روزنامه جمهوري اسلامي 04/12/1382 صفحه سياسي
*****
مخالفين « چاوز » چه كساني هستند




  • اشاره
    هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا از اولين ماههاي به قدرت رسيدن خود در سال 1378 تاكنون همواره با توطئه هاي برنامه ريزي شده مخالفين خود روبرو بوده است .
    اين توطئه ها كه اكنون به مرحله تهيه تومار براي واداشتن چاوز به برگزاري انتخابات زودرس به اميد كنار رفتن وي رسيده از كارشكني در عرصه فعاليتهاي سياسي اقتصادي از جمله اعتصابات گرفته تا اخلال در روند توليد و صادرات نفت و حتي براه انداختن شبكه هاي كودتا را نيز شامل شده است . مخالفين از اهرمهاي مطبوعاتي و حاميان نيرومند خارجي برخوردار هستند آمريكائيها نيز از يكسو هيچگونه دل خوشي از هوگو چاوز ندارند و حامي مخالفين وي هستند و از سوي ديگر هر تلاش يا دخالتي در اين كشور را با احتمال براه افتادن هرج و مرج و به خطر افتادن جريان نفت اين كشور به غرب مواجه مي بينند. مقاله زير تلاش دارد تا ماهيت مخالفتها در جامعه ونزوئلا و تركيب مخالفين و خواسته هاي آنها را تشريح كند.
    هوگو چاوز را مي توان اولين كسي محسوب كرد كه به انقلاب مسالمت آميز در امريكاي لاتين اقدام كرده و توانست بر طبقه فاسد غلبه كند بدون اينكه شخصي كشته و يا زنداني شود. به طوريكه هيچ يك از مخالفين سياسي و حزبي نتوانستند بعد از اين با وي به معارضه سياسي بپردازند. وي قانون اساسي و قوانين حاكم بر موسسات مختلف در كشور را تغيير داد و بعد از اجراي شش رفراندوم و انتخابات در يك سال و كسب محبوبيت مردمي توانست همه اركان قدرت را تحت تسلط خود درآورد.
    از اين زمان بعضي از ادارات داخلي خسارت ديده و گروهي از كوبايي هاي تبعيد شده و بعضي نيروهاي محافظه كار در ايالات متحده امريكا با تلاش پيگير سعي كردند تا در راه تلاش هاي چاوز براي حل مشكلات ونزوئلا كارشكني كنند و حكومت وي را سرنگون نمايند و در اين راه از همه وسايل و ابزارهاي پيچيده و طرح ادعاها و شايعاتي پيرامون وضعيت داخلي ونزوئلا به ويژه وضعيت اقتصادي و ارتباط با كوبا ليبي و عراق اوضاع ارتش و موضع فرماندهان آن بهره بردند.
    عناصر تشكيل دهنده مخالفين دولت ونزوئلا
    به دليل فقدان مخالفان سياسي طبقه هاي سنتي و حزبي چهار ركن زير به پركردن خلا سياسي موجود به نفع مخالفين پرداختند. اين اركان با اتخاذ روندي سياسي به ايفاي يك نقش سياسي پرداختند كه با طبيعت آنها سازگار نبود. اين اركان عبارتند از :
    1 ـ رسانه هاي گروهي :
    رسانه هاي گروهي بزرگ ديداري شنيداري و مطبوعاتي با شروع هر اعتصاب همه برنامه هاي عادي خود را قطع كرده به انتشار اخبار و تفاسير مغرضانه مي پردازند و به شكل وقيحانه و بسيار زشت به شخص رئيس جمهوري و ساير مسئولين حمله كردند و با جوسازي ها و تبليغات شبهه ناك هماهنگ با رسانه هاي گروهي خارجي به فعاليت مي پردازند.
    2 ـ روحانيون مسيحي :
    برخي از روحانيون مسيحي عليه شخص هوگوچاوز موضع مخالفت دارند. زيرا هوگو چاوز ارائه كمك به بعضي موسسات ديني را متوقف كرد و شرط ادامه ارائه اين كمك ها را منوط به دانستن برنامه ها و پروژه هاي اين موسسات دانست . عليرغم دخالت فرستاده پاپ و راهنمايي و ارشاد روحانيون براي دور شدن از سياست و توجه به مسايل معنوي اين افراد از لجاجت ورزيدن در پر كردن شكافي كه مخالفان سياسي و احزاب آن را رها كرده بودند پرهيز نمي كردند.
