روزنامه جمهوري اسلامي 18/11/1382 صفحه مقالات
*****
آسيب شناسي انقلاب اسلامي


  • آفات انقلاب
    شايد آنروز كه رژيم ستم شاهي با شبيخون به بيت امام خميني و شكستن حريم مرجعيت با ورود به بيت ا مام شبانه ايشان را از قم به تهران منتقل كرد نمي دانست كه اين اقدام هرگز پايان بخش اعتراضات روزافزون زعامت شيعه عليه انحرافات رژيم ستم شاهي نخواهد بود. دستگيري امام و انتقال ايشان به زندان سرآغاز قيام پردامنه اي شد كه رژيم شاه با سركوب آن در 15 خرداد 1342 خود را طرف پيروز آن سركوب ضدمردمي حساب كرد.
    پس از آن ساواك دستگاه مخوف پليس امنيتي خونريز شاه با دستگيري فعالان اسلامي و تحميل زندانهاي طولاني بر آنها سعي كرد عقبه پيام 15 خرداد را عقيم سازد . شاه در روزهاي بعد صراحتا هشدار داد كه از اين پس هر حركتي را در نطفه خفه خواهيم كرد. البته اين تصميم جديدي نبود اما دقيقا بمنزله تشديد اقدامات امنيتي و گسترش دامنه بگير و ببندهاي ساواك شد. شكنجه هاي قرون وسطائي ساواك هنوز هم در نوع خود بي نظير تلقي مي شود. طيف وسيعي از فعالان اسلامي در معرض هجوم شبانه روزي ساواك واقع شدند تا هرگونه امكان تحرك سياسي مذهبيون به صفر برسد . براي حدود 10 سال اين اقدام ساواك هرگونه حركت علني را محكوم به شكست نمود. اما نهايتا شاه با احساس غرور از سركوب فعالان مذهبي به تحقير آنها اقدام كرد و همين سرآغاز شكست رژيم ستم شاهي بود.
    يكسال بعد از رژيم تا بن دندان مسلح شاه چيزي جز يك خاطره پرننگ و نكبت باقي نمانده بود.
    قرار بر اين نيست كه در اين مقوله به آسيب شناسي رژيم ستم شاهي بپردازيم ولي اين يك شيوه عقلاني و منطقي است كه انسان حتي از تجربه هاي منجر به شكست دشمن هم پند بگيرد و به اين جمع بندي برسد كه فساد همه جانبه نفي قاطع مذهب وابستگي پردامنه به بيگانگان فقدان پايگاه مردمي خشونت با مردم و ذلت پذيري در برابر بيگانگان و... طيف وسيعي از نكات ريز و درشت جمعا دست به دست هم داد و طومار حاكميت پرجنايت رژيم ستم شاهي را براي هميشه درهم پيچيد.
    دشمنان مردمي ترين انقلاب
    شكل گيري انقلاب اسلامي در اوج اقتدار رژيم ستم شاهي يكي از تحولات حيرت انگيز تاريخ معاصر است . رژيم شاه با ارتباطات گسترده اش توانسته بود با شرق و غرب آنچنان مناسبات پرسودي را برقرار سازد كه سران رژيم را مطمئن سازد كه ادامه حاكميت رژيم ستم شاهي در قلمرو منافع كشورهاي مطرح در شرق و غرب است . دقيقا بهمين دليل بود كه در نخستين مراحل اوج گيري نهضت اسلامي سران كرملين طي پيامي رسمي به امام خميني تصريح كردند كه از قيام ضدسلطنتي وي دفاع و حمايت نخواهند كرد. اگرچه مسكو چنين بيانيه اي را تحت فشار واشنگتن صادر كرد لكن صدور همين بيانيه باعث افزايش جاذبه هاي مردمي براي نهضت اسلامي شد.
