بسم الله الرحمن الرحيم
مردم ايران
حماسه سازند . در طول دوران 25 ساله اخير هم
در صحنه هاي فراواني
حماسه سازيهاي مردم را ديده ايم
حماسه هائي كه قلوب دوستان انقلاب را شادمان كرده و دشمنان
انقلاب را به خشم آورده است . حماسه اول اسفند 82 نمونه اي
ديگر از اين نوع محسوب مي شود. شايد كساني از ابعاد عظيم
حضور مردم در پاي صندوقهاي راي
تعجب كرده باشند ولي از
ملتي با آن سوابق درخشان و به ياد ماندني
اگر جز اين اقدام و
جز اين حضور پرمعني را شاهد مي بوديم
جاي تعجب و حيرت
بود.
اين حماسه ماندگار
قطعا درسهاي بزرگي را براي همگان
بهمراه دارد. اما سئوال اصلي اينست كه آيا مخاطبين پيام اول
اسفند
مي توانند همه درسهاي لازم را از اين حماسه بياموزند
نخستين نكته
درسي براي همه كساني است كه در صحنه
انتخابات به رقابت پرداختند
درسي كه علاوه بر آن
براي
كسانيكه موفقيت خود را در كاستن از ميزان مشاركت مردم
جستجو مي كردند
نيز پندآموز است . البته به تعبير زيباي
رهبري
ملت برنده اصلي اين انتخابات است و آمريكا و
صهيونيست ها و همه كساني را كه درصدد كارشكني در انتخابات
بودند
بايستي جزو شكست خوردگان اين حادثه عظيم قلمداد
كرد. اما ايكاش همه كساني كه خود را طرف پيروز اين انتخابات
مي دانند
« اخلاق پيروزي » داشته باشند و از امروز
برروي
تعامل و همكاري با همه نيروهاي انقلاب
كار كنند و به همدلي و
همفكري همه عناصر حاضر در زير « خيمه انقلاب »
بينديشند.
طرف پيروز در انتخابات دوم خرداد 76 مرتكب اشتباه
بزرگي شد و از فرداي انتخابات
ديگران را جزو
شكست خوردگان دوم خرداد معرفي كرد. رهبري در آن مقطع نيز
تصريح كردند كه « همه پيروزند » ولي يك جناح بقدري در تقسيم
نيروها به پيروز و شكست خورده افراط كرد و شكست خوردگان
را « حيوان » معرفي نمود و خواستار حذف آنها از صحنه سياسي
كشور شد كه بعدا به چيزي كمتر از حذف آنها از صفحه روزگار
هم رضايت نمي داد. آن بداخلاقي ها
آن افراط گريهاي بي منطق
آن يكه تازيهاي بي پشتوانه
باعث شد كه ستاره اقبال آن جبهه
آنچنان افول كند كه در دور دوم انتخابات شوراها كه خود را
بدون رقيب مي ديد
حتي فارغ از هر مانع و محدوديت و
نظارتي
نتوانست راي مردم را بسوي خود جلب كند. كسي كه
خود را « پژواك اكثريت خاموش » مي ناميد
نتوانست حتي راي
چند نفر نزديكان و همفكران خود را بهمراه داشته باشد. آنها
حتي شهردار آينده را هم پيشاپيش تعيين كرده بودند ولي مردم با
آنها همراهي نكردند و ستاره اقبال مدعيان اصلاح طلبي
چه زود
غروب كرد.
تكرار اين خاطره ها براي آنست كه دريابيم
رمز و راز
ناكاميهاي احزاب و جناح ها را بايستي در عملكرد آنها
مواضع
آنها و رفتار سياسي ـ اجتماعي و حتي عقيدتي آنها جستجو كرد.
مدعيان اصلاح طلبي حتي « ختم انقلاب » را هم اعلام كردند
امام را متعلق به گذشته خواندند و تصريح كردند كه « نه شرقي نه
غربي » را بايستي كنار گذاشت چون ديگر جواب نمي دهد
همه
چيز را به تمسخر گرفتند و « فرهنگ بسيج » را هم ...
سرانجام آن رفتار غيرمنطقي
اين بود كه مردم با تمامي
وجودشان احساس كردند كه ديگر آن جماعت
قابل اعتماد
نيستند. البته مدعيان اصلاح طلبي به خود نيامدند و بجاي
اصلاح رفتار خود و تجديدنظر در انديشه هاي غايرمنطقي خود
تلاش كردند پاي بيگانگان را به معادلات سياسي كشور بگشايند
و بطور علني
برروي حمايت بيگانه از جناح خود
حساب
خاصي را باز كردند و در روزنامه هاي زنجيره اي
حتي از
سمپاشي بيگانگان عليه جمهوري اسلامي و از بمباران تبليغاتي
دشمن تحت عنوان حقوق بشر هم سواستفاده ابزاري كردند و
خودشان هم به اين آتش تبليغاتي دشمن دامن زدند تا بلكه آب
رفته را به جوي
باز گردانند.
اين چنين بود كه باقيمانده اعتماد مردم نيز از آنها دريغ شد
و همه ديدند كه حتي بيگانگان هم از مدعيان اصلاح طلبي قطع
اميد كردند و مطمئن شدند كه آنها ديگر چيزي براي از دست
دادن ندارند. اين صحنه ها براي كسانيكه اين روزها توانسته اند
اعتماد مردم را جلب كنند
درسهاي مهمي به همراه دارد و به
همگان نشان مي دهد كه اعتماد مردم
يك چك سفيد بدون تاريخ
نيست و قطعا مشروط به شرايط عمومي مورد قبول جامعه يعني
اصول و آرمانهاي انقلاب است .
ايكاش همه در اين نكته به قطعيت مي رسيديم كه مردم
هميشه حماسه سازند و بايستي از همه رفتارهاي هوشمندانه
مردم
درسهاي مهمي را آموخت . اگر جبهه پيروز ديروز
براي
فرا گرفتن اين درسهاي بياد ماندني
استعدادهاي خود را بكار
گرفته بود
امروز اعلام نمي كرد كه « اول اسفند را يك حماسه
نمي داند » ! با شنيدن اين سخن ضد مردمي
انسان بي اختيار به
ياد گروهك هائي مي افتد كه مردم را « خلق قهرمان » مي ناميدند و
به نام همين خلق قهرمان
قسم مي خوردند ولي وقتي همين خلق
قهرمان به آنها بي اعتنائي مي كردند
به « توده هاي ناآگاه » مبدل
مي شدند كه نياز به قيم دارند!
حماسه اول اسفند و پيام اول اسفند
عصاره عملكرد و اراده
و تصميم همين ملت است و ايكاش دستكم اين بار
همگان براي
شناخت بيشتر آن
استعدادهاي خود را بكار گيرند.

|