روزنامه جمهوري اسلامي 15/11/1382 صفحه كتاب و كتابخواني

  • بحران آذربايجان
  • انقلاب اسلامي و 25 سال حماسه حضور
  • انقلاب اسلامي به روايت خاطره ها
  • *****
    بحران آذربايجان


  • 97
    پنجشنبه 9 خرداد
    انجام يافتن سازش مابين حكومت ملي آذربايجان مركز بنا به قوانين قطعيه قريب الوقوع است . اگر ان شاالله مانعي غير مترقب پيش نيايد در اثناي همين ماه يا اوايل ماه آينده خبر سازش رسما اعلام مي شود. براي رسيدن به همديگر قدم هايي از طرف پيشه وري و قوام برداشته مي شود; اگر چه در اين قدم ها كه برداشته مي شود آقاي قوام السلطنه بيشتر سهم دارد و در مقابل سه يا چهار قدم وي آقاي پيشه وري هم يك قدم بر مي دارد; اما چون آقاي پيشه وري فعلا در وضع متصرف واقع است و هر قدم وي در معني يك گذشت فعلي است در اين حركت به سمت يكديگر روي هم رفته قوام السلطنه در انظار فاتح جلوه مي كند. مخصوصا كه قدم آخري را كه بزرگتر است بايد آقاي پيشه وري بردارد.
    از جمله قدم هايي كه آقاي قوام السلطنه براي جلب خاطر اين طرف ـ كه با روس ها و حزب توده جهت جامعي دارند كه آن هم عبارت است از عدم قبول استقلال تام و تماميت حقيقي ارضي ايران ـ برداشته است دستور قطعي است كه به علا سفير كبير ايران در واشنگتون داده است كه من بعد در جلسات شوراي امنيت حاضر نشود و از اظهارات درباره مسائلي كه در شورا مذاكره مي شود خودداري نمايد. دولت قوام السلطنه اقداماتي هم در زمينه تقسيم اراضي خالصه مابين دهقانان به عمل آورده است كه اين هم يك قدم ديگري براي رسيدن به سازش با دمكرات هاي آذربايجان است .
    به نظر مي آيد كه مراد از اراضي خالصه آنهايي باشد كه فعلا در دست دولت است نه آن اراضي كه سابقا به اشخاص فروخته شده است . اگر اراضي خالصه شامل آن اراضي كه در چند سال قبل فروخته شده است باشد قطعا شامل خالصه هاي انتقالي كه از زمان نادرشاه تا زمان ناصرالدين شاه به اشخاص منتقل شده است نخواهد بود; و اين قدر تفاوت در تفسير معناي خالصه مابين طهران ارتجاعي و تبريز مترقي و تندرو زياد نيست .
    امروز گاردن پارتي مفصلي در عالي قاپو برپا بود. بليط هايي كه براي دعوت به مردم فرستاده بودند از هزار تومان تا ده تومان قيمت داشت . يكي از كارگردانان اين گاردن پارتي آقاي مرتضي خويي پسر حاجي زين الدين خويي است كه جزو وكلاي تبريز بود و اعتبار نامه اش تصويب نشد.
    جمعه 10 خرداد
    چند نفر (را) كه در گاردن پارتي روز گذشته حاضر بودند ديدم . راجع به گاردن پارتي تفصيلاتي نقل مي نمودند. عنوان گاردن پارتي جمع كردن پول به مجلس شاعران بود. علاوه بر قيمت كارت هاي دعوت غذاهايي هم با پول براي مدعوين مي آوردند. مبلغي هم از فروختن گل عايد گاردن پارتي شده است . آقاي پيشه وري و وزيران و روساي ادارات حاضر بوده اند. آقاي مرتضي خويي كه در فروختن كارتها مابين تجار مداخله زيادي داشته است در اداره گاردن پارتي و پذيرايي واردين هم دست اندركار بوده است و اين طرف آن طرف خيلي جست و خيز مي نمود.
    چند روز است كه شايع شده است كه در اروميه حادثه اي راجع به شاگردان مدارس اتفاق افتاده است . شاگردان اعتصاب نموده اند; چند نفر توقيف گرديده اند و شب نامه در شهر پراكنده شده است . باز مي گويند كه چند نفر از محصلين در خوي با حكومت ملي طرف شده و به خاك تركيه فرار نموده اند. البته صحت و سقم اين قبيل اخبار محل ترديد است تا بعد چه ثابت بشود.
