روزنامه جمهوري اسلامي 19/11/1382 صفحه مقالات
*****
در بلنداي هزار و چهار ساله غدير




  • غدير نه يك روز كه يك تاريخ است .
    پيام غدير نه يك كلام كه يك فرهنگ است .
    مخاطبان غدير نه تنها حاضران مجلس سال دهم كه تمام انسانها هستند.
    غدير مشعلي است كه در « گذشته » روشن شد تا مردم هر زمان در « حال » آن را به دست گيرند و راه « آينده » خود را بهتر ببينند.
    سخن غدير « ديروز » گفته شد تا ما « امروز » آن را باز گوئيم . و راه « فردا » را از آن بجوييم .
    زلال غدير از بركه « خم » در وادي « جحفه » جاري شد تا در هر كوي و برزن در اعماق تاريخ تشنگان حقيقت را سيراب كند.
    از آن بركه جاودانه اقيانوسها جوشيدن گرفت . كه تا قيام قيامت عطش زدگان كوير خشك جهالت را به زلال هدايت مي رساند. و ابلاغ پيام غدير در راس « امر به معروف » جاي دارد.
    آنچه مي خوانيد قطره هايي است بر گرفته از اقيانوس هدايت غدير.
    هزار و چهار صد وچهارده سال پيش روز پنجشنبه هجدهم ذي الحجه سال دهم هجرت خورشيد درخشان امامت و رهبري از سرزمين غدير خم واقع در حجاز طلوع كرد و تا به امروز در پهنه گيتي و در بستر هزار و چهار صد ساله تاريخ در حال درخشش وپرتوافشاني است هر روز كه بر آن مي گذرد با نور خود بيش از پيش تاريكي ها را روشن ساخته نااميدي ها را اميد بخشيده انسانها را از وحشت ظلمت رهانيده و در دل آنها بذر اميد مي پاشد. هر چه خفاش صفتان ددمنشان و دشمنان انسانيت كوشيدند تا اين خورشيد عالمتاب را محو كنند و يا از پرتوش بكاهند و آن را رو به غروب كردن سوق دهند نتوانستند و به رغم آرزوي شيطانيشان طيف شعاعش گسترده تر و نورش متلال تر و دامنه جهاني شدنش بيشتر شد.
    باري روز هجدهم ماه ذي الحجه امسال مصادف است با هزار و و چهارصد و چهاردهمين سالگشت اين حماسه جاويد لذا بدين مناسبت مبارك مروري داريم هر چند كوتاه بر اين حادثه بزرگ و فراموش نشدني .
    غدير متمم رسالت
    هنگامي كه جهل و ناداني ظلم و جور طغيان و عدوان تقريبا سراسر جهان را فرا گرفته و نزديك بود كه به يكباره تمام ارزشهاي انسانيت نابود شود و جامعه بشري براي هميشه از نعمت بزرگ عدل و داد شرف و حيثيت و ... محروم بماند(1 ) خداوند رحمان بر انسانيت منت نهاد و انسان كاملي را از بين آنها براي رهبري و راهنمائيشان برگزيد. محمدبن عبدالله (صلي الله عليه و آله و سلم ) آخرين سفير الهي در شهر مكه به پيامبري مبعوث شد و پس از سيزده سال تلاش و مبارزه در راه پياده نمودن و گستراندن فرهنگ پويا و پربار اسلام به شهر مدينه هجرت كرده بعدها سال دهم هجرت براي آخرين بار به زيارت خانه خدا رفت . هنگام بازگشت در ناحيه « رابع » در محلي به نام « غدير خم » بانزول آيه شريفه « يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس » (2 ) ماموريتي بس عظيم و رسالت نهائيش بدو واگذار شد. در اين ماموريت خطير دو نكته مهم به چشم مي خورد : يكي تهديد جدي خدا نسبت به رسول خود بطوري كه مي فرمايد : « اگر اين فرمان را ابلاغ نكني هرگز رسالت خدا را به پايان نرسانده اي ! » بديهي است كه بايد امر بسيار مهمي باشد تا چنين تهديدي از جانب خدا بر آن شود. ما وقتي درباره مسئله ولايت مي انديشيم مي بينيم اگر ولايت در پي رسالت نبود رسالت ناقص مانده و به ثمر نمي رسيد و در حقيقت ولايت متمم رسالت است چرا كه اگر امر امامت ابلاغ نمي شد علي عليه السلام به عنوان جانشين رسول خدا(ص ) برگزيده نمي شد پس از رحلت پيامبر(ص ) دين اسلام متوقف شده و در نهايت پايان مي پذيرفت ولي با تعيين امامت و ولايت چهره ابدي به خود گرفت و جاودان شد.
