
گرچه مجالس دوره مشروطه از اول تا پايان ( از 13 مهر
1285 تا سال 1357 هـ . ش )
به طور عمده دردست
غرب گرايان بود
ولي علما و روحانيان بزرگ و متعهد
همواره
تلاش مي كردند به هر نحو ممكن از زاويه انحراف اين مجالس
بكاهند و نگذارند نمايندگان غرب گرايي كه در آن مجالس
بودند
در اين ميدان بدون هيچ مانعي تاخت و تاز كنند. يكي از
راه هايي كه علما و روحانيان متعهد براي كم كردن انحرافات
مجالس مشروطه و كندكردن روند غرب گرايي و ضدديني و
ضدميهني آن ها در پيش گرفتند
حضور يافتن در متن اين
مجالس بود. حضوريافتن بزرگاني مثل آيت الله مدرس
آيت الله كاشاني و... در مجالس دوره مشروطيت
از همين نوع
تلاش هايي بود كه داستان مفصل دارد.
راه ديگري كه علما و روحانيون بزرگ براي مهار مجالس
دوره مشروطه و واداركردن آن مجالس به انجام دادن وظايف و
تعهدات خود در پيش گرفتند
امسال تلگراف
نگاشتن نامه و
صدور اعلاميه و... بود.
در دوره هاي ابتدايي مجالس مشروطه كه هنوز تعدادي از
علما و روحانيان (به ويژه در حوزه نجف اشرف ) احساس
مي كردند روزنه براي تاثيرگذاري در مجالس مذكور وجود
دارد
در مواقعي كه قصور و سستي ها و كوتاهي هايي در مجالس
مشاهده مي كردند
به آن هاتذكر مي دادند. لزوم تلاش براي
اتحاد داخلي اقشار مختلف مردم
ضرورت توجه به استقلال
كشور
ضرورت مقابله با نفوذ و تهاجم بيگانگان به كشور
لزوم
سپردن كارهاي بزرگ و مديريت هاي كلان كشور به دست
اشخاص با كفايت
ضرورت توجه به دين و فرهنگ جامعه و...
از محورهاي اساسي هشدارهاي علما به دوره هاي ابتدايي
مجالس مشروطه است . علما و روحانيون بزرگ به اين دليل در
زمينه هاي مذكور پي درپي هشدار مي دادند كه به طور آشكار
مشاهده مي نمودند كه نمايندگان غرب گراي مجالس مشروطه
حساسيت چنداني در اين موضوعات ندارند و كاري در اين
زمينه انجام نمي دهند.
درباره هشدارهاي علما به دوره هاي ابتدايي مجالس
مشروطه
تلگراف ها و بيانيه ها و نامه هاي متعدد وجود دارد كه
نمونه هايي را در اين جا درج مي كنيم . آيت الله سيدمصطفي
كاشاني پدر آيت الله سيدابوالقاسم كاشاني
هنگامي كه حس
كرد نمايندگان غرب گراي مجلس دوره سوم
آن چنان كه لازم
است نسبت به نفوذ و تجاوزات بيگانگان حساسيت نشان
نمي دهند و فقط پيرامون اصلاحات و آن هم اصلاحاتي كه
روس و انگليس مي پسندند
تبليغ و تلاش مي كنند
تلگرافي به
مجلس فرستاد و در بخشي از اين تلگراف چنين نوشت : البته
آن ذوات محترمه كه آن مقام متيع را اشغال و اصلاح حال اين
ملت فلك زده را در عهده گرفته اند
اين معني را منظور نظر
مي دارند كه يگانه سدي كه جلو هرگونه اصلاحات را گرفته و
مانع جريان امور ملتي و دولتي شده و مملكت را به اين حال
اسف بار انداخته است
همانا تسلط مادي و معنوي خارجه
است كه چنگال استيلا و نفوذ آن ها در سراسر مملكت به مراتب
بيش از اختيارات وزرا و زمامداران در مملكت خودشان است .
