
اوضاع ايران پيش از انقلاب اسلامي
آخرين قسمت
الان حرف ما اين است كه ايران مستقل نيست . براي اينكه
تحت قدرتهاي ديگر اداره مي شود. چهل و پنج تا شصت و بنا
به قولي هشتاد هزار مستشار آمريكايي در كشور ما هستند
قدرت در دست آنهاست
و مملكت در قبضه قدرت آنهاست و
اگر ايران قدرتمند بود كه نمي گذاشت چنين شود. پس اين
مطلب صحيح است كه يك ايران قدرتمند و مستقل مي تواند
ثبات بخش باشد
لكن الان كه ايران ثبات ندارد
اگر ثبات
داشت كه نمي گذاشت شما (آمريكائيان ) در امور آن دخالت
كنيد. سي و پنج بلكه
پنجاه سال است كه هرج و مرج بر ايران
حكومت مي كند.
ما مي خواهيم اين كسي كه اين ضعف را براي ايران آورده
و قدرت را به هدر داده برود
و ملتي كه خودش قدرتمند است
به جاي او باشد. ثبات
تابع قدرتمندي و استقلال است و
قدرتمندي به اين است كه نظاممان را از گرفتاريي كه آمريكا
برايش پيش آورده
نجات دهيم و يك نظام متكي به ملت ايجاد
كنيم نه يك نظام متكي بر مستشارهاي آمريكا. اگر دولتها ناشي
از اراده ملت باشد نمي گذارند كه شما اين طور در ايران تصرف
كنيد و اين طور هرج و مرج به بار آوريد. مملكت ما قيام كرده
است تا جلو اين هرج و مرجي را كه كشورهاي خارجي
خواسته اند و مي خواهند
بگيرد.
اين كه مي بينيد فرياد مي زنند كه بودجه كم است
نه اين
است كه درآمد ايران كم است
درآمد ايران زياد است
لكن
دستهايي در كار است كه نمي گذارد مملكت تامين شود
خورنده هايش زيادند. الان نفت يك بودجه بسيار زيادي است .
يكي از خيانتهايي كه الان شاه بر ملت ما مي كند اين است كه
اين ذخيره اي كه بايد براي سالهاي بسيار طولاني و براي
نسلهاي آتيه محفوظ بماند
اين آدم مي خواهد در مدت بيست
تا سي سال همه اش را به حلقوم آمريكا كند و در ازايش هم
چيزي را براي منفعت ملت دريافت نكند. اين كه كسري بودجه
مي آيد يكي اش براي اين معناست كه خورده مي شود
شما
ملاحظه مي كنيد كه هجده ميليارد دلار اسلحه خريدند كه براي
آمريكا در مقابل رقيبش شوروي
پايگاه بسازند. با پول اين
ملت پايگاه براي آمريكا درست مي كنند. مقداري هم به حلقوم
آقاي محمدرضاخان و عائله و كساني كه به او مربوط هستند
ريخته مي شود. طوري كه مي گويند شصت هزار نفر عائله
سلطنتي هستند
يعني آنهايي كه بايد از اين سفره بخورند و كار
نكنند
بخورند و بيعاري كنند. پس عايدات كم نيست
خورنده
زياد است .
حاكميت فرهنگ استعماري و مقابله با اسلام و روحانيت

فرهنگ اساس ملت است
اساس مليت يك ملت است
اساس استقلال يك ملت است و لهذا آنها كوشش كرده اند كه
فرهنگ ما را استعماري كنند. كوشش كردند كه نگذارند انسان
پيدا بشود
آنها از انسان مي ترسند
از آدم مي ترسند. كوشش
كردند در اين سالهاي طولاني و خصوصا در اين پنجاه و چند
سال كه رجال در ايران پيدا نشود. تحصيلات را به طوري قرار
دادند كه رشد تحصيلي و انساني پيدا نشود. ما را همچو
ترساندند
همچو با تبليغات خودشان ماها را ترساندند كه از
خودمان مي ترسيديم
به خودمان اعتماد نداشتيم . اگر يك
كسي مريض مي شد مي گفتيم بايد برود به خارج در صورتي كه
طبيب داشتيم . همچو با ما رفتار كردند و ما را لرزاندند و ما را
تهي كردند كه اگر مي خواستيم يك زمين
يك راهي را آسفالت
كنيم مي گفتيم بايد از خارج بياوريم با اينكه داشتيم . بايد ارتش
ما را خارجي ها اداره كنند
بايد نفت ما را خارجي ها بيايند
اداره كنند
با اينكه ما داشتيم . همه چيز آن براي اين بود كه ما
را از آنكه بوديم تهي كردند
مغزهاي ما را شستشو كردند
اعتماد به نفس را در ما از بين بردند.
