روزنامه جمهوري اسلامي 14/11/1382 صفحه حوزه
*****
دانشگاه در انقلاب



  • ابراهيم اميري
    انقلاب اسلامي ايران و پيروزي آن و به دنبال آن تاسيس نظام جمهوري اسلامي در ايران مرهون حضور اقشار و گروهها و مراكز مختلف علمي فرهنگي و اجتماعي است كه هر يك به نحوي نقشي را در تحقق آن ايفا نمودند.
    يكي از مراكز مهم و موثر در نهضت اسلامي مردم ايران دانشگاهها و شركت اساتيد و دانشجويان است كه با حضور فيزيكي و فكري خود در مراحل مختلف نهضت اسلامي تاثيرات زيادي در روند شكل گيري مبارزه پيروزي و تداوم آن از خود بر جاي گذاشتند.
    به منظور آشنايي بيشتر با جايگاه و نقش مراكز علمي دانشگاهي مناسب است نگاهي گذرا به سير مراحل تحصيل در مراكز آموزش عالي اعم از داخل و خارج كشور داشته باشيم تا روندي كه موجب حضور و نقش آفريني دانشگاهها در نهضت اسلامي شد روشنتر گردد.
    تا قبل از تاسيس موسسات آموزشي به سبك جديد در ايران تحصيل علم غالبا در نظاميه ها مساجد و مكتب خانه ها و حوزه هاي علميه انجام مي شد.
    عباس ميرزا به توصيه قائم مقام فراهاني در سال 1191 شمسي براي اولين بار 2 نفر به انگلستان اعزام كرد و سپس در سال 1195 نيز يك گروه پنج نفره را براي تحصيل به انگلستان فرستاد . پس از آن تاريخ هر از چندگاهي اعزامهاي محدود 1 تا 5 نفره صورت مي گرفت تا اينكه حدود 40 سال بعد يعني در سال 1337 شمسي يك گروه 42 نفره كه عمدتا از فارغ التحصيلان دارالفنون بودند براي تحصيل در دانشگاههاي فرانسه به اين كشور اعزام شدند. اين اعزام تحولي هم از نظر تعداد و هم از جهت محل تحصيل به حساب مي آمد. پس از بازگشت اعزام شدگان اوليه حضور تحصيل كردگان و تربيت شدگان جوامع اروپايي در جامعه ايران از دو جهت زمينه توقف موقت روند اعزام را فراهم آورد. از يك سو اين گروه از نظر اخلاقي و فرهنگي چنان مجذوب و شيفته فرهنگ غرب شده بودند كه به مقابله و مخالفت با ارزشها و اعتقادات اسلامي پرداختند كه اين زمينه عكس العمل منفي محافل مذهبي و توده مردم را عليه اعزام دانشجويان به دنبال داشت . از طرف ديگر از نظر سياسي نيز حامل و مروج افكار و عقايدي بودند كه نظام سنتي و حاكميت مطلقه و مستبدانه سلاطين قاجار را با خطر مواجه مي ساخت . بنابر اين حكومت وقت نمي توانست به ادامه اين اقدام علاقمند باشد. به همين جهت از حدود سالهاي 1240 شمسي تا پيروزي نهضت مشروطه يعني حدود 50 سال به صورت رسمي و از سوي دولت اقدامي براي اعزام دانشجو به خارج صورت نگرفت تنها فرزندان بعضي طبقات مرفه و مرتبط با بيگانگان باهزينه شخصي براي تحصيل به غرب مي رفتند.
    پس از مشروطيت در سال 1290 شمسي اولين قانون مدون در زمينه اعزام دانشجو به خارج به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد كه 30 نفر براي تحصيل به فرانسه اعزام شدند. هر چند اين قانون براي چند سال در نظر گرفته شده بود ولي در عمل چنين نشد. در زمان حاكميت رضاخان از سال 1307 طبق قانون مصوب مجلس براي مدت شش سال متوالي حدود يكصد نفر براي تحصيلات عاليه به فرانسه اعزام شدند كه مجموع اين 600 نفر تحصيل كرده هاي غرب نقش و سهم بزرگي در نظام آموزشي فرهنگي و سيستم سياسي و اجرايي كشور ايفا نمودند.
