
از بوي خوش غدير
جهان تا ابد عطرآگين است . نسيم روح
انگيزي كه از سايه سار درختان غدير برخاست
شميم ولايت را
برجان اهل ولا تا دور دستهاي تاريخ مي رساند. ما از غديريم و
غدير از آن انسانيت
غدير بر فلك مي نازد و ما به غدير افتخار
مي كنيم تا ابد...
سروش آسماني
گوش جان پيامبر را نوازش مي دهد كه اي
رسول ! رسالتت را نيك به انجام رسانده اي
اما دو مهم ديگر را
هنوز به مقصد نرسانده اي . « حج » و « ولايت » . در آخرين سفرت
مردم را با خود همراه كن و اين دو باقيمانده رسالتت را نيز براي
آنان بازگو كن .
پيامبر آخرين سفرش را به اميد خدا آغاز مي كند. رسول
(ص ) نزديك است و كعبه در پوست خود نمي گنجد. رسول خدا
به زيبايي سپيدترين احرام كعبه را به وجد مي آورد و اعمالش را
به طواف به دود زادگاه پسر عمش علي (ع ) آغاز مي كند.
علي نيز به انتهاي كاروان پيوسته و با بستن احرام
سرزمين
مادري اش را احترام مي كند. كعبه براي آخرين بار فرزندش را به
همراه رسول در كنار خود مي بيند
اما اين سفري نيست كه محض
اعمال حج باشد.
اي پيامبر! علم و دايع انبيا را به علي بن ابي طالب (ع ) منتقل
كن . و او را به عنوان خليفه و جانشين خود معرفي
نما!
آخرين عيد قربان حضرت رسول (ص ) مي رسد و راهي منا
مي شود.
فرمود « مبادا بعد از من اختلاف كنيد و به روي هم شمشير
بكشيد. اگر من نباشم علي در مقابل متخلفين خواهد ايستاد. يك
به يك پيش علي رويد و به عنوان اميرالمومنين بر او سلام كنيد » .
دشمنان مقدمه را جايز نمي شمرند و بر صفحه تاريخ
منقوش مي كنيد. يا رسول الله ! آيا اين سلام
حقي از طرف خدا و
رسولش است فرمود : « آري »
و آسمان ظلماني منافقين به زمين
مي آيد.
اي مردم ! پيامبر دستور داده اند فردا همه مكه را ترك كنيد و
همراهش به غدير آئيد.
قامت و هيبت ملك
چشمان پيامبر را پر كرده است . علي
(ع ) در مي يابد كه وجود پيامبر بار ديگر با چشمه فيض وحي
مرتبط گشته . آواي پرصلابت جبرييل در گوش جان پيامبر
مي نشيند : « يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ... »
سه بار آواي پر صلابت به گوش پيامبر مي رسد. پيامبر
مي فرمايد : « ايهاالناس اجيبوا داعي الله انا رسول الله »
شياطين حجه الوداع مي لرزند و خاك تاسف بر سر
مي ريزند.
همه متوقف شوند و آنانكه رفته اند
بازگردند و آنانكه پشت
سرند خود را برسانند. قلب زمان براي آخرين سخنان پيامبر
لحظه شماري مي كند. حافظه تاريخ
لحظه لحظه حضور او را در
دفتر خاطراتش به يادگار مي نويسد.
نگاه گرم رسول
سياهي جمعيت را دور مي زند و روي
چشمان علي (ع ) گره مي خورد و از ميان دو نگاه گرم
نزديك
است آتش غربت برخيزد!
علي جان ! تونيز بالا بيا!!
علي قدم بر منبر مي نهد و قلبهاي ظلماني منافقين زير قدوم
امير خرد مي شوند. اميرالمومنين يك پله پايين تر از پيامبر
سيماي آسماني خود را به چشمان امت ارزاني مي دارد. لبان
پيامبر بر حمد پرودگار مترنم مي شود : « الحمدلله الذي علافي
توحده و دني في تفرده و حل في سلطانه و عظم في اركانه و
احاط بكل شي علما و هو مكانه » بعد فرمود : اي مردم ! خداوند به
من چنين وحي فرمود « اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت
درباره خلافت علي (ع ) بر تو نازل شده ابلاغ كن كه اگر ابلاغ نكني
رسالت او را نرسانده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند...
اما خداوند از من راضي نمي شود مگر آنچه در حق علي بر من
نازل كرده ابلاغ كنم . اي مردم
علي از طرف خدا
امام است و هر
كس ولايت او را انكار كند
خدا هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او
را نمي بخشد... اي مردم
علي و پاكان از فرزندانم از نسل او
ثقل
اصغرند و قرآن ثقل اكبر است .
رسول قدرتي آسماني مي گيرد و علي (ع ) عروج آسماني تا
تعجب آيندگان از عمل پيامبر بر فراز منبر
ذهنها را خيره نمايد!