    3 ـ اتحاديه سنديكاهاي تجاري صنعتي و كشاورزي
    البته اين قشر با شكاف و اختلاف در بين صفوف خود مواجه هستند و بيشتر آنها معتقدند كه موضعگيري عليه دولت به دليل منافع خاص اين اقشار در دولت و ديگر موسسات وابسته به آن به نفع آنها نيست و در نهايت اين افراد جز كساني خواهند بود كه از بابت اين خسارت بيشترين آسيب را خواهند ديد.
    4 ـ اتحاديه كارگران ونزوئلا
    اين اتحاديه خود را ملزم مي دانست تا موضعي مخالف عليه دولت اتخاذ كند و بدين ترتيب مساله تقلب در انتخابات اخير را كه باعث رسوايي اين اتحاديه شده بود از اذهان پاك كند. اين تقلب چنان افتضاحي به بار آورده بود كه اتحاديه را به رويارويي با دولت واداشت تا شايد از اين طريق بتواند بر تقلب خود در انتخابات سرپوش گذارد.
    هوگو چاوز و امريكا
    گروه هاي توطئه كننده عليه هوگو چاوز معتقدند كه براي سرنگوني او به ايالات متحده امريكا تكيه كنند. با اين تصور كه واشنگتن نيز به دليل برخي مواضع هوگو چاوز كه با سياست هاي كاخ سفيد منطبق نبود از وي خشنود نيست .
    دلايل نگراني مقامات كاخ سفيد از هوگو چاوز عبارتند از : نزديكي به فيدل كاسترو صدام حسين (تا پيش از سقوط ) سرهنگ قذافي و خاتمي از يك سو و نيز تاييد انتفاضه و مبارزات مردم فلسطين محكوميت علني جنايات آمريكا در عراق و افغانستان با وجود محكوم كردن اعمال تروريستي و به طور كلي موضع گيري هاي مخالف با سياست امريكا در مورد كلمبيا و مخالفت با ايجاد بازار تجارت آزاد آمريكا به دليل تفاوت موجود در اوضاع اقتصادي و اجتماعي بين كشورهاي امريكاي لاتين . مخالفان چاوز با دامن زدن به اكاذيب و بزرگ جلوه دادن اين موضعگيري ها به تحريك آمريكا پرداختند و اين گونه مباحث به صورت مهمترين ابزار تبليغات رسانه هاي گروهي ونزوئلا درآمد.
    مخالفين در احتمال تاييد تغييرات خشونت آميز حكومت در ونزوئلا از سوي ايالات متحده آمريكا مبالغه مي كنند. همچنين آنها مخالفت فعلي امريكا با بعضي سياست هاي هوگوچاوز يا تضاد ديدگاه هاي دولت ونزوئلا با برخي سياست هاي ايالات متحده امريكا را بزرگ جلوه مي دهند.
    واشنگتن مجبور به اعتراف اين مساله است كه دولت ونزوئلا سياست آزادي هاي عمومي را به طور كامل و گسترده اجرا مي كند. دولت كاراكاس به وضوع سياستهاي مبارزه با موادمخدر را دنبال مي كند. و آمريكا منكر اين امر نيست دولت امريكا به ميزاني كه به پيگيري سياست هاي ملي و سياست هاي خردمندانه دولت ونزوئلا در جلوگيري از جنگ هاي داخلي توجه مي كند به نقاط اختلاف عنايت ندارد.
    علاوه بر اين واشنگتن به چند دليل نمي تواند به طور رسمي مخالفتها يا شبكه هاي كودتا در ونزوئلا را تاييد كند كه در ذيل آورده مي شود :
    1 ـ غيرممكن به نظر مي رسد كه امريكا اجازه بدهد امنيت در كشوري كه به نفت آن احتياج مبرم دارد تهديد شود. بويژه آنكه نفت مناطق ديگر مانند خاورميانه و آسياي ميانه دائما با آشوب و بحران روبروست و محكوم به وجود تمدن هايي است كه از نظر برخي غربي ها دشمني براي تمدن آنها محسوب مي شود.
    2 ـ عاقلانه نيست كه واشنگتن در كنار مشكل انقلابي ها در كلمبيا و احتمال ايجاد ائتلاف بين گروه هاي ونزوئلايي خسارت ديده از سياست آمريكا و شورشيان كلمبيا و تاثير آن بر ساير كشورهاي همجوار بخواهد مشكل جديدي خلق كند.
    2 ـ فروپاشي نظام و سيستم اقتصادي آرژانتين از لحاظ منطقه اي به كمك دولت ونزوئلا آمده است كه سياست هاي امريكا را به چالش بكشد زيرا در امريكاي لاتين هر نظام نقيض نظام ديگر است .
