روزنامه جمهوري اسلامي 25/11/1382 صفحه امام

  • امام انتخابات و اختلافات
  • حديث نور
  • *****
    امام انتخابات و اختلافات




  • مهدي پورحسين
    اختلاف عطيه اي الهي
    حضرت امام در « منشور برادري (1 ) يكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي را اين مي داند كه اختلاف آرا و مجادلات علما و صاحبنظران را از لايه پنهان جامعه و محيط هاي محدود مدرسه اي و از لابلاي كتب به سطح جامعه و راديو تلويزيون و روزنامه ها كشانده و از اين واقعه نيز ابراز خوشحالي كرده اند. اين سخن حقي است كه با اندك مقايسه شرايط قبل و بعد از انقلاب درستي آن بر هر صاحب انصافي روشن خواهد شد. انقلاب اسلامي ايران وضعيت مساعدي را پديد آورد كه هر صاحب انديشه و سخني بتواند آرا و انديشه هاي خود را در كمال آزادي ابراز دارد و حتي ديگران را نيز به آن دعوت نمايد.
    طبيعت آزادي افكار انديشه و بيان ; اختلافات فكري و به تبع آن تفاوت رفتاري را نيز پديد مي آورد چرا كه همه انسانها بر خلق يكسان خلق نشده اند تا رفتار واحدي بروز دهند و از قوه عاقله واحدي فرمان نمي برند تا همسو عمل نمايند. لذا اختلاف نيز در اين فرايند نه تنها يك امر طبيعي و غيرمذموم است بلكه در مسير صحيح خود يك عطيه الهي و لازم است كه قدرت سازندگي فوق العاده اي نيز داشته و باعث رشد جامعه مي شود. لذا مي بينيم كه از اول پيروزي انقلاب كه بستر مناسب اين مهم پديد آمد اختلافات فكري و رفتاري و تفاوت انظار بسياري بوجود آمده و به صورت آزاد نيز در عرصه اجتماع عرضه شده و حتي مورد حمايت مسئولين نظام و شخص حضرت امام نيز قرار گرفته است .
    در يك رتبه بالاتر تفاوت انظار در سطح مديران و كارگزاران حكومت نيز بوجود آمده و گروههاي مختلف و جناحهاي متعدد نيز پديد آمد. در اين سطح نيز اگرچه هضم آن براي بسياري از افراد كه چنين موقعيتي را تجربه نكرده بودند ثقيل آمد و شايد هم از باب دل سوزي براي نظام نوپاي جمهوري اسلامي و حراست از اين در گرانبها آن را قابل تحمل نمي دانسته و يا با حيرت به مساله مي نگريسته اند; اما ظرفيت وجودي حضرت امام اختلاف در اين مرحله را نيز مغتنم شمرده باعث پيشرفت نظام و جامعه دانسته اند و از آنجايي كه طرفين اختلاف را دل سوز نظام و جمهوري اسلامي دانسته اند بر آن مهر تاييد گذاشته اند.
    طي 25 سال گذشته اين اختلافات علاوه بر سير طبيعي خود تابع شرايط سياسي و اجتماعي نيز بوده است گاهي بخاطر تعادل عوامل اجتماعي روند كندي را طي كرد و زماني نيز به اقتضا طرح موضوعي حساسيت برانگيز در جامعه شتاب گرفت . در اين مدت انتخابات ; همواره يكي از عوامل تشديد اختلافات به ويژه در سطح مسئولان نظام بوده است اما با اين حال تاكنون 24 انتخابات با همين تنش ها و اختلافات برگزار شد و شرايط پيچيده آن نيز پشت سرگذاشته شد و نه تنها از اين طريق موجبات سستي نظام پديد نيامد بلكه نظام را آبديده و اختلافات طبيعي را نهادينه كرد. اما اين بار يعني بيست و پنجمين انتخابات در بيست و پنجمين سالگرد انقلاب شكوهمند اسلامي بنظر مي رسد صفحه جديدي از اين تجربه را رقم زده و گونه اي متفاوت از اختلاف آرا در آستانه انتخابات را به نمايش گذاشته است . اين يك سئوال جدي است كه تفاوت در كجا است و چرا اين بار منازعات انتخاباتي تا اين حد نامطلوب جلوه كرده و به نقطه عدم تعادل رسيده است بطوري كه اين امر همه دل سوزان نظام و عاشقان روح الله و دل سوختگان حكومت ديني را سخت نگران كرده است . و اين پرسش را مطرح مي كنند كه عيب كار در كجا است
    امام و راه برون رفت
    به عقيده نگارنده پاسخ پرسش فوق در « منشور برادري » حضرت امام وجود دارد و اگر تامل درستي صورت گيرد راه برون رفت از اين معضل نيز پيش رو است . البته اين نكته بايد مورد توجه قرار گيرد اختلافات اين چنيني كه تمام مرزها را درمي نوردد و حدود را زيرپا مي گذارد يك عامل زيربنايي دارد و يك عامل روبنايي . در عامل زيربنايي بايد گفت اساسا عظمت امام در چشم ياران كه تمامي مردم ايران از همه اقشار و اكثر مسلمانان و مظلومان جهان را شامل مي شود اين است كه خميني يك ايدئولوژي متفاوتي از اسلام و فرهنگ موجود ارائه داد. ايدئولوژي امام در سه عرصه ; برداشت از دين تلقي از سياست و رفتار سياسي اجتماعي متمايز با ايدئولوژي ديگران بود و در تمام اين عرصه ها تحول بنيادين ايجاد كرد.
