك موضوع
قابل دقت و تفكر است و خيلي نكات در سجيه ملي اهالي
آذربايجان از مطالعه آن موضوع جلب توجه خواهد نمود كه
معلوم نيست كه همه آنها به صرفه ملت آذربايجان باشد و به
آنها نوشته بشود.]اعتبار[اصطلاح جديد به كردي
در طهران و قم و اصفهان و ظاهرا ساير شهرهاي
فارس نشين در عيد نيمه شعبان آتش بازي از طرف اشخاص به
عمل نمي آيد اما در مقابل چراغاني و جشن و شيريني به طور
غيرقابل مقايسه بيشتر از تبريز به عمل مي آيد. چون در آنجاها
موضوع بابي و بهايي بيشتر از آذربايجان مبتلا به و محل توجه
است
در نيمه شعبان تعرضات ضمني هم نسبت به بابي و
بهايي اجرا مي گردد.

|