    پس از پايان مدت شش ساله تا پايان حكومت پهلوي اعزام دانشجو به خارج عمدتا از طريق ايجاد تسهيلات براي خانواده ها درجهت اعزام فرزندان به هزينه شخصي دنبال مي شد كه البته تعداد معدودي از فارغ التحصيلان ممتاز دانشگاههاي داخلي نيز به صورت بورسيه به هزينه دولت به خارج اعزام مي شدند. نكته مهمي را كه در اعزام دانشجويان به خارج بايد مورد توجه قرار داد تغيير در محل تحصيل آنان است . با آنكه در ابتدا مقصد دانشجويان انگلستان بود ولي به مرور فرانسه و آمريكا نيز به كانون جذب دانشجويان افزوده شدند. در دو دهه آخر حكومت پهلوي با توجه به گسترش آموزش متوسطه در داخل و پيدايش زمينه كار ضمن تحصيل در خارج و نيز اجراي سياست اعزام دانشجويان ممتاز دانشگاهها به خارج تحصيل در خارج از كشور از انحصار طبقات مرفه بيرون آمد و تعداد زيادي از دانشجويان اعزامي به خارج را طبقات متوسط و پائينتر جامعه كه داراي گرايشات و انگيزه هاي ديني و مذهبي بودند تشكيل دادند كه اين امر زمينه هاي ايفاي نقش نسبتا مهمي را در فرآيند تحولات سياسي و اجتماعي و فرهنگي كه موجبات انقلاب اسلامي مي شد فراهم ساخت .
    هر چند بايد اذعان نمود كه بيشتر تحصيل كردگان در كشورهاي اروپايي و غربي داراي گرايشات غرب زدگي يا تحصيل كرده هاي مسلمان غرب پسند بودند ولي در عين حال گروهي نيز جز تحصيل كرده هاي خود باور و مسلمانان بازگشته به خويش و داراي اصالت ديني و اسلامي بودند كه به اسلام به عنوان يك جهان بيني همه جانبه مي نگريستند. اينان ضمن بي اعتنايي به فرهنگ غرب و عدم خودباختگي و شيفته نشدن به ظواهر فريبنده غربي اصول و تعاليم حياتبخش اسلام و احياي فرهنگ و ارزشهاي ديني و خرافه زدايي از دين را وجهه همت خويش ساختند.
    در ادامه روند تحصيل در مراكز آموزش عالي در خارج از كشور و پس از گذشت چهار دهه از اعزام اولين گروه دانشجويان به كشورهاي اروپايي نخستين سنگ بناي دانشگاه تهران در بهمن 1313 گذاشته شد كه بدين ترتيب تحصيل در سطوح عالي در ايران نيز فراهم شد. دانشگاه تهران پس از تاسيس به مرور كانون شكل گيري جنبش هاي دانشجويي شد كه البته اين نكته قابل توجه است كه اصولا در كشورهايي كه حكومت مطلقه و مستبدانه وجود دارد و براي نظرات مردم اهميت و ارزشي قايل نيستند و احزاب و گروههاي سياسي و مطبوعات به عنوان نهادهاي مدني شكل نگرفته باشد و يا امكان فعاليت نداشته باشند بسياري از حركت ها و جنبش هاي سياسي ـ اجتماعي از سوي دانشجويان و اساتيد دانشگاهها و مراكز علمي كه بخش مهم نخبگان و قشر روشنفكر جامعه را تشكيل مي دهند بروز پيدا مي كند.
    در دوران حكومت پهلوي كه رژيم از تشكيل و فعاليت احزاب و مطبوعات غيردولتي و مستقل جلوگيري مي كرد دانشگاه ها به عنوان يكي از مراكز مهم و اصلي فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي درآمد و بسياري از گروههاي سياسي مخالف حكومت از طريق حركتهاي دانشجويي به مقابله و مبارزه با اقدامات حكومت مي پرداختند.
