بسم الله الرحمن الرحيم
اگر هيچ دليلي براي اصالت راهي كه در انتخابات مجلس
هفتم در پيش گرفته شده است وجود نداشته باشد
آنچه دشمنان
قسم خورده انقلاب و نظام جمهوري اسلامي عليه اين انتخابات
گفته اند و ميگويند بهترين دليل براينست كه اين انتخابات در
چارچوب صحيح خود قرار دارد و اگر غير از اين بود اصالت
نداشت .
پارلمان اروپا در اجلاس روز پنجشنبه خود در استراسبورك
به اظهارنظر درباره انتخابات مجلس هفتم كه قرار است جمعه
اول اسفند ماه برگزار شود پرداخت و طي بيانيه اي ضمن اعلام
حمايت از مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد « اين حمايت
بمعناي آنست كه انتخابات اول اسفند نمي تواند انتخاباتي آزاد و
عادلانه باشد » . دليل پارلمان اروپا براي اين ادعا اينست كه
« اكثريت نمايندگان اصلاح طلب توسط شوراي نگهبان
ردصلاحيت شده اند . اين پارلمان
خواست 127 نماينده
مستعفي مجلس را درك نموده و به آن احترام ميگذارد و همدلي
خود را با آنان ابراز ميدارد » .
علاوه بر اين موضوع
پارلمان اروپا در قطعنامه خود در
مورد وضعيت حقوق بشر در ايران اظهارنظر كرده و خواستار
گفتگوي بيشتر براي تامين نظر خود شده
امضا اوليه پروتكل
الحاقي مربوط به انرژي اتمي را ستوده و اظهار اميدواري كرده
است انجام مراحل آن توسط اين مجلس طولاني نشود و در پايان
از دولت خواسته است در زمينه آنچه آنها « صلح خاورميانه »
مينامند مشاركت بيشتري نمايد. مفهوم روشن جمله اخير
اينست كه جمهوري اسلامي ايران با اروپا و آمريكا براي به
رسميت شناخته شدن موجوديت رژيم غاصب صهيونيستي و
سازش كشورهاي عربي با اين رژيم همكاري نمايد.
اينها مصاديق روشن دخالت پارلمان اروپا در امور داخلي
ايران و طرح خواسته هاي نامشروعي همچون پذيرفتن
موجوديت رژيم غاصب
تروريست و جنايتكار صهيونيستي
است . پارلمان اروپا در همين قطعنامه از اينكه جمهوري اسلامي
ايران حاضر نشده است به تمايل اين پارلمان براي اعزام يك
هيات ناظر بر انتخابات پاسخ مثبت دهد
ابراز تاسف كرد و براي
غليظ تر كردن حمايت خود از مدعيان اصلاح طلبي
هشدار داد
كه تشكيل مجلس هفتم در چنين شرايطي فاقد وجهه قانوني و
موجب تضعيف موضع ايران در جامعه جهاني گردد.
علاوه بر اين
مجلس آلمان نيز با صدور قطعنامه مشابهي
ضمن حمايت از ردصلاحيت شدگان به دخالت در امور مربوط
به انتخابات كشورمان پرداخت . كريس پاتن
رئيس كميسيون
روابط خارجي اتحاديه اروپا نيز حمايت خود را از مدعيان
اصلاح طلبي در ايران در ماجراي انتخابات اعلام كرد.
سران كشورهاي اروپائي براي آنكه خواست قلبي خود را كه
مايل هستند افراد مورد نظر آنها به مجلس هفتم راه پيدا كنند و
مجلس آينده ايران كاملا تحت نفوذ و در اختيار آنها باشد بيان
كنند
طبعا الفاظ و عبارات ديپلماتيك واضح تر از آنچه در اين
بيانيه آمده است نميتوانستند بيايند. به عبارت ديگر
اروپائي ها
با صدور اين بيانيه ها
آشكارا خواستار بازگشت ايران به دوران
شاهنشاهي شدند كه وكلاي مجلس را اروپائي ها و وزرا را
آمريكائي ها تعيين مي كردند و شاه و دولت او مجري فرمان
اروپائيها و آمريكائيها بودند. آنچه در كلام رهبري در خطبه دوم
نماز جمعه اخير آمد كه ضمن وقيح توصيف كردن اظهارات
مقامات اروپائي ها درباره مسائل ايران اعلام كردند : « پارلمان ها و
كشورهاي اروپائي بدانند اگر حرفهاي آنها به دخالت در امور
داخلي ايران بيانجامد
ملت ايران تودهني محكمي به آنها
خواهد زد » هشداري جدي است كه ايشان به سران وقيح و
مداخله گر اروپائي داده اند. مفهوم اين هشدار اينست كه ملت
ايران با انقلاب خود
طومار حكومت وابسته و فاسد شاهنشاهي
را در نورديده و دست بيگانگان را براي هميشه قطع كرده است و
بيگانگان بايد هوس مداخله در امور داخلي ايران را براي هميشه
از سر بيرون كنند.
