2 ـ عطش ديرينه يزد شكست
مقدمه
نظام جمهوري اسلامي
بعنوان بزرگترين دست آورد
انقلاب اسلامي در 12
فروردين 1358 با راي اكثريت
قاطع ملت ايران برقرار شد.
سقوط رسمي رژيم دو
هزار و پانصدساله شاهنشاهي
آنچنان خشم استكبار جهاني و
اربابان خود خوانده كشور
ايران را برآشفت كه در اندك
زماني پس از استقرار نظام
جمهوري اسلامي
بزرگترين
جنگ منطقه اي تاريخ را بر
كشورمان تحميل كردند . 8 سال
دفاع مقدس ملت ايران
سند
افتخار و مظلوميت ملت و
نسلي است كه عاشقانه انقلاب
كرده و نظام اسلامي را برگزيده
بود
اگرچه جنگ تحميلي
خرابيها و ويرانيهاي فراواني بر
كشور ما تحميل كرد و اگرچه
بهترين فرزندان انقلاب
اسلامي
قرباني حفظ و
حراست از اين آب و خاك
شدند
اما پس از پايان اين
جنگ شوم و در امتداد دفاع
مقدس ملت ايران
عصر
سازندگي با تجارب گرانبها
آغاز شد و دست آوردهاي
فراواني را به ثبت رساند
آنچه
درپي مي آيد
نمونه ديگري از
موفقيتهاي انقلاب اسلامي
است .
25 سال صلابت و افتخار
ملت ايران بعد از پيروزي
انقلاب اسلامي در بهمن ماه
1357 امروز زبانزد جهانيان
است . امروز هر ايراني مسلمان
و آزاده افتخار مي كند كه در
سايه يك نظام جمهوري
اسلامي داراي بيشترين امنيت
و آزادي فكري در صحنه گيتي
است .
برشمردن دست آوردهاي
انقلاب اسلامي در طول ربع
قرن گذشته نيازمند ساعتها
زمان و هزاران صفحه است
آنچه در اين مقوله ما پي گير آن
هستيم
دست آوردهاي
شاخص و ملموسي است كه
مردم خداجوي و غيور
سرزمين اسلامي آنها را ديده و
لمس مي كنند استان
شهيدپرور
قهرمان و تاريخي
يزد در فلات مركزي ايران و در
مجاورت جاده قديم ابريشم با
ارتفاع متوسط 1200 متر از
سطح دريا ازجمله استانهاي
گرم و خشك كشورمان بشمار
مي رود. فداكاريها و
جانبازيهاي مردم يزد در دوران
مبارزات و پيروزي انقلاب
اسلامي و جنگ تحميلي
درخور ستايش بود. استان يزد
در طول ربع قرن انقلاب
اسلامي
گامهاي صنعتي شدن
را طي نموده و امروز بعنوان
يك قطب صنعتي كشور
شناخته مي شود يزد با ساكنان
اصيل و بومي و لهجه شيرين
طي سالهاي دور حداكثر تلاش
خود را نمود تا با حفر قنوات
ايجاد آبگيرها و آموزش هاي
سينه به سينه
يك استان
كشاورزي باشد
اما موقعيت
جغرافيايي اين منطقه كهن و
تحولات جوي برنامه ديگري را
براي استان يزد
شهر بادگيرها
و شهر معماري اسلامي ايران
رقم زد.
فولاد بعنوان يك فرآورده
مهم صنعتي شاخص روشني
براي صنعت در جهان شناخته
مي شود و شهر يزد امروز توليد
كننده نوعي خاص از فولاد
پرمصرف جهان يعني فولاد
آلياژي است
شركت فولاد
آلياژي ايران به مركزيت يزد
حكايت از آن دارد كه يزد در
سالهاي آينده نقش مهمي در
زيربناي صنعت كشور و منطقه
ايفا خواهد كرد.
فولاد آلياژي نوعي
پيشرفته از تركيبات آهن و كربن
با مواد شيميائي ويژه است كه
براساس مصرف شكل مي گيرد
و يكي از پيشرفته ترين مراكز
توليدي آن در منطقه
خاورميانه در شهر يزد بنا شده
است . ظرفيت نهايي اين مركز
دويست هزار تن در سال است
و طيف وسيعي از صنايع
داخلي را مي تواند تغذيه كند.