    حضور دانشجويان مسلمان و معتقد به مباني ديني و اسلامي در حوادث و رخدادهاي سياسي و اجتماعي تاثيرات زيادي را در جامعه ايران از خود بر جاي گذارد و در اين ميان امام خميني با درايت و تدبير خويش و به اعتبار نفوذ و شخصيت معنوي خود به هدايت و جذب اين تحصيل كرده هاي مسلمان به نهضت اسلامي پرداخت و از آنان نيروهاي مومن معتقد و انقلابي ساخت كه در شرايط مختلف در پيشبرد انقلاب اسلامي و اهداف آن همت گماردند.
    در اينجا به منظور آشنايي اجمالي با فعاليتهاي دانشگاهها و دانشجويان در دوران انقلاب اسلامي به نمونه هايي از مبارزات و فعاليتهاي سياسي دانشجويان كه در اسناد باقي مانده از رژيم گذشته موجود و منتشر شده است اشاره اي گذرا خواهيم داشت :
    ث كميته دانشجويان كرمان مقيم مركز در شهريور ماه سال 1344 اعلاميه شديداللحني عليه فعاليتهاي غيرقانوني ساواك تحت عنوان « اين بار با تو سخن مي گويم منتشر ساخت كه به وسيله پست در كرمان پخش گرديد در بخشي از اين اعلاميه چنين آمده است : « اي ساواك چه مي گويي و چه مي جويي چرا نمي خواهي بفهمي كه نداي آزادي از طنين نمي افتد و روح پرصفاي مبارزه در راه حق را با گل و لاي خفقان و زور نمي توان آلود ... تو سگ پليس ديكتاتور هستي كه به جز حمله و خون چيزي نمي شناسي ... سالياني در مسجد جامع كرمان از محل اوقاف مجلس عزاداري برگزار مي شد و وعاظ محترم بر بالاي منبر به مقتضاي اداري وظيفه دستورات و تعاليم اسلامي و منويات اعلم عصر (عج ) را بازگو مي كردند. اكنون اين دستوري است كه صادر كرده اي و گفته اي آقايان وعاظ اول بايد قول بدهند كه وظيفه ارشاد خود را فراموش كرده و به صرف روضه خواني اكتفا كنند و ديگر كلمه اي از خدا و رسول و دين و حقيقت نگويند. آيا اين بهانه اي براي خوردن مال وقف و تباني با رئيس اوقاف است يا از افكار پوسيده و ارتجاعي الحاد سرچشمه گرفته است اي بي خرد روضه بهانه است و منظور اصلي از آن تبليغ مباني ديني و بازگو كردن هدف مقدس قيام حسيني است . وعاظ محترم كرمان مسلما اين خفت و خواري را تحمل نمي كنند... اين سخن را با تو مي گويم تو هر چه مي خواهي باشي ولي ما در مبارزه پيروز خواهيم شد. زيرا حق با ماست نصرت و ننگ بر تو خدا و مقدسات يار و مددكار ما رهبري حضرت آيت الله خميني براي همه ملت گرامي باد . (1 )
    ث در سال تحصيلي 1348 در دانشگاه شيراز دانشجويان مسلمان با سياست ترويج « آزادي جنسي » و اشاعه فحشا و فساد به مبارزه برخاستند و طي اعلاميه افشاگرانه اي اين سياست فضاحت بار و فسادانگيز رژيم شاه را محكوم كردند. در بخشي از اين اعلاميه آمده است : « عمال استعمار برآنند كه تا دانشگاه را كه بايد محيطي پاك و مركز روشنفكري باشد به وسيله عناصر كثيف و برنامه هاي شوم خود به طرف محيطي فاسد و ناسالم سوق دهند برآنند كه به عناوين مختلف مانند انتخاب دختر شايسته !! عناصر فاسد و شناخته شده اي را به گمان خود الگوي تمام عيار افكار دانشجويان سازند و بدين وسيله تمام مظاهر انساني و اخلاقي را در ميان آنان نابود نمايند... اما شاه دست نشانده و ساير عمال امپرياليسم و صهيونيسم بايد بدانند كه فكر سياه و پليد آنان كاملا به اشتباه رفته است بايد بدانند كه روحانيون و دانشجويان و توده روشنفكر ما هرگز رسالت خود را فراموش نكرده و سرنوشت ملت ستمديده ايران را به دست رجالگان و غلامان حلقه به گوش استعمار نخواهند داد » (2 )
    ث رژيم شاه به منظور مبارزه با دين و سنتها و ارزشهاي اسلامي در ماه رمضان سال 1348 دستور داد كه بوفه هاي دانشگاه در روزهاي ماه رمضان برخلاف سنت گذشته باز باشد. اين برنامه با اعتراض و استنكار دانشجويان مسلمان و آگاه روبه رو شد و زمينه اي براي اعتراض و افشاگري عليه رژيم شد. تا آنجا كه عناصر وابسته به رژيم را برآن داشت كه در اين مورد زبان به انتقاد بگشايند و به رژيم اعلام خطر كنند.