    اما نكته دوم گويا پيامبر(ص ) از تبليغ اين امر خوف داشت و لذا خدا به او دلداري مي دهد و مي فرمايد : « ما تو را از شر مردم در امان خواهيم نگهداشت » . سئوال اين است چرا پيامبر از اين امر مي ترسيد
    پيامبر كه به شهادت بيست و سه سال مبارزه و جهاد طاقت فرسا بزرگترين و شجاع ترين فرد بشريت بود رسول خدا(ص ) همان يگانه قهرماني است كه در نبردهاي سنگين « بدر » و « احد » و « حنين » و.. شجاعتها و رشادتهاي خارق العاده اي از خود نشان داد رسول الله همان بزرگ رزمنده جنگجويي است كه علي (ع ) شيرمرد ميدان نبرد درباره او مي فرمايد : « كنا اذا احمرالباس انقينا برسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فلم يكن احد منا اقرب الي العدومنه » (3 ) زماني كه تنور جنگ سرخ مي شد ( و نبرد شدت مي گرفت ) ما به رسول خدا(ص ) پناه مي برديم و هيچيك از ما به دشمن نزديكتر از او نبود ( و او در خط مقدم جبهه بود) و پر واضح است اين سخن قهرمان نبرد خيبر و خندق است درباره پيامبر(ص ).
    حال پرسشي كه در ذهن خطور مي كند اين است كه اصولا ترس پيامبر از چه بود آيا از جان علي (ع ) نگران بود و احتمال مي داد او را ترور كنند يا از جان خود بيم داشت آيا خوف آن را داشت كه سخنش را نپذيرند و بر حضرتش خرده بگيرند كه چرا داماد و پسر عمويش را به جانشيني خود برگزيد و يا اينكه ترس پيامبر از اين بود مبادا منافقان كه هميشه در حال به دست آوردن فرصتي براي ضربه زدن به اسلام بودند فرصت را غنيمت شمرده و يكباره بر وي بشورند و مردم را نيز همراه خود دمساز سازند و آشوبي بر پا كنند كه ديگر كنترل آن ممكن نباشد علت ترس چه بود
    به خوبي روشن نيست . بيش از هزار و چهار صد سال دقيقا از آن واقعه مي گذرد و ما از حال و هواي مردم و افكار و عقائد حاكم بر آن اطلاع دقيقي نداريم گويا به احتمال زياد خوف حضرت گرچه ممكن است به لحاظ تمام اموري كه برشمرديم باشد بيشتر به سبب مسئله اخير بوده است . رسول خدا(ص ) بيم آن داشت كه مبادا منافقان بلوايي بر پا كنند و درخت نوپاي حكومت اسلامي را از ريشه و بيخ و بن بركنند و زحمات چندين ساله آن حضرت را به باد دهند.
    به هر حال هر چه بود خدا وعده داد كه ما تو را از آن حفظ مي كنيم لذا پيامبر دستور داد ندا دهند مسلمانان در مكاني جمع شوند تا اينكه رسول خدا(ص ) امر بس مهمي را با آنان در ميان بگذارد.