    بويژه اينكه دولت بوئنوس آيرس نزديكترين دولت ها در منطقه امريكاي لاتين به سياست هاي امريكاست و توصيه هاي بانك جهاني و صندوق بين المللي پول را اجرا كرده و درنهايت از اجراي اين توصيه ها و شروط خسارت ديده است .
    امريكا در صورت تاييد كودتاهاي ضد چاوز در ونزوئلا اين كشور را نيز به مرز فروپاشي مي رساند و تاثير منفي بر سياست هاي كشورهاي ديگر امريكاي لاتين نسبت به امريكا برجاي خواهد گذاشت .
    4 ـ نزديكي شديد بين ونزوئلا روسيه چين هند اروپا دولت هاي عضو اوپك و نفوذ اين كشور بر روي بعضي از دولت هاي امريكاي جنوبي و مركزي و دولت هاي حوزه كارائيب دولت امريكا را نگران كرده است و از اينكه با دولت ونزوئلا روابط دوستانه برقرار كند يا دشمني را پيشه خود كند با مشكل مواجه شده است .
    امريكا در اين مقطع نمي تواند خصومت كامل با ونزوئلا را اتخاذ كند و اين چيزي است كه مخالفان ونزوئلا نمي توانند درك كرده و آن را هضم نمايند و يا با آن كنار آيند.
    اصلاحات چاوز و جايگاه آن در ونزوئلا
    چاوز با تصويب قريب به 90 قانون متناسب با قانون اساسي جديد كه از جانب شوراي ملي قانونگذاري به تهيه آن مامور شده بود قدم به دنياي اصلاحات گذاشت .
    اين مساله برخلاف تمايلات مخالفان بود و آنها را به مخالفت ديوانه وار عليه چاوز برانگيخت .
    اين اصلاحات بويژه در بخش متعلق به قانون آموزش و پرورش با مخالفت روحانيون كليسا روبرو شد.
    در بخش زمين چاوز امتيازات ملاكين بزرگ را لغو كرد و در قانون صيد به علت نافرماني كارفرمايان شركت هاي بزرگ فعاليت هاي آن را محدود كرد.
    در قانون انرژي در بخش صنايع نفت درها را به روي سرمايه گذاري هاي خارجي باز كرد و قوانين جديد را كه با توجه به شرايط ونزوئلا وضع شده بود جايگزين قوانين قديم كرد.
    همچنين اين تغييرات با توجه به نيازهاي اجتماعي و اقتصادي جامعه بود كه چندين حكومت پي درپي آنرا درگير فقر بدهي و فساد كرده بود.
    با توجه به اينكه ونزوئلا كشوري غني و ثروتمند است و داراي همه ثروتهاي طبيعي از معادن و نفت و گاز و آبهاي فراوان گرفته تا طبيعت و هواي مناسب نيازمندي و فقر جنايتي توجيه ناپذير است كه اين جنايت نتيجه فساد سياستمداران و دولت هاي سابق بود.
    هوگو چاوز بخش عمده توانايي خود را از تاييد و حمايت بخش هاي وسيعي از مردم به ويژه اقشار محروم و فقير به دست آورد. البته در مقابل قشر عمده اي از طبقه متوسط با او مخالف بودند با وجود اينكه طبقه متوسط در نتيجه سياست هاي دولت هاي گذشته خسارت هاي بسيار زيادي متحمل شدند اين طبقه را عموما روزنامه نگاران صنعت گران و بازرگانان و ديگر افراد جامعه تشكيل مي دادند كه مي توان آن ها را موتور تحرك جامعه قلمداد كرد.
    از سوي ديگر بخشي از قدرت و توانايي هوگو چاوز با حمايت ارتش از وي در همه بخش هاي آن به دست آمد. زيرا هوگو چاوز براي آنها فرصت هاي متعددي به وجود آورد تا در حكومت شركت نمايند و به آنها پست هايي از جمله رياست و معاون رئيس در مراكز حساس و در پست هاي اداري سياسي اقتصادي واگذار كرد. عمق شكاف و اختلاف بين نيروهاي مسلح و مخالفين اين است كه مخالفين نيروهاي ارتش را متهم به دخالت در امور دولت مي كنند و علنا از مشاركت ارتش در دولت ابراز نارضايتي كردند.
    آنها هوگو چاوز را به نظامي كردن حكومت متهم مي كنند در واقع هوگو چاوز به فرماندهان ارتش حقوق و امتيازاتي بخشيد كه قبلا از آن برخوردار نبودند. هر چند ارتش همواره ستون دولت هاي سابق محسوب مي شده است .