    در عرصه دين پيوند اسلام با سياست و اجتماع را آشكار كرد و آن را از آخرت گرايي مطلق رهانيد و اعلام كرد : « اسلام دين افراد مجاهدي است كه به دنبال حق و عدالتند دين كساني است كه آزادي و استقلال مي خواهند مكتب مبارزان و مردم ضداستعماري است » (2 )
    در عرصه سياست آن را با دين و آخرت پيوند زد و اعلام كرد سياستي كه در راستاي اهداف الهي و سعادت ابدي انسانها نباشد همان « پدرسوختگي » رايج است كه مخصوص دنيامداران ظلم پيشه است .
    و در عرصه رفتار سياسي اجتماعي نيز آن را با اخلاق پيوند زد و چه خدمت بزرگي به دنياي سياست كرد! و خود نيز در طول عمر سياسي خود حاضر نشد ذره اي از اخلاق الهي كوتاه بيايد و خداي اخلاق پسنديده را فراموش كند. لذا مي بينيم كه امام مكرر مسئولين نظام اسلامي را به اخلاق دعوت مي كردند و ريشه اختلافات مخرب را در يك عنصر ضداخلاقي يعني حب نفس مي دانستند. هرچه حب نفس در انسان ريشه دارتر باشد اختلافات شيطاني نيز عميق تر است . بنابراين يكي از عوامل اختلافات حاد فعلي اين مي تواند باشد كه حب نفس و طبعا حب رياست و شهرت طلبي برخي از مسئولين و افراط گرايان دو طرف منازعه از حد معمول فراتر رفته و غيرقابل كنترل شده است و به سيلي تبديل شده است كه هيچ چيز جلودار آن نيست .
    اما در سطح روبنا با يك نگاه سياسي در پاسخ پرسش فوق مي توان گفت كه حضرت امام در منشور برادري اصل اختلاف را در صورتي كه در حد سليقه و تضارب آرا و انتقاد سازنده حول محور نظام اسلامي باشد پذيرفتند و آن را لازم هم دانسته و فرمودند :
    « اگر آقايان از اين ديدگاه كه همه مي خواهند نظام و اسلام را پشتيباني كنند به مسائل بنگرند بسياري از معضلات و حيرتها برطرف مي گردد »
    اما با اين حال حضرت امام دو امر را در اين بين تذكر داده اند كه كليد حل مشكل فعلي است و با آن مي توان راه برون رفت را پيدا كرد. بدين معنا كه در دو صورت اختلاف زيربنايي مي شود و اصل نظام را مورد هدف قرار مي دهد و قابل جمع نيست و بايد از آن پرهيز كرد :
    1 ـ يكي از اصول مشتركي كه حضرت امام در منشور برادري مشخص كردند و معتقد بودند هيچ جرياني نبايد آن را ناديده بگيرد اين است كه « موضع گيري ها بايد به گونه اي باشد كه در عين حفظ اصول اسلام براي هميشه تاريخ حافظ خشم و كينه انقلابي خود و مردم عليه سرمايه داري غرب و در راس آن آمريكاي جهانخوار... باشند. هر دو جريان بايد با تمام وجود تلاش كنند كه ذره اي از سياست « نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي » عدول نشود كه اگر ذره اي از آن عدول شود آن را با شمشير عدالت اسلامي راست كنند » .
    2 ـ در صورتي كه جرياني بخواهد جريان ديگر را حذف كند اين نيز از حد نرمال گذشته و خطرناك است : « اگر در اين نظام كسي يا گروهي خداي ناكرده بي جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد حتما پيش از آنكه به رقيب يا رقباي خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است »
    اين دو نكته اي كه امام فرمودند كليد حل مشكل و پاسخ صريح به پرسش اوليه است كه چرا اين بار اختلافات به حدي رسيده است كه اصل نظام را هدف قرار داده است . در يك قضاوت خداپسندانه بنظر مي رسد گره كار در اين است كه اين بار افراط گرايان يك جريان خشم و كينه انقلابي خود را عليه سرمايه داري غرب به سردمداري آمريكا از دست داده اند و چراغ سبز خود را نسبت به دشمن مشترك روشن كرده اند. افراط گرايان جريان ديگر نيز عزم خود را جزم كرده اند كل يك جريان را حذف نمايند. و اين دو استراتژي قابل جمع نيست و در تضاد كامل با آرمان هاي انقلاب دستاوردهاي نظام منويات حضرت امام و رهبري معظم انقلاب است .