فني آوري پيشرفته اين مركز
صنعتي كه يكي از
دست آوردهاي 25 سال انقلاب
اسلامي به شمار مي رود.
همچون كوره هاي قوس
الكتريكي
كوره هاي پاتيلي
سيستم گاززدايي در خلا باو
بدون اكسيژن
ريخته گري
مداوم
ريخته گري شمش
نورد سنگين و سبك و
كارگاههاي عمليات حرارتي و
تكميلي تمام اتوماتيك و
آزمايشگاههاي مجهز كه قادر
هستند انواع فولادهاي ويژه
همچون ضدزنگ
كرم نيكلي
سرد و گرم كار
مقاوم به
حرارت
سوپاپ
عمليات
حرارت پذير
فنر
سخت شونده سطحي
خوش تراش
تيغ اره و ساير
انواع فولاد را توليد كنند
حكايت از اهميت و ويژگي اين
طرح صنعتي در استان يزد را
دارد. فولاد آلياژي يزد در واقع
تكميل كننده چرخه توليد فولاد
كشور بعنوان يك صنعت مادر
وزير بنايي است . مطالعات و
طرح اين مركز صنعتي در سال
1366 آغاز و از اوايل دهه 70
كار ساخت آن عملا آغاز گرديد
و امروز مجتمع فولاد آلياژي
يزد در 25 كيلومتري
شمال غربي شهر يزد و در
وسعت يكصد هكتار مجموعه
صنعتي و 200 هكتار فضاي
سبز همچون نگيني درخشان بر
تارك اين استان مي درخشد.
استان يزد در دهه هفتاد
همچنين صاحب گاز شهري
شد كه به اين اقدام هم بواسطه
سراسري بودن آن در كشور در
مقوله ديگري خواهيم
پرداخت .
اما واقعيت اين است كه
استان تاريخي و مردم خونگرم
و مهمان دوست و صميمي
يزد
همچنان در انديشه تامين
آب و سرسبزي و كشاورزي
اين استان روزگار مي گذرانند
چرا كه آب مايع حيات
سرزندگي و شادابي است .
لذا دست اندركاران دوران
سازندگي كشور و دلسوزان
انقلاب اسلامي از اين موضوع
غافل نبوده و طرح بزرگ و ملي
آبرساني از رودخانه زاينده رود
به يزد را در دستور كار خود
قرار دادند. عمليات اجرايي
طرح در چهارم شهريورماه
سال 1373 و مقارن با ميلاد
خجسته رسول اكرم (ص ) آغاز
و قرار براين شد كه در نهايت
ساليانه 78 ميليون مترمكعب
آب از زاينده رود به استان يزد
انتقال يابد.
طول مسير اين طرح از
تصفيه خانه احداثي در
مجاورت آبگير زاينده رود تا
مجاورت شهر يزد و مخزن
شحنه 333 كيلومتر است كه
بصورت تركيبي از سيستم ثقلي
و پمپاژ همراه با 10 مخزن
ذخيره و فشارشكن 5000
مترمكعبي در طول مسير شكل
گرفته است . مخزن شحنه
مشتمل بر 4 مخزن 20 هزار
مترمكعبي در كناره شهر يزد
ذخيره مطمئني را براي اين
شهر تدارك مي بيند. جنس
لوله ها از فولاد و به اقطار
1400 و 1600 ميليمتر و
ضخامت 12 الي 16 ميليمتر
است كه سطح بيروني به شيوه
زنگ زدايي و پرايمرزني با دو
لايه نوار پشم شيشه و
قيركولتار پوشيده شده تا
حفاظت مناسبي از خوردگي و
آب و هوا داشته باشد. همچنين
جداره داخلي لوله ها با تركيب
ماسه سيليس و سيمان پوشش
داده شده است .
