سوم اسفند
سالروز صدور پيام مهم و تاريخي حضرت
امام خميني به حوزه ها
علما وروحانيت است .صدور اين پيام
در اسفند 67
نقطه عطفي در تاريخ حوزه هاي علميه بشمار
مي رود و اكنون پانزده سال از آن تاريخ گذشته است . جا داشت
اين پيام همان گونه كه به حق « منشور روحانيت » نام گرفت در
عمل نيز استراتژي مستحكم و قانون اساسي حوزه هاي علميه
قرار گيرد و در تمام برنامه ريزيهاي حوزه
شكل اجرايي يابد.
البته در سالهاي گذشته بويژه در ساليان اوليه صدور اين پيام
چهره هاي اصيل حوزه و فضلاي جوان از راههاي مختلف
فرازهاي مختلف اين پيام را تشريح كرد
و بنا به خواسته
حضرت امام
تا حدودي ابعاد آن را براي طلاب جوان
بيان
نموده اند
اما اين مقدار همه آن چيزي نبود كه مي بايست
صورت بگيرد تا حق « منشور روحانيت » ادا گردد.
آنچه از حال و هواي فعلي حوزه به نظر مي رسد
اين است
كه گويي چنين پيامي صادر نشده و يا همه ابعاد آن به نحو
احسن تحقق پيدا كرده و وظيفه اي باقي نمانده است ! زماني كه
اين پيام صادر شد
تمام نهادهاي حوزوي
گروههاي مختلف
شخصيت هاي حقوقي و حقيقي با صدور اعلاميه هايي از آن
استقبال نمودند و همه روحانيون زجر كشيده و انقلابي
طلاب
و فضاي حوزه شور و شعف خود را به عناوين مختلف ابراز
كردند! انتخابات نمايندگان طلاب و فضلاي حوزه
برگزار و
مجامع علمي حوزوي نيز براي عملياتي كردن مضامين آن
تشكيل گرديد
اما امروز
بعد از پانزده سال
اين احتمال وجود
دارد كه طلابي كه طي سالهاي اخير وارد حوزه شده اند
حتي
از صدور چنين پيامي از سوي حضرت امام
مطلع نگردند.
ممكن است عده اي بر اين عقيده باشند كه وضعيت فعلي
حوزه بگونه اي است كه به حد مطلوب رسيده است
نه
برنامه هاي حوزه نقصان دارد و نه افراد نالايقي كه امام نسبت
به حضورشان در حوزه هشدار داده است
در حوزه وجود
دارند و نه از تفكرات انحرافي در ميان حوزه وروحانيت خبري
است . لذا نبايد وضعيت آرام حوزه را بهم زد. ولي آيا براستي
اينگونه است ! آيا تز جدايي دين از سياست از حوزه رخت
بربسته و بساط مقدس نمايان بي شعور برچيده شده است يا
به تعبير حضرت امام
شيوه ها عوض شده است آيا واقعا پس
از گذشت ربع قرن از پيروزي انقلاب و برپايي نظام جمهوري
اسلامي
وضعيت حوزه به گونه ايست كه آرزوي امام برآورده
شده است اگر چه طي ساليان گذشته
تلاش هاي در خوري
صورت گرفته و نشانه هاي خوبي از يك حركت اميدبخش
بوجود آمده است ولي واقعيت اين است كه بررسي اجمالي
« منشور روحانيت » و نگاه به سوز دل امام نشان مي دهد
منويات امام
با حال فعلي حوزه تفاوت بسيار دارد و بايد كمر
همت بست و مجاهده آغاز نمود. اگر براستي خواهان حوزه اي
در خور انديشه امام هستيم و به انديشه هاي حكيمانه امام باور
داريم بايد در اين زمينه بيشتر تلاش نمائيم و بيش از گذشته
براي عملياتي كردن دغدغه هاي امام نسبت به حوزه همت
بگماريم .