هيچ موقعي براي قطع يد و يا لااقل تقليل نفوذ اجانب
بهتر از
اين موقع نبوده و هيچ زماني براي رفع نمودن اختيارات
غيرقانوني و سد طريق اجحافات استقلال شكنانه دشمنان
اسلام بهتر از اين زمان نمي باشد. پس بر ابناي ملك و ملت لازم
است با كمال اتحاد صميمي
تدبيري عاجل براي استخلاص
اين مشت ملت اسلامي از پنجه معتسفانه ايادي دين نموده و
ترتيبي در خصوص خاتمه دادن به تصرفات مالكانه روس و
انگليس بدهند و اسباب اتحاد و همراهي با دولت عليه عثماني
را به طور مستقيم و غيرمستقيم فراهم نمايند. اقل سيدمصطفي
كاشاني .
درباره اين تلگراف كه آيت الله سيدمصطفي كاشاني در
روزهاي پاياني اسفند 1293 هـ . ش به مجلس شوراي ملي
ارسال نمود
بايد قدري بيشتر تامل كرد
زيرا زمان ارسال
تلگراف مذكور از برخي زوايا
با زمان كنوني ما و جهان اسلام
مشابهت هايي دارد. اولا در آن زمان
درست مثل اين زمان
جنگ تمام عياري بين جهان اسلام و جهان غرب درگرفته بود.
در آن زمان
غربي ها تحت عنوان آزادساختن ملت ها و لزوم
رعايت حقوق مليت ها و...
به جهان اسلام حمله كردند. در
ظاهر
جنگ جهاني با اسلام و تهاجم گسترده غربي ها به
سرزمين هاي مختلف جهان اسلام
عنوان جنگ جهاني داشت
و چنين تبليغ مي شد كه روسيه و انگليس و آلمان و عثماني و...
صف بندي كرده اند و با يكديگر به جنگ مشغول شده اند
ولي
واقعيت اين بود كه در آن زمان مجموعه جهان غرب تصميم
گرفته بود
با يك ظاهرسازي و به اصطلاح با ايجاد جنگ
زرگري در بين خود
با جهان اسلام تصفيه حساب كند. به
همين دليل بود كه بعد از پايان يافتن اين جنگ زرگري (جنگ
جهاني اول )
فقط كشور بزرگ و اسلامي عثماني از ميان رفت
و قدرت مندترين نيروي سياسي و نظامي جهان اسلام كه در
برابر غرب ايستاده بود
مثل گوشت قرباني
قطعه قطعه شد
ولي آلمان و روسيه و انگليس و فرانسه و... كاملا برجاي خود
ماندند. همچنان كه ساير قدرت هاي اسلامي نيز در اثر فشار
غربي و تكاپوي عوامل داخلي آن ها
چنان ضعيف شدند كه
ديگر قابل اعتنا نبودند.
اكنون نيز جهان استكباري غرب
تحت عنوان مبارزه
جهاني با تروريسم و دفاع پيشگيرانه از موجوديت جهان
استكبار
جهان اسلام را با بي رحمانه ترين شكل و
ناجوانمردانه ترين و موذيانه ترين روش
هدف تهاجم قرار داده
است و غير از تهاجم گسترده سياسي و تبليغاتي و اقتصادي و
فرهنگي عليه جهان اسلام
به طور مرتب
سرزمين هاي اسلامي
را هدف هجوم نظامي قرار داده است و هر روز جايي را اشغال
مي كند. در واقع جنگ جهاني استكبار با تروريسم
همان جنگ
جهاني اول با جهان اسلام است كه قدرت هاي بزرگ دنياي
اسلام را هدف گرفته است . از طرف ديگر
همان طور كه درآن
زمان
آزادي ملت ها و رعايت حقوق مليت ها
شعار كاذب و
فريبنده اي براي ابلهان و ساده لوحان شده بود
در جنگ
جهاني امروز عليه اسلام نيز
شعار آزادي هاي فردي
حقوق
بشر و... شعار كاذب و فريبنده اي شده است تا مهاجمان آنرا
دستاويز قرار دهند و مزدوران داخلي آن ها نيز با همين
دستاويز
بين اقشار مختلف جوامع اسلامي شكاف ايجاد كنند
و نشاني نادرست به مردم بدهند تا مشكل واقعي و دشمن
واقعي خود را كه استكبارغرب و عوامل مزدور او هستند
نشناسند.