در ميان ديدگان سياه و سفيد
مولاي جهانيان توسط اول
شخص جهان خلقت رو به بشريت بلند مي شود. علي روي دو
دست رسول بالا مي رود. علي بالاتر مي رود. قدوم علي به زانوان
پيامبر مي رسد و مي فرمايد : « من كنت مولا فهذا علي مولاه »
پروردگارا به امر تو مي گويم : « اللهم و ال من والاه و عادمن عاداه
و انصر من نصره و اخذل من خذله »
آن وجود كه در عرش خدا قبل از وجود هر موجودي
منصوب شده است از دستان پيامبر پايين مي آيد و بر مسند
خلافت و امامت در نظر مردم براي چندمين بار منصوب مي شود.
« باز بدانيد كه آخرين اماممان مهدي (عج ) قائم از ماست . اوست
غالب بر اديان ... »
رسول پا به سير در آسمان فضيلت علي (ع ) افاضه مي كند :
« اي مردم ! نسل هر پيامبري از صلب خود اوست ولي نسل من از
صلب اميرالمومنين علي (ع ) است . بدانيد كه با علي دشمني
نمي كند مگر شقي و با او دوستي نمي كند مگر با تقوي و به او
ايمان نمي آورد مگر مومن مخلص . فرياد بيعت جمعيت
غبار
غفلت را پراكنده مي كند. دگرگوني هميشگي بادي ديگر سراسر
وجود رسول را مي گيرد. جبرييل شرق تا غرب زمين را به
يكديگر وصل مي كند. « اليوم اكملت لكم دينكم و اتمت عليكم
نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا » .
و امروز لبخندهاي ابوذرانه
چهره هاي سلمانيان را آكنده
مي سازد و برخي در گوشه اي از غدير
آتش كينه خود را بر زبان
جاري مي سازند.
به دستور پيامبر دو چادر روي ستون خيمه بالا مي رود
چادري وجود نبوت را در خود حفظ مي كند و خيمه اي ديگر
حجابي بر ولايت مي شود تا صد و چهل هزار نفر يك به يك يا
دو ركن جهان خلقت بيعت كنند.
اولين نفر وارد خيمه رسول الله مي شود. پيامبر چه
مي بيند ! اما گويي مامور به صبر است .
نداي « بخ بخ يا علي اصبحت مولاي و مولي لكل مومن و
مومنه » همه جا شنيده مي شود. و پروردگار با معجزه اي الهي
امضايي بر واقعه غدير مي زند
با داستان « حارث » كه با آن
جسارت به پيامبر نمود كه آن سنگ آسماني به مغز گمراه حارث
فرود مي آيد و او را با سر به دوزخ ابدي مي فرستد و باز هم واقعه
غدير ماندني تر مي گردد.
خبر غدير دهان به دهان
قوم به قوم مي گردد و نام آسماني
علي (ع ) را بر سر زبانها مي اندازد و بعد از رحلت پيامبر
وفاداران به اولين بيعت
حلقه اسلامشان را حتي يك لحظه از
دور علي (ع ) باز نمي كنند و ديگران همچون هميشه نقشه هاي
خود را در ظلمتكده هاي ذهنشان مي پرورانند.
چشمه غدير در تاريخ جاري مي شود و هرگز فراموش
نخواهد شد. حافظه بزرگ تاريخ آن را براي نسلهاي حقيقت
جوي بشريت روايت خواهد كرد كه تنها براي مسلمانان نبوده و
نيست بلكه سرمشقي بر ابتداي دفتر خوشبختي جهان بشريت
است .
مهدي رشيدي
چشمه غدير هرگز خشك نخواهد شد و حافظه بزرگ تاريخ
آنرا براي نسلهاي تشنه و حقيقت جوي بشريت روايت خواهد
كرد

*****
ولايت
رمز جاودانگي اسلام
|

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در آخرين سال حيات
خويش در دنيا
پس از بازگشت از حجه الوداع و تعليم مراسم
حج و عينيت بخشيدن به آن
مامور به ابلاغ و معرفي كمال و
حقيقت دين الهي واصل تمامي فرائض يعني ولايت
اميرالمومنين عليه السلام و ائمه هدي عليهم السلام گشتند. با
توجه به اهميت اين امر
پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در
بزرگترين اجتماع مسلمين
در غدير خم
طي مراسمي ويژه و با
تشريفاتي خاص
اقدام به اين ابلاغ نمودند. در نفيس ترين يادگار
مانده از آن روز ـ خطبه غديرـ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و
سلم نسبت به اميرالمومنين عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام
و ولايت ايشان آنچنان تاكيد فرمودند كه شك كننده در اين امر را
شك كننده در كل دين دانستند.