    بدين ترتيب نخستين شعارهاي استراتژيك نهضت اسلامي شكل گرفت و مردم در تظاهرات خود فرياد زدند « نه شرقي نه غربي حكومت اسلامي » « استقلال آزادي حكومت اسلامي » ذكر اين نكات از آن جهت اهميت دارد كه بتوانيم سير تكاملي انقلاب را كه نشانه تكامل استراتژي آن بود و در شعارها تجلي مي يافت به نسل امروز و نسل هاي آينده منتقل كنيم . كمي بعد در همان ماههاي اوج گيري انقلاب يكي از مدعيان ملي گرائي در مصاحبه اي كه نظر وي را درباره ادامه سلطنت يا برقراري نظام جمهوري مورد سئوال قرار داده بود با اتخاذ موضعي دوپهلو تصريح كرد : « چه بسيار حكومتهاي جمهوري كه از حكومت هاي سلطنتي مستبدترند و چه بسيار حكومتهاي سلطنتي كه از حكومتهاي جمهوري دمكرات ترند. در نتيجه ما سلطنت را نفي نمي كنيم » . دقيقا پس از اين تاريخ بود كه با دستور صريح امام خميني در شعارهاي مردم به نوع حكومت نيز تصريح شد و مردم از آن پس شعار دادند : « نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي » و « استقلال آزادي جمهوري اسلامي » .
    پشتوانه عظيم مردمي اين انقلاب كه بعدها باعث اقتدار رهبريت انقلاب در مرحله شكل دادن به نظام جمهوري اسلامي شد اصلي ترين نقطه قوت اين حركت عظيم بود كه باعث شد عليرغم دشمني آشكار و نهان شرق و غرب همچنان باقي بماند پايه هاي خود را مستحكم سازد 8 سال جنگ تحميلي دشمنان انقلاب اسلامي را پشت سر بگذارد مراحل بازسازي خرابيهاي جنگ را سپري كند و امروز بيست و پنجمين سالگرد خود را جشن بگيرد.
    رمزگشائي خطرات
    انقلاب اسلامي حركتي مردمي بود كه با هيچ يك از استانداردهاي متداول روز براي ارزيابي يك حركت انقلابي تطبيق نمي كرد. براي چندين دهه الگوهاي كمونيستي و سوسياليستي بعنوان « الفباي انقلاب » معرفي مي شدند.
    ولي انقلابي كه رهبري آنرا يك زعيم روحاني برعهده داشت علنا تصريح مي كرد كه : « با ماركيسست ها سازش نخواهيم كرد » . اين درحالي بود كه رژيم شاه و حاميان ماورا بحاري آن مرتبا براي فراهم كردن زمينه هاي سركوب نهضت اسلامي ادعا مي كردند كه رهبري اصلي اين انقلاب دردست كمونيست هاي دو آتشه است كه از مسكو دستور مي گيرند. رسانه هاي استكباري در نخستين ماههاي پيروزي انقلاب هم اصرار داشتند كه تعمدا نقش كمونيست ها را پررنگ سازند و ماركسيست ها هم از اين بزرگنمائي ها استقبال مي كردند و به آن دامن مي زدند. هدف آن بود كه انقلاب اسلامي يك حركت كمونيستي با ظاهر اسلامي معرفي شود تا بعدا در مرحله سركوب آن اقدامي در جهت مقابله با كمونيسم معرفي شود.
    يك نكته ظريف در اين ميان آنست كه كمونيست ها مشخصا بر فعاليتهاي تبليغاتي و رسانه اي خود مي افزودند و استكبار هم به چنين تبليغاتي دامن مي زد تا آنكه صداي چند نفر كمونيست و چند گروهك چپگرا از صداي پيكره اصلي نهضت با هويت اسلامي بلندتر و فراگيرتر شود.
    تصادفي نبود كه تمامي عناصر ساواكي رستاخيزي و قلم زنهاي مزدوري كه تا ديروز به سفارش دربار و ساواك مطلب مي نوشتند يكباره كمونيست شدند و براي داغ كردن تنور تبليغات كمونيستي سنگ تمام گذاشتند. اين حركت در آن واحد سه هدف را دنبال مي كرد. نخست آنكه كمونيست ها را سازماندهي كند و آنها را به ادامه حركت هاي ضدانقلابي بي تشويق نمايد. دوم آنكه تلويحا به مردم و نيروهاي اسلامي بفهماند كه اگر مبارزه مي كنند و شهيد مي شوند سود آنرا كمونيست ها خواهند برد. و بدين ترتيب آنها را دلسرد سازند و نكته سوم آنكه انقلاب ايران حركتي كمونيستي با محوريت مسكو معرفي شود كه قصد بلعيدن ايران توسط بلوك شرق كمونيستي را دارد و چپ هاي سرخ پيشتاز آن معرفي شوند.