با اين وجود آب انتقال
يافته از زاينده رود كه در نهايت
ظرفيت انجام شود فقط
شهرهاي يزد
ميبد و اردكان را
پوشش خواهد داد. بدين
ترتيب بايد گفت كه عطش يزد
هنوز شكسته نشده و نيازمند
يك طرح جديد ديگر مي باشد
چرا كه توسعه صنعتي و
افزايش جمعيت استان غيرقابل
اجتناب است .
از همين روست كه در حال
حاضر طرح ديگري تحت
عنوان « انتقال آب از
سرشاخه هاي كارون به يزد » در
حال اجرا مي باشد.
براساس اين طرح آب دو
رودخانه سولگان و آقبلاغ در
استان چهارمحال وبختياري
توسط يك سد در نزديكي
روستاي سولگان جمع آوري و
سپس طي يك خط لوله و
ايجاد تونل 47
5 كيلومتري در
ارتفاعات شمالي زاگرس به
استان يزد انتقال مي يابد و
شهرهاي شهرضا
نائين
اردكان
ميبد و يزد را سيراب
مي كند.
انتظار اين استكه در اواخر
دهه سوم پيروزي انقلاب
اسلامي استان عطش زده يزد
طي سالهاي دور
با پرآبي
مواجه گشته و معماري ويژه
اين شهر در ميان سرسبزيهاي
حاصل از باغات و درختان
زينتي جلوه ويژه اي داشته
باشد.
اين موفقيت بزرگ نظام و
انقلاب اسلامي در توجه به
مردم و بويژه مردم باصفاي
استان يزد را به عموم
دست اندركاران طرحهاي
عمراني و دلسوزان نظام تبريك
و تهنيت مي گوئيم .
تا فرصتي ديگر كه دست
آورد ديگري از انقلاب اسلامي
را برايتان تشريح كنيم شما را به
خداوند منان مي سپاريم .
حق نگهدارتان
استان يزد كه به شهر بادگيرها و معماري اصيل
اسلامي شهره است
امروز بعنوان يك قطب صنعتي
كشور
قدم در عرصه اقتصاد كشور گذاشته است .
احداث كارخانه فولاد آلياژي ايران به مركزيت
يزد
حكايت از آن دارد كه يزد در سالهاي آينده
نقش مهمي در زيربناي صنعت كشور و منطقه ايفا
خواهد كرد.
فولاد آلياژي
نوعي پيشرفته از تركيبات آهن و
كربن است كه براساس مصرف ساخته مي شود و
كارخانه يزد
يكي از پيشرفته ترين مراكز توليد آن در
خاورميانه مي باشد.
طرح بزرگ آبرساني از زاينده رود به استان يزد به
طول 333 كيلومتر اجرا و هم اكنون در حال
بهره برداري مي باشد
با اجراي طرح دوم آبرساني به يزد از
سرشاخه هاي كارون
عطش ديرينه يزد شكسته و
انتظار مي رود كه معماري زيباي اين شهر بزودي
جلوه ويژه اي در ميان سرسبزي داشته باشد.

*****
« غدير » بزرگترين عيد اسلامي
|
محمد ابراهيم موحد
ترجمه : محمد رضا انصاري
اشاره :
شايد برخي گمان كنند كه
عيد غدير تنها اختصاص به
شيعيان دارد و در كلمات پيامبر
اكرم
صلي الله عليه و آله
اشاره اي به لزوم بزرگداشت آن
نشده است . اما بايد گفت كه
عيد غدير نيز چون عيد فطر و
قربان از اعياد اسلامي
بلكه از
بزرگترين اعياد است
و
نخستين كسي هم كه اين روز را
به عنوان عيد اسلامي معرفي
كرد
خود پيامبر اسلام بود.
آنچه در پي خواهد آمد
تحقيقي است در زمينه سابقه
تاريخي عيد غدير كه
اميدواريم مورد استفاده
خوانندگان عزيز واقع شود.