    ساواك در اين زمينه گزارشي داده است : « مظاهري رئيس دفتر هنرهاي زيباي كشور اظهار داشت امسال رئيس دانشگاه دستور داده است كه بوفه هاي دانشگاه در ايام ماه رمضان باز باشد و اين كار اولين دفعه است كه انجام مي گيرد. مظاهري افزود : استادان و كارمندان دانشگاه سخت ناراحت شده اند. نامبرده ادامه داد انقلاب آموزشي شنيده بوديم اما ترويج بي ديني نديده بوديم . ضمنا مظاهري از اين عمل سخت ناراحت بود و گفت در بين دانشجويان هم افراد حاد و متعصب فراوانند و انعكاس اين كار خوب نيست ... » (3 )
    ث در تاريخ 49 9 24 تعدادي در حدود 250 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران پشت ميله هاي دانشگاه مذكور در حال شعار دادن هستند و شعار آنها به شرح ذيل است : « برپا ايراني رستاخيز نزديك است . قزل حصار مركز آزادگان است . مرگ بر اين پليس قانون شكن . كارگر دانشجو و محصل پيروز است . خميني بت شكن خدانگهدار تو . » (4 )
    ث ساعت 45 : 16 تاريخ (49 9 28 ) عده اي در حدود 350 نفر از دانشجويان از مقابل دانشكده ادبيات حركت كرده و شعارهايي از قبيل (مرگ بر اين انقلاب سفيد مرگ بر اين نظام پوسيده فرمايشي درود آزادگان به ملت فلسطين ... خميني بت شكن خدا نگهدار تو ... ) مي دادند . (5 )
    ث در گزارش 50 2 8 آمده است : « به ديوار داخلي دانشكده فني اعلاميه تلگرافي از طرف آيت الله خميني الصاق شده بود كه مفهوم آن مبني بر تحريك دانشجويان بر ضد حكومت و تشويق آنان به قيام بود. عده اي از دانشجويان زير اين اعلاميه را امضا كرده بودند . (6 )
    ث در تير ماه 1352 در كتابخانه مركزي دانشگاه صنعتي آريامهر كه محل تجمع دانشجويان مي باشد روي ميزها و نيمكتها شعارهاي زيادي بر عليه شاهنشاه آريامهر و بر له خميني نوشته اند.