    در اين ميان برخي از اعتدال گرايان دو جريان و افراد مستقل از دو گروه نيز مقصرند چرا كه يا سكوت اختيار كرده اند و يا بر خلاف توصيه امام در تاليف قلوب كوشش ننموده اند و واسطه هاي كدورت آخرين و آتش بياران معركه را طرح نكرده اند و اين يعني ناديده گرفتن سفارش امام كه با سوزدل فرمودند :
    « در هر حال يكي از كارهايي كه يقينا رضايت خداوند متعال در آن است تاليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورت ها و نزديك ساختن مواضع خدمت به يكديگر بايد از واسطه هايكه فقط كارشان القاي بدبيني نسبت به جناح مقابل است پرهيز نمود » .
    پي نوشت : 1 ـ ر ـ ك صحيفه امام ج 21 ص 176 سخنان حضرت امام در اين مقال از منشور برادري نقل شده است .
    2 ـ ولايت فقيه ص .8
    حضرت امام خميني : اگر در اين نظام كسي يا گروهي خداي ناكرده بي جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد حتما پيش از آنكه به رقيب يا رقباي خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است .
    حضرت امام خميني : يكي از كارهايي كه يقينا رضايت خداوند متعال در آن است تاليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورت ها و نزديك ساختن مواضع خدمت به يكديگر است . بايد از واسطه هايي كه فقط كارشان القاي بدبيني نسبت به جناح مقابل است پرهيز نمود.

  • *****
    حديث نور


  • اختلاف شخصي !!
    1357 8 2
    امام خميني (ره ) طي سخناني به تحليل ريشه هاي قيام مردم ايران پرداخته و با اشاره به سخنان اخير وزير خارجه انگليس در حمايت از شاه دخالتهاي شوروي آمريكا و انگليس را در ايران محكوم مي كنند.
    ايشان در پاسخ به گفته شاه كه اختلاف امام با رژيم را اختلاف شخصي معرفي كرده ميفرمايند : « ما اختلاف شخصي و خانوادگي با تو نداريم كه مي گويي كه اين خميني با من اختلاف شخصي دارد چه اختلاف شخصي من با تو دارم ... من با ملت دارم حرف مي زنم ما درد ملت را داريم نه درد خودمان رالله نزاع ما سر ملت است سر اسلام است كه تو داري تمام مخازن ايران را به باد مي دهي و به ديگران مي دهي و ما مي گوئيم نه . »
    امام در ادامه بياناتشان خيانتهاي رژيم شاه به ملت را برشمرده نسبت به طرح اخير ساواك در القاي شعارهاي غيراسلامي و كمونيستي توسط عده اي معدود از فريب خوردگان گروههاي چپ به جوانان هشدار مي دهند و در پايان بار ديگر استفاده از كليه امكانات جهت رساندن اخبار نهضت اسلامي ايران به جهانيان را به عنوان يك تكليف شرعي و ملي يادآور مي شوند.
    جلسه محرمانه نمايندگان شريعتمداري و بازرگان با نخست وزير
    1357 8 2
    در حاليكه امام خميني (ره ) برسرنگوني رژيم پهلوي اصرار مي ورزيد و با هيچگونه عقب نشيني رژيم موافقت نمي نمود و خواستار مبارزه تا نابودي رژيم بود جلسه محرمانه اي بين نخست وزير وقت رژيم طاغوت نمايندگان آقايان شريعتمداري و مهدي بازرگان و يكي از ماموران سفارت آمريكا تشكيل شد و بر سر مواردي از جمله اجازه فعاليت رسمي به نهضت آزادي و سازمان دفاع از حقوق بشر اجازه انتشار بدون سانسور مطبوعات برگزاري انتخابات آزاد آزادي زندانيان سياسي و محاكمه مفسدين گفتگو شد و نخست وزير قول مساعد داد.