اگر از مشابهت جهاني وضعيت زمان كنوني با زمان جنگ
جهاني اول درگذريم
مشاهده خواهيم كرد كه در بعد داخلي
نيز مشابهت هايي به چشم مي خورد. مثلا در اين آن زمان نيز
مثل زمان حاضر
در حالي كه جهان اسلام در سطح كلان با
جهان غرب در افتاده بود
عوامل داخلي غرب به منظور
انحراف اذهان جامعه از موضوع اصلي تقابل غرب با دنياي
اسلام و به منظور جلوگيري از اتحاد اقشار مختلف جامعه و
همچنين به جهت مقابله با افكاري كه اتحاد جهان اسلام را
تبليغ مي كرد
به كارهاي فرعي و حاشيه اي
جامه عمل
مي پوشاندند
غوغاگري راه مي انداختند و اعمال و
سياست هاي غرب گرايانه و دين و ميهن ستيزانه را اصلاحات
مي ناميدند و...
به همين دلايل بود كه آيت الله سيدمصطفي كاشاني به
غرب گرايان مجلس هشدار داد كه اصلاحات واقعي
جلوگيري
از تسلط مادي و معنوي بيگانه است و سياست هاي بيگانگان
يگانه سدي است كه جلوي هر اقدام عزتمندانه و اصلاح واقعي
را گرفته است . و به همين دليل بود كه آيت الله سيدمصطفي
كاشاني مجلس را به اوضاع جهاني اسلام متوجه كرد و از آن ها
خواست اسباب اتحاد با مسلمانان ديگر عليه جهان استكبار را
فراهم آورند و خود را به غوغاهاي بيهوده مشغول نكنند. باز به
همين دليل بود كه آيت الله سيدمصطفي كاشاني
آن زمان را
بهترين فرصت براي قطع نفوذ استكبار از ايران معرفي كرد و...
در آن زمان كساني كه در عرصه سياسي ايران فعال بودند به
سه دسته تقسيم مي شدند. عده كثيري غرب گرا و به عبارتي
مزدور چشم و گوش بسته استعمارگران غربي بودند و هرچه به
آن ها القا مي شد
همان را تكرار و عمل مي كردند. از اين عده
انتظاري نبود كه حساسيت زمان را درك كنند و در جنگي كه
بين اسلام و جهان غرب در گرفته بود
طرف اسلام و مسلمانان
را بگيرند. عده ديگري ساده لوح بودند و سقف ذهني آن ها
چنان بلند نبود كه بتوانند زمان خود را به خوبي درك كنند و
تحليل متكي بر واقعيت و صحت از تحولات زمان خود داشته
باشند. گرچه اين عده قصد خيانت و اقدام عليه دين و ميهن
نداشتند ولي به دليل همان ساده لوحي
فريب دشمنان و
مزدوران داخلي آن ها را خورده و ابزار دست آن ها شده بودند.
بالاخره . عده سوم كساني بودند كه اهداف استكبار و استعمار
غرب را به خوبي شناخته بودند و ذهن خود را به ماوراي
تبليغات و غوغاگري ها رسانده بودند و به اوضاع زمان و
تحولات جاري به خوبي آگاهي داشتند. اين عده كه تقريبا همه
آن ها در حوزه هاي علميه بودند و كسوت علما و روحانيون
بزرگ قرار داشتند
همان طور كه اشاره شد
پيوسته به
نمايندگان غرب گراي مجلس و همچنين به ساده لوحان هشدار
مي دادند كه ابزار دست دشمن نشوند و ماهيت تحولات زمان و
حساسيت اوضاع را به خوبي درك كنند تا عليه دين و ميهن
اقدام نكنند. اكنون كه يكي از تلگراف هاي آيت الله سيدمصطفي
كاشاني خطاب به مجلس شوراي مشروطه را ملاحظه كرديد
يكي ديگر از اين نوع تلگراف ها را نيز از نظر مي گذرانيم . اين
تلگراف نيز توسط آيت الله سيدمصطفي كاشاني و عده اي ديگر
از علما مثل آيت الله شيخ الشريعه اصفهاني
آيت الله سيدعلي
تبريزي
آيت الله محمدحسين قمشه اي
آيت الله محمدباقر
قمي و آيت الله مهدي خراساني به مجلس ارسال شده است .