پيامبر اكرم پس از آنكه
علي بن ابيطالب را در روز غدير
به جانشيني خود تعيين كرد
در
همان روز اين عيد را اعلام
نمود و مراسم آن را بپا داشت
و در خيمه اش نشست و با كمال
خوشحالي و سرور از تبريك
گويندگان استقبال كرد و به آنها
مي فرمود :
« به من تبريك بگوييد... به
من تبريك بگوييد
زيرا
خداوند مرا به نبوت و اهل بيتم
را به امامت اختصاص داده
است . » (1 )
ما در تاريخ پيامبر روزي را
نمي يابيم كه پيامبر گفته باشد :
« به من تبريك بگوييد » حتي
روز ازدواجش و روز هجرتش
از مكه به مدينه و رهايي از
چنگال مشركان
و روز فتح مكه
و پيروزي مسلمانان نفرمود « به
من تبريك بگوييد »
ولي روز
غدير مكرر مي فرمود : « به من
تبريك بگوييد » چرا به خاطر
آنكه پيامبر عظمت اين روز را
بخوبي درك مي كرد و از شرافت
اين خاطره و برتري داشتن اين
عيد بر ساير اعياد آگاه بود.
بر همين اساس پيامبر
فرمود :
« روز عيد غدير خم
بهترين اعياد امت من است
و
آن روزي است كه خداوند
تعالي به من فرمان داده با
منصوب كردن علي بن ابيطالب
به عنوان رهبري كه امتم پس از
من به وسيله او هدايت يابند
آن روز را ياد كنيم . آن روزي
است كه خدا دين را در آن روز
كامل و نعمت را تمام گردانيد و
اسلام را به عنوان يك دين
براي مردم
پسنديد . » (2 )
پيامبر در اين حديث
اولا :
روز غدير را يك عيد اسلامي
جاويد اعلام كرده
ثانيا : عيد
غدير را مطلقا برتر از اعياد
اسلامي شمرده است .
پس از رحلت پيامبر
خود
اميرالمومنين نيز روز غدير را
به عنوان يك عيد اسلامي تلقي
كرد (3 )و در سالي كه روز غدير
با جمعه مصادف بود
خطبه اي
ايراد نمود و در ضمن آن فرمود :
« خداوند بزرگ در اين روز
بزرگ براي شما گروه مومنان
دو عيد بزرگ كه قوام هر يك به
ديگري است جمع كرده تا
احسانش را نزد شما كامل
گرداند و شما را بر راه هدايت
آگاه و مطلع كند... از اين رو
جمعه را مركز تجمع براي
پاكسازي گذشته ها قرار داده
است ... بنابراين هيچ توحيدي
را جز براساس اعتراف به
رسالت پيامبر نمي پذيرد
و
هيچ آييني را جز توام با ولايت
كسي كه به ولايت او فرمان داده
قبول نمي كند
و اسباب اطاعت
او جز با تمسك به ريسمان او و
ريسمان اهل ولايت او منظم
نمي گردد
لذا در روز غدير
آنچه را كه بيانگر اراده اش در
مورد برگزيدگانش بود
بر
پيامبرش نازل فرمود و او را به
تبليغ آن و ترك همنشيني با
منحرفان و منافقان و بي اعتنايي
به آنان مامور ساخت و ضامن
نگهداري او از شر آنان شد. »
آنگاه حضرت امير
عليه السلام
مردم را به اجراي
مراسم عيد دعوت نمودو
فرمود :
« خدا شما را رحمت كند
پس از پايان يافتن اجتماعتان
به سوي توسعه بر زن و فرزند
و نيكي با برادران و شكر
نعمتهاي الهي بازگرديد
و همه
با هم مجتمع باشيد تا خدا
يگانگي شما را حفظ كند و با
يكديگر نيكي كنيد تا خدا الفت
و دوستي و صداقت شما را
نگهدارد
و به يكديگر هديه
دهيد . » (4 )
« همانگونه كه خدا پاداش
شما را در اين روز
چند برابر
اعياد گذشته يا اعياد آينده ـ
جز در موارد مثل آن ـ قرار
داده است . نيكي در اين روز
(يعني : روز عيد غدير) ثروت را
زياد و عمر را افزون مي كند
و
مهرباني به يكديگر باعث
رحمت و عطوفت خداوند