    به طور همزمان دلالاني در تلاش بودند تا به رهبران انقلاب ثابت كنند كه همكاري با كمونيست ها به سود آنان است و ظرفيت عظيمي از نيروهاي جوان و انقلابي را در اختيار انقلاب قرار مي دهد. آنها ادعا مي كردند كه انقلاب ايران بدون كمونيست ها راه به جائي نمي برد و با عدم همكاري كمونيست ها نيروي جوان و دانشجويان را از دست خواهند داد. اين بزرگنمائي هاي بيمارگونه با اين فرض تبليغ مي شد كه گويا همه جوانان و دانشجويان كمونيست هستند و پيرو گروههاي كمونيستي محسوب مي شوند. كار به جائي رسيد كه در نخستين ماه پيروزي انقلاب اسلامي گروهك فدائيان خلق مدعي شد كه انقلاب منحرف شده و آنها با دعوت عام از همه مردم خواستار برپائي يك راهپيمائي عظيم بسوي بيت امام شدند كه در ديدار با امام خميني به ايشان ثابت كنند كه گويا انقلاب از مسيرش منحرف شده و اصالت خود را از دست داده است .
    امام خميني با مشاهده اين ترفند كمونيست ها اعلام كرد اين گروه را نخواهد پذيرفت . او با هوشمندي خاص خود دريافت كه گروهك هاي كمونيستي مايلند با ايجاد نگراني در مردم از حسن نيت مردم سواستفاده كنند و آنها را طرفدار خود معرفي نمايند.
    خطرات پشت سر خطرات پيش رو!
    طرح اين مسائل اگرچه مربوط به گذشته است لكن به ما كمك مي كند تا دريابيم انقلاب اسلامي تا اين مرحله هم خطرات عظيمي را پشت سر گذاشته و توانسته است با درايت رهبران و هوشمندي مردم توطئه هاي فراواني را عقيم سازد. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه بدانيم دشمنان داخلي و خارجي انقلاب اگرچه از طرحهاي گذشته خود بهره اي نبرده اند ولي شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه هنوز مايوس نشده اند. آنها اميدوارند كه از اين پس با نسلي در تعارض باشند كه تجربه گذشته را در اختيار ندارد و احيانا از پختگي و مهارت لازم براي رفع مشكلات و كنار زدن عناصر نفوذي برخوردار نيست .
    تجربه 25 ساله مردم در مرحله دفاع از انقلاب و خنثي كردن توطئه هاي دشمن دستاوردهاي عظيمي است كه بايستي سينه به سينه منتقل شود تا نسل امروز و نسلهاي آينده در اين زمينه به قطعيت برسند كه براي تامين اهداف خود و تضمين اقتدار و سربلندي ملت لزوما بايستي در همان مسيري به حركت ادامه دهند كه انقلاب اسلامي تاكنون پيموده است . هرگونه تلاش در جهت تضعيف اصول و آرمانها از يكطرف مردم را از ادامه راهيكه پيموده اند دلسرد مي كند و اطمينان آنها نسبت به اصل انقلاب را تبديل به ياس و نوميدي و سرخوردگي مي كند و از طرف ديگر دشمن را براي طلبكاري و برخورد تهاجمي جديد عليه انقلاب و نيروهايش تحريك مي نمايد.
    اين خيانت بزرگي است اگر كساني فضاي حال و آينده كشور و انقلاب را بگونه اي تصوير كنند كه گويا ما ديگر هيچ دشمني نداريم و اساسا هر شيطني كه دشمنان انقلاب انجام مي دهند نبايد از دريچه يك توطئه نگريسته شود و اصولا هيچ توطئه اي عليه ايران وجود ندارد بلكه اين « توهم توطئه » است كه عده اي براي تقويت ديدگاه خود هر چيزي را يك توطئه معرفي مي كنند و حال آنكه ما هيچ دشمني نداريم و هيچكس در موضع خصمانه عليه ايران نيست ! تلخ است ولي واقعيت دارد كه امروزه گروهي از فعالان سياسي و قلم بدستان در روزنامه هاي زنجيره اي براي جا انداختن اين توجيهات فريبكارانه بشدت در تلاشند و با هر صورت ممكن سعي دارند اين ذهنيت غلط را ايجاد كنند كه نه تنها اروپا بلكه حتي آمريكا و انگليس هم با ايران دشمني ندارند بلكه اين ما هستيم كه به اشتباه آنها را دشمن مي بينيم !