« و من شك في شي من قولي هذا فقد شك في الكل منه و
الشاك في ذلك فله النار » (1 )
هر كس در چيزي از اين گفتار من (در مورد ولايت اميرالمومنين
عليه السلام و ائمه هدي عليهم السلام ) شك كند
پس در همه
آنچه بر من نازل شده شك كرده و شك كننده در آن
پس براي او
آتش است .
و اين
بيان صاحب وحي
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم
است :
« و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي » (2 )
هرگز از روي ميل سخن نمي گويد و آن نيست مگر (براو) وحي
الهي مي شود.
معناي اسلام واقعي
مسلمانان بر اين متفق اند كه اسلام
ديني جهاني و جاويد
است . قرآن
كتاب آسماني و معجزه پيامبر خاتم صلي الله عليه و
آله است . حال اين سوال مطرح است كه اركان اين دين جاودانه
كدام است آيا اسلام براي ما همان قرآن است آيا قرآن به همراه
همان سنت پيامبر همان اسلام جاويد است آيا چنين ديني
مي تواند جاودانه باشد و براي همه زمانها حرفي مطابق مسائل
روز آن داشته باشد آيا تفاوت يك دين جاودانه با ديني مانند
مسيحيت كه جاودانه نبوده است
تنها در مصون ماندن كتاب
آسماني آن از تحريف است
پاسخ اين پرسش همان است كه پيامبر اكرم در خطبه غدير
بصورت كامل و گويا فرمودند و شرط جاودانگي دين اسلام را تا
ابد بيان داشتند :
« معاشرالناس انه آخر مقام اقومه في هذاالمشهدفاسمعوا و
اطيعواو انقادوالامر ربكم فان الله عزوجل هو مولاكم و الهكم ثم
من دونه رسوله و نبيه صلي الله عليه وآله المخاطب لكم ثم من
بعدي علي و ليكم و امامكم بامر ربكم ثم الامامه في ذربتي من
ولده الي يوم تلقون الله و رسوله » (3 )
اي مردم اين آخرين بازي است كه در چنين اجتماعي به پا
مي ايستم
پس بشنويد و اطاعت كنيد و در مقابل امر
پروردگارتان سر تسليم فرود آوريد
چرا كه خداوند عزوجل
صاحب اختيار شما و معبود شماست
و بعد از خداوند رسولش
و پيامبرش كه شما را مخاطب قرار داده
و بعد از من علي
عليه السلام صاحب اختيار شما و امام شما به امر پروردگارتان
است و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزي كه
خدا و رسولش را ملاقات خواهيد كرد.
و رسول خدا صلي الله عليه و آله قرآن و اهل بيت عليهم السلام
را دو همراه جدايي ناپذير معرفي مي كنند.
« معاشر الناس ان عليا والطيبين من ولدي هم الثقل الاصغر و
القرآن الثقل الاكبر فكل واحد منةي عن صاحبه و موافق له لن
يفترقا حتي يردا علي الحوض . هم امناالله في خلقه و حكماوه
في ارضه » (4 )
اي مردم ! علي و پاكان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن
ثقل اكبر است . هر يك از اين دو از ديگري (آنكه همواره در كنار
اوست ) خبر مي دهد و با آن موافق است . هرگز اين دو از يكديگر
جدا نمي شوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند(بدانيد) كه
آنان امين هاي خداوند در ميان مردم و حاكمانشان در زمين او
هستند.
و سپس خطاب به همه مردم
امامت اهل بيت عليهم السلام
را عامل كامل گشتن دين بيان مي دارند و ملاك بهشت و جهنم را
قبول ولايت اعلام مي دارند :
« معاشرالناس انما اكمل الله عزوجل دينكم بامامته فمن لم ياتم
به و بمن يقوم مقامه من ولدي من صلبه الي يوم القيامه و العرض
علي الله عزوجل فاولئك الذين حبطت اعمالهم و في النار هم
فيها خالدون لايخفف عنهم العذاب ولاهم ينظرون (5 )
اي مردم ! خداوند عزوجل دين شما را به امامت او كامل نمود.
پس هر كس اقتدا نكند به او و به كساني كه جانشين او از فرزندان
من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه
خداوند عزوجل
پس آنان همان كساني هستند كه اعمالشان از
بين رفته و هم آنها در آتش دائمي خواهند بود
عذاب از آنان
تخفيف نمي يابد و به آنها مهلت داده نمي شود.
ودر فرازي ديگر رسول خدا نور وهدايت را
امري ماندگار و
جاودانه در فرزندان اميرالمومنين معرفي مي كنند :
« معاشرالناس النور من الله عزوجل في مسلوك ثم في علي ثم
في النسل منه الي القائم المهدي » (6 )
اي مردم آن نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده
سپس در علي و بعد در نسل او تا مهدي قائم .
