روزنامه جمهوري اسلامي 25/11/1382 صفحه سياسي

  • سردرگمي آمريكا درپي مخالفت هاي شيعيان عراق
  • نگاهي به ربع قرن رابطه ناسالم انگليس با جمهوري اسلامي
  • *****
    سردرگمي آمريكا درپي مخالفت هاي شيعيان عراق


  • واشنگتن ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : روزنامه واشنگتن پست نوشت كه اصلاحات و تغييراتي كه آمريكا در نظر داشت در برنامه انتقال قدرت سياسي در عراق صورت دهد از طرف آيت الله سيستاني مورد قبول قرار نگرفت . يكي از نمايندگان آيت الله سيستاني به نقل از وي اعلام داشت كه برنامه آمريكا « در كل و با تمامي جزئياتش » غيرقابل قبول است . به نوشته اين روزنامه اظهارات محمد يحيي موسوي نشانگر مخالفت آيت الله سيستاني با قبول تغييراتي است كه مقامات آمريكا اميدوار بودند با انجام آن در برنامه انتقال قدرت سياسي آن را برطبق تاريخ تعيين شده پيش ببرند. اظهارات موسوي به نقل از آيت الله سيستاني شديدترين و دقيق ترين مخالفتي است كه تاكنون از جانب آيت الله سيستاني در مورد برنامه آمريكا ابراز شده است .
    واشنگتن پست نوشت : وسعت و عمق اين مخالفت نشانگر اختلاف عميق بين ميزان مدارا و توافق مقامات آمريكايي در تغيير برنامه خود (برنامه انتقال قدرت سياسي در عراق ) و درخواستهاي آيت الله سيستاني كه يكي از پرقدرت ترين شخصيتهاي عراق محسوب مي شود مي باشد.
    برطبق برنامه آمريكا نمايندگان مجلس انتقالي عراق از طريق فراكسيونهاي محلي در ارديبهشت ماه انتخاب خواهند شد و مجلس نيز دولت موقت را انتخاب خواهد كرد و دولت موقت در تاريخ 9 تير قدرت سياسي را تحويل خواهد گرفت .
    يحيي موسوي اضافه كرد كه آيت الله سيستاني اظهار داشته كه اگر كارشناسان عراقي و سازمان ملل راي به عدم امكان برگزاري اين انتخابات در شرايط فعلي دهند وي حاضر است از درخواست خود دست بردارد اگرچه صاحب نظران خارجي و داخلي برنامه ديگري (غير از برنامه آمريكا براي انتخاب مجلس انتقالي ) ارائه دهند.
    واشنگتن پست مي افرايد : ميزان نفوذ و قدرت آيت الله سيستاني ميان شيعيان عراقي مقامات آمريكايي را نگران اين مساله كرده است كه مخالفت وي با طرح آمريكا روند انتقال قدرت را قبل از اينكه شروع شود از مسير خود منحرف نمايد.
    مقامات بوش از سازمان ملل درخواست كرده اند كه تيمي را براي ارزيابي شرايط عراق براي برگزاري انتخابات به اين كشور اعزام دارد اما تاكيد كرده اند كه به هيچ وجهي حاضر به تغيير تاريخ تعيين شده و يا تغيير كامل برنامه خود براي انتقال قدرت سياسي به دولت انتقالي عراق نيستند.
    اختلاف بين آيت الله سيستاني و دولت بوش سياست اشغال عراق را به نقطه بحراني رسانده است . روحانيون محافظه كار عراق بطور روزافزوني نقش مهمتر و قويتري در حمايت از حقوق اساسي اكثريت شيعه عراق و فشار براي برقراري انتخابات آزاد در عراق به عهده مي گيرند و همزمان با آن احساس شيعيان عراقي نسبت به حمله آمريكا عليه عراق به طور فزاينده اي به خشم و عدم اعتماد آن ها نسبت به برنامه آمريكا انجاميده است .
    مقامات آمريكايي مدعي هستند كه امكان برگزاري انتخابات سراسري وجود ندارد زيرا در عراق طي بيست سال گذشته هيچ گونه سرشماري صورت نگرفته و آمار دقيقي از راي دهندگان در دست نيست و قوانين انتخاباتي هنوز تعيين و مشخص نشده و عراق فاقد شرايط لازم براي برگزاري يك انتخابات بي طرفانه و قانوني است .
    از طرف ديگر اين نگراني نيز از جانب برخي از متحدان عراقي دولت بوش ابراز شده كه انتخابات سراسري موجب به قدرت رسيدن عوامل تندروي مذهبي و ناسيوناليستي خواهد شد.