    ث همچنين در تاريخ فوق گزارشي شده است كه : در داخل و بعضي صفحات اول بسياري از كتابهاي كتابخانه مركزي دانشگاه صنعتي آريامهر كه مورد استفاده دانشجويان است شعارها و مطالبي بر عليه رژيم سلطنت و دستگاه دولت با قلم نوشته اند . (7 )
    ث عصر روز چهارشنبه 53 12 7 حدود چهل نفر از دانشجويان در خيابان فردوسي تبريز جمع شده و پس از دادن شعار « اتحاد مبارزه پيروزي ) (اتحاد كارگر دهقان دانشجو) (خميني پدر ماست ) متفرق شدند . (8 )
    ث ساعت 30 : 8 روز 2536 3 15 يك برگ اعلاميه مضره دست نويسي با ماژيك مشكي به قطع كوچك به متن زير : درود بر شهداي عاشوراي 42 15 خرداد اعتصاب عمومي ساعت 11 در كتابخانه سكوت مي كنيم بپاخيزيم تا عاشورايي ديگر بيافرينيم . « انماالحيوه عقيده و جهاد مرگ بر يزيد زمانه و مزدوران دورش » به ديوار آمفي تئاتر دانشكده فني دانشگاه تهران واقع در طبقه دوم آن دانشكده الصاق شده بود . (9 )
    ث ساعت 21 روز 2536 3 15 سه برگ اعلاميه مضره پلي كپي شده به قطع بزرگ تحت عنوان « برنامه مبارزه براي تشكيل حكومت اسلامي » در دانشكده فني دانشگاه تهران بدست آمد . (10 )
    ث به دنبال اهانت روزنامه اطلاعات با چاپ مقاله موهن رشيدي مطلق و حادثه 19 دي دانشجويان مسلمان دانشگاهها در تاريخ 56 11 4 اعلاميه اي منتشر كردند كه در بخشي از آن چنين آمده است : « اينك به دنبال ياوه سرايي هاي نويسندگان ساواك و توهين به پيشواي مجاهد حضرت آيت الله خميني در مطبوعات و متعاقب آن كشتار خونين مردم مبارز و معترض قم توسط رژيم و تعطيل شدن يك هفته اي نماز جماعت و حوزه هاي علميه و بسته شدن بازارها و همگامي ما با همه آنها به صورت تعطيل يك هفته اي دانشگاهها فرياد همه جانبه اي است در جهت نفي همه اين سيطره ها . » (11 )
    نمونه هاي فوق نشان دهنده همگامي دانشگاهها و دانشجويان با ساير اقشار ملت انقلابي ايران در مبارزه عليه حكومت شاهنشاهي به منظور تشكيل نظام اسلامي است كه اين حضور در دوران اوجگيري نهضت اسلامي در سالهاي 56 و 57 شدت بيشتري يافت ودانشجويان و اساتيد دانشگاه با تعطيل دروس خود دانشگاه را به مركز مهمي براي مبارزه با رژيم درآوردند.
    اينچنين بود كه امام خميني در يكي از بيانات خود مي فرمايد : « اين دانشگاه بود جوانهاي دانشگاه كه آنها هم از محرومين و مستضعفين اند و اين طبقه محروم جامعه بود كه از همه رفاهها محروم بود لكن قلبش مملو از عشق به اسلام و ايمان بود و با آن عشق و با آن ايمان اين حركت را دنبال كرد و شهيد داد و در مقابلش چيزي مطالبه نكرد . » (12 )


    پاورقي :
    .1 اسنادي از جنبش دانشجويي در ايران (1357 ـ 1329 ش ) ج 1 ص .277
    .2 نهضت امام خميني ج 2 ص 643 ـ .644
    .3 « دانشگاه تهران » ج 7 ص 55
    .4 اسنادي از جنبش دانشجويي در ايران ج 1 ص 471
    .5 همان ص .483
    .6 همان ج 5 ص 566
    .7 همان . ج 2 ص 971
    .8 همان ج 3 ص 1377
    .9 همان ص 1452
    .10 همان ص 1454
    .11 همان ج 5 ص 746
    .12 صحيفه امام ج 14 ص 261 ـ 262



    حضور دانشجويان مسلمان و معتقد به مباني ديني و اسلامي در حوادث و رخدادهاي سياسي و اجتماعي تاثيرات زيادي را در جامعه ايران از خود برجاي گذارد و در اين ميان امام خميني با درايت و تدبير خويش و به اعتبار نفوذ و شخصيت معنوي خود به هدايت و جذب اين تحصيل كرده هاي مسلمان به نهضت اسلامي پرداخت و از آنان نيروهاي مومن معتقد و انقلابي ساخت كه در شرايط مختلف در پيشبرد انقلاب اسلامي و اهداف آن ملت گماردند.
    رژيم شاه به منظور مبارزه با دين و سنتها و ارزشهاي اسلامي در ماه رمضان سال 1348 دستور داد كه بوفه هاي دانشگاه در روزهاي ماه رمضان برخلاف سنت گذشته باز باشد. اين برنامه با اعتراض و استنكار دانشجويان مسلمان و آگاه روبه رو شد و زمينه اي براي اعتراض و افشاگري عليه رژيم شد. تا آنجا كه عناصر وابسته به رژيم را بر آن داشت كه در اين مورد زبان به انتقاد بگشايند و به رژيم اعلام خطر كنند.