« معاشرالناس انا صراط الله المستقيم الذي امركم باتباعه ثم
علي من بعدي ثم ولدي من صلبه ائمه يهدون الي الحق و به
يعدلون » (7 )
اي مردم من صراط مستقيم خداوند هستم كه شما را به تبعيت و
پيروي آن امر نموده
سپس بعد از من علي
و سپس فرزندانم از
نسل او اماماني كه به حق هدايت مي كنند و به ياري حق به
عدالت رفتار مي كنند.
« معاشر الناس القرآن يعرفكم ان الائمه من بعده ولده و
عرفتكم انه مني و انا منه حيث يقول الله في كتابه و جعلها كلمه
باقيه في عقبه وقلت لن تضلوا ما ان تمسكتم بهما » (8 )
اي مردم ! قرآن به شما مي شناساند كه امامان بعداز نسل علي
فرزندان او هستند و من به شما شناساندم كه او از من و من از او
هستم . آنجا كه خداوند در كتابش مي فرمايد : و آن (امامت ) را
بعنوان كلمه باقيه در نسل او قرار داد و من به شما گفتم : ماداميكه
به آن دو (قرآن و اهل بيت ) تمسك كنيد هرگز گمراه نمي شويد.
و چنين است كه يك دين براي زنده و جاويد ماندن همواره
نيازمند يك وصي معصوم است . وصي زنده بر روي زمين كه علي
الدوام در ارتباط با خداوند متعال باشد و همواره رضا و سخط
الهي را به بندگان برساند :
« فالحق ما رضيتموه و الباطل ماسخطتموه » (9 )
پس حق همان است كه شما بدان راضي هستيد و باطل همان
است كه از آن بيزاري مي جوييد.
اگر چنين نبود با رحلت پيامبر حيات اسلام نيز خاتمه مي يافت و
از آن جز كالبد و ظاهري باقي نمي ماند. و اين همانست كه
خاتم الانبيا امت را از خطر آن آگاه ساختند.
قال رسول الله صلي الله عليه و آله « سياتي زمان علي امتي
لابيقي من القرآن الا رسمه ولامن الاسلام الااسمه يسمون به و
هم ابعد الناس منه مساجد هم عامره و هي خراب من
الهدي ... » (10 )
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : بزودي زماني بر
امت من خواهد رسيد كه از قرآن جز خطش و از اسلام جز نامش
باقي نخواهد ماند. مردم مسلمان ناميده مي شوند درحاليكه
دورترين كسان نسبت به آن (اسلام ) هستند. بناي مساجدشان
آباد است ولي از نظر هدايت ويران است .
پس جان كلام اين است كه حقيقت اسلام
روح اسلام
اصل
اسلام و به كوتاه سخن كل اسلام
وجود مقدس امام عليه السلام
است كه در بيانات معصومين عليهم السلام به اشكال مختلف به
آن اشاره شده است .
« علي مع الحق و الحق مع علي يدور حيثما دار » (11 )
علي همراه حق است و حق همراه علي است و با او به هر سو
كه بچرخد مي گردد.
« الحق معكم و فيكم و منكم و اليكم و انتم اهله و
معدنه » (12 )
حق همراه شما و اهل بيت عليهم السلام و در ميان شما
خاندان است و از جانب شماست و سوي شما باز مي گردد و
شمائيد اهل حق و معدن آن .
ولذاست كه خداوند متعال شكل گيري كامل اسلام را به
ولايت اميرالمومنين عليه السلام دانست و بدينوسيله نعمتش را
بر مسلمين تمام كرد و براين اسلام راضي شد و آن را به عنوان
ديني جهاني و ابدي براي مسلمانان پسنديد :
« اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم
الاسلام دينالله » (13 )
امروز دين شما را به حد كمال رسانيدم و بر شما نعمتم را
تمام كردم و بهترين آئين را كه اسلام است برايتان برگزيدم ...
با اين تفاسير كاملا روشن است كه چرا شك كننده در امر
ولايت
شك كننده در كل دين است . و نيز پيامبر اسلام در زمان
حيات خويش صاحبان ولايت را معرفي فرمودند و بر اين مهم از
همه بيعت قولي و عملي گرفتند و بر هر شاهد و حاضري
ابلاغ
آن را به غايبين واجب ساختند تا در هيچ زماني جايي براي شك
و ترديد در اين امر نباشد :
« معاشر الناس اني ادعها امامه و وراثه في عقبي الي يوم
القيامه و قد بلغت ما امرت بتبليغه حجه علي كل حاضر و غائب
و علي كل احد ممن شهداو لم يشهد
ولد او لم يولد
فليبلغ
الحاضر الغائب و الوالد الولد الي يوم القيامه » . (14 )
اي مردم ! من امر خلافت را به طريق امامت و وراثت . در
نسل خودم تا روز قيامت به وديعه مي سپارم . و من رسانيده ام
آنچه كه مامور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر هر حاضر و
غايبي و بر همه كساني كه حاضرند يا حضور ندارند
به دنيا
آمده اند يا متولد نشده اند. پس بايد حاضران به غايبان و پدران
به فرزندان تا روز قيامت به بهترين شكل برسانند.