    شنبه 11 خرداد
    چند روز بود كه هوا گرم شده بود. مردم غالبا لباس تابستاني خود را مي پوشيدند; ولي از ديروز صبح هوا سرد شده بود كه خنك شديدي بود. كم كم آسمان از ابر پوشيده شد. عصر و اوايل شب باران مفصلي باريد. در اين وقت سال در آذربايجان خيلي مطلوب است و هميشه دهاقين آن را با اهميت آرزو مي نمايند. باران ماه اول پائيز و ماه آخر بهار در مفيد بودن بر زراعت ضرب المثل است .
    هجوم روزنامه هاي آذربايجان و هم مسلكان آن ها در طهران بر علا هنوز تمام نشده است كه راديوي مسكو هم شروع به حمله به علا نموده است . راديوي مسكو علا را مربوط با محافل مالي قلمداد مي نمايد و مرادش اين است كه علا از سرمايه داران پول گرفته و بر عليه روس ها كار مي كند.
    در مقابل اين حملات كه به شخص علا متوجه شده است مجلس شوراي امنيت به علا خيلي توجه دارد و بنا به راديوي آنكارا اعضاي شورا به اين آساني از حسين علا دست بردار نيستند. راديوي آنكارا علا را يك نفر وطن پرست و تربيت شده معرفي مي نمايد.
    يكشنبه 12 خرداد
    آقاي پيشه وري به اروميه رفته است . عظيمي وزير عدليه هم همراه وي مي باشد. مسافرت رئيس حكومت ملي گويا مربوط به حادثه شاگردان مدارس است كه چند روز قبل در اروميه ظهور نموده است . رفاقت وزير عدليه هم با پيشه وري گويا به اين لحاظ است كه عظيمي وزير عدليه اصلا از اهل اروميه است .
    اسناد خزانه مثل سابق در بازار خيلي مرغوب است . در بانك ملي مبالغ زيادي اسناد با صرف فروخته مي شود. عده اي هستند كه خريدن اسناد خزانه را وسيله تهيه اجناس دولتي با قيمتي ارزانتر از قيمت بازار قرار داده و مقدار زيادي خريده و تجارت مي نمايند. گويا قند و شكر از آذربايجان خريده به طهران حمل مي نمايند كه گويا در اين اواخر در طهران خيلي ترقي كرده است .
    قوام السلطنه در طهران ابلاغيه نشر كرده و در آن اصلاحاتي را كه اخيرا به عمل آمده است به خودش نسبت داده و تاكيد نموده است كه اين اصلاحات هيچ مربوط به عالم هيچ فرقه اي نيست . گويا اين اشاره به فرقه سياسي راجع به حزب توده مي باشد.
    دوشنبه 13 خرداد
    راجع به مقالاتي كه در بعضي جرايد نسبت به قشون نوشته مي شود آقاي قوام السلطنه ابلاغيه نشر نموده است . از عبارت هاي مبهم ابلاغيه چيز مهمي دستگير نمي شود.
    خبرهايي از راديوهاي بيگانه مي رسد كه مشعر بر اين است كه حملات كردها و دمكرات ها بر قواي دولت در كردستان بيشتر شده است . يك هيئت كه از آذربايجان به كردستان رفته است تا مانع حصول زد و خورد باشد فاصله منطقه بي طرف را مابين دو قوه بيشتر كرده است . وزير جنگ ايران حمله كردها را به سقز و بانه تائيد ننموده است ; ولي اظهار داشته است كه سيم تلگراف بين بانه و طهران در اثر خرابي كه حاصل گرديده قطع شده است .
    قوام السلطنه مي خواهد كه در كابينه خود بعضي تغييرات بدهد; ولي نظر به شكل قوانين اساسي ايران اين كار ساده و آسان نيست . حوادث كردستان و تاخير حل مساله آذربايجان شايد موقع قوام را قدري ضعيف كرده باشد. براي تغيير يك وزير بايد رئيس الوزرا استعفا بدهد. قوام هم مي ترسد كه استعفا بدهد دوباره به تشكيل كابينه مامور نشود.

  • *****
    انقلاب اسلامي و 25 سال حماسه حضور




  • كتاب « انقلاب اسلامي و 25 سال حماسه حضور » را كه شامل تعدادي سخنراني مقاله گزارش و... است توسط نشر هماهنگ منتشر شده است . در فهرست اين كتاب عناوين ذيل مشاهده مي شود مباني نظري نهضت خدمت رساني پيامدهاي جنگ آمريكا و عراق براي جمهوري اسلامي ايران و منطقه انقلاب اسلامي ايران و بررسي تطبيقي آن با ساير انقلاب ها برگزاري جشن از ديدگاه اسلام و...