    آمارها و حقائق اقتصادي ونزوئلا
    عليرغم تلاش گسترده رسانه هاي گروهي ونزوئلا براي وارونه جلوه دادن حقايق آمار مربوط به اقتصاد اين كشور گوياي بهبود اقتصادي مي باشد.
    در زمان پيروزي هوگوچاوز در انتخابات 1999 دولت با كاهش درآمد ملي موجه بود و جدول درآمد ملي رقم 6 ـ درصد را نشان مي داد . در حاليكه در سال 2000 رشد درآمد ملي به 3 2 + درصد رسيد كه در سال 2001 اين رقم با وجود سقوط قيمت نفت و حوادث 11 سپتامبر به 2 7 + درصد رسيد.
    ذخاير ارزي ونزوئلا در سال 1994 كمتر از 5 ميليارد دلار بود در حالي كه در سال 2001 به 19 ميليارد دلار رسيد.
    تورم در سال هاي پيش از 1998 به 103 درصد رسيده بود در حاليكه در سال 1998 به 34 درصد و در سال 2001 به 12 3 درصد رسيد .
    ميانگين قيمت هر بشكه نفت در سال 1998 ده دلار بود در حاليكه ميانگين قيمت هر بشكه نفت در همان شرايط در سال 2001 به 20 34 دلار رسيد .
    پول ملي ونزوئلا از 4 3 بوليوار براي هر دلار به 607 بوليوار براي يك دلار در طول 18 سال رسيد در حاليكه قيمت آن تا سال 2001 به 760 بوليوار براي هر دلار يعني شاهد كاهش ارزش كمتر از 10 درصد در سه سال گذشته بود.
    ميانگين مصرف سرانه در سال 2001 در طي سه سال 10 درصد افزايش يافته است .
    در سال 2001 216 هزار اتومبيل به فروش رفته است كه اين مساله در تاريخ ونزوئلا بي سابقه بوده است .
    در طي دوران حكومت هوگو چاوز 530 مدرسه جديد تاسيس شد و در مدارس دولتي يك ميليون و سيصدهزار دانش آموز جديد پذيرفته مي شود در سال 2001 بودجه آموزش از 2 8 درصد به 7 درصد از كل درآمد ملي رسيد كه اين رقم درصد بسيار بالايي در جهان محسوب مي شود.
    ارقام بالا همگي نشان دهنده حقيقت سياسي جديدي براي دولت است كه البته تاكنون نتوانسته است موافقت مخالفين را در مورد موضع گيري هاي اصلاح طلبانه خود به دست آورد.
    مخالفين دولت هوگو چاوز بسيار كوته بين هستند و فقط به منافع خود توجه دارند آنها احساس مي كنند كه در طول اين چند سال خسارت ديده اند. در واقع شرايط و موقعيت حال و آينده ونزوئلا براي آنان اهميت ندارد.
    رويارويي چاوز و مخالفين
    شديدترين درگيري بين دولت و مخالفين در 23 ژانويه 2002 بود اين روز سالگرد سرنگوني ماركوس پرز خيمنز در سال 1958 بود كه هر ساله گروه هاي مختلف جشن ها و تظاهراتي در يادبود آن برگزار مي كنند. هر يك از اين گروه ها ادعا مي كنند كه در مقابل ديگر گروه ها برتري دارند.
    در سال 2002 رسانه هاي گروهي با جانبداري از مخالفين با پوشش درگيري ها و حوادث بين اين گروه ها پرداخت .
    صرفنظر از اين موضوع مي توان حادثه 23 ژانويه را به صورت زير تشريح كرد.
    دهها هزار نفر از شهروندان در صفوف مخالفين و طرفداران دولت در خيابان هاي پايتخت روياروي با هم بدون وقوع هيچ حادثه تاثير برانگيزي راهپيمايي كردند و اين راهپيمايي همه شعارهائي را كه مخالفين در مورد عدم آزادي در ونزوئلا مطرح مي كردند بي اعتبار كرده و نشان داد كه در ونزوئلا آزادي بيش از آزادي هائي است كه در حال حاضر شهروندان آمريكا از آن برخوردار هستند اين مساله بويژه در مسايل مربوط به آزادي مطبوعات و آزادي بيان كاملا مشهود است .
    در حاليكه مردم طرفدار و حامي دولت وفاداري كامل خود نسبت به هوگو چاوز و برنامه هاي اصلاح طلبانه اش را نشان دادند گروه هاي مخالف دولت نيز با راهپيمايي خود كينه و نفرت ديرينه خود نسبت به رئيس جمهوري ونزوئلا را ثابت كردند.