است . با سعي و كوشش خويش
و در حد توانايي خود
از آنچه
خدا به شما بخشيده
براي
برادران و زن و فرزندانتان
آماده كنيد و شادي را در ميان
خود آشكار سازيد و با
گشاده رويي با يكديگر برخورد
كنيد . » (5 )
بعد از علي عليه السلام
امام حسن و امام حسين
عليهما السلام
نيز روز غدير را
زنده نگاه مي داشتند و هر سال
آن روز را به عنوان عيد تلقي
مي كردند و با كمال مسرت و
شادي
براي قبول تهنيت و
تبريك شادباش جلوس
مي نمودند
و به وسيله نماز و
روزه و دعا به خدا تقرب
مي جستند
ودر نيكويي و
احسان و اطعام تاكيد
مي نمودند
تا تشكر نعمت خدا
را در چنين روزي كه
اميرالمومنين عليه السلام به
خلافت و امامت منصوب شده
به جاي آورده باشند. آنها در
اين روز صله رحم مي كردند و
خانواده خويش را در وسعت
ارزاق قرار مي دادند و به
ملاقات برادران مي رفتند و
شيعيان خود را نيز به تمام اين
كارها دعوت مي نمودند . (6 )
اكنون به روايات زير توجه
كنيد :
1 ـ ابوالحسن ليثي
مي گويد : امام جعفر صادق
عليه السلام
به بعضي از
دوستان و شيعيانش كه در
حضور او بودند فرمود :
آيا مي دانيد روزي كه خدا
اسلام را در آن روز براي ما و
شيعيانمان عيد غدير قرار داده
چه روزي است
عرض كردند : خدا و رسول
و فرزند پيامبر داناترند
آيا روز
عيد فطر است
امام فرمود : نه !
گفتند : آيا روز عيد قربان
است
امام فرمود : نه !البته اين دو
روز
بزرگ و با شرافت هستند
اما روز منار دين بزرگتر است
و آن روز هيجدهم ذي الحجه
است كه پيامبر خدا
صلي الله
عليه و آله
هنگامي كه از
حجه الوداع بازگشت و به غدير
خم رسيد... »
2 ـ فرات بن احنف
مي گويد :
از امام جعفر صادق
عليه السلام پرسيدم : فدايت
شوم
آيا مسلمانان عيدي بالاتر
از عيد فطر و عيد قربان و روز
جمعه و روز عرفه دارند
امام فرمود : آري ! بالاترين
و بزرگترين و شريف ترين
اعياد
روزي است كه خدا دين
را در آن روز كامل گردانيد و
اين آيه را بر پيامبرش محمد
صلي الله عليه و آله
نازل
فرمود : اليوم اكملت لكم دينكم
و اتممت عليكم نعمتي و
رضيت لكم الاسلام
دينا.
سئوال كردم : آن چه روزي
است
فرمود : انبياي بني اسراييل
وقتي وصيت و امامت را به نفر
بعد از خودشان واگذار
مي كردند
آن روز را عيد قرار
مي دادند
و اين روز هم روزي
است كه پيامبر
(ص ) علي عليه
السلام
را رهبر مردم قرار داد.
و در آن روز چيزهايي نازل
شد
و دين كمال يافت و نعمت
بر مومنان تمام گرديد.
عرض كردم : در اين روز
چه كاري شايسته است انجام
دهيم
امام فرمود : اين روز
روز
عبادت و نماز و روز شكر و
سپاس خدا
و مسرت به خاطر
ولايت ما بر شما از جانب
خداست
من دوست دارم اين
روز را روزه بگيريد . » (7 )
3 ـ عبدالرحمن بن سالم از
پدرش نقل مي كند كه گفت :
از امام صادق عليه السلام
پرسيدم : آيا مسلمانان غير از
روز جمعه و عيد قربان و عيد
فطر
عيد ديگري
دارند
فرمود : آري عيدي بزرگتر!
گفتم : فدايت شوم
كدام
عيد است
فرمود : روزي كه پيامبر
خدا اميرالمومنين را به خلافت
نصب كرد و فرمود : هر كس كه
من مولاي او هستم علي مولاي
او است .
پرسيدم : آن روز چه روزي
است
فرمود : به روز چه كار
داري (8 ) سال هميشه در
گردش است ولي آن روز
روز
هيجدهم ذي الحجه
است .