    از ميان عناوين درج شده در اين كتاب مطلب « انقلاب اسلامي ايران چالش هاي فرارو و بررسي تطبيقي آن با ساير انقلاب ها » را كه نوشته دكتر منوچهر محمدي است از نظر مي گذرانيم :
    انقلاب اسلامي ايران چالشهاي فرارو و بررسي تطبيقي آن با ساير انقلابها :
    چكيده :
    انقلاب اسلامي ايران برخلاف انقلاب هاي بزرگ دنيا همچون انقلاب روسيه و فرانسه داراي سه ركن اساسي يعني : « رهبري » « مكتب » و « مشاركت مردمي » بود و در زماني به وقوع پيوست كه رژيم حاكم در اوج قدرت و سلطه به سر مي برد و از حمايت هاي بين المللي ارتش قوي و مديريتي متشكل از 80 هزار كارشناس طراز اول برخوردار بود.
    بايد بين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي تفكيك قائل شويم . انقلاب اسلامي ايران برخلاف ساير انقلاب ها كه داراي مكتب وارداتي هستند داراي مكتبي اصيل است كه روز به روز بر قدرت و گستردگي آن افزوده مي شود و انقلابي برگشت ناپذير است .
    در بررسي مقايسه اي بين انقلاب ايران و ديگر انقلابهاي دنيا كار علمي و محققانه انجام شده كه نتيجه آن كتابي به نام « انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلابهاي فرانسه و روسيه » مي باشد. چارچوب هاي اجمالي مطالعات عبارتنداز :
    اول : تعريف انقلاب متاسفانه به علت قداستي كه انقلاب نزد مردم كل جهان دارد هر تحولي را به نام انقلاب شناخته اند. حتي شاه اتفاقات سال 40 و 41 را « انقلاب سفيد » ناميد . كودتاهايي كه در كشورهايي مثل مصر و ليبي و عراق صورت گرفت بنام انقلاب ناميدند. همچنين انقلاب مشروطه در ايران كه انقلاب محسوب نمي شود. به اين ترتيب بايد فرقي بين انقلاب هاي واقعي و انقلاب هايي كه نام انقلاب گذاشته اند قائل شد.
    در علم سياست ما شش نوع تحول را مي توانيم از لحاظ سياسي ـ اجتماعي تفاوت قائل شويم . اول كودتا است كه معمولا نيروهاي نظامي شبانه و به شكل توطئه آن را انجام مي دهند. كه از اين نمونه ها در خاورميانه و آمريكاي لاتين فراوان وجود داشته است . دوم رفرم يا اصلاح است كه حركتي قانوني و تدريجي از طريق ساختارهاي نظام است كه مي توان گفت نهضت مشروطه يك رفرم بوده زيرا كه مظفرالدين شاه حكم مشروطه را امضا كرد و آنرا عدل مظفر ناميد كه در اين حركت ساختار نظام دست نخورده باقي مي ماند. سوم شورش است يعني حركتي كه براي براندازي بدون برنامه ريزي صورت مي گيرد كه هدف آن نابود كردن يك شخص يا كنار رفتن وي مي باشد كه از اين نوع اتفاقها در بسياري از نقاط دنيا رخ داده است . چهارم نهضتهاي استقلال طلبانه در كشورهايي كه تحت سلطه بيگانه هستند رخ مي دهد مانند كشورهاي هند و الجزاير با اينكه فرانسويان از الجزاير بيرون رفتند ولي فرهنگ و ارزشهاي آنان باقي ماند.
    پنجم نهضتهاي جدايي خواهانه كه در يك گوشه مملكت قيام مي كنند تا از بقيه كشور جدا بشوند. مثل كشورهاي بنگلادش و اريتره . نوع ششم انقلاب است . انقلاب نادرترين و بنيادي ترين حركتي است كه در جامعه رخ مي دهد. در تعريف آن گفته مي شود : حركتي مردمي در جهت تغيير بنيادين ارزشهاي حاكم رهبري نظام روشهاي موجود و توام با خشونت داخلي است . از اين نوع انقلابها فقط 6 انقلاب را مي توان نام برد . انقلاب كشورهاي فرانسه روسيه چين كوبا نيكاراگوئه و ايران .
