بسم الله الرحمن الرحيم
شعار « مجلس مقتدر » اين روزها بر روي پارچه نوشته ها و
اوراق تبليغاتي بعضي احزاب و جمعيت ها به چشم ميخورد.
منظور اينست كه مجلس هفتم بايد يك مجلس مقتدر
باشد.
اين
شعار خوبي است كه البته بايد مفهوم آنرا به درستي
درك كرد و براي تحقق مصداق منطقي آن تلاش نمود. در عين
حال
توجه دادن به اين واقعيت نيز ضرورت دارد كه شعار
« مجلس مقتدر » اين روزها توسط كساني داده مي شود كه در چند
سال اخير با بكار بردن اصطلاح « اقتدارگرا » تلاش كردند اصولا
مفهوم « اقتدار » را منفي جلوه دهند. استخدام عنوان « مقتدر »
براي مجلس توسط همين افراد و همين جريان
خبر از رويكرد
جديدي ميدهد كه نشان از تجديدنظر اساسي توسط آنان در نوع
استخدام الفاظ و عناوين دارد. كاملا روشن است كه آنان هرگز
« اقتدار » را منفي نميدانستند و از آن پرهيز نميكردند بلكه
بكارگيري عنوان « اقتدارگرا » براي منتقدان صرفا با هدف ضربه
زدن به رقيب بود. به عبارت روشن تر
آنها تمام اقتدار را
منحصرا براي خود ميخواستند و درصدد بودند هيچ سهمي از
اقتدار را به ديگران ندهند.
اكنون كه همه اعتراف مي كنند « اقتدار » چيز خوبي است بايد
ديد « مجلس مقتدر » كدام است و چگونه اقتداري براي مجلس
لازم مي باشد.
براساس شناختي كه از ماهيت گروه ها و جناح ها دردست
مي باشد
براي « مجلس مقتدر » دو تصور وجود دارد. اول آنكه
مجلس بايد بتواند در برابر شوراي نگهبان و ساير اركان نظام
بايستد و به راهي برود كه از راه ساير اندام هاي نظام جداست .
مجلس مقتدر يعني اين . تصور دوم اينست كه مجلس بايد
بگونه اي باشد كه بتواند در برابر دولت موجود بايستد و چوب
لاي چرخ آن بگذارد و آنرا فلج كند.
بدون ذره اي ترديد
اين هر دو تصور غلط است . مجلسي كه
اقتدار خود را در مقاومت در برابر شوراي نگهبان و دولت و
ساير اركان نظام جستجو كند
از جنس نظام جمهوري اسلامي
نيست
بلكه همانست كه دشمنان نظام ميخواهند. بروز اختلاف
نظر ميان مجلس و شوراي نگهبان يا دولت و يا هر ركن ديگر
نظام
امري طبيعي است اما تفاوت زيادي ميان اختلاف نظر و
ايستادگي و مقاومت و برخورد وجود دارد. اگر با مراجعه به
قانون اساسي و تمكين در برابر منطق قانون
براي حل اختلافات
تلاش شود
وجود اختلاف نه تنها مضر نيست بلكه منافعي هم
دارد
اما اگر راه ديگري در پيش گرفته شود
قطعا منفي و
سرتاسر ضرر و زيان براي كشور و ملت و نظام و سود سرشار
براي دشمنان است .
همينطور است مجلسي كه اقتدار خود را در مخالفت با
دولت و كارشكني و چوب لاي چرخ دولت گذاشتن جستجو
كند. اين نيز بهيچوجه اقتدار نيست بلكه عاملي براي تضعيف
كشور و نظام است و آتشي است كه دود آن به چشم مردم خواهد
رفت . چنين وضعيتي نيز فقط به نفع دشمن خواهد بود و راه را
براي نزديك تر شدن دشمن به اهداف شوم خود هموار مي كند.
براي « اقتدار » مفهوم ديگري وجود دارد كه منطقي و درست
است و تصور سوم از عنوان « مجلس مقتدر » كه تصور كاملا
صحيحي است را تشكيل ميدهد. اقتدار واقعي آنست كه به نفع
مصالح كشور و منافع ملي باشد. در چارچوب چنين اقتداري
طبعا « مجلس مقتدر » آنست كه با ساير اندام هاي نظام
نهايت
تفاهم و همكاري را داشته باشد
با دوستان كشور و ملت و نظام
دوست و با دشمنان
دشمن باشد. به عبارت ديگر
اقتدار بايد
همواره به نفع كشور و ملت و نظام بكار گرفته شود و اهرمي باشد
براي مقابله با توطئه هاي دشمنان كشور و ملت و نظام . مجلسي
كه چنين رفتاري داشته باشد
شايسته برخورداري از عنوان
« مجلس مقتدر » خواهد بود.
بدين ترتيب
ما به يك « مجلس مقتدر » نياز داريم
مجلسي
كه در عين استقلال
با ساير اركان نظام جمهوري اسلامي اعم از
دولت و شوراي نگهبان و قوه قضائيه و... مهربان و همكار باشد
و اقتدار خود را براي خدمت كردن به مردم بكار بگيرد و در برابر
توطئه ها و زياده خواهي هاي دشمنان بويژه قدرتهاي سلطه طلب
بايستد. براي شكل گرفتن چنين مجلسي
بايد به كساني راي
بدهيم كه از مصاديق « اشدا علي الكفار رحما بينهم » باشند.
چنين افرادي را در ميان داوطلبان مستقل بايد جستجو كرد. در
25 سال گذشته
جناح هاي چپ و راست امتحان خود را داده اند
و مردم به اين نتيجه رسيده اند كه افراد وابسته به جناح ها بجاي
دلسوزي براي كشور و ملت و نظام
دلسوز جناح و حزب و گروه
خود هستند. به همين دليل
مجلس مقتدر فقط از مجموع افراد
مستقل شكل خواهد گرفت . روزهاي باقيمانده تا اول اسفند را
براي شناسائي داوطلبان مستقل غنيمت بدانيم و از لحظه لحظه
اين روزها استفاده كنيم و براي راي دادن به افراد مستقل آماده
شويم .

|