    از آذرماه گذشته كه آيت الله سيستاني درخواست خود را علني كرده است روحانيون حامي وي اقدامات گسترده اي را در سطح مردمي براي جلب حمايت از موضع وي به اجرا گذاشته اند.
    بنوشته واشنگتن پست اين روحانيون با استفاده از مراسم نمازجمعه و چاپ پوسترهاي اطلاع رساني به تشريح موضع آيت الله سيستاني پرداختند و بنيادهاي ديني در نجف و شهرهاي ديگر با چاپ و پخش اعلاميه هاي گوناگون به تشريح جزئيات توافق 25 آبان شوراي حكومتي عراق با برمر و دلايل مخالفت سيستاني با آن پرداخته اند. به گفته موسوي يكي از دلايل عمده آيت الله سيستاني در مخالفت با طرح آمريكااين است كه دولت و نهادي كه از طريق طرح آمريكا انتخاب مي شوند فاقد مشروعيت قانوني هستند.
    زيرا كه اعضاي فراكسيونهاي منطقه اي توسط كميته هايي انتخاب مي شوند كه اين كميته ها را اعضاي شوراي حكومتي عراق و نهادهاي محلي كه توسط حكومت اشغالي تشكيل شده اند برگزيده مي شوند و خود اعضاي شوراي حكومتي عراق نيز توسط آمريكا انتخاب شده اند.
    از آنجايي كه هيچ كدام از اين نهادها انتخابي نبوده و همه غير انتخابي (انتصابي ) هستند تصميم هاي آنها از حمايت مردمي برخوردار نخواهد بود و بدون اين حمايت دولت انتقالي فاقد اعتبار لازم براي تصميم گيريهاي مهم كشوردر رابطه با همسايگان و يا اقوام گوناگون عراقي است . به گفته موسوي اين خطرناك ترين بخش توافق بين شوراي حكومتي عراق و برمر (در مورد انتقال سياسي ) است .
    بنابر اظهار وي يك دولت انتقالي بايد بر پايه هاي استواري قرار گيرد تا در مقابل چالشهاي بالقوه اي كه در وضعيت كنوني عراق مشاهده مي شود سقوط نكند. بنوشته اين روزنامه به گفته موسوي همين اشكال در مورد تدوين قانون اساسي مقدماتي وجود دارد و سيستاني تاكيد كرده كه حتي قانون اساسي مقدماتي نيز كه تا اواخر ماه آينده تكميل مي شود بايد از طريق آراي مردم تائيد شود.
    موسوي اظهار داشت كه آيت الله سيستاني از اين مساله نگران است كه چه تضميني وجود دارد كه دولت انتقالي بعد از يك و نيم سال حكومت كنار رود و قدرت را به دولت دائم بسپارد. واشنگتن پست مي افزايد در حال حاضر در اين نقطه حساس از تاريخ عراق كليه طرفين درگير در اين اختلاف چشم به ورود هيات سازمان ملل به عراق دوخته اند.
    در صورت راي تيم سازمان ملل به عدم امكان برقراري انتخابات سراسري موسوي يا آيت الله سيستاني هنوز چهارچوب برنامه ديگري كه بتواند جايگزين برنامه كنوني آمريكا باشد را مشخص نكرده اند. موسوي اظهار داشت كه آيت الله سيستاني تاكيد كرده است كه بررسي تيم سازمان ملل بايد عميق و گسترده باشد و كارشناسان عراقي نيز بايد در اين بررسي شركت داشته باشند.
    ضمن اينكه آيت الله سيستاني حق وتو كردن هر برنامه جديد پيشنهادي تيم سازمان ملل براي انتقال سياسي را براي خود حفظ خواهد كرد. به گفته موسوي : « ما نمي خواهيم هياتي به عراق بيايد و در هتلي در عراق اقامت كند و بعد نظر خود را اعلام دارد ما هياتي از سازمان ملل را مي پذيريم كه با رهبران ملي مذهبي و رهبران قبايل گوناگون عراقي تماس مستقيم برقرار و از نقطه نظرات مردم عراق مطلع شود و واقعيت زندگي در عراق را مشاهده كند و يك بررسي گسترده مردمي انجام صورت گيرد » .