آن چيزي كه مطرح است پيش انبيا
انسان است چيز ديگر
پيش انبيا مطرح نيست . همه چيز به صورت انسان بايد درآيد.
مي خواهند انسان درست كنند. انسان كه درست شد
همه چيز
درست مي شود. رژيم ها به تبع خارجي ها مي خواستند كه در
اين ممالك شرقي انسان درست نشود. آنها از انسان مي ترسند.
آنها مي خواهند كه يك انساني پيدا نشود. انسان اگر پيدا شد
زير بار زور نمي رود انسان
انسان اگر پيدا شد منافع مملكتش
را به خارج نمي دهد
امين است انسان . انسان براي خدا كار
مي كند و براي خداست . زندگيش براي خداست و مردنش هم
براي خداست . يك چنين موجودي ممكن نيست كه براي
اجانب خدمت بكند و به ضد كشور خودش قيام بكند. اينها
نخواستند در دانشگاه هاي ما انسان درست بشود
از انسان
مي ترسيدند
كوشش كردند كه نيروي انساني ما را نگذارند
رشد بكند
نيروي انساني ما را نگذارند جلو برود
كوشش
كردند
با هر ترتيبي كه توانستند
با هر نقشه اي كه داشتند
عمده كارشان روي انسان ها بود كه انسان ها را نگذارند رشد
بكنند. وقتي انسان تربيت نشد در يك مملكت
وقتي تمام نظر
يك فرد به ماديت بود
وقتي تربيت
تربيت مادي بود
خوب
اين آدم مي خواهد كه داراي يك ويلا باشد
اين از هر راهي شد
بشود
اين فرقي به حالش نمي كند
براي اينكه مادي است . آدم
مادي همين جهت ماده را نگاه مي كند
كار ندارد كه اين ماده
اين ويلايي كه پيدا شده است
اين اتومبيلي كه پيدا شده است
از كجاست . هر چيز
خودش را مي خواهد
به مبداش كار
ندارد. انسان الهي است كه اگر چنانچه يك چيزي را به او
بدهند مي پرسد از كجاست چه هست استفاده اين آيا صحيح
است يا نه اين اتومبيل آيا از راه حلال است يا حرام خيانت
است يا امانت اين انسان است كه اين چيزها پيشش مطرح
است
ما هم اين را مي خواهيم . اين اشتباه است كه ما مي گفتيم
كه يا مي گوئيم كه رژيم نباشد بس است ديگر
استقلال باشد
بس است
آزادي باشد بس است
نخير
مساله اين نيست . ما
همه اينها را فداي انسان مي كنيم . ما انسان مي خواهيم
همه
فداي انسان . انسان وقتي درست بشود همه چيز درست
مي شود. در اين چند سال كوشش كردند كه انسان نباشد
انسان
را نگذارند يك انساني پيدا بشود. اينها مي ديدند كه يك فرد
انسان اگر پيدا شود ممكن است يك ملت را هدايت
كند.
دستگاه هائي كه براي آموزش است
براي پرورش است
تبديلش كرده بودند به دستگاه هائي كه ضد آن باشد.