و آخر سخن اينكه
در اين مقام تنها به معرفي نقش آن ذوات
مقدسه در جاودانه ماندن دين بسنده شد. و به نحوه ارتباط با
ائمه عليهم السلام
خصوصا در زمان غيبت اشاره اي نرفت .
ارتباط با اين دو ثقل و نحوه تمسك به آنها
مجالي ديگر
مي طلبد و اين مجموعه اي است كه پيامبر خاتم صلي الله عليه و
آله و سلم در ميان انسانها به وديعت نهاد تا با تمسك و اتصال به
آن
هيچگونه گمراهي و انحرافي پديدار نگردد. اما افسوس و
صدافسوس ...!
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : و اگر چنانچه
او را مقدم بداريد
به قطع
زمين بركاتش را بر شما عرضه
مي كند . (15 )
پاورقي :
1 ـ خطبه غدير
(احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 60 )
2 ـ سوره نجم ـ آيات 3 و .4
3 ـ خطبه غدير (احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 59 )
4 ـ خطبه غدير (احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 60 )
5 ـ خطبه غدير (احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 61 )
6 ـ خطبه غدير (احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 61 )
7 ـ خطبه غدير (احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 62 )
8 ـ خطبه غدير (احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 65 )
9 ـ زيارت آل يس (بحارالانوار
171
53
باب 31 )
10 ـ بحارالانوار
190
52
باب 25
11 ـ خطبه غدير (احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 62 )
11 ـ (بحارالانوار 10 ـ 431 ـ باب 26
12 ـ زيارت جامعه كبيره (بحارالانوار
129
99
باب 8 )
13 ـ سوره مائده ـ آيه 3
14 ـ خطبه غدير (احتجاج طبرسي ـ جلد 1 ـ صفحه 62 )
15 ـ وبالاسناد يرفعه الي ابي ذر (رحمت الله عليه ) قال امرنا
رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ ان نسلم علي اميرالمومنين
علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ و قال سلموا علي اخي و وارثي
و خليفتي في قومي و ولي كل مومن و مومنه من بعدي سلموا
عليه بامره المومنين فانه ولي كل من يسكن الارض الي يوم
القيامه ولو قدمتموه لاخرجت الارض بركاتهالله
(الفضائل 133
)
و ـ شاپوري
يك دين جاويد نيازمند يك وصي معصوم است كه خليفه خدا
بر روي زمين بوده و همواره رضا و سخط الهي را به بندگان
برساند
جان دين و حقيقت اسلام
وجود مقدس امام عليه السلام
است

*****
« غدير »
هميشه جاويد و درخشان
|

« هميشه درخشان »
عنوان غدير نوشته هايي است كه به
مناسبت عيد سعيد غدير در سالجاري منتشر شده است .
اين كتاب حاوي 18 مقاله درباره واقعه بزرگ غدير خم
مي باشد كه در قالب گفتگوي كعبه و غدير خم با يكديگر
نگاشته شده است . نوشته هاي اين كتاب از زبان دو همراز
ديرين و راستين
از شكوه و عظمت خود و يار خويش سخن
مي گويد.
مولف كتاب
آقاي سيد خليل سيد زاده در مقدمه اين
كتاب مي نويسد :
در حيرتم كه سخن از كجا آغاز نمايم چگونه از رخدادي
عظيم و پيام سترگ آن واقعه بزرگ سخن برانم چگونه از
بزرگ ترين حادثه آفرينش
كلامي برگويم كه اين بار خاكيان بر
افلاكيان سبقت گرفته اند و ملكيان بر ملكوتيان فخر مي نمايند!
كه آري
ما منتظر رخدادي هستيم كه قدمتي به بلنداي زمان
دارد.
ما منتظر حادثه اي هستيم كه همه هستي
هستي اش را
وامدار هست آن رخداد مي داند. لذا از حريم كعبه آهنگ سفر
مي نمائيم و به سوي آن بركه هماره رخشان و صحراي جحفه
آن كوير بي آب و علف روان ميشويم .
آري
به سوي آن سرزميني كه كوير بود
خشك و بي آب و
علف
داغ و سوزان
ولي به يمن و بركت نقش آفرينان بزرگ
غدير خم به بستري سبز و رودي خروشان مبدل
گشت .
آري
آن بركه هميشه درخشان به سرزميني مبدل گشت كه
همه هستي را به خروش آورده و با جوش و خروشش نداي
غدير را در سراسر گيتي كران تاكران رسانيده است .