    دورنمايي از صحنه غدير
    رسول خدا(ص ) پس از آنكه مراسم حج را انجام داد به جانب مدينه بازگشت كاروان اسلام به سوي مدينه در حركت بود و هاله اي از غم آن را فرا گرفته بود گويا مي دانست اين آخرين سفر رسول الله به مكه است و چندي نمي گذرد كه به سراي ديگر مي شتابد. مدتها بود كه خداوند به پيامبرش فرمان داده بود تا علي (ع ) را به جانشيني خود نصب كند ليكن زمانش را مشخص نكرده بود پيامبر به دنبال به دست آوردن فرصت مناسبي بود تا بتواند بدون بروز حادثه اي اين مهم را انجام دهد اما ديگر بيش از اين جاي تاخير نبود. بدين جهت خدا دستور داد در سرزمين غدير خم توقف كند و ولايت علي (ع ) را ابلاغ نمايد. غدير خم به هيچ وجه جاي مناسبي براي توقف كاروان نبود چرا كه آب و مايحتاج اوليه در آنجا يافت نمي شد هوا هم بسيار گرم و سوزان بود و از آن سوي نيز بيش از اين درنگ جايز نبود لذا رسول خدا(ص ) دستور داد تا كاروان توقف كند و در مكاني همه تجمع نمايند. زير درختچه هايي را كه در آنجا بود تميز كردند و در سايه آنها نشستند. سپس به فرمان پيامبر(ص ) از جهاز شتران جايگاهي ساختند... همه چيز مرتب و منظم بود و بيش از صد هزار مسلمان اعم از زن و مرد منتظرند تا ببينند رسول خدا براي چه آنان را در اين بيابان نگاهداشته است ... در اين هنگام پيامبر(ص ) بالاي جايگاه ايستاد و علي (ع ) را در سمت راست خود قرار داد بعد شروع كرد به ايراد سخن . پس از حمد و ثناي خداي سبحان و قدري موعظه چنين فرمود : « من به سوي خدا خوانده شدم و نزديكتر است كه دعوت حق را بپذيرم و از بين شما بروم . همانا من بين شما چيزي را به يادگاري مي گذارم كه اگر بدان چنگ زنيد هرگز گمراه نشويد يكي كتاب خدا قرآن و ديگري عترت و اهل بيتم . بي گمان اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا اينكه در حوض كوثر نزد من آيند.
    آنگاه با صداي بسيار بلند فرمود : « آيا من سزاوارتر از شما به خودتان نيستم »
    گفتند : « بارخدايا! چرا در اين هنگام در حالي كه شانه هاي اميرالمومنين را گرفته و بالا نگهداشته بود به حدي كه سفيدي زير بغل هر دو نمايان بود فرمود : پس هر كه را من مولايم اين علي مولاي اوست خداوندا دوست دار كسي را كه وي را دوست بدارد و دشمن دار كسي را كه باوي دشمني كند ياري فرما كسي را كه وي را ياري كند و خوار ساز كسي را كه او را ياري نفرمايد (4 )
    پس از آن حضرت دو ركعت نماز خواند بعدازظهر شد موذن اذان گفت و پيامبر (ص ) نماز ظهر را خواند. سپس در خيمه خود نشست و دستور فرمود اميرالمومنين نيز در خيمه اي كه مقابل خيمه حضرت بود بنشيند. آنگاه فرمان داد همه مسلمانان به علي (ع ) تبريك گويند و به عنوان رهبر آينده با وي بيعت كنند و به او با لقب « اميرالمومنين » سلام دهند. مسلمانان گروه گروه در جايگاه مخصوص بيعت حاضر شده و با حضرت امير به عنوان رهبر و پيشواي آينده بيعت كرده و تبريك مي گفتند. رسول خدا (ص ) به همسران خود و ديگر زنان مسلمان نيز دستور فرمود نزد علي (ع ) بروند و به او به عنوان اميرالمومنين سلام دهند آنان نيز چنين كردند. قبل از همه مسلمانان « ابوبكر » و « عمر » نزد اميرالمومنين (ع ) آمدند وبه محضر وي بسيار تبريك و تهنيت گفتند عمر به حضرت امير گفت : « بخ بخ لك يا علي اصبحت مولاي و مولا كل مومن و مومنه » (5 ) به به خوشا به حالت اي علي هم اينك فرمانرواي من و فرمانرواي تمامي مردان و زنان مسلمان گشتي . در اين هنگام پيك وحي سر رسيد و آيه مباركه « اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا » (6 ) را بر پيامبر(ص ) مي خواند. با نزول اين آيه دين مقدس اسلام كامل شد و مهر تكميلش بر آن خورد. در اين وقت پيامبر بي درنگ بانك زد : الله اكبر! سپاس خداي را بر كامل شدن دين و اتمام نعمت و رضايت خدا برسالتم و ولايت علي پس از من (7 )
    پيامبر (ص ) از اينكه با ابلاغ امامت رسالت خود را كامل كرد و خداوند با فرستادن آيه شريفه ياد شده مهر صحت بر آن گذاشت و بدان رنگ جاوداني بخشيد بسيار خوشحال و شادمان گشت .