    راهپيمايي به اين گونه بود كه گروه هاي مخالف به 15 گروه دسته تقسيم شده بودند و در راس هر گروه يك رهبر مخالف از مخالفين قديم و يا مخالفين جديد وجود داشت . وقتي هوگو چاوز براي طرفداران خود صحبت مي كند در بين آنها همدلي و همراهي مشاهده مي شود اما مخالفين هنوز نتوانسته اند يك سخنراني جامع و كامل براي جلوگيري از اختلافات داخلي خود تدارك ببينند.
    رسانه هاي گروهي و مخالفان به طور كلي حجم و تعداد شركت كنندگان در تظاهرات عليه چاوز را بسيار بيش از آنچه كه در حقيقت وجود دارد اعلام مي كنند.
    در حقيقت ميزان واقعي تظاهركنندگان كه مخالفين از آن نام مي برند بسيار كمتر از تعداد آرايي است كه در انتخابات قبل به دست آوردند.
    هر چند مخالفين تلاش مي كنند تا راهپيمايي ها را گسترده نشان دهند ولي اعلام غيرواقعي تعداد مخالفين شركت كننده ضعف مخالفين را بيش از قوت آنها نشان مي دهد. زيرا اگر اين طور استنباط كنيم كه سياستمداران رانده شده نفتي كنار گذاشته شده اند و رهبران جديدي آمده اند كه با افراد فاسد سابق و اشتباهات دولت هاي گذشته ارتباط ندارند اما با تامل در مي يابيم كه سمبل و الگوي اين افراد سياستمداران گذشته هستند.
    در حال حاضر هوگو چاوز توانسته است به وسيله اقدامات خود و توجه به مسايل عمومي و رواج رفاه رضايت اكثريت مردم را به دست آورد و در محافل سياسي طرفدار خود جاي محكمي بيابد. مخالفين در طرح شعار كناره گيري و استعفاي رئيس جمهور از حكومت اصرار مي ورزند و در اين زمينه رئيس جمهور را تحت فشار قرار مي دهند.
    از نظر آنها اين فشارها اعم از تظاهرات راهپيمايي و اعتصاب منجر به سقوط رئيس جمهوري خواهد شد اما در واقع آنها تاكنون نتوانسته اند رئيس جمهور را ساقط كنند زيرا وي توانسته است تاييد بخش هاي مختلف ملت و ارتش را كسب كند.
    او شخصي متعهد و با ايمان راسخ و اصول واضح و روحيه استقلال طلبانه در اتخاذ تصميم هاي مربوط به كشور ونزوئلا است .
    هوگوچاوز داراي شخصيت خوب و اراده آهنين و ملي گرايي راسخ است كه او را در مدتي كوتاه به عنوان سمبل تحقق آرزوي اقشار مختلف مردم ونزوئلا در آورده است .
    در حقيقت ارتباط مخالفين با سازمان هاي خارجي در ايالات متحده امريكا از جمله سازمان جهاني كار و حقوق بشر و سنديكاي روزنامه نگاران امريكايي باعث مي شود كه آنها به سرنگوني هوگوچاوز دلگرم شوند در حالي كه اين دلگرمي چون حبابي بر روي آب است . در نظر آنها ملت ونزوئلا و نيروهاي مسلح عددي نيستند. وضعيت فعلي در ونزوئلا بسيار پيچيده است و هوگو چاوز در چهار سال گذشته توانسته است كه بر همه گروه هاي قديمي و جديد فايق آيد ولي مساله تازه اين است كه مخالفين تلاش خود را در بركناري هوگو چاوز متمركز كرده اند و اين قضيه نشان مي دهد كه كشور در مقابل حوادث مهم و بزرگي قرار دارد زيرا نيروهاي مخالف از همه خطوط قرمز تجاوز كرده اند و به خشونت پناه برده اند و به اين ترتيب به بحران در ونزوئلا دامن مي زنند اما آنها بايد بدانند كه رئيس جمهوري همچنان پابرجا خواهد ماند زيرا ملت و ارتش با اوست و او كناره گيري نخواهد كرد استعفا نخواهد داد و سقوط نخواهد كرد.
    مخالفين هوگوچاوز به دليل برخورداري از حمايت آمريكا و مجامع حقوق بشري به سرنگوني وي اميد بسته اند اميدي كه چون حبابي بر روي آب است
    حمايت هوگوچاوز از انتفاضه ملت فلسطين و روابط گرم وي با كوبا و جمهوري اسلامي ايران و محكوم كردن جنايات آمريكا در عراق و افغانستان از جمله دلائل خشم مقامات واشنگتن نسبت به وي مي باشد