    اركاني كه در پيروزي انقلاب نقش دارند شامل : رهبري مكتب و مشاركت مردمي است . اين سه عنصر تشكيل دهنده انقلاب است كه شباهت به سه عنصر وجودي انسان دارد. مغز بعنوان رهبر روح بعنوان مكتب و سلولهاي بدن مانند مردمي است كه وقتي روح در آنها دميده مي شود حركت مي كنند.
    از بين انقلابها دو انقلاب بزرگ يعني انقلاب روسيه و انقلاب فرانسه را انتخاب نمودم زيرا كه انقلابهاي ديگر در واقع شاخه اي از انقلابهاي فرانسه و روسيه هستند. آنچه كه منجر به بروز انقلاب مي شود پيدايش دو تضاد است . تضادي كه ميان قدرت سياسي حاكم و قدرت اجتماعي بوجود مي آيد. قدرت سياسي چيست نظامي كه ابزار مادي قدرت را در اختيار دارد قدرت سياسي مي نامند. مانند قدرت نظامي اقتصادي و حمايتهاي خارجي . قدرت اجتماعي قدرتي است كه در اثر سه عنصر (مردم رهبري و مكتب ) براي مبارزه با قدرت سياسي بوجود مي آيد.
    در مقايسه انقلاب اسلامي با انقلابهاي ديگر مي بينيم هيچ شباهتي با ديگر انقلابهاي موفق دنيا ندارد. انقلابهاي ديگر زماني به پيروزي رسيدند كه نظام هاي حاكم ضعيف شده ودر حال فروپاشي بودند. اما انقلاب اسلامي زماني پيروز شد كه نظام حاكم در ايران يعني رژيم شاه در اوج قدرت و استحكام بود. يكي از نظريه پردازان انقلاب قبل از پيروزي انقلاب گفته بود : « انقلابها مي آيند ساخته نمي شوند. » يعني در اثر فروپاشي نظامهاي ضعيف انقلابيون بر خرابه هاي آن نظام سوار مي شوند و غلبه مي كنند زيرا همه انقلابهاي مورد مطالعه چنين خصوصياتي داشته اند. انقلاب فرانسه در زماني به پيروزي رسيد كه لوئي شانزدهم در ضعيف ترين و بدترين شرايط بود. يعني براي پرداخت بهره قرض ها مي بايست نصف بودجه مملكت را مي پرداخت و از سوي ديگر در 4 جنگ در طول 28 سال شكست خورده بود. از لحاظ بين المللي نيز حمايتي نداشت چون دشمني زيادي با اروپائيها داشت و از لحاظ سياسي نيز يك نظام بسيار ناكارآمد تشكيل داده بود.
    در روسيه نيز وضعيت اقتصادي نظامي سياسي ومديريتي دولتي و بين المللي در بدترين شرايط بود. بطوري كه در كارخانه اي بنام « پوتيلف » عده اي از كارگران به خاطر نان قيام كردند و اين قيام كوچك منجر به استعفاي نيكولاي دوم شد. انقلابي بوجود نيامد. لنين نيز در سوئيس بود و از طريق روزنامه سقوط نيكولاي دوم را فهميد و اصلا وي دخالتي نداشت .
    همه انقلابهاي ديگر عناصر انقلابي شان بعد از پيروزي انقلاب آمده و شكل گرفته است . ولي انقلاب اسلامي از 15 سال پيش از پيروزي آن در شرايطي كه رژيم شاه در اوج قدرت بود شكل مي گرفت . در مطالعه تاريخ آن زمان رژيم شاه از لحاظ اقتصادي بر اثر افزايش قيمت نفت داراي بهترين شرايط بود. بطوريكه بدهي هاي گذشته را پرداخت كرده بود و به بسياري از كشورها وام مي داد. از لحاظ نظامي با اجراي دكترين نيكسون ارتشي كه به كمك آمريكائيها بوجود آمد مجهزترين مسلح ترين و راضي ترين ارتش بود و بدون وقوع هيچ جنگي كه در 50 سال گذشته شكست خورده باشد به حكومت ادامه مي داد. از لحاظ حمايت بين المللي همه قدرتهاي بزرگ جهان از رژيم شاه حمايت مي كردند. رئيس جمهور خلق چين سه ماه قبل از پيروزي انقلاب براي دلجوئي از شاه به تهران آمد. از لحاظ مديريت دولتي هم بيش از 80 هزار نفر كارشناس طراز اول در نظام شاه بعلاوه طبقات تحصيلكرده غربي كه در حد پروفسور بودند در اختيار حكومت بودند و شاه براي حضور در يك جنگ منطقه اي از راس پوتين سئوال مي كرد كه به جنگ برود يا نه در حاليكه در فرانسه ملكه ماري آنتوانت با معشوقه هايش كشور را اداره مي كرد. بين اين دو چقدر اختلاف وجود دارد.