علما در اين تلگراف از مجلس و احمدشاه و...ديگران
خواسته اند فريب روس و انگليس را نخورند و به تشويق آن ها
عليه دولت عثماني و عليه جهان اسلام اقدام نكنند. در بخشي
از اين تلگراف مي خوانيم : از قرار بعضي اخبار تلگرافي
روس
و انگليس كه دشمنان دينويه اسلاميت و انسانيت و ايرانيت
هستند و حركات ظالمانه و دسايس استقلال شكنانه اين
چندسال ايشان در ايران گواه صادق است
دامن محو و هدم
اساس اسلام را به كمرزده و محاربه با بزرگ ترين دول اسلاميه
يعني دولت عليه عثماني را تشويق مي نمايند. عجبا كه در حالي
كه از صدمات جنگ عمومي دچار اختلاف فوق تصور لشكري
و كشوري گرديده اند و بر دولت و ملت ايران
بر حسب اوامر
الهيه
اتحاد با ساير مسلمين و حفظ استقلال ايران و قطع طمع
دشمنان جنوب و شمال واجب
بلكه آن از اهم فرايض و انتظار
عموم مسلمانان به آن متوجه است
با كمال بي شرمي به طرف
محاربه با اسلام دعوت مي نمايند. چه اندازه دولت و ملتي را
غافل و بي ديانت و بي وجدان تصور كرده اند
فالخدر
الخد
چنانچه العياذبالله چنين حركت مخالف اسلاميتي از دولت
ايران صادر شود
موجب اضمحلال اسلام و لعان و ننگي ابدي
خواهد بود. البته داعيان و كافه علماي اسلام را رمقي است
بر
حسب الوظايف ديني و تكاليف الهيه به محاربه دولتين
اسلاميتين كه نتيجه آن اضمحلال استقلال ملوك و ممالك
اسلامي است راضي نخواهيم شد بلكه جدا قطع آمال خبيثه
دشمنان اسلام را از ايران با جواب قطعي در كاظمين
منتظريم ...
خلاصه اين كه تاريخ آن زمان
مملو از چنين هشدارهايي
است كه علما و روحانيان به مجلس مشروطه و سايرين
داده اند. هشدارهايي كه محور و بيت الغزل آن ها
استقلال و
عزت ايران
استقلال و عزت ساير جوامع اسلامي
مبارزه با
توطئه ها و تهاجمات استكبار غرب به جهان
اتحاد مسلمان ها
در برابر غرب و... است . چيزي كه امروز نيز از مهم ترين
موضوعاتي است كه جهان اسلام و مسلمان ها بايد به آن توجه
كنند و آن ها را از مسائل و موضوعات محوري جهان اسلام
بدانند و تحت تاثير تبليغات و غوغاگري هاي جهان غرب و
عوامل داخلي آن ها
ذهن خود را به مسائل حاشيه اي مشغول
نكنند.
علي وزوايي
لزوم مقابله با نفوذ و تهاجم بيگانگان به كشور
ضرورت توجه به استقلال كشور
سپردن كارها و
مديريت هاي كلان به دست اشخاص متعهد و با
كفايت
لزوم توجه جدي به ارزش هاي ديني و حفظ
فرهنگ جامعه
از محورهاي اساسي هشدار علما به
مجالس مشروطه بود.
آيت الله سيدمصطفي كاشاني در زمان جنگ
جهاني اول خطاب به مجلس مشروطه مي گويد :
يگانه سدي كه جلو هرگونه اصلاحات را گرفته و مانع
جريان امور ملتي و دولتي شده و مملكت را به اين
حال اسف بار انداخته است
همانا تسلط مادي و
معنوي خارجه است كه چنگال استيلا و نفوذ آن ها
در سراسر مملكت به مراتب بيش از اختيارات وزرا و
زمامداران در مملكت خودشان است هيچ موقعي
براي قطع يد و يا لااقل تقليل نفوذ اجانب
بهتر از
اين موقع نبوده و هيچ زماني براي رفع نمودن
اختيارات غيرقانوني و سد طريق احجافات
استقلال شكنانه دشمنان اسلام بهتر از اين زمان
نمي باشد.

|