عرض كردم : چه كاري
سزاوار است در آن روز انجام
دهيم
فرمود : خدا را ياد كنيد و به
روزه و عبادت بپردازيد و
محمد و آل محمد
صلي الله
عليه و آله
را ياد نماييد
زيرا
پيامبر خدا به اميرالمومنين
عليه السلام وصيت كرد كه
مسلمانان اين روز را عيد
بگيريد و انبيا چنين مي كردند
به اوصيا خود همين سفارش را
مي نمودند و آن روز را عيد
مي گرفتند . (9 )
براساس همين روايات
است كه مي بيند شيعيان از
زمان ائمه اطهار تاكنون در تمام
كشورها هر سال روز غدير را
عيد مي گيرند. و به وسيله نماز
تلاوت قرآن و خواندن دعاهاي
ماثور به خدا تقرب مي جويند
و خدا را بر كامل ساختن دين و
تمام نمودن نعمت به وسيله
امامت علي عليه السلام
سپاسگزاري مي كنند و به
ملاقات يكديگر مي روند و با
چهره اي گشاده با نيكي و
احسان و مسرور ساختن
خويشاوندان و همسايگان به
خدا تقرب مي يابند
و اگر يكي
از آنها برادر ديني خود را در
اين روز ملاقات كند
با او
مصافحه مي كند و مي گويد :
« الحمدلله الذي جعلنا من
المتمسكين بولايه
اميرالمومنين و الائمه
الطاهرين » (10 )
و هر سال در اين عيد
سعيد
شيعيان به سوي مرقد
پيشواي بزرگ
اميرالمومنين
عليه السلام
در نجف اشرف
روانه مي شوند و جمعيتي كه
نزد قبر مقدس آن حضرت
براي زيارت اجتماع مي كنند از
نيم ميليون كمتر نيست
كه از
هر ناحيه اي به آنجا وارد
مي شوند(11 ) تا عمق محبت و
دوستي
و استحكام اعتقاد به
پيشواي راستينشان
اميرالمومنين
عليه السلام
را
نسبت به خويش تاكيد كنند
و
شرافت حضور نزد مقام مبارك
وي را براي خود ثبت نمايند.
آنها پراكنده نمي شوند تا ضريح
مقدس را دربرگرفته و پيشواي
خود را زيارت كنند و بر او
سلام داده
و چنانكه گويي آن
حضرت در برابر آنها حاضر
است به او تهنيت گويند (12 ) و
زيارتي خوانند كه از بعضي از
ائمه اطهار وارد شده است كه
ضمن آن به موقعيتهاي ارزنده
و سوابق عظيم حضرت در
اسلام و جهاد و تلاش وي در
تاسيس اركان دين
و خدمت
به پيامبر در روز غدير به عنوان
خليفه پيامبر
گواهي داده
مي شود . (13 )
آري ! اين است برنامه
شيعيان در هر سال
و پيوسته
گويندگانشان در هر زمان و
مكاني حديث غدير را به طور
مسند يا مرسل و بصورت
اجمال يا تفصيل بيان مي كنند.
بررسي در مساله غدير
ما
را به اين نتيجه مي رساند كه
تنها شيعيان
روز غدير را به
عنوان عيد تلقي نكرده اند ـ هر
چند شيعيان بيشتر از ديگران به
آن اهميت مي دهند ـ لكن
مسلمانان غير شيعه نيز آن را
عيد مي گرفته اند.
علامه اميني در كتاب
الغدير (ج 1
ص 267 )
مي نويسد : بيروني ـ كه يكي از
اهل تسنن است ـ روز غدير را
از روزهايي دانسته كه : اهل
اسلام آن را يكي از اعياد
شمرده اند (14 )
ابن طلحه شافعي در كتاب
مطالب السئول (ص 53 )
هنگامي كه از عيد غدير سخن
مي گويد چنين تصريح مي كند :
اميرالمومنين روز غدير خم را
در ضمن اشعارش ياد كرده
است و از آنجا كه پيامبر اكرم
صلي الله عليه و آله
در روز
غدير اين مقام بلند را از ميان
همه مردم به علي
عليه السلام
داد
اين روز به صورت يك
عيد بزرگ درآمد.
