روزنامه جمهوري اسلامي 18/11/1382 صفحه سرمقاله
*****
نمايش تحصن ; فراتر از شكست


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    سرانجام روز پنجشنبه گذشته (16 بهمن ) نمايش تحصن عده اي از نمايندگان ردصلاحيت شده به پايان رسيد و گردانندگان اين نمايش با انتشار بيانيه اي كه از سطر سطر آن اعتراف به بيگانگي از مردم فاصله گرفتن از قانون و همزباني با بيگانگان آشكار است اعلام كرده اند در انتخابات اول اسفند شركت نخواهند كرد.
    آنچه در نمايش تحصن 26 روزه افراد فاقد صلاحيت نمايندگي مجلس آشكار شد بسيار فراتر از شكست است . اين واقعه فرازي از اقدامات ضدانقلابي عليه اساس نظام جمهوري اسلامي آرمانهاي انقلابي و سيره حضرت امام خميني بود كه بايد توسط تاريخ نگاران مستقل با تمام جزئيات به نگارش درآيد تا در كنار توطئه هاي رنگارنگي كه در طول 25 سال گذشته عليه اين انقلاب و اين نظام صورت گرفته است ثبت شود و نسل هاي آينده را در جريان واقعيت ها قرار دهد.
    هرچند در اين مقاله مجال تشريح همه محورهاي شكست نمايش تحصن وجود ندارد لكن اشاره اي اجمالي به بعضي از آنها لازم به نظر ميرسد.
    اولين و مهمترين محور اينست كه اين اقدام با بي اعتنائي كامل مردم مواجه شد. گردانندگان نمايش تحصن تلاش زيادي كردند تا توجه مردم را به خود جلب كنند و از اين طريق خود را ترجمان خواسته ها و اراده مردم جلوه دهند ولي بي اعتنائي همه جانبه مردم آنها را دچار نااميدي كامل كرد و اين واقعيت را نيز به اثبات رساند كه آنها حتي درصورتيكه تاييد صلاحيت شوند و به عنوان داوطلب در انتخابات شركت نمايند نيز مردم به آنها راي نخواهند داد. علت بي اعتنائي مردم اين بود كه تحصن كنندگان براي حفظ قدرت خود متحصن شده بودند نه براي خدا و خلق خدا.
    محور دوم فضاحت نمايش ديگري تحت عنوان « روزه سياسي » بود كه تلاش مضاعفي براي جلب توجه مردم بود ولي به رسوائي بيشتر گردانندگان اين بازي منجر شد. اين اقدام با نوعي هماهنگي با عناصر سياست باز بيرون از مجلس براي تشكيل تجمعاتي در شهرهاي مختلف به منظور فضاسازي در جامعه و به راه انداختن نمايش هائي تحت عنوان حمايت هاي مردمي صورت گرفت ولي بسيار سريع با ناكامي مواجه شد. در مطبوعات روزه سياسي به تمسخر گرفته شد در مجلس حتي كاركنان و مستخدمان نيز به اين حركت سالوسانه اعتراض كردند و از تجمعات فرمايشي نيز هيچكس استقبال نكرد بطوريكه تعداد حضار جلساتي كه در دو سه شهر برگزار كردند با احتساب ميزبانان و نيروهاي انتظامات و عناصر خدماتي به زحمت به 30 تا 50 نفر رسيد .
    سومين محور تلاش براي به راه انداختن آشوب در دانشگاه ها بود كه بهيچوجه جواب نداد. دانشجويان نه تنها حاضر به همراهي با نمايش تحصن نشدند بلكه گردانندگان اين بازي را به تمسخر گرفتند. از آوردن فسيل هاي سياسي به جمع تحصن كنندگان و اعزام آنها به دانشگاه ها نيز چيزي عايد گردانندگان اين نمايش نشد و آنها از دانشگاهيان اعم از دانشجو و استاد نيز مايوس شدند.