    حال ببينيم قدرت اجتماعي در آن كشورها چگونه بود در كشور فرانسه از جمعيت 25 ميليوني كمتر از 1 درصد مردم در انقلاب نقش داشتند. چون طبقات اجتماعي سه گانه وجود داشت : اشراف 1 درصد روحانيون 1 درصد 98 درصد توده هاي مردم نقشي نداشتند. برادر زاده شاه رهبري مخالفت با لوئي شانزدهم را بدست گرفت و با اين دليل يك انقلاب اشرافي بود.
    در انقلاب روسيه گروه معدودي از سربازان و كارگران ساكن در يك منطقه جغرافيايي خاص يعني مسكو و پطرزيورگ نقش داشتند . بقيه كشور كه 140 ميليون جمعيت داشت در اين زمان مطلقا نقشي نداشتند. از لحاظ رهبري به اعتراف خود روشها بي رهبرترين انقلاب انقلاب روسيه بود. در هر دو اين انقلابها براي اداره مملكت به سراغ شاهزاده ها رفتند.
    نكته حائز اهميت كه در جوامع مورد اشاره نظامهاي موجود قبل از انقلاب و مردم قيام كننده بسيار ضعيف بودند و به زودي در هر دو انقلاب روسيه و فرانسه در حاليكه ده سال از عمرشان نگذشته بود مشاركت مردم منتفي شد و هر دو اين انقلابها به ديكتاتوري ناپلئون در فرانسه و ديكتاتوري استالين در روسيه تبديل شدند.
    مجلس موسساني كه در اكتبر 1917 در روسيه تشكيل شد بدليل آنكه يك چهارم از اعضاي آن عضو حزب بلشويك بودند توسط لنين تعطيل شد. لنين در توجيه اين اقدام گفت : « مردم ناآگاه هستند پس روشنفكران بجاي آنها تصميم بگيرند. روشنفكران نيز در حزب كمونيست مي توانند تصميم بگيرند » و لذا از آن زمان به بعد حزب كمونيست تصميم گيرنده بلا منازع عرصه حكومت بود.
    خانم « سپاچلم » آمريكائي كه از بزرگترين محققان انقلابهاي دنياست راجع به انقلاب اسلامي گفته است : سقوط رژيم شاه و آغاز انقلاب ايران بين سالهاي 1977 تا 1979 بعنوان يك شگفتي ناگهاني براي ناظرين خارجي اعم از روزنامه نگاران و دانشمندان علوم سياسي و اجتماعي و از جمله كساني مثل من كه از كارشناسان انقلاب هستيم محسوب مي شود. همه ما حوادث انقلاب را با ناباوري و حيرت نظاره مي كرديم . بالاتر از همه اينكه انقلاب ايران پديده خلاف قاعده طبيعت بود. يعني آنچه كه قبلا اتفاق افتاده بود چيز ديگري بود. محققان انقلاب ايران با اين پروسه انقلابي كه منجر به سقوط شاه شد يك انقلاب اجتماعي است » . اين كارشناس با ارائه اين نظريه علتهايي را كه در مطالعه تطبيقي خود از انقلابهاي فرانسه و روسيه مطرح كرده بود زير سئوال برد. انقلاب ايران آن قدر مردمي بود و روابط اساسي و پايه فرهنگي اجتماعي اقتصادي ايران را تغيير داد كه در حقيقت از نمونه انقلاب هاي تاريخي و اجتماعي بزرگ مي باشد. به عبارت ديگر مي گويد : « انقلاب ايران ساخته شد و نيامد. »
    همه انقلابها بعد از انقلاب تبديل به نظام شدند و پروسه انقلاب متوقف شد. نظام و نهادي بنام دولت جانشين انقلاب شد. انقلاب اسلامي دولت و نظام را بوجود آورد ولي انقلاب تبديل به نظام نشد. انقلاب ما زودتر از همه انقلابها نهادسازي كرد. يعني در انقلاب فرانسه و روسيه در هر سال يك قانون اساسي داشتند و چيزي به نام انتخابات معنا و مفهوم نداشت . انقلاب اسلامي ظرف يكسال نهادها را بوجود آورد. انتخابات را انجام داد و توانست به سرعت نظام را بوجود بياورد ولي در عين حال تبديل به نظام نشد.ما اشتباهي كه مرتكب مي شويم اين است كه بين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي تفكيك قائل نمي شويم .انقلاب اسلامي اصطلاحي است كه براي آن حركت عظيم مردمي به كار مي رود. نهاد يك ساختار است كه از نظر ماهيت با انقلاب متفاوت است .