آنگاه شافعي در صفحه 56
اضافه مي كند كه : لفظ « مولي »
هر معنايي را دربرداشته باشد
از سوي پيامبر براي علي قرار
داده شده
و اين خود مقامي
والا و منزلتي عظيم است كه
پيامبر آن را به علي
عليه السلام
اختصاص داده
است بدين جهت اين روز
روز
عيد و روز سرور دوستان او
است .
علامه اميني مي گويد : اين
بيان شافعي دلالت دارد بر اينكه
تمامي مسلمين اين روز را عيد
مي گيرند
چه مسلماناني كه
حضرت علي را خليفه بلافصل
پيامبر مي دانند و چه
مسلماناني كه او را خليفه
چهارم به شمار مي آورند
و
خلاصه بايد گفت امت اسلامي
در شرق و غرب
همگي در اين
عيد با يكديگر توافق دارند
مخصوصا با توجه به اينكه
مصريان و اهل مغرب و عراق
در قرون گذشته به اين روز
توجه داشته و آن را روز نماز و
دعا و خطبه و سرودن اشعار
مي دانسته اند.
پي نوشتها :
1 ـ ر . ك : ابوسعيد نيشابوري
شرف
المصطفي .
2 ـ براي توضيح بيشتر ر . ك : الاميني
عبدالحسين الغدير
ج 1 ص 283
3 ـ روزي كه قدرت به دست آن حضرت
آمد.
4 ـ و در حديث شريف از حضرت رضا
عليه السلام
روايت شده است كه فرمود :
« يك در هم را در اين روز به برادران مومن
بدهي برابر است با هزار درهم كه در اوقات
ديگر بدهي » و در حديث ديگر وارد شده
است : « كه برابر است با صد هزار درهم در
غير اين روز »
5 ـ الاميني
عبدالحسين
همان
ج 3
ص
284 : الطوسي
محمد بن الحسن
مصباح
المجتهد
ص 524
6 ـ الموسوي العاملي
السيد عبدالحسين
شريف الدين
المراجعات
ص 197
7 ـ الاميني
عبدالحسين
همان
ج 1
ص
285
8 ـ گويا كه راوي پرسيد : در كدام روز از
روزهاي هفته است
9 ـ الكليني
محمد بن يعقوب
الكافي
ج 1
ص 204
الاميني
عبدالحسين
همان
ج 1
ص 285
10 ـ نص مذكور
در حديث شريف وارد شده
است .
11 ـ و در حديث شريف از حضرت امام رضا
عليه السلام
روايت شده كه فرمود : « هر كجا
كه باشي سعي كن كه روز غدير نزد قبر
حضرت اميرالمومنين
عليه السلام
حاضر
شوي »
12 ـ روشن است كه امام مرده و زنده ندارد
و هميشه زنده است و آيه : و لاتحسبن الذين
قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا... و آيات
ديگر بر اين معني دلالت دارند.
13 ـ اگر فرصت تنگ نبود نمونه اي از جملات
اين زيارت را براي شما نقل مي كردم تا از
لابلاي آن لذت ايمان و شيريني ولايت و
سعادت روح و حرارت شوق را بچشيد.
زيارت مزبور در كتب ادعيه و زيارات نقل
شده است .
14 ـ بيروني
ابوريحان
الاثار الباقيه
ص
334
به نقل از نشريه موعود

*****
يك خبر مهم !!
|

اگر خبري را فقط يك خبرنگار نقل كند
با آب و تاب آن را
دنبال مي كنيم
اگر گزارشگر يك حادثه
فقط يك نفر باشد
گوش را براي
شنيدن باز نگه مي داريم
اگر بزرگ رهبري از رهبران جهان به ناگاه تصميم به امري
بگيرد
همه جهان تكان مي خورد
اگر آن امر مهم
ابلاغ مطلبي باشد كه عدم ابلاغش با بزرگي
او
جلالت او
عظمت او
و رسالت او منافات داشته باشد
باتمام وجود آن را مي گيريم و دنبال مي كنيم .
خبر
خبر مهمي بود...