اميد مي رود با مروري دوباره بر برخي از فرازهاي اين پيام
بار ديگر آن شور انقلابي و حساسيت ستودني طلاب و فضلاي
حوزه
نسبت به ايده هاي حضرت امام در حوزه ايجاد شود و
قدم هاي هر چند ناچيز گذشته تكميل گردد.
خدمات روحانيت اصيل به اسلام
خدمات منحصر به فرد حوزه و روحانيت براي اسلام و
مردم مسلمان و فرهنگ ديني
انكار ناپذير است . تاريخ بيش از
هزار ساله تحقيق و تتبع علماي راستين اسلام گواه است كه
آنان در سه سنگر بسيار مهم تاپاي جان تلاش كرده
و اسلام
عزيز را تاكنون زنده و پويا نگه داشته اند اولين وظيفه اين گروه
اين بود كه حامل علوم الهي و آموزه هاي حيات بخش ديني
براي همه تاريخ باشند و به حق در اين سنگر
روحانيت شيعه
خوش درخشيد.
امام خميني :
« اگر فقهاي عزيز نبودند
معلوم نبود امروز چه علومي به
عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به
خورد توده ها داده بودند. جمع آوري و نگهداري علوم قرآن و
آثار و احاديث پيامبر بزرگوار و سنت و سيره معصومين ـ
عليهم السلام ـ و ثبت و تبويب و تنقيح آنان در شرايطي كه
امكانات بسيار كم بوده است و سلاطين و ستمگران در محو
آثار رسالت همه امكانات خود را به كار مي گرفتند
كار آساني
نبوده است »
سنگر ديگري كه نگهباني روحانيت در آن و نتائجي كه ببار
آورده است بر كسي پوشيده نيست و جلوگيري از انحراف و
التقاط در معارف ديني و آموزه هاي اصيل محمدي (ص ) بوده
است .
« ترديدي نيست كه حوزه هاي علميه و علماي متعهد در
طول تاريخ اسلام و تشيع
مهمترين پايگاه محكم اسلام در
برابر حملات و انحرافات و كجرويها بوده اند علماي بزرگ
اسلام در همه عمر خود تلاش نموده اند تا مسائل حلال و حرام
الهي را بدون دخل و تصرف ترويج نمايند. » و آن را از دسيسه
شياطين برهانند.
سنگر سوم كه علماي راستين بحق صدها سال در آن بيدار
و هوشيار بوده اند
سنگر دفاع از اسلام در برابر زورگويان و
چپاول گران و ياري مستضعفان و محرومان بوده است : « صدها
سال است كه روحانيت اسلام تكيه گاه محرمان بوده است
هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاي بزرگوار سيراب
شده اند از مجاهدات علمي فرهنگي آنان كه به حق از جهاتي
افضل از دما شهيدان است كه بگذريم
آنان در هر عصري از
اعصار براي دفاع از مقدسات ديني و ميهني خود مرارتها و
تلخيهايي متحمل شده اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعيدها
زندانها واذيت و آزارها و زخم زبانها
شهداي گرانقدري را به
پيشگاه مقدس حق تقديم نموده اند. » و « در هر نهضت و انقلاب
الهي و مردمي علماي اسلام اولين كساني بودند كه بر تارك
جبين شان خون و شهادت نقش بسته است . »
روحانيت در هميشه تاريخ اينگونه بوده است و همين
ويژگيها نيز باعث شده است كه در دل محرومان و مستضعفان و
دين مداران متعهد جاي گيرند و براي هميشه پشتوانه مردمي را
در تمام سنگرهايي كه وظيفه الهي ايجاب مي كرد
با خود همراه
سازند « در ترويج روحانيت و فقاهت نه زور سر نيزه بوده است
و نه سرمايه پول پرستان و ثروتمندان
بلكه هنر و صداقت و
تعهد خود آنان بوده است كه مردم آنان را
برگزيده اند »
البته اين بدان معنا نيست كه كليت حوزه و همه طيف هاي
درون آن
قابل دفاع باشند
حوزه و روحانيت نيز در طول
تاريخ فراز و نشيب ها و نوسانات مختلفي را طي كرده است . به
ويژه در دهه هاي اخير كه اقبال سياسي ـ اجتماعي مردم به
حوزه هاي علميه و روحانيت فزوني يافت
گرايشات متعدد و
سلايق مختلف در ميان حوزويات بيشتر نمايان شده است .