    خطر نفوذيها كمتر از دشمن نيست
    يك نكته حياتي كه براي 2 دهه بعنوان استراتژي انقلاب اسلامي مورد عمل قرار گرفته ولي در سالهاي اخير عده اي تعمدا آنرا تضعيف كرده اند مرزبندي بين نيروهاي خود و كساني است كه در تضاد و تعارض عملي و علني با انقلاب و نظام قرار گرفته اند. مرز بين خودي و غيرخودي مرز مشخصي است كه اصل وجود آن از ديدگاه منطقي توجيهات عقلاني روشني دارد. همانطور كه دشمنان اسلام براي خود مرزبنديهاي روشني دارند همانطور كه هر نظام براي خودش اصول و معيارهاي روشني دارد و معتقدين به آن اصول و معيارها را بيشتر مورد پذيرش قرار مي دهد منطقي نيست كه مابين عناصر جانفدا و كسانيكه در ميدان عمل جان و مال و زندگي خود را در راه اسلام و انقلاب و كشور سخاوتمندانه هديه كرده اند با كسانيكه در همان شرايط در خدمت دشمن و متجاوزين و جنايتكاران بين المللي بوده اند تفاوتي قائل نشويم .
    امام خميني همواره در طول زندگي پرخير و بركت خود درباره « خطر نفوذيها » هشدار مي دادند و در راس نفوذيها خطر منافقين را يادآور مي شدند و تصريح مي كردند كه « منافقين از كفار بدترند » و « من در ميان شما باشم يا نباشم وصيت مي كنم كه نگذاريد سرنوشت اين انقلاب بدست نااهلان و نامحرمان بيفتد. »
    اين انقلاب و نظام و كشور از طريق نفوذيها لطمه هاي فراواني دريافت كرده و ما به تجربه آموخته ايم كه نفوذيها در برخي موارد لطمه هاي جبران ناپذيري را بر پيكره نظام تحميل كرده اند كه حتي دشمن هم قادر انجام به چنان اقداماتي نبوده و نيست .
    انفجار مقر حزب جمهوري اسلامي كه منجر به شهادت شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و 72 تن از ياران امام شد توسط يك نفوذي به اجرا درآمد. شهادت رجائي و باهنر رئيس جمهور و نخست وزير وقت توسط يك نفوذي انجام شد. فاجعه سقوط هواپيماي حامل بسياري از فرماندهان ارشد نظامي و سپاه توسط يك نفوذي به اجرا گذاشته شد و بسياري از فجايعي كه به شهادت نيروهاي مخلص انقلاب منجر شد و يا لطمه اي بر پيكره نظام وارد ساخت توسط عناصر نفوذي دشمن صورت گرفت .
    منافقين قديم و جديد در اين زمينه « ركورد خيانت » را بنام خود ثبت كرده اند. آنها در تاروپود نظام رخنه كرده اند و تا زمانيكه طرد نشوند به خوش خدمتي براي دشمن ادامه خواهند داد.
    اين فجايع بزرگ كه بعضا لطمه هاي جبران ناپذيري را بر پيكره انقلاب وارد كرده ثمره اعتماد بيجا و حسن نيت غيرقابل توجيه ما به كساني بوده است كه نقاب مصالح مردم را بر چهره داشته اند با چرب زباني به توجيه موقعيت خود پرداخته اند و با پنهان كردن چهره واقعي خود و سرپوش گذاشتن بر اهداف و ارتباطات پنهاني خود توانسته اند ماهيت اصلي خود را از نظر ما مخفي كنند. شهيد مظلوم آيت الله بهشتي مي گفت : « من تلخي برخورد صادقانه را به شيريني برخورد منافقانه ترجيح مي دهم » . اين يكي از رموز اصلي شناخت نفوذيهائي است كه همواره سعي دارند با چاشني فريبكاري بر اهداف و برنامه هاي خود سرپوشت بگذارند.