    سرود حسان
    همين كه مراسم انتصاب اميرالمومنين به امامت و رهبري بدينجا رسيد « حسان بن ثابت » شاعر بزرگ رسول خدا(ص ) نزد حضرتش آمد و از او اجازه خواست تا اين حماسه جاويد را در قالب شعر بريزد و از راه سرودن بر جاودانگي آن بيفزايد. رسول خدا به او رخصت داد آنگاه حسان در حضور دهها هزار نفر كه سراپاگوش و منتظر بودند تا سرود وي را بشنوند اشعارش را چنين سرود :
    يناديهم يوم الغدير نبيهم
    بخم واسمع بالرسول مناديا
    وقال : فمن مولا كم و وليكم
    فقالوا : ولم يبدوا هناك التعاديا
    الهك مولانا و انت ولينا
    و لن تجدن منا لك اليوم عاصيا
    فقال له : قم يا علي فانني
    رضيتك من بعدي اماما و هاديا
    فمن كنت مولاه فهذا وليه
    فكونوا له انصار صدق مواليا
    هناك دعا اللهم وال وليه
    و كن للذي عادي عليا معاديا » (8 )
    روز غدير در سرزمين خم پيامبرشان ندا در داد وه چه نيكو پيام مي رساند رسول خدا هنگامي كه ندا سر مي دهد.
    فرمود : كيست فرمانروا و سرپرست شما بدون آنكه اظهار دشمني كنند »
    پاسخ گفتند خدايت فرمانروا و تو سرپرست مايي تو هرگز امروز در بين ما كسي را نافرمان نخواهي يافت .
    آنگاه فرمود : اي علي برخيز كه همانا من راضي شدم پس از من پيشوا و رهبر باشي .
    هر كه را من فرمانروايم اين علي سرپرست اوست . پس شما ياور صميمي و دوست وي باشيد.
    در آنجا دعا كرد : بار خدايا دوست دار دوستانش را و با كسي كه دشمن علي است دشمن باش .
    پس از آنكه سرود حسان تمام شد رسول خدا(ص ) به او اينگونه دعا كرد « لاتزال يا حسان مويدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك » (9 )
    اي حسان ! تا زماني كه ما را با زبانت ياري مي نمايي مويد به روح القدس باشي .
    آري هنوز آواي دلنشين رسول گرامي اسلام از سرزمين غدير خم به گوش مي رسد هنوز جملات فرحزاي آن حضرت به دل صفا مي بخشد هنوز شور و خروش هزاران نفر مسلمان به گوش مي آيد هنوز نغمه سرود حسان انسان را به وجد مي آورد هنوز فيلم صحنه تبريك گفتن مسلمانان به اميرشان از مقابل چشم عبور مي كند و... اي سرزمين غدير خوشا به سعادتت ! تو چقدر سعادتمند شدي ! آفرين بر تو كه به چنين افتخار بزرگي نائل گشتي ! اسمت چراغ محافل و گل مجالس شد نامت ابديت به خود گرفت و تا نهايت گيتي و پايان جهاني هستي درخشان خواهد ماند!
    گواهان غدير
    گويند در مراسم حج آن سال بيش از صد هزار نفر شركت كرده بود (10 ) اينان همگي شاهد مراسم غدير و برنامه انتصاب حضرت امير به رهبري مسلمانان بودند بعد كه به اوطان و شهر و ديار خود بازگشتند همه جا اين حادثه بزرگ را نقل كردند و بدينسان خبر اين حماسه ابدي به دورترين نقاط سرزمين اسلامي آن روز رسيد و هنوز چند صباحي بيش از اين برنامه نگذشته بود تمامي مسلمانان از آن مطلع شدند. به طوري كه ديگر كسي يافت نمي شد كه اين واقعه را نشنيده و از آن اطلاع نداشته باشد بعدها كه كتابهاي حديثي و تاريخي تدوين شد شهادت و گواهي صحابه بزرگ و معروف را در آنها ثبت و ضبط نمودند. تا آنجا كه به دست ما رسيده بيش از صد نفر از صحابه مشهور رسول خدا(ص ) اين حديث را نقل كرده كه اسامي تعدادي از آنان بدين شرح است :
    1 ـ ابوقدامه انصاري
    2 ـ ابواليهيم بن تيهان .