    چگونه تضييع عمر مسلمان را جبران مي كنيد
    1357 8 3
    به دنبال آزادي تعدادي از زندانيان سياسي كه به اتهامات واهي سالهاي زيادي از عمر ارزشمند خودرا در زير شكنجه هاي مزدوران ساواك گذرانده بودند امام خميني (ره ) در بياناتي راجع به اين موضوع فرمودند : « .. خوب اين پنج سال تضييع عمر يك مسلمان يك انسان پنج سال ده سال زجر دادن به يك انسان به يك مسلم اينها هيچ ! حالا آزاد. تمام شد قضيه با اين كه آزاد كردند يك عده اي از علما را و ساير طبقات را ما قانع هستيم حالا ديگر آرام بايد بشود ملت آشتي كردند آنها با ملت ... شما ده سال عمر يك انسان را در حبس در يك اتاق دو ذرعي هدر داديد. زندگي يك انسان كه بايد به اين مردم خدمت كند بايد با قلم و قدم در محيط آزاد به مردم خدمت كند تو گرفتي از او ده سال عمر يك ملت را ضايع كردي حالا آزاد كردي ديگر ما چه مي خواهيم ! ما جبران اين ده سال را مي خواهيم مردم جبران اينكه بچه هايشان را اولادشان را ده سال در زندان زجر دادي جبران اين را مي خواهند و اين جبران در اين دنيا امكان ندارد.
    سيره انبيا مقابله با ظلم
    1357 8 3
    با روي كار آمدن دولت به اصطلاح آشتي ملي و آزادكردن برخي از زندانيان سياسي و ايجاد فضاي باز برخي از محافل ميانه رو حوزه و نيز روشنفكران دولت را تحسين و اعلام همكاري نمودند و برخي از مقدسين و حتي بعضي از مراجع در حوزه علميه قم و نجف به عذر « حفظ دما مسلمين » در قبال رژيم سكوت كرده و برخي ديگر كه به صحنه مي آمدند مردم را به سكوت و آرامش فرا مي خواندند و گاهي زمزمه مي شد كه جواب اين خونهاي ريخته شده را چه كسي خواهد داد!
    امام خميني طي يك سخنراني ضمن آگاه كردن مردم و پرده برداشتن از توطئه رژيم فرمودند : « نبايد ما نگران باشيم از اينكه فدايي مي دهيم اين سيره انبيا بوده است كه اين كارها را مي كرده اند انبيا اوليا در مقابل ظلم در مقابل اشخاصي كه ظلم به مردم مي كردند قيام مي كردند و كشته مي شدند و كشتار مي كردند و جوانهايشان را مي دادند و اصحابشان را مي دادند و مسئله اي نيست كه ما حالا يك نگراني داشته باشيم كه مبادا خون راه بيفتد بايد خون راه بيفتد... »
    احتياجات معنوي
    1357 8 6
    با توجه به اينكه نهضت امام خميني به لحظات پيروزي نزديك مي شد و امام خميني با درايت خاص خود آينده انقلاب را مي ديد كه نيازمند نيروها متعهد و ارزشي است و از سويي احزاب و گروههاي غيرمعتقد به مباني اخلاقي و ارزشهاي معنوي اسلام با استفاده از شرايط پيش آمده يكي پس از ديگري اعلام موجوديت كرده و به جذب هوادار مشغول بودند لذا در سخناني با تكيه بر احتياجات مادي و معنوي بشر مراحل مختلف سير تكاملي انسان در بعد حيات مادي را مطرح كرده و سپس به تشريح نيازهاي معنوي انسان مي پردازند.
    امام تربيت و رشد جنبه هاي معنوي بشر را يكي از مهمترين وظايف انبيا و از امتيازات انسان با ديگر موجودات زنده مي شمارند و با اشاره به نگرش تك بعدي برخي از مدعيان شناخت اسلام « اسلام شناس واقعي » را كسي مي دانند كه دو جنبه معنوي و مادي اسلام را شناخته باشد.
    يكي ديگر از محورهاي سخنان حضرت امام از لزوم پرداختن به جهاد اكبر به موازات مبارزه با رژيم طاغوت و پذيرش تمامي احكام ظاهري و باطني اسلام و عمل بدانها بعنوان عوامل سعادت بشر در دنيا و جهان ديگر مي باشد.
    اين رهنمودها و نصايح همان چيزي است كه سلامت و تداوم انقلاب سخت بدان نيازمند بوده و مي باشد چرا كه شور و هيجان و شرايط خاص انقلاب موجب شده بود كه ابعاد معنوي در ميان جوانان در داخل و خارج كشور تحت الشعاع مسائل سياسي كمرنگ جلوه كند. در چنين شرايطي سخن گفتن پيرامون اخلاقيات و معنويات اعتراض و انتقاد روشنفكران را برمي انگيخت و گوينده آن متهم به جمود فكري و عدم شناخت واقعيتهاي انقلاب مي شد. اما امام خميني هدفي متعالي تر از سرنگوني يك نظام سياسي را تعقيب مي كرد. و آن ساختن انسانها و جامعه اي اسلامي و احيا ارزشهاي معنوي بود كه در هيچ حال جامعه بي نياز از آن نخواهد بود. و اگر امروزه هم نواقص و ضعفهايي در بخشهاي مختلف وجود دارد ناشي از ضعف معنويت مي باشد.