    واشنگتن پست : احساس شيعيان عراق نسبت به آمريكا به طور فزاينده اي به خشم و تنفر از برنامه هاي دولت بوش تبديل شده است

  • *****
    نگاهي به ربع قرن رابطه ناسالم انگليس با جمهوري اسلامي


  • رابطه انگليسي ها با جمهوري اسلامي ايران طي 25 سال اخير هيچگاه سازنده و مثبت نبوده است . در مجموعه رفتار دربار لندن با تهران طي ربع قرن اخير موارد متعددي از اقدامات خلاف و دون شان ديپلماتيك انگليسي ها را مي توان مشاهده كرد . آنان در سال 1359 روابط خود را با تهران به خاطر تعطيل شدن لانه جاسوسي آمريكا و به خواست واشنگتن قطع كردند و اين وضعيت را تا سال 67 به مدت 8 سال ادامه دادند . سپس به محض از سرگيري روابطشان با جمهوري اسلامي ايران علنا در پشت سر سلمان رشدي مرتد قرار گرفتند و با سلاح وي به جان مقدسات مسلمانان افتادند. در نتيجه اين رابطه سه ماه پس از بازگشائي مجددا قطع شد . از سال 1369 نيز كه رابطه سياسي دو كشور بار ديگر در سطح كاردار برقرار شد تا بهار سال 1377 روابط لندن با تهران كاملا سرد و گاهي خصمانه بوده است . موضوع سرنوشت گروگانهاي انگليسي در بيروت در سال 1370 تنش ناشي از اخراج متقابل ديپلماتهاي دو كشور در سال 1371 دامن زدن مكرر انگليسي ها به وضعيت حقوق بشر در ايران رفتار دون شان « جفري برامر » دبير سوم سفارت انگليس در تهران كه سبب اخراج وي از كشور شد ميزباني اجلاس « ادينبورو » و هدايت يك رشته فشارهاي دولتهاي اروپائي بر جمهوري اسلامي ايران تحت عنوان ضرورت انجام گفتگوهاي انتقادي با ايران اخراج دبير اول سفارت ايران از لندن در مرداد 1371 جوسازي هاي داگلاس هاگ وزير مشاور در امور خارجي انگليس در مورد توان نظامي ايران پيش از سفر به اسرائيل در تير ماه 1372 متهم كردن جمهوري اسلامي ايران به كمكهاي مالي به ارتش جمهوريخواه ايرلند در 1373 و متعاقبا نصب دستگاههاي استراق سمع و جاسوسي در سفارت ايران تاكيد داگلاس هرد وزيرخارجه انگليس به ضرورت ارجاع پرونده مالكيت جزاير سه گانه به دادگاه لاهه در مهر 1373 و جوسازيهاي وي درباره توان هسته اي ايران (دي 1373 ) فشار انگليس به روسيه براي بازداشتن روسها از همكاري در پروژه نيروگاه هسته اي بوشهر در 1374 ادعاي « جرمي هنلي » معاون وزيرخارجه انگليس به دست داشتن ايران در فعاليتهاي تروريستي در نقاط مختلف جهان در 1375 حمايت انگليس از حكم دادگاه ميكونوس عليه جمهوري اسلامي ايران در 1376 و تلاش مجدد انگليس در متقاعد كردن دولتهاي اروپائي به خارج ساختن سفرايشان از ايران رئوس مهمترين اقدامات خصمانه متوليان خانه شماره 10 « داونينگ استريت » عليه جمهوري اسلامي ايران تا سال 1377 بود . در ماه خرداد اين سال متعاقب ديدار رابين كوك وزير خارجه ايران با آقاي خرازي در نيويورك مقدمات دور جديد روابط ناسالم انگليس با جمهوري اسلامي ايران فراهم شد و مقامات انگليسي مبادرت به اعزام سفير به تهران كردند. اما رابطه دو كشور در سطح سفير بادوام نبود و با پايان گرفتن ماموريت نيك براون در تهران اصرار غيرقانوني انگليسي ها براي جايگزين ساختن « رادوي » جاسوس كهنه كار اينتليجنت سرويس بار ديگر روابط دو كشور را تيره ساخت .
    انگليسي ها هيچگاه در شكل دهي به روابط دوجانبه خود با جمهوري اسلامي ايران براي اصول شناخته شده ناظر بر روابط بين المللي از جمله اصل تساوي اصل عدم دخالت در امور داخلي يكديگر و اصل احترام به حق حاكميت ملي كشورمان احترام قائل نبوده و نيستند.
    از سال 1380 كه حزب كارگر انگليس به رهبري توني بلر در انتخابات اين كشور به پيروزي رسيد مناسبات لندن با تهران بيش از گذشته به تابعي از سياست خارجي آمريكا تبديل شد. در نتيجه انگليس عينا همان خصومتهائي را كه كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران دنبال مي كرد ادامه مي داد.
    انگليسي ها در عرصه سياست خارجي استقلال عمل ندارند و همچون پادو و سرسپرده آمريكائيها عمل مي كنند آنان هم پيمان اصلي اسرائيل و آمريكا در اروپا هستند مثل اسرائيلي ها و آمريكائي ها فكر مي كنند و روابطشان با جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب تاكنون متاثر از اين هماهنگي و همسوئي بوده است . آنان تحولات سياسي ايران را نيز همانند آمريكائيها و صهيونيستها و دقيقا از زوايه ديد آنها مي نگرند. طبعا نگاه آنها به مسائل مربوط به آمريكا با نگاه جمهوري اسلامي ايران تفاوت فاحشي دارد.