    بي توجهي به اهرمهاي بازدارنده
    ممكن است كساني بگويند كه اين تضاد و تعارض نفوذيها و دشمنان انقلاب از يكسو و همه نيروهاي انقلاب از سوي ديگر يك پديده طبيعي است و گريزي از آن وجود ندارد. بحث بر سر اين نيست كه نبايد با دشمن مقابله كرد. در اين معارضه و روياروئي ترديدي نيست بلكه مسئله اصلي اينست كه سرنوشت اين معارضه فقط و فقط در زماني بسود نيروهاي انقلاب رقم خواهد خورد كه جبهه نيروهاي انقلاب جبهه يكپارچه و اطمينان بخشي باشد و ما به دشمن اجازه نداده باشيم كه در ميان جبهه نيروهاي انقلاب مهره چيني كند.
    حفظ اصول و آرمانها اصلي ترين اهرم بازدارنده دشمنان است و نبايد از توان و ظرفيت بازدارندگي اصول و آرمانها غافل شويم . اين دقيقا همان نكته اي است كه دشمن آنرا جزو اهداف اصلي خود قرار داده و به هر طريق ممكن به تشكيك و ايجاد ترديد و بدبيني نسبت به اصول و آرمانهاي انقلاب سرگرم است .
    اخيرا يكي از مدعيان اصلاح طلبي در مصاحبه اي ادعا كرده بود كه شعار نه شرقي نه غربي روشي مربوط به سالهاي اوليه انقلاب است و امروز اين شعار جواب نمي دهد و ما را منزوي مي كند. يكي ديگر از مدعيان اصلاح طلبي نيز خاطرنشان ساخته است كه مستقل بودن يك حرف مفت است و استقلال شعار كساني ست كه شهامت روياروئي با مسائل را ندارند و ميخواهند ترس و بزدلي خود را پنهان كنند و بر آن سرپوش بگذارند.
    كاملا آشكار است كه اين حرفها پايه و اساس روشني ندارد و مردود است ولي وقتي هر روزه مقالات و سخنراني هائي با همين محورها به خورد نسل امروز داده شود و عاملين انتشار چنين مهملاتي بعنوان اصلاح طلب هر حرف مفتي را در ذهن مخاطبين جوان خود جا دهند و سعي كنند آنها را شستشوي مغزي دهند تدريجا به نفي هويت اسلامي نظام مي رسيم و اينكه حتي واژه « مردمسالاري ديني » را يك واژه بي معني معرفي مي كنند و مدعي هستند كه مردمسالاري با واژه دين قابل جمع نيست و اينگونه از روي چهره واقعي خود نقاب را كنار مي زنند و ماهيت دين ستيزي خود را آشكار مي سازند.
    اين انقلاب امروزه بيست و پنج ساله شده است . اين بدان معني است كه مي تواند و بايستي بتواند هر تلاش كينه توزانه دشمنانش را خنثي كند. حفظ قدرت بازدارندگي جزو اصلي ترين محورهائي است كه غفلت از آن جزو بزرگترين اشتباهات است و بنيان انقلاب را مي سوزاند.
    استحاله فرهنگي ـ سياسي
    « ژاك شيراك » رئيس جمهور فعلي فرانسه در زمانيكه نخست وزير اين كشور بود در توجيه تلاشهاي خود براي بهبود مناسباتش با جمهوري اسلامي ايران گفته بود : « با كسي كه نمي تواني با آن دشمني كني دوستي كن » . اين خط مشي اگرچه از ديد دشمنان ما يك خط مشي عاقلانه تلقي مي شود اما بخودي خود نشانگر آنست كه دوستي آنها با ما بيانگر تلقي ما از يك دوست نيست . بلكه يك اقدام مقطعي و مشروط است كه در چارچوب منافع و اهداف طرف مقابل معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند.