    3 ـ ابو رافع قبطي .
    4 ـ اسعدبن زراره .
    5 ـ برا بن عازب انصاري .
    6 ـ بريده بن حصيب اسلمي .
    7 ـ جابربن عبدالله انصاري .
    8 ـ ابوذر غفاري .
    9 ـ حذيفه بن ثابت .
    10 ـ حسان بن ثابت .
    11 ـ خذيمه بن ثابت ذوالشهادتين .
    12 ـ زبير بن عوام
    13 ـ زيدبن ارقم .
    14 ـ سعدبن ابي وقاص .
    15 ـ ابو سعيد خدري .
    16 ـ سلمان فارسي .
    17 ـ سمره بن جنوب .
    18 ـ سهل بن حنيف .
    19 ـ طلحه بن عبيدالله .
    20 ـ عباس بن عبدالمطلب .
    21 ـ عبدالرحمن بن عوف .
    22 ـ عبدالله بن جعفر بن ابي طالب .
    23 ـ عبدالله بن عباس .
    24 ـ عثمان بن عفان .
    25 ـ عمربن خطاب .
    26 ـ عمر و بن حمق .
    27 ـ عمروبن عاص .
    28 ـ مقداد بن عمر كندي .
    29 ـ هاشم مرقال
    30 ـ قيس بن سعد بن عباده انصاري . (11 )
    و از تابعين نيز دهها نفر حديث غدير را نقل كرده اند(12 ) و پس از آنها علما و دانشمندان نيز از صدر اسلام تاكنون طي قرون متمادي حديث مذكور را ذكر كرده و درباره آن بحث و گفتگو نموده اند. علاقه مندان مي توانند به كتاب گرانقدر « الغدير ج 1 » رجوع كنند .
    سرايندگان غدير
    معمولا هنگامي كه يك حادثه واقعي و حقيقي باشد و از متن واقعيت جوشيده باشد شعرا آن را در قالب شعر ريخته و بدان رنگ جاودانگي مي زنند. همانطور كه گفته شد هنوز لحظاتي بيش از سخنراني رسول خدا(ص ) و مراسم انتصاب حضرت امير(ع ) به رهبري و پيشوايي مسلمانان نگذشته بود كه « حسان بن ثابت » درباره آن شعر سرود و در همانجا در حضور هزاران تن از مسلمانان و حجاج بيت الله الحرام شعرش را خواند. از آن پس نيز تاكنون شعرا و سرايندگان بزرگ درباره غدير شعر سروده و هر يك به نوبه خود بدان رنگ ابدي زدند.
    گفتني است كه در همان صدر اسلام چهره هاي برجسته و متشخصي درباره غدير شعر سرودند كه مشهورترين آنان عبارتند از : « قيس بن سعدبن عباد » « عمروبن عاص » « كميت اسدي » « سيد حميري » « عبدي كوفي » « ابرتمام » « دعبل خزاعي » (13 ) و ... بسياري از بزرگان و متفكران از صدر اسلام تاكنون درباره غدير شعر سرودند كه اكثر آنها به « غديريه » موسوم است . (14 ) حتي امروز مي بينيم « بولس سلامه » شاعر مسيحي و مشهور لبناني نيز غديريه دارد.