    انقلاب اسلامي با همان سه عنصر اصلي حفظ شد. يعني تكيه بر مكتب رهبري و مشاركت مردمي . فرق اين انقلاب با انقلابهاي ديگر اين بود كه انقلابهاي ديگر داراي وارداتي بودند و فقط روشنفكران از آن سردر مي آورند. انقلاب اسلامي با تكيه بر مكتبي شكل گرفت كه در رگ و خون همه انسانها و به خصوص توده ها جريان دارد. مكتب ما مكتب روشنفكرها نبود بلكه مكتب توده ها بود . امام خميني (ره ) در 15 خرداد 42 به صراحت فرمود : « لشگريان ما يا به دنيا نيامدند يا هنوز در دامان مادرشان هستند » . اما خميني (ره ) به توده هاي مردم تكيه كرد. انقلاب ما انقلاب توده و مردمي بود كه اين حضور و مشاركت مردم در انقلاب ربطي به جمهوري اسلامي و انتخابات ندارد.
    انقلاب اسلامي بر پايه آن سه ركن نه تنها متوقف نشده بلكه روز به روز قدرت گرفت و گسترده شده است .
    اينكه عده اي معتقدند جوانان بي دين شده اند نظر صحيحي نيست . زيرا جوانهايي كه تاسوعا و عاشورا در عزاداري شركت مي كنند هرگز از دين خود نمي گريزند. در زمان طاغوت با همين هيئت ها و دستجات سينه زني انقلاب و اسلام را حفظ كرديم و نهايتا انقلاب را درون آنها پيروز شد.
    ويژگي هاي انقلاب اسلامي همين سه عنصر است . يعني ارزشهاي اسلام ناب كه حضرت امام (ره ) بارها به آن تكيه كرده اند و در مكتب تشيع وجود دارد. دوم توده هاي مردم سوم رهبري و ولايت اين سه عنصر عوامل پيروزي انقلاب است .
    آقاي توين بي مي گويد : « اگر اين اسلام خفته بيدار شود همه دنيا و مستضعفين دنيا را به طرف خودش مي كشاند. » انقلاب اسلامي موفق محكم و استوار است و دشمن را منفعل كرده است .
    حركتهاي كوچك دشمنان نبايد موجب نگراني شود. عظمت انقلاب يك عظمت تاريخي و جهاني است و نمونه آن نه در تاريخ بشريت اتفاق افتاده و نه در هيچ جاي دنيا اتفاق افتاده است .




    در انقلاب هاي ديگر عناصر انقلابي بعد از انقلاب آمد و شكل گرفت . ولي انقلاب اسلامي از 15 سال پيش از پيروزي در حالي كه رژيم شاه در اوج قدرت بود شكل گرفت .
    خانم اسپاچلم آمريكايي كه از بزرگ ترين محققان در حوزه انقلاب ها مي باشد درباره انقلاب اسلامي ايران مي گويد : سقوط رژيم شاه و آغاز انقلاب ايران يك شگفتي ناگهاني براي ناظرين خارجي اعم از روزنامه نگاران و دانشمندان علوم سياسي و اجتماعي و كارشناسان انقلاب بود. ما همه حوادث انقلاب را با ناباوري و حيرت نظاره مي كرديم . بالاتر اين كه انقلاب ايران پديده اي خلاف قاعده بود يعني آنچه قبلا اتفاق افتاده بود چيزي ديگري بود.
    فرق انقلاب اسلامي با انقلاب هاي ديگر در اين بود كه انقلاب هاي ديگر وارداتي بودند و فقط روشنفكران از آن سرد در مي آوردند.
    انقلاب اسلامي باتكيه بر مكتبي شكل گرفت كه در رگ و خون همه مردم به ويژه توده ها جريان داشت .
    ترين بي مي گويد : اگر اسلام خفته بيدار شود همه دنيا و مستضعفين دنيا را به طرف خود مي كشاند.