غدير خم كناره اي دارد به وسعت جهان واز كناره كناره
همين بركه
سروش آسماني « من كنت مولاه فهذا علي مولاه » به
وسيله افضل پيامبران و اشرف انبيا خاتم النبيين (ص ) بر
نفس خويشتن حضرت اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع )
خطاب مي نمايد
هر چند كه دشمنانش بر او مپسندند.
اين چنين نور خدا به سرمنزل مقصود خويش
مي رسد.
هنوز صداي نازنين آسماني حضرت ختمي مرتبت گوش
جهانيان را طنين انداز است كه « مهدي از ماست » و ما نيز مژده
ظهور حجت آخرين را به جان خريداريم .
آري
ما منتظر بشارت گل سرسبد آفرينش در عيدالله
الاكبر هستيم
منتظر موعود غديريم و به انتظار مهدي (عج )
نشسته ايم . و ما نيز به غدير خم و به آن بستر هميشه سبزش
آب هاي خروشانش و آسمان نيلگونش و وراث آخرينش
عرضه مي داريم كه : ما بر آن عهد كه بستيم بر آنيم هنوز
اين كتاب در 120 صفحه به تازگي توسط انتشارات عهد
(3927412 ) به بازار كتاب و علاقمندان آستان ولايت مولي
الموحدين علي بن ابيطالب عليه السلام عرضه شده است .

*****
25 سال انقلاب اسلامي
|

1 ـ كشاورزي محور هميشگي توسعه كشور
مقدمه
انقلاب اسلامي ايران 25 ساله
شد. يك ربع قرن از عمر
انقلاب اسلامي گذشت
در
عرف سياسي اين مدت بمعني
يك نسل است . يعني نسلي كه
پيروزي انقلاب اسلامي را به
چشم خود ديده است
امروز
بايد بدور از صحنه سياسي و
در دوران بازنشستگي باشد.
واقعيت هم همين است و
اغلب جوانان سال 57 امروز
در انتهاي ميانسالي به سر
مي برند
اما از آنجا كه اولين
جرقه انقلاب اسلامي ايران در
15 خرداد سال 1342 زده شد
و بنيانگذار راحل نظام
جمهوري آنروز اعلام كرد كه
سربازان خميني امروز در
گهواره هستند
بايد پذيرفت كه
عده اي از كودكان سال 1342
هنوز هم در صحنه هاي انقلاب
فعال باشند. از طرفي جمعيت
جوان كشور كه پابه پاي انقلاب
اسلامي رشد كرده است
اين
امكان را مي دهد كه هنوز
عده اي از جوانان ديروز در
عرصه هاي اصلي انقلاب
حضور فعال داشته باشند. از
اين فرصت بايد حداكثر
استفاده را نموده و تجارب و
دست آوردهاي انقلاب را براي
نسل آينده بازگو كرد. نسل
جوان انقلاب نيز فرصت
طلايي دارد تا قبل از آنكه
تاريخ انقلاب توسط
سودجويان و منحرفان نفوذي
به بيراهه نرفته
چگونگي درك
انقلاب اسلامي را بصورت
شفاهي از والدين و بزرگان
برجاي مانده سالهاي 1342 تا
1357 جويا شود تا شهد
شيرين حقيقت انقلاب اسلامي
را چشيده و براي پاسداري از
آن بيش از پيش كوشا باشد. ما
نيز بر آن هستيم تا
دست آوردهاي 25 سال انقلاب
اسلامي را هر چند مختصر و
كوتاه براي آگاهي نسل جوان و
قدرداني از نسل اول انقلاب كه
حداكثر تلاش را براي پيروزي
حفظ و توسعه انقلاب اسلامي
انجام داده گلچين كرده و معرفي
كنيم .
سرزمين كهن و اسلامي
ايران هميشه به كشاورزي و
تامين معاش ساكنانش شهره
بوده است
دشتهاي حاصلخيز
و كشاورزان مجرب تنها در
انتظار آب و باران اين رحمت
الهي بودند تا حداكثر ممكن
استفاده را از تجربه و نعمتهاي
خدادادي برروي زمين كسب
نمايند.
در گذشته اي نه چندان
دور و بويژه آنزماني كه نفت در
چرخه اقتصاد كشور نقش
چنداني نداشت
محصولاتي
همچون گندم
جو
پنبه و برنج
و زعفران و انواع محصولات
باغي و جاليزي ايران زبانزد
كشورهاي همسايه بود
سايه
سنگين اقتصاد نفتي و
سياستهاي غلط اصلاحات
ارضي شاهانه كه بفرمان بيگانه
صورت گرفته بود به بهانه
صنعتي كردن ايران
كشاورزي
را تا مرز نابودي پيش برد. نسل
كهن و كشاورز ايران اسلامي كه
شغلش را پيروي از پيامبران و
اوليا مي دانست در پي غفلتي
كوتاه در گرداب تبليغات
دروغين استكباري و
سياستهاي شاهانه
فرزندان
خود را كه تداوم دهنده راهش
بودند راهي شهرها و كارخانه
هاي صنعتي كرد. اين فرصت
ناگوار سبب شد كه نسل
پرتجربه كشاورزي ايران دچار
وقفه نسل گرديده و كم كم
كشاورزي روبه نابودي نهاد.