    ما آنچه را كه انگليس و آمريكا از آن به عنوان تروريسم حقوق بشر صلح امنيت و دمكراسي ياد مي كنند هرگز نپذيرفته و در بسياري از موارد اين دو كشور و اين گونه دولتها را مسبب بي حرمتي به قوانين و اصول شناخته شده در روابط بين المللي مي دانيم . آنها در عمل و نه بر زبان دشمن حقوق بشر دشمن صلح و باني تروريسم بوده اند و وجود جرثومه اي مانند اسرائيل در قلب پيكره بيمار خاورميانه كه مولود خود آنهاست گواه همين حقيقت است .
    نكته اي كه از تباني آمريكا و انگليس در تحولات بين المللي مشمئز كننده تر است تبعيت محض لندن از توسعه طلبي ها تجاوزات و سياستهاي مداخله جويانه آمريكائيها در نقاط بحراني جهان است .
    رفتار دولت توني بلر در قبال ايران و عراق و اسرائيل و تحولات خليج فارس چنان زننده بوده كه در آبان سال 1381 مردم انگليس در جريان يك نظرخواهي بلر را « سگ دست آموز بوش » لقب دادند.
    به عبارت ديگر هم پيماني لندن و واشنگتن نه يك تباني برابر كه تبعيت محض يكي از اراده ديگري است و اين چيزي است كه در كنار آن تباني زشت بازتابهاي جداگانه اي را در اروپا و از جمله در داخل انگلستان دامن زده است . براساس نظرسنجي هاي به عمل آمده در زمينه حمله آمريكا و انگليس به عراق 52 درصد شهروند انگليسي مخالفت خود را با حمله به عراق اعلام كرده اند درحاليكه تعداد كساني كه به تبعيت انگليس از آمريكا در حمله عليه عراق معترض بوده اند به 76 درصد مي رسد . اين بدان معناست كه پيروي لندن از واشنگتن به مراتب غيرقابل تحمل تر از تباني اين دو عليه عراق مي باشد. اين تبعيت كوركورانه زشت ترين بخش از چهره سياست خارجي انگليس مي باشد.
    آنچه كه در شهريور ماه گذشته درپي دستگيري غيرقانوني آقاي هادي سليمان پور سفير اسبق جمهوري اسلامي ايران در آرژانتين توسط ماموران انگليسي در روابط لندن و تهران به وقوع پيوست و منجر به فراخواني سفير انگليس از تهران گرديد نيز حاصل ديگري از متابعت محض حكام انگليسي از اراده سياسي آمريكائيها بود.
    سوال اين است كه ما چه نيازي به داشتن رابطه با حكومتهائي كه همواره براي تدوين سياست خارجي خود از دشمنان ما خط مي گيرند داريم
    ما صاحب انقلابي هستيم كه از بدو شكل گيري خود هيچگاه مصالح خود را برپايه منافع ديگران استوار نكرده و هيچگاه حاضر نشديم اصول و آرمانهاي خود را در راه خوش آمد فلان دولت يا فلان صدراعظم زيرپا بگذاريم . بديهي است عزت جهاني انقلاب حكم مي كند كه همواره اقتدار خود را در برابر چشم آبي هاي گستاخ غربي حفظ كنيم .
    تاريخ روابط خارجي ايران از گذشته هاي دور تا به امروز از انگليسي ها پرونده قطوري از استعمار و تجاوزگري و تحميل و مداخله و نيرنگ در اوراق خود ثبت كرده است . بعيد به نظر مي رسد كه در ايران جز معدودي سياسيون خودباخته و بريده از ملت كه ارادتي هم به انقلاب و امام و نظام ندارند كسي را بتوان يافت كه از بازگشائي روابط تهران و لندن استقبال كند.
    در مجموعه رفتار دربار لندن با تهران طي ربع قرن اخير موارد متعددي از اقدامات خلاف و دون شان ديپلماتيك انگليسي ها را مي توان مشاهده كرد
    انگليسي ها روابط خود با تهران را در سال 1359 متعاقب سقوط لانه جاسوسي آمريكا قطع كردندو اين وضعيت را تا سال 1367 ادامه داد. در اين سال نيز بلافاصله پس از برقراري مجدد رابطه به حمايت از سلمان رشدي مرتد برخاستند و روابطشان باا جمهوري اسلامي ايران سه ماه بيشتر دوام نياورد