    انقلاب اسلامي موفق محكم و استوار ايستاده و دشمن را منفعل كرده است . حركت هاي كوچك دشمنان نبايد موجب نگراني شود. عظمت انقلاب اسلامي يك عظمت تاريخي و جهاني است و نمونه آن در هيچ جاي دنيا اتفاق نيفتاده است .

  • *****
    انقلاب اسلامي به روايت خاطره ها





  • مركز اسناد انقلاب اسلامي كتاب « انقلاب اسلامي به روايت خاطره ها » را منتشر كرده است .
    بخش اول اين اثر رويدادهاي فرهنگي و ديني كشور از شهريور 20 تا وفات آيت الله بروجردي را دربرمي گيرد كه به طوركلي در اين بخش انديشه و عمل مذهبي نيروهاي ديني به خصوص روحانيت مورد بحث قرار گرفته است از جمله مي توان به فعاليت هاي فداييان اسلام كانون هاي فعال مذهبي (جامعه ي تعليمات اتحاديه ي مسلمين حاج سراج انصاري انجمن تبليغات اسلامي عطاالله شهاب پور) آيات ثلاث (صدر حجت خوانساري ) پس از فوت آيت الله عبدالكريم حائري و درنهايت فعاليت ها و اقدامات مرحوم حضرت آيت الله بروجردي اشاره نمود.
    با توجه به خدمات آيت الله بروجردي در تقويت حوزه ي علميه قم در اين بخش توجه ويژه اي به كاركرد فرهنگي ايشان شده است زيرا چنان كه همه مي دانند حوزه ي علميه قم در زمان مرجعيت ايشان حيات مجدد و توانايي علمي گسترده اي كسب كرد و به اين ترتيب سنگ بناي پيشرفت هاي بعدي آن در اين دوره نهاده شد.
    اين تحقيق نشان مي دهد اقدامات و فعاليت هاي فرهنگي آيت الله بروجردي در بسياري از جنبه ها زمينه ساز حركت هاي فرهنگي سياسي و اجتماعي علما در دودهه ي آخر حيات محمدرضا پهلوي بوده است . به جرئت مي توان گفت همه ي علما و فضلايي كه در جريان نهضت اسلامي در شمار سربازان و ياوران امام خميني قرار داشتند از محضر درس آيت الله بروجردي كسب فيض كرده حتي در شمار نزديكان اين مرجع عظيم الشان به حساب مي آمدند. در دوره ي زعامت ايشان حوزه ي علميه ي قم در مسير مرمت و اصلاح نابساماني هايي كه در نتيجه ي حاكميت رضاشاه به وجود آمده و حوزه را ضعيف ساخته بود قرار گرفت .
    در اين نوشته به برخي از خدمات حضرت آيت الله بروجردي اشاره شده است كه عبارت اند از : دايرنمودن كلاس هاي پربار فقهي اعزام مبلغين به كشورهاي مختلف تاسيس مراكز تبليغي ايجاد مدارس ديني و مساجد از جمله مدارس علميه ي كرمانشاه تاسيس مسجد اعظم قم مدرسه ي علميه ي آيت الله بروجردي مسجد هامبورگ همكاري با دانشگاه الازهر و برقراري روابط صميمانه با شيخ محمود شلتوت مفتي اعظم الازهر و...
    هريك از اين اقدامات نتايج و پيامدهاي پربار علمي و فرهنگي به دنبال داشت مثلا شيخ شلتوت در نتيجه ي تماس فكري با آيت الله بروجردي و آشنايي بيشتر با مذهب تشيع فتواي مهمي صادر كرد كه بر مبناي آن مكتب فقهي شيعه براي نخستين بار در رديف مكتب هاي فقهي مشروع و قابل تقليد به حساب آمد.
    بخش دوم اين اثر واقعه ي خونين 15 خرداد سال 1342 را مورد مطالعه قرار داده و در آن از خاطرات افرادي كه نقش مستقيم در آن داشته اند استفاده شده است .
    قيام 15 خرداد سال 42 در تحولاتي كه منجر به سقوط دستگاه سلطنت گرديد نقش اساسي و تعيين كننده داشت از اين رو در پژوهش هايي كه پيرامون علل شكل گيري انقلاب اسلامي انجام گرفته اين حادثه يا به عنوان اولين حلقه از زنجيره مبارزات ملت مسلمان ايران به رهبري روحانيت به حساب مي آيد يا به صورت پديده اي ترسيم گرديده كه روند مبارزات ملت ايران عليه خاندان پهلوي را متحول ساخته و به آن جوهره ديني و مذهبي بخشيده است . وجه مشترك پژوهش هايي كه تاكنون در اين زمينه منتشر شده تاكيد بر ماهيت جديد آن و تمايز شگفت انگيزش با حركت هاي سياسي پيشين مردم ايران است .