محتواي پيام امام نشان مي دهد كه در دوران مبارزه دو
گروه و دو لايه از روحانيان در سطح عالي و مياني حوزه علميه
وجود داشته اند.
1 ـ روحانيون متعهد و انقلابي
در آن شرايط وانفسا عده اي از آنان كمر همت بسته بودند و
براي نجات اسلام و حوزه و روحانيت از جان و آبرو سرمايه
گذاشته اند. صفاتي چون : قناعت
شجاعت
صبر و زهد و طلب
علم و عدم وابستگي به قدرتها و مهمتر از همه احساس
مسئوليت در برابر توده ها از ويژگيهاي بارز اين گروه بوده است
كه همان طبقه روحانيت اصيل را تشكيل مي داده اند و با هم
امكانات كمي كه در اختيار داشته اند
تلاش مي كردند ضمن
جاري ساختن تفكر اسلام ناب بر سرزمين افكار و انديشه
مسلمانان و غرس نهال مقدس فقاهت در گلستان حيات و
معنويت هزاران مشتاق
دفاع از اسلام و كشور اسلامي و مبارزه
با ظلم و استبداد داخلي و استعمار خارجي را در سر لوحه
كاري خود قرار دهند. اينان كه طرفدار اسلام ناب
محمدي (ص ) بودند كساني بودند كه به ترسيم حضرت امام
« هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته اند و
همواره اين شرافت را براي خود حفظ كرده اند » آنان در عين
زندگي با فقر و تهيدستي و شيوه زاهدانه هرگز زير بار منت و
ذلت نرفته اند و بر ظلم و ظالمان شوريدند. آنها بودند كه
متعهدانه « سينه را براي مقابله با هر تير زهرآگيني كه به طرف
اسلام شليك مي شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند »
اولين و مهمترين فصل خونين مبارزه اين گروه در عاشوراي
15 خرداد 42 رقم خورد و در حوادث بعد از آن تا پيروزي
انقلاب
از ديوارهاي فيضيه گرفته تا سلولهاي مخوف و
انفرادي رژيم شاه و از كوچه و خيابان تا مسجد و محراب
امامت جمعه و جماعات را خون پاك آنان گلگون كرده است و
بالاخره اين « علماي دين باور در همين حوزه ها تربيت شدند »
البته تمام حوزه اين نبود بلكه اينان صفوف خويش را از
ديگران جدا كرده بودند و از مرگ آباد تحجر رايج در حوزه
خود را نجات داده اند كه البته در اقليت بوده اند.
2 ـ مناديان جدايي دين از سياست
متاسفانه اكثريت حوزويان را در آن دوره
كساني تشكيل
مي دادند كه در دام توطئه هاي دشمنان و دسيسه هاي پيدا و
پنهان مخالفان دين اصيل و پويا گرفتار آمده و در چنبره تحجر
محبوس شدند
به اعتقاد حضرت امام : « استكبار وقتي كه از
نابودي مطلق روحانيت و حوزه ها مايوس شد
دو راه را براي
ضربه زدن انتخاب نمود; يكي راه ارعاب و زور ديگري راه
خدعه و نفوذ. در قرن معاصر وقتي حربه ارعاب و تهديد
چندان كارگر نشد
راههاي نفوذ تقويت گرديد. اولين و
مهمترين حركت
القاي شعار جدايي دين از سياست است كه
متاسفانه اين حربه در حوزه و روحانيت تا اندازه اي كارگر شده
است تا جايي كه دخالت در سياست دون شان فقيه و ورود در
معركه سياسيون تهمت وابستگي به اجانب را به همراه
مي آورد » اولين و مهمترين نتيجه جا افتادن اين تفكر اين بود كه
« فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي
شد و قهرا فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون
رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد »
اين تفكر گاهي آنچنان فضاي حوزه را در چنگال خود
گرفتار كرد و بر مبارزان فشار آورد كه اگر « هركسي صد در صد
معتقد به مبارزه نبود زير فشارها و تهديدهاي مقدس نماها از
ميدان به در مي رفت » .