همه بايد حضور مي يافتند
بزرگ و كوچك
صحابي و
غيرصحابي
مرد و زن
پير و جوان
دوست و دشمن . نه يك نفر
دو نفر و ده نفر و صد نفر بلكه بيش از يكصد و بيست هزار نفر...
در بهترين حالت معنوي
تازه از حج برگشته ...
نه يك حج معمولي
حجي با رسول مكرم الهي ...
... و پيامبر به يك باره تصميم به توقف مي گيرد تا همه
بشنوند و اطاعت كنند و اگر نكردند
حجت بر آنها تمام شده
باشد
و روز قيامت به سزاي عملشان برسند. آن روزي كه فقط
محاسبه است نه عمل .
پيام مهم ابلاغ مي شود و پيامبر از همه بيعت مي گيرد
نه آن
كه اجباري در كار باشد بلكه صحنه آنچنان قوي و روشن و
واضح است كه غير از بيعت
كاري نمي توان كرد. پيامبر كه دروغ
نمي گويد
پيامبر كه به امر لهو و بيهوده فرمان نمي دهد
اين را
همه مي دانند.
كمي بعد...
نه چند قرن
نه چندين سال
نه حتي چندين ماه بلكه كمتر
از آن اتفاق هايي روي داد كه گويا همه فراموش كردند آن رويداد
عظيم رالله
اين اتفاق ها به قدري تلخ و باورنكردني بود كه صدايي نيز از
حلقوم مبارك بزرگ بانويي درآمد كه « انسيتم غدير
خم »
آيا روز غدير خم را فراموش كرديد !
بانويي كه كمتر سخن مي گفت
كمتر مردم را مخاطب قرار
مي داد. بانويي كه جهاني به گرد او در گردش ...
سال دهم هجرت غدير بود و اندكي بعد سقيفه اي و
ماجراهاي تلخي كه هر عاقلي بشنود از آنچه كه شد
انگشت
تحير به دهان مي گذارد و مي ماند كه چه شد
عجب مردمي بودند كه « سفينه » را رها كردند و زير سقف
« سقيفه » گرد آمدند. آن همه از رسول راستگو شنيدند كه هر كه به
علي بپيوندد نجات مي يابد و هر كه رهايش كند هلاك مي شود
آن
همه شنيدند كه او چون كشتي نوح است . نجات در جاي ديگر
نيست « جودي » را بايد رها كرد و سوار بر كشتي شد اما اين بار
سقيفه
جودي شد...
و اينك
چهارده قرن و چهارده سال از وقوع آن حادثه
بزرگ مي گذرد و لحظه لحظه زندگي ما امروز
تكرار غدير است .
براي آنكه دريچه دل هايمان باز شود
لحظه اي چشم هايمان
را ببنديم كه آيا اينك ما نيز به فراموشي دچار نشده ايم
اگر از ما بپرسند « سفينه » اي هستي يا « سقيفه » اي پاسخ
مي دهيم ما مفتخريم كه پيرو وارث نوح پيامبريم و با ديگران
كاري نداريم .
اگر از خود بپرسيم آيا اين كشتي را امروز وجود مقدس امام
عصرم مي داني پاسخمان مثبت است . به روشني و وضوح
درخشش خورشيد در آسمان . اما اگر بپرسيم براي او چه كرده اي
و چه مي كني سر را از شرم در گريبان مي گيريم و هيچ
نمي گوييم .
اما آيا نمي خواهيم عهدي با امام زمان خود ببنديم و بيعتي
تازه كنيم و دستي به دعا
مرتب و هميشگي
و كاري براي رضاي
او و همواره مد نظر داشتنش
اگر چنين شد
آن وقت بگوييم : « ما هم غديري هستيم
ما
سفينه اي هستيم كه لحظه اي از كشتي نجات
خارج نمي شديم
ما اهل سعادتيم كه دائم همراه با راستگويانيم ... »
و كشتي
راه نجات و سعادت را مي رود
و راستگويان راهشان را به سمت صداقت و پاكي در پيش
مي گيرند
اين ما هستيم كه بايد به آن چنگ بزنيم و هرگز از آنها جدا
نشويم .
و اميد كه اين همراهي
دائمي باشد.
ع . طلوع

| | |