    آنچه سبب گرديد تا 15 خرداد سرآغاز جديدي در تاريخ مبارزات سياسي به حساب آيد نخست ورود همه جانبه نهاد مرجعيت ديني در عرصه ي سياست و ديگري كه پيوند تنگاتنگي با علت نخستين دارد تاثير شگرف آموزه هاي مكتب تشيع در ميان مبارزان سياسي اين دوره است .
    از حضور روحانيت در صحنه ي سياسي جامعه ي ايران به خصوص در تاريخ معاصر نمونه هايي فراوان مي توان برشمرد به خصوص جنبش تنباكو نهضت مشروطيت و نهضت ملي نفت اما آن چه رخداد 15 خرداد را از همه ي موارد فوق متمايز و برتر مي سازد قرار گرفتن رهبري قيام در دست روحانيت هم زمان با انفعال سياسي گروه ها و احزابي است كه تا آن تاريخ رهبري حركت هاي سياسي را به عهده داشتند. اگر تا اين تاريخ احزاب و گروه هاي ملي و حتي ضدمذهبي براي به حركت درآوردن توده هاي مردم به حضور روحانيت در عرصه ي سياسي نياز مبرم داشتند و عليرغم ميل خود تنها براي داغ كردن تنور مبارزه آن ها را دعوت به قيام مي كردند به دنبال اين رويداد روحانيت و نيروهاي مذهبي و گروه هاي داراي تمايلات مذهبي هويت مستقل و جديدي يافتند و جداگانه جبهه ي جديد و گسترده اي عليه رژيم پهلوي گشودند. معمار و باني اين گرايش جديد حضرت امام خميني (ره ) بود كه با تهور و درايت خود فصل نويني در حيات ديني و ملي مردم ايران گشود.
    با سياسي شدن حوزه هاي علميه و رويارويي علما و رژيم پهلوي مساجد كه در زندگي اصناف شهري و روستايي و به طور كلي توده هاي مردم نقش زيادي داشتند كاركرد سياسي يافتند. اسناد به جامانده از ساواك و شهرباني از نظارت شديد اين دستگاه ها بر مساجد معروف هر شهر و به خصوص تهران حكايت مي كند كه در اين زمينه مي توان به مساجد هدايت جليلي سيد عزيزالله ارك آذربايجاني ها و... اشاره نمود. گروه ها و طبقات گوناگون مردم در مساجد و از طريق پيش نمازان سخنرانان و وعاظ با مرجعيت پيوند مستقيم و غيرمستقيم برقرار مي كردند.
    دستگاه هاي امنيتي رژيم پهلوي كه توانسته بودند فعاليت احزاب گروه هاي مخالف و حتي ميانه رو را متوقف و بسياري از اعضاي آن ها را دستگير و اعدام نمايند در برابر شيوه ي مبارزاتي جديدي كه پس از 15 خرداد به وجود آمده بود دچار سرگشتگي گرديدند زيرا نه توان تعطيلي همه ي مساجد و نه قدرت ممانعت از ورود مردم به آن ها را داشتند.
    در نيمه ي دوم سال 1357 ويژگي فوق به وضوح در كاركرد مساجد ديده شد به گونه اي كه به مقر و مركز مخالفت ها عليه رژيم پهلوي تبديل گرديد. همه به ياد دارند چگونه راه پيمايي مناطق و محله ها سخن راني ها و بسياري ديگر از حركت هاي سياسي از مسجد شروع و به آن ختم مي گرديد.



    از حضور روحانيت در صحنه سياسي جامعه ايران به خصوص در تاريخ معاصر نمونه هاي فراواني مي توان شمرد به ويژه جنبش تنباكو نهضت مشروطيت و نهضت ملي نفت اما آنچه قيام 15 خرداد و انقلاب اسلامي را از همه موارد فوق متمايز و برتر مي سازد قرار گرفتن رهبري قيام در دست روحانيت همزمان با انفعال سياسي گروه ها و احزاب در جريان قيام 15 خرداد و انقلاب اسلامي است .