ويژگيها
با جاي گيري اين تفكر استعماري در حوزه فضاي حوزه
دگرگون شد و با اين نگاه :
1 ـ « حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد » و به
زعم بعضي افراد
روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه
حماقت از سراپاي وجودش ببارد والا عالم سياسي و روحاني
كاردان و زيرك
كاسه اي زير نيم كاسه داشت » و « هر كس كج
راه مي رفت متدين تر بود »
2 ـ ياد گرفتن زبان خارجي كفر و فلسفه و عرفان گناه و شرك به
شمار مي رفت .
3 ـ هر كس وارد در سياست بود
وابسته به اجانب و بي دين
بود!
4 ـ با اين حال « اگر مي خواستي بگويي شاه خائن است
بلافاصله جواب مي شنيدي كه شاه شيعه است » و يا « شاه سايه
خداست . »
5 ـ « با گوشت و پوست نمي توان در مقابل توپ و تانگ ايستاد »
لذا « ما مكلف به جهاد و مبارزه نيستيم » و « جواب خون
مقتولين را چه كسي مي دهد »
البته سخن در اين زمينه بسيار است كه در فرصت ديگر
بدان مي پردازيم .
سوم اسفند
سالروز صدور پيام مهم و تاريخي حضرت امام
خميني به حوزه ها
علما وروحانيت است .صدور اين پيام در
اسفند 67
نقطه عطفي در تاريخ حوزه هاي علميه بشمار
مي رود و اكنون پانزده سال از آن تاريخ گذشته است . جا
داشت اين پيام همان گونه كه به حق « منشور روحانيت » نام
گرفت در عمل نيز استراتژي مستحكم و قانون اساسي
حوزه هاي علميه قرار گيرد
اگر براستي خواهان حوزه اي در خور انديشه امام هستيم
و به انديشه هاي حكيمانه امام باور داريم بايد بيش از گذشته
براي عملياتي كردن دغدغه هاي امام نسبت به حوزه همت
بگماريم .
حضرت امام خميني : اگر فقهاي عزيز نبودند
معلوم نبود
امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت ـ
عليهم السلام ـ به خورد توده ها داده بودند. جمع آوري و
نگهداري علوم قرآن و آثار و احاديث پيامبر بزرگوار و سنت
و سيره معصومين ـ عليهم السلام ـ و ثبت و تبويب و تنقيح
آنان در شرايطي كه امكانات بسيار كم بوده است و سلاطين و
ستمگران در محو آثار رسالت همه امكانات خود را به كار
مي گرفتند
كار آساني نبوده است

*****
حديث نور
|
استقلال
آزادي
دو خواست مشروع ملت ايران
1357
8
7
امام خميني در بياناتي بر دو اصل « آزادي » و « استقلال » به
عنوان دو خواست مشروع و به حق ملت ايران كه از قيام 15
خرداد تا به امروز
همواره مورد تاكيد ايشان و مردم بوده
است
تكيه مي كنند و مي فرمايند : « حرف (ما) از اول
آن
چيزي كه ما از اول صحبتش را داريم و دنبالش را گرفته ايم
اين است كه ما براي ملت ايران دو تا مطلب مي خواهيم
و اين
دو تا مطلب هم دو تا مطلب مشروعي است كه همه جوامع
بشري كه منحرف نشده اند از انسانيت
قبول دارند : يكي اينكه
يك ملت سي ميليوني
سي و پنج ميليوني
در اختناق است .
پنجاه سال اين ملت سي ميليوني در حال اختناق و در حال
گرفتاري از همه جهات (است ) نه مطبوعاتشان آزاد است
نه
راديوشان يك راديوي ملي است كه دست مردم باشد اداره اش
و نه خطابه هاي خطيبهاي ما
نطقهاي گويندگان ما آزاد است .