    در داخل مجلس و مجموعه كارگزاران اجرائي نيز گردانندگان نمايش تحصن با ناكامي شديدي مواجه گرديدند. بازيگران نمايش تحصن در ميان نمايندگان مجلس در اقليت بودند و اكثريت قابل ملاحظه مسئولين اجرائي نيز با آنها همراهي نكردند. رئيس جمهور نيز در همان روزهاي اول از آنها خواست به تحصن پايان دهند هرچند آنها به اين خواسته رئيس جمهور اعتنائي نكردند. كسب حمايت مجلس و بدنه اجرائي چهارمين محور تلاشهاي گردانندگان نمايش تحصن بود كه با ناكامي مواجه شد.
    تلاش شديد گردانندگان اين صحنه سازي ها براي بدست آوردن حمايت مراجع عظام تقليد نيز با شكست سختي مواجه شد. بعضي از مراجع اصولا فرستادگان متحصنين را به حضور نپذيرفتند و بعضي ديگر آنها را نصحيت و توصيه كردند به تصميمات شوراي نگهبان گردن بنهند و دست از اين بازي ها بردارند. در همين حال علما و مراجع و جوامع مذهبي با ارسال نامه پيام طومار و تماسهاي تلفني و حضوري به شوراي نگهبان تاكيد كردند در برابر فشارها تسليم نشود و با تكيه بر قانون به وظيفه خود عمل نمايد. بدين ترتيب پنجمين محور تلاشهاي گردانندگان نمايش تحصن نيز با ناكامي مواجه شد و حتي توسل آنها به بعضي عناصر منزوي و مطرود و انتشار اظهارنظرهاي انحرافي آنها درباره مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسي و نظارت استصوابي نيز با متن مذاكرات خبرگان قانون اساسي مغاير از آب درآمد و بر رسوائي همه آنها افزود.
    ششمين محور ابراز نااميدي رسانه هاي بيگانه نسبت به گردانندگان نمايش تحصن بود. كارگردانان اين نمايش از روز اول تحصن از فيلمبرداران و عكاسان و خبرنگاران خارجي خواستند به محل تحصن بيايند و آنها را در اجراي اين نمايش ياري نمايند. رسانه هاي بيگانه نيز سنگ تمام گذاشتند و تا چند روز به تبليغ پرآب و تاب تحصن پرداختند ولي به زودي متوجه شدند مردم هيچ اعتنائي به اين بازي ندارند و اين يك نمايش بي تماشاچي است . همين نكته موجب شد رسانه هاي گروهي خارجي كه اميد زيادي به اين تحصن براي ايجاد آشوبي بزرگ در كشور بسته بودند به تحقير افراطيون مدعي اصلاح طلبي بپردازند و سرخورده تر از هميشه به اين واقعيت دست يابند كه افراطيون به پايان خط رسيده اند.
    خود افراطيون مدتها بود كه ميدانستند در ميان مردم ديگر جايگاهي ندارند ولي هنوز به پشتوانه خارجي اميد داشتند. آنها بر اين تصور بودند كه از طريق نمايش تحصن و تبليغ پررنگ آن توسط رسانه هاي خارجي ميتوانند توجه مردم را جلب كنند و يكبار ديگر به اهداف خود برسند. در اين ماجرا افراطيون به اين نتيجه رسيدند كه ديگر از رسانه هاي خارجي نيز كاري ساخته نيست و اكنون نه مردم را دارند و نه ميتوانند به پشتوانه خارجي دلگرم باشند. اين فقط شكست نيست بلكه بسيار فراتر از شكست است .
    هيچ انسان مستقلي نميتواند از وضعيتي كه براي اين مجموعه پيش آمده خوشحال باشد. اعتقاد ما اينست كه افراط و تفريط همواره چنين سرانجام شومي دارند. جناح هاي سياسي در كشورمان متاسفانه در اثر گرفتار شدن در چنبره همين افراط ها و تفريط ها درعين حال كه كشور و ملت را به زحمت مياندازند خود نيز دچار بحران ميشوند. اين چيزي است كه براي يك جناح قبلا پيش آمد و حالا نوبت جناح ديگر است . اميد و آرزوي ما اينست كه خدا بر همه آنان منت بگذارد و به راه اعتدال هدايت فرمايد.