    نگارندگان غدير
    اينكه چه كسي براي نخستين بار حديث غدير را نوشت و آن واقعه بزرگ را با قلم ترسيم كرد خوب روشن نيست ولي به احتمال زياد گويا سليم بن قيس هلالي متوفاي حدود 90 ق براي اولين بار حديث غدير را در كتاب خود ذكر كرده است . (15 ) حديث و داستان غدير در اكثر كتابهاي شيعه و سني آمده است . امروزه هزارها كتاب يافت مي شود كه هر كدام به مناسبتي حديث و تاريخ غدير را در فصل جداگانه و يا در ضمن بخشهاي ديگر آورده و درباره آن به بحث و گفتگو پرداخته اند و نيز بيش از صد كتاب و رساله مستقلا درباره غدير نوشته شده (16 ) كه گويا قديمترين آنها « كتاب الولايه » ابوجعفر محمدبن جرير طبري (م 210 ق ) است . بهترين و مهمترين اين كتابها كتاب بس عظيم و بي نظير « عبقات الانوار » (17 ) علامه ميرحامد حسين هندي (م 1306 ق ) و كتاب ارزشمند « الغدير » علامه اميني (م . 139 ق ) است . گرچه هدف ما در اين نوشتار نقد و بررسي كتابهاي غدير نيست ليكن بي مناسبت نيست كه اشاره اي نيز به اين موضوع داشته باشيم همانطور كه گفته شد بهترين و وزين ترين كتابي كه درباره غدير نوشته شده بخش حديث غدير عبقات و كتاب الغدير است اما اين دو نيز بيشتر به كار محققان و پژوهشگران مي آيد بويژه عبقات كه به كار محققان بزرگ مي آيد لذا هنوز يك كتاب جامع گويا شيوا تحليلي مردم فهم و عموم پسند درباره غدير نوشته نشده و همچنان در طول اين چهارده قرن جاي چنين اثر و زيني خالي است . چه بسيار بجا و پسنديده است كه دانشمندان و متفكران اسلامي با نگاشتن چنين اثري اين خلا محسوس را پر كنند. و چه خدمتي از اين بهتر و بالاتر كه ريشه مذهب و اصل اعتقادات شيعيان بدان بستگي دارد.
    كوشش در زنده نگهداشتن غدير
    اولين فردي كه مي كوشيد تا از فراموش شدن غدير جلوگيري نمايد خود رسول خدا(ص ) بود حضرتش هنگام ارتحال به سراي جاويدان قلم و كاغذ طلبيد (18 ) تا اينكه درباره غدير سفارش نمايد و از فراموش شدن آن پيشگيري كند. پس از رسول خدا(ص ) كسي كه از همه بيشتر در زنده نگهداشتن غدير كوشيد و در اين راه رنجهاي بسيار جانكاهي متحمل شد حضرت زهرا (سلام الله عليها) بود. پس از او حضرت امير(ع ) بارها صحابه را سوگند داد تا درباره واقعه غدير شهادت و گواهي دهند و در هر فرصت مناسبي از غدير ياد مي كرد. حكام مستبد بني اميه و بني مروان به شدت فعاليت ميكردند تا نور غدير را خاموش كنند و به زعم باطل خود كاري كنند كه نسل آينده از غدير بي اطلاع بماند تا نهايتا از اين طريق به حكومت غصبي خود مشروعيت بخشند ولي با كوشش پيگير اميرالمومنين و ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين نتوانستند به اين آرمان باطل خود جامه عمل بپوشانند. فرزندان رسول خدا(ص ) به محض اينكه اندك مناسبتي پيش مي آمد مسئله غدير را مطرح و گوشزد مي كردند و از فراموش شدن آن جلوگيري مي نمودند. همين عنايت خاص امامان معصوم و جانشينان بر حق پيامبر(ص ) بود كه باعث شد غدير بماند و تا به امروز در حال درخشش و پرتوافشاني باشد.
    خلفاي بني عباس نيز در پنهان كردن چهره منور غدير هر چه توانستند فعاليت كردند آنان گرچه به صورت ظاهر خود را از ياران علي (عليه السلام ) وانمود مي كردند ولي شكي نيست كه آنها نيز دائما در حال آزار و شكنجه و در نهايت كشتن فرزندان پيامبر بودند اما اينان هم با اراده و مشيت خداوند قهار نتوانستند مخالفت ورزند و با كشتن فرزندان ابوطالب (ع ) و مسموم و شهيد نمودن امامان شيعه كاري از پيش نبردند بلكه به عكس موجب درخشانتر شدن خورشيد هميشه تابناك غدير شدند.
    آخرين و درخشنده ترين جلوه غدير
    نخستين و بزرگترين جلوه غدير در سال 36 هجري متجلي شد. حكومت پنجساله عدالت گستر و دادپرور اميرالمومنين علي (ع ) اولين جلوه غدير بود. حكومت چند ماهه امام حسن (ع ) و قيام خونبار سرور سالار شهيدان امام حسين (ع ) جلوه هاي ديگر غدير بودند. مدرسه بزرگ امام باقر و امام صادق (ع ) وجود مقدس ائمه هدي هر يك جلوه اي از غدير بودند كه در عصر و زمان خود تاريكي ها را روشني بخشيدند.