شگفت انگيز است كه مدعيان اصلاح طلبي
همين بيانيه
ننگين و مداخله جويانه پارلمان اروپا را در صفحات اول
روزنامه هاي خود با افتخار و آب و تاب منعكس كرده و از اينكه
آشكارا مورد حمايت بيگانگان قرار گرفته اند ذره اي احساس
شرم نكرده اند! اگر هيچ دليلي بر صحت و اتقان عملكرد شوراي
نگهبان در ردصلاحيت عده اي از سران مدعي اصلاح طلبي
وجود نداشته باشد همين استقبال آنها از بيانيه پارلمان اروپا در
حمايت از آنها براي اثبات درستي نظر شوراي نگهبان كافي
است . البته عملكرد اين افراد در سالهاي گذشته بويژه آنچه در
مجلس ششم مرتكب شده اند آشكارا ماهيت وابسته آنها را نشان
داد و شوراي نگهبان با دردست داشتن دلايل كافي به عدم
صلاحيت آنها نظر داده است و نيازي به دلايل و شواهد ديگري
نبوده و نيست
اما حتي براي حفظ ظاهر هم كه باشد عناصر
مدعي اصلاح طلبي بايد عكس العملي در برابر اين گستاخي
بيگانگان نشان دهند.
از وقاحت دولتمردان آمريكائي كه هر روز به خود اجازه
ميدهند با گستاخي تمام در امور داخلي همه كشورها از جمله
ايران دخالت كنند و به همين دليل اكنون منفورترين افراد نزد
ملت هاي مسلمان هستند كه بگذريم
اروپائي ها كه خود به
جنگ طلبي و زياده خواهي سران دولت آمريكا اعتراض دارند
نبايد كاري كنند كه ملت ها نتوانند حساب آنها را از حساب
آمريكائيهاي سلطه گر جدا كنند. متاسفانه عملكرد اروپائي ها در
همه زمينه ها بگونه ايست كه به آنها هم نميتوان خوشبين بود.
تصويب قانون ممنوعيت حجاب در مدارس فرانسه كه اين روزها
مورد اعتراض مسلمانان در فرانسه و ساير كشورهاست
يك
نمونه روشن از عملكرد فاسد دولتهاي اروپائي است . سران
فرانسه
كشور خود را مهد تمدن و آزادي ميداند و در عين حال
ابتدائي ترين آزادي پيروان ديني كه بزرگترين اقليت ديني فرانسه
هستند را از آنها سلب مي كند!
البته اين گستاخي ها ريشه در بي عملي سران كشورهاي
اسلامي دارد. اگر در كشورهاي اسلامي عناصري فاسد همچون
مدعيان اصلاح طلبي به اروپائي ها چراغ سبز ندهند و دولتهاي
كشورهاي خود را به درگيري هاي بيهوده داخلي مشغول نكنند
دولتهاي كشورهاي اسلامي خواهند توانست با اتخاذ تصميماتي
از قبيل قطع روابط اقتصادي خود با فرانسه يا هر كشور ديگري
كه متعرض حقوق مسلمانان مي شود
آن كشوررا وادار به
عقب نشيني كنند. اينكه اكنون چنين همتي در كشورهاي اسلامي
وجود ندارد بخاطر وجود عناصري در سطوح مديريتي اين
كشورهاست كه مدعي اصلاح طلبي هستند ولي اصلاحات از نظر
آنها تسليم بودن در برابر اراده قدرتهاي سلطه گر و استكباري
غربي است . به همين دليل
تنها چاره اينست كه بدنه حاكميت
كشورهاي اسلامي از عناصر وابسته پالايش شود تا دولتمردان
اين كشورها بتوانند براساس اعتقادات و خواسته هاي واقعي
مردم برنامه ريزي و عمل كنند.

|