تاجائي كه روزي اين كشور
بزرگترين واردكننده گندم
بعنوان قوت اصلي جمعيت
گرديد. پس از پيروزي انقلاب
اسلامي و دگرگوني عظيم
اجتماعي در سطح جامعه
روستاهاي خالي از سكنه كه
همچنان روبه رشد بودند كم كم
جمعيت ثابت خود را
بازيافتند
اما جمعيتي كه ديگر
نه زمين داشت و نه حال و
حوصله كشاورزي
با اينحال
سفارشهاي مكرر امام راحل
بنيانگذار جمهوري اسلامي
ايران و معمار چيره دست
انقلاب اسلامي سبب توجه
جدي دولتمردان به امر
كشاورزي گرديد تا جايي كه
عظيمترين نيروي مردمي در
قالب جهادسازندگي شكل
گرفت و از آنجائيكه اين تجربه
الهي نتيجه موفقيت آميزي
داشت بعدها در قالب سازمان و
سپس وزارتخانه يك پشتوانه
عظيم فني و تخصصي براي
سازندگي كشور بويژه سازندگي
روستايي و بعد هم زراعت و
دامپروري به فعاليت ادامه داد.
در سالهاي جنگ تحميلي
جهادسازندگي بزرگترين ياور
رزمندگان و بهترين پشتوانه
جبهه هاي نبرد حق عليه باطل
بود. پس از پايان جنگ تحميلي
و اينبار با تجربه اي بسيار گران
جهاد سازندگي به عمران و
آبادي روستاها و تقويت بنيه
كشاورزي و دامپروري اقدام
نمود. با ادغام دو وزارتخانه
جهادسازندگي و كشاورزي و
عمران روستايي
يك مركز
عظيم تخصصي در حوزه
زراعت
دامداري و عمران و
آباداني روستايي شكل گرفت .
از بزرگترين دستاوردهاي
حوزه كشاورزي بايد به طرح
محوري گندم و رسيدن دوباره
به خودكفايي با افزايش
جمعيت بيش از 2
5 برابري
اشاره كنيم . اين دستاورد يك
موفقيت و پيروزي بزرگ در
عرصه ملي و ازجمله
شاخصهاي 25 سال انقلاب
اسلامي است .
نگاهي به آمار و ارقام در
اين حوزه بسيار مهم كه به
سفارش بنيانگذار جمهوري
اسلامي ايران و رهبر معظم
انقلاب اسلامي بايد محور
توسعه اقتصادي كشور قرار
گيرد. دست آوردهاي بزرگي را
پيش روي نسل جوان انقلاب
اسلامي خواهد گشود. در سال
1357 تنها 4227 روستاي
كشور داراي برق بود
حال آنكه
در سال 1380 اين آمار به بيش
از ده برابر يعني 45359 روستا
افزايش يافت . آبرساني در
حدود 12 هزار روستا تا سال
57 وجود داشت و در سال
1380 با توجه به آمار بالاي
تخريب و تخليه روستاها اين
رقم تا 24000 روستا بالا
رفت .
راه روستايي كه از
مهمترين شاخصه هاي عمران
روستايي بشمار مي رود
قبل از
پيروزي انقلاب اسلامي فقط 8
هزار كيلومتر وجود داشت طبق
آمار رسمي تا پايان سال 1380
اين رقم به 86 هزار كيلومتر
رسيده بود كه از اين ميزان بيش
از 45 هزار كيلومتر تحت
پوشش آسفالت قرار گرفت
طرح بهسازي پس از پيروزي
انقلاب اسلامي اجرا و بيش از
يكهزار روستا بصورت كامل
بهسازي شد و براي جذب
جوانان روستايي از شهرها و
كارخانجات صنعتي
يكصد و
80 ناحيه صنعتي در جوار
روستاهاي پرجمعيت كشور
احداث گرديد.
در بخش دامداري نيز
دست آوردهاي بزرگي نصيب
كشور گرديده كه حاصل تلاش
دامداران سخت كوش ايران
اسلامي و مروجان و جهادگران
ايثارگر اين بخش
است .
توليد گوشت قرمز از 375
هزار تن در سال 1357 به بيش
از 788 هزار تن در سالجاري
رسيده است .

