روزنامه جمهوري اسلامي 25/11/1382 صفحه سرمقاله
*****
مجلس مقتدر


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    شعار « مجلس مقتدر » اين روزها بر روي پارچه نوشته ها و اوراق تبليغاتي بعضي احزاب و جمعيت ها به چشم ميخورد. منظور اينست كه مجلس هفتم بايد يك مجلس مقتدر باشد.
    اين شعار خوبي است كه البته بايد مفهوم آنرا به درستي درك كرد و براي تحقق مصداق منطقي آن تلاش نمود. در عين حال توجه دادن به اين واقعيت نيز ضرورت دارد كه شعار « مجلس مقتدر » اين روزها توسط كساني داده مي شود كه در چند سال اخير با بكار بردن اصطلاح « اقتدارگرا » تلاش كردند اصولا مفهوم « اقتدار » را منفي جلوه دهند. استخدام عنوان « مقتدر » براي مجلس توسط همين افراد و همين جريان خبر از رويكرد جديدي ميدهد كه نشان از تجديدنظر اساسي توسط آنان در نوع استخدام الفاظ و عناوين دارد. كاملا روشن است كه آنان هرگز « اقتدار » را منفي نميدانستند و از آن پرهيز نميكردند بلكه بكارگيري عنوان « اقتدارگرا » براي منتقدان صرفا با هدف ضربه زدن به رقيب بود. به عبارت روشن تر آنها تمام اقتدار را منحصرا براي خود ميخواستند و درصدد بودند هيچ سهمي از اقتدار را به ديگران ندهند.
    اكنون كه همه اعتراف مي كنند « اقتدار » چيز خوبي است بايد ديد « مجلس مقتدر » كدام است و چگونه اقتداري براي مجلس لازم مي باشد.
    براساس شناختي كه از ماهيت گروه ها و جناح ها دردست مي باشد براي « مجلس مقتدر » دو تصور وجود دارد. اول آنكه مجلس بايد بتواند در برابر شوراي نگهبان و ساير اركان نظام بايستد و به راهي برود كه از راه ساير اندام هاي نظام جداست . مجلس مقتدر يعني اين . تصور دوم اينست كه مجلس بايد بگونه اي باشد كه بتواند در برابر دولت موجود بايستد و چوب لاي چرخ آن بگذارد و آنرا فلج كند.
    بدون ذره اي ترديد اين هر دو تصور غلط است . مجلسي كه اقتدار خود را در مقاومت در برابر شوراي نگهبان و دولت و ساير اركان نظام جستجو كند از جنس نظام جمهوري اسلامي نيست بلكه همانست كه دشمنان نظام ميخواهند. بروز اختلاف نظر ميان مجلس و شوراي نگهبان يا دولت و يا هر ركن ديگر نظام امري طبيعي است اما تفاوت زيادي ميان اختلاف نظر و ايستادگي و مقاومت و برخورد وجود دارد. اگر با مراجعه به قانون اساسي و تمكين در برابر منطق قانون براي حل اختلافات تلاش شود وجود اختلاف نه تنها مضر نيست بلكه منافعي هم دارد اما اگر راه ديگري در پيش گرفته شود قطعا منفي و سرتاسر ضرر و زيان براي كشور و ملت و نظام و سود سرشار براي دشمنان است .
    همينطور است مجلسي كه اقتدار خود را در مخالفت با دولت و كارشكني و چوب لاي چرخ دولت گذاشتن جستجو كند. اين نيز بهيچوجه اقتدار نيست بلكه عاملي براي تضعيف كشور و نظام است و آتشي است كه دود آن به چشم مردم خواهد رفت . چنين وضعيتي نيز فقط به نفع دشمن خواهد بود و راه را براي نزديك تر شدن دشمن به اهداف شوم خود هموار مي كند.
    براي « اقتدار » مفهوم ديگري وجود دارد كه منطقي و درست است و تصور سوم از عنوان « مجلس مقتدر » كه تصور كاملا صحيحي است را تشكيل ميدهد. اقتدار واقعي آنست كه به نفع مصالح كشور و منافع ملي باشد. در چارچوب چنين اقتداري طبعا « مجلس مقتدر » آنست كه با ساير اندام هاي نظام نهايت تفاهم و همكاري را داشته باشد با دوستان كشور و ملت و نظام دوست و با دشمنان دشمن باشد. به عبارت ديگر اقتدار بايد همواره به نفع كشور و ملت و نظام بكار گرفته شود و اهرمي باشد براي مقابله با توطئه هاي دشمنان كشور و ملت و نظام . مجلسي كه چنين رفتاري داشته باشد شايسته برخورداري از عنوان « مجلس مقتدر » خواهد بود.
    بدين ترتيب ما به يك « مجلس مقتدر » نياز داريم مجلسي كه در عين استقلال با ساير اركان نظام جمهوري اسلامي اعم از دولت و شوراي نگهبان و قوه قضائيه و... مهربان و همكار باشد و اقتدار خود را براي خدمت كردن به مردم بكار بگيرد و در برابر توطئه ها و زياده خواهي هاي دشمنان بويژه قدرتهاي سلطه طلب بايستد. براي شكل گرفتن چنين مجلسي بايد به كساني راي بدهيم كه از مصاديق « اشدا علي الكفار رحما بينهم » باشند. چنين افرادي را در ميان داوطلبان مستقل بايد جستجو كرد. در 25 سال گذشته جناح هاي چپ و راست امتحان خود را داده اند و مردم به اين نتيجه رسيده اند كه افراد وابسته به جناح ها بجاي دلسوزي براي كشور و ملت و نظام دلسوز جناح و حزب و گروه خود هستند. به همين دليل مجلس مقتدر فقط از مجموع افراد مستقل شكل خواهد گرفت . روزهاي باقيمانده تا اول اسفند را براي شناسائي داوطلبان مستقل غنيمت بدانيم و از لحظه لحظه اين روزها استفاده كنيم و براي راي دادن به افراد مستقل آماده شويم .