همه اينها در تحت زور پليس و فشار پليس دارد اداره مي شود.
مطلب دوم ملت ايران كه ما داريم عرض مي كنيم اين است كه
ما مي خواهيم مستقل باشيم . ما در زمانهاي سابق
و خصوصا
در زمان اين پدر و پسر ـ رضاخان و محمدرضا پهلوي ـ و
بالاخص در زمان اين پسر
ما همه جهات مملكتمان در تحت
سلطه اجانب بوده و هست » .
توبه شاه ! پذيرفتني نيست
1357
8
7
امام خميني بدنبال شايعه روي كار آمدن دولت نظامي و
در پاسخ به سخنان شاه كه در چهارم آبان
سالروز تولد خود
اعتراف به اشتباهات و... كرده بود
سخناني ايراد كردند :
شاه كه در جمع وابستگان رژيم كه براي عرض تبريك نزد
وي رفته بودند گفت : « اشتباهاتي در گذشته شده ولي مملكت
بايد بماند. »
شاه در ادامه صحبتهايش گفت : « براي قوه قضائيه
حداكثر قدرت را قائل هستيم و مخصوصا امروز بايد فشار
زيادي بياوريم تا كساني كه خطا كار بودند
آنها به چنگال
عدالت سپرده شوند و اميدوارم همه شما اينكار را دنبال كنيد. »
وي كه در ادامه سخنانش وعده تصحيح و اصلاح
اشتباهات گذشته را مي داد گفت : « ... چندين دفعه ما نسبت به
گذشته گفته ايم كه مسلما اشتباهاتي شده
مسلما يك عده اي از
جاده اخلاص منحرف شده اند و همچنين بي ترتيبيايي بوده
ولي اين امور چيزي است كه مي شود تصحيح كرد و اصلاح
كرد. كما اينكه الان حتما بايد با هر چه قواي بيشتر دنبال آن
برويم
يعني مبارزه با فساد و اصلاح تمام كارهاي ناصحيح . »
وي سپس با انفعالي « تائب وار » اظهار داشته بود : « ما الان
به سمت فضاي باز سياسي
سريع قدم برمي داريم و از لحاظ
نوشتن كه همه شاهد و ناظريد كه چه وضعي دارد
مطبوعات
در كمال آزادي و سر حد آزادي است . هزاران نفر از كساني كه
در زندانها بودند
آزاد شدند.
... البته منافع عالي مملكت هم بايستي حفظ شود. يك
ركن اساسي و مهم مملكت كه قوه مقننه است
مسلما در اين
كار تاثير فوق العاده اي دارد. اميدوارم با روحيه اي كه در تمام
شما سراغ دارم
رساندن ايران به يك مرحله ترقي (!) با حفظ
شعائر مذهبي ! ـ شعائر مقدسمان ـ و حفظ استقلال مملكت و
آزاديهاي فردي و سياسي
اين كار عملي مي شود » .
امام خميني كه به خوبي از ماهيت ديكتاتوري شاه آگاه
بودند
در پاسخ سخنان او
مي فرمايند : « بر فرض اين كه ايشان
آنطوري كه حالا دارد توبه مي كند و قول مي دهد به اين كه « من
ديگر از اين به بعد
از اينكارها نمي كنم و ديگر مطابق قانون
اساسي رفتار مي كنم »
فرضا كه راست بگويد ـ راست كه
نمي گويد
لكن فرضا كه راست بگويد ـ يك كسي كه اين همه
جنايت كرده و اين همه كشتار از مردم كرده
حال مي گويد « توبه
كردم » ! مگر مي پذيرند از تو ! »
امام خميني در بخش ديگري از سخنان خود اطمينان
مي دهند كه روي كار آمدن دولت نظامي هيچ مشكلي را از رژيم
حل نمي كند و در مقابل خواست ملت
حمايت آمريكا و
شوروي و انگليس و نيروي نظامي
كاري از پيش نخواهد برد.

| |