توليد گوشت مرغ از 195
هزار تن در بدو پيروزي انقلاب
اسلامي به 8176 هزار تن و
تخم مرغ از 160 هزار تن به
بيش از 600 هزار تن افزايش
يافت همچنين است در زمينه
توليدات ديگر اين عرصه
همچون شير
ماهي و عسل كه
مي تواند شاخصهاي اصلي كار
دامپروري باشد.
ازجمله فعاليتهاي اصلي
بخش كشاورزي
فعاليت در
منابع طبيعي و آبخيزداري
است كه در واقع حفظ و
حراست از منابع كشور را
بدنبال دارد. افزايش سطح
جنگل كاري و احيا جنگلها از
43 هزار هكتار قبل از سال
1357 به 712
89 هزار هكتار
در سال جاري رسيد.
تثبيت شن هاي روان از
1208 هزار هكتار تا سال 57
به 9 ميليون و 168 هزار هكتار
و اجراي عمليات آبخيزداري از
689 هزار هكتار به 13 ميليون
و 5 هزار هكتار تا سال 1381
بالغ گرديد.
شايد مملوس ترين آمار در
زمينه كشاورزي آمار توليدات
زراعي باشد. در اين بخش با
مقايسه آمار توليد سال 1357
و سال گذشته زراعي نتايج
لذت بخش حاصل مي شود.
توليد گندم از 3 ميليون و 900
هزار تن به 12 ميليون و 435
هزار تن ـ جواز يك ميليون و
يكصد به 3 ميليون تن
برنج از
750 هزار تن به دو ميليون تن
ذرت بعنوان اصلي ترين غذاي
دامي از 32 هزار تن به يك
ميليون و 400 هزار كه مي تواند
انقلابي بزرگ در عرصه توليد
اين محصول زراعي مهم باشد.
چغندرقند از 3 ميليون و
600 هزار تن به 5 ميليون و
500 هزار كه متاسفانه رشد
مناسبي نسبت به ساير
فرآورده هاي كشاروزي ندارد و
دليل اصلي آن كمبود عيار
چغندرقند و شايد مافياي
واردات شكر باشد. سيب زميني
از 700 هزار تن به 3 ميليون و
813 هزار تن
پياز از 400
هزار تن به يك ميليون و 480
هزار تن
دانه هاي روغني از
205 هزار تن به 470 هزار تن
خرما از 230 هزار تن به 770
هزار تن
سيب درختي از 750
هزار تن به 2 ميليون و 400
هزار تن
مركبات از 900 هزار
تن به 4 ميليون و يكصد هزار
تن
گردو از 15 هزار تن به
190 هزار تن و زيتون از 16
هزار تن به 45 هزار تن افزايش
توليد داشته است . اين
موفقيتها اگرچه در درجه اول
مرهون زحمات كشاورزان
سخت كوش كشورمان است
اما حمايتهاي فني و پشتيباني
وزارت جهادكشاورزي در
تامين ماشين آلات ركود و سم
و ديگر نهاده هاي ضروري قابل
تقدير است .
بيمه محصولات كشاورزي
و دامي از سيستم هاي حمايتي
جدي بوده كه در دوران 25
سال انقلاب اسلامي رشد قابل
توجهي داشته است .
ايجاد صندوق حمايت از
توسعه سرمايه گذاري در بخش
كشاورزي و تسهيلات قابل
توجه بانكي از ديگر عناصر
دخيل در امر توسعه كشاورزي
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
است .
نسل جوان انقلاب بايد
ضمن باليدن به اين موفقيتها با
انگيزه بيشتري آن را تحويل
گرفته و در راه رشد آن بكوشد.
تا شرح دست آوردي ديگر
از انقلاب اسلامي خدا يارتان
باد.
در گذشته اي نه چندان دور
محصولاتي همچون
گندم
جو
پنبه و برنج و زعفران و انواع محصولات
باغي و جاليزي ايران زبانزد كشورهاي همسايه
بود.
سفارش هاي مكرر امام راحل
سبب توجه جدي
دولتمردان به امر كشاورزي گرديد. تا جايي كه
عظيمترين نيروي مردمي در قالب جهاد سازندگي
شكل گرفت .
با ادغام دو وزارتخانه جهاد سازندگي و كشاورزي
و عمران روستايي
يك مركز عظيم تخصصي در
حوزه زراعت
دامداري و عمران و آباداني
روستايي شكل گرفت
رسيدن دوباره به خودكفايي در توليد گندم
عليرغم افزايش 150 درصدي جمعيت
يك موفقيت و
پيروزي بزرگ در عرصه ملي است .
موفقيتهاي بزرگ اگر چه در درجه اول مرهون
زحمات كشاورزان سخت كوش كشورمان است
اما
حمايتهاي فني و پشتيباني وزارت جهاد كشاورزي
قابل تقدير است .

| | | |