    اما آخرين بزرگترين و درخشنده ترين جلوه غدير وجود اقدس ولي عصر حضرت امام زمان عليه السلام است . زماني كه ديگر تمام اميدها نااميد كليه چاره ها ناچار و همه راهها بسته شد مستضعفان جهان و ستمديدگان گيتي به حضرتش كه يگانه تكيه گاه آنهاست پناه مي برند. اوست كه با دست پرقدرت خود تارهاي عنكبوتي ابرجانيان و خون آشامان زمان را كه دست و پاي مردم را فلج كرده در هم پيچيده و كاخ پوشالي ظلم و جور استبداد و استعمار را در هم كوبيده و مسلمانان و انسانهاي دربند و مظلوم را از زير يوغ ستم مي رهاند و نعمت بزرگ آزادي را براي جامعه بشري به ارمغان مي آورد.
    آري آخرين جلوه و پرتو غدير است كه دنياي تاريك و ظلماني آخرالزمان را روشن نموده و دلهاي افسرده را با نور خود روشن و صفا مي بخشد. به اميد آن روز.
    سيد علي ميرشريفي
    پاورقي :
    1 ـ آيه 103 سوره آل عمران بدين مطلب تصريح دارد .
    2 ـ سوره مائده آيه .67 در مورد شان نزول آن رجوع شود به الفصول المهمه اين صباغ موسسه اعلما طهران ص 42 مجمع البيان ج 3 ص .223
    3 ـ نهج البلاغه صبحي صالح ص 520
    4 ـ مناقب ابن مغازلي منشورات مكتبه الاسلاميه ص 16 ـ26 كفايه الطالب كنجي دار احيا تراژ اهل البيت ص 50 ـ.64 الفصول المهمه ابن صباع ص 40 ـ41 تذكره الخواص سبط ابن الجوزي سكينه نينوي الحديثه ص 28 ارشاد شيخ مفيد موسسه اعلمي بيروت ص 92 ـ94 و....
    5 ـ مناقب ابن مغازلي ص 69 الفصول المهمه ابن صباغ ص 41 تذكره الخواص ص 29 ارشاد مفيد ص .94
    6 ـ سوره مائده آيه .3 براي اطلاع از شان نزول آن رجوع شود به مناقب ابن مغازلي ص 19 الغدير ج 1 ص 11 مجمع البيان ج 3 ص .159
    7 ـ الغدير ج 1 ص 11
    8 ـ تذكره الخواص ص 33 مناقب خوارزمي سكينه نينوي ص 80 كفايه الطالب ص 64 ارشاد مفيد ص 94 ـ95
    9 ـ تذكره الخواص ص 33 كفايه الطالب ص 64 ارشاد مفيد ص 95 دعاي مشروط پيامبر(ص ) در مورد حسان خود معجزه بود چرا كه حسان بعدها در دوران حكومت معاويه منحرف گشت و در هجو حضرت امير(ع ) شعر سرود!!!
    10 ـ الغدير ج 1 ص 9
    11 ـ الغدير ج 1 ص 14 ـ16
    12 ـ الغدير ج 1 ص 62 ـ72
    13 ـ الغدير ج 2
    14 ـ رجوع شود به الغدير بويژه ج 4 ص 11
    15 ـ كتاب سليم بن قيس علالي تحقيق علاالدين موسوي موسسه بعثت ص 188 و 148
    16 ـ يكي از دوستان اسامي و مشخصات صد كتاب را كه مستقلا درباره غدير نوشته شده تدوين نموده و گويا به عنوان « كتابشناسي غدير » در يكي از مجلات كشور چاپ مي شود.
    17 ـ مقصود از مجموعه عظيم عبقات الانوار دو جلد حديث غدير آن است .
    18 ـ مسند احمد حنبل دارالفكر ج 1 ص 326 ـ325
    19 ـ در اين مورد رجوع شود به كتاب مقاتل الطالبين ابوالفرج اصفهاني مكتبه الحيدريه صفحات 86 ـ180 210 ـ256 285 ـ207 و نيز تذكره الخواص ص 229