    ما اين نكته اساسي را دست كم گرفته ايم و كمتر به آن توجه كرده ايم كه دوستي و دشمني معيارهاي نسبي هستند و همانطور كه دشمني داراي درجات روشني است دوستي هم نيازمند درجه بندي و طبقه بندي است . همانطور كه دشمن قابل اعتماد نيست طبعا كسي كه مي دانيم اظهار دوستي آن صرفا بخاطر آنست كه ديگر قادر به دشمني نيست او هم چندان شايسته اعتماد عميق نيست . چرا كه سعي دارد اين بار با اظهار دوستي همان هدف ديروز را تعقيب كند. عدم درك اين نكته كليدي باعث شده كه برخي از مسئولين نظام بويژه در بعد سياست خارجي با مشاهده يك لبخند بيگانه آنچنان احساس وجد و شادماني كنند كه يكباره فراموش نمايند كه فرانسه انگليس آلمان و آمريكا و حتي روسيه و ديگران جزو حاميان وقيح ديروز صدام بوده اند و ياور اصيل وي در ارتكاب آنهمه جنايات جنگي در طول دوره تهاجم 8 ساله صدام عليه جمهوري اسلامي ايران بوده اند و آمريكا مي خواست ريشه ملت ايران را بسوزاند و در خرداد و تيرماه 82 به حمايت از اوباشي كه بساط ناامني در اينجا براه انداخته بودند كاخ سفيد بيانيه رسمي صادر كرد و از اوباش بعنوان مبارزين راه آزادي تجليل نمود.
    هدف دشمنان ديروز بويژه آنها كه نقاب دوستي بر چهره زده اند و امروزه اظهار دوستي مي كنند ولي همان هدف را تعقيب مي كنند روشن است . آنها در فكر « استحاله فرهنگي ـ سياسي » نظام و بي محتوا كردن انقلاب هستند. آنها در فكر يارگيري درون خيمه انقلاب هستند و در تدارك اين اقدام خود حتي به مرحله صدور بيانيه هاي رسمي در حمايت از عناصر نفوذي خود برآمده اند. قطعنامه مداخله جويانه اتحاديه اروپا در حمايت از مدعيان اصلاح طلبي دقيقا از همين زاويه است كه معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند. هر انديشه ديگري در تحليل اين واقعيت عيني اگر نشانه ساده انديشي نباشد قطعا خودفريبي است .
    در يك كلام اگرچه در طول اين دوره 25 ساله انقلاب اسلامي به تكامل رسيده و مراحل بلوغ سياسي را پشت سر گذاشته است ولي نبايد از نظر دور داشت كه تاكتيك ها و ماهيت خصومت عليه انقلاب نيز متحول شده و بگونه اي تكامل يافته كه گاهي حتي تشخيص و باور دشمني ها را براي افراد ساده انديش مشكل ساخته است . بگونه اي كه گاهي تصور مي كنند آنها دوستان ما هستند و حال آنكه آنها سعي دارند « گارد انقلاب » را باز كنند و با جلب اعتماد ما در لحظه حساس از پشت به ما خنجر بزنند و چنين مباد.
    دوستي و دشمني درجاتي دارد. همانطور كه دشمن قابل اعتماد نيست دوستي كه مي دانيم اظهار دوستي آن صرفا بخاطر آنست كه ديگر قادر به دشمني نيست او هم چندان شايسته اعتماد نيست . چرا كه سعي دارد اين بار با اظهار دوستي همان هدف ديروز را تعقيب كند
    دشمن سعي دارد اهرمهاي بازدارنده ما را خنثي و بي اثر كند و در قدم اول مرز بين نيروهاي خودي و غيرخودي را درهم بريزد. نبايد به دشمن اجازه دهيم در ميان جبهه نيروهاي انقلاب مهره چيني كند
    خطر نفوذيها كمتر از دشمن نيست . ما به تجربه آموخته ايم كه نفوذيها در برخي موارد لطمه هاي جبران ناپذيري را بر پيكره نظام تحميل كرده اند كه حتي دشمن هم قادر به انجام چنان اقداماتي نبوده و نيست
    اين خيانت بزرگي است اگر كساني بگويند گويا ما ديگر هيچ دشمني نداريم و ديگر هيچ توطئه و خصومتي عليه ايران وجود ندارد بلكه همه اينها « توهم توطئه » است و ديگر هيچكس در موضع خصمانه عليه ايران نيست !
    اگرچه در طول اين دوره 25 ساله انقلاب اسلامي به تكامل رسيده ولي نبايد از اين نكته غافل شويم كه تاكتيك ها و ماهيت خصومت عليه انقلاب نيز متحول شده و بگونه اي تكامل يافته كه گاهي حتي تشخيص و باور دشمني ها را براي افراد ساده انديش مشكل ساخته است