آموزش هائي كه براي انسان مفيد است
براي يك جامعه و
كشوري مفيد است
آنها حذف مي شد و به جاي آن
آموزش هائي كه مخالف مسير ملت بود. روي شهوات خود فرد
بود لكن با مسير ملت مخالفت داشت
با مصالح كشور مخالفت
داشت آنها را مي آوردند. مقالاتي كه مربوط به سرنوشت ملت
بود امكان نداشت در روزنامه ها نوشته بشود و در راديوها
خوانده بشود. مقالاتي كه مخالف مسير ملت بود
مقالاتي كه
مخالف مصالح يك ملت بود
مخالف مصالح جامعه بود
اينها
رايج بود و مجلاتي كه بايد تربيت كند نسل جوان را
مبدل
شده بود به آن تربيتي كه همه ملاحظه كرديد كه مجلات ما چه
وضع افتضاح آميزي داشت . همه براي اين بود كه جوان ها را از
مسيري كه دارند و مسير انساني كه بايد اينها بروند
منحرف
كنند به يك مسير ديگري و استفاده كنند. چنان استفاده بكنند
كه تمام مصالح يك كشور را از بين ببرند
همه چيز را به تباهي
بكشند
همه مخازن ما را به اجنبي دهند و كسي نباشد كه
« چرا » بگويد
براي اينكه توجه مردم را از آن چيزي كه مربوط
به زندگي شان است منحرف كردند.
مقصد اين بود كه اسلام را از بين ببرند و راه اينكه اسلام را
از بين ببرند اين بود كه روحانيت را از بين ببرند. اينها
مي دانستند كه تا روحانيون هستند
اينها حفظ مي كنند اسلام
را. نقشه
بردن اسلام و راهش
بردن روحانيت و جداكردن
و لهذا با تبليغات دامنه داري مشغول ]بود[ملت از روحانيون
شدند و حالا هم مشغولند كه روحانيون را از ملت جدا كنند
وقتي ملت از روحانيون جدا بشود و اينها پشتوانه نداشته
باشند براي تبليغات خودشان
آنها به مقاصد خودشان
مي رسند و خود ملت به تنهائي نمي تواند كاري بكند
تا اتكال
به اسلام نداشته باشد نمي تواند كاري انجام بدهد. اتكال به
اسلام وقتي مي شود كه كساني كه به اسلام دعوت مي كنند و
تمام مقصدشان دعوت به اسلام است
آنها در كار باشند تا
به طور]دشمنان [مردم را دعوت كنند و بسيج كنند. سابق
علمي همچو مطلبي را ادراك كرده بودند كه اسلام وضعش
جوري است كه اگر قوه پيدا بكند نمي گذارد ما به منافع مان
برسيم و روحانيون همانها هستند كه اسلام را حفظ مي كنند
نگه مي دارند... اين نهضت مطلب را عيني كرد يعني ديدند اين
را كه يك ملتي كه با راهنمائي علماي بلاد و ايماني كه
درخودشان بود اينها يك همچو امپراطوري غلط شيطاني و
بزرگ را از بين بردند در صورتي كه همه قدرت ها دنبال او
بودند.
از اول مي خواستند اينطوري درست بكنند دانشگاه را و
جوانان ما را از اول مي خواستند به يك فرمي بار بياورند كه
دشمن بشوند با اسلام و با هر چه كه مربوط به اسلام است . اسم
آخوند را توي دانشگاه نمي شد ببري . اسم دانشگاهي هم در
محيط فيضيه نمي شد ببري . هريك از اينها اگر مي رفتند آنجا
خودشان را غريب مي ديدند
خودشان را هيچ مي ديدند.
مي ديدند به چه محيط بدي وارد شده اند. براي اين بود كه
اينطوري درست كردند تا اينكه اين دو جبهه اي كه مي توانند
كشور را حفظ كنند و مي توانند نجات بدهند از گرفتاري ها
اينها دشمن هم بشوند. اين
سركوبي او را بكند
او سركوبي اين
را بكند آنها نتيجه اش را بگيرند و نتيجه را گرفتند. ديديم كه
گرفتند. آنقدر پافشاري در دشمني اين دو قشر
براي چه بود
آنقدر تبليغات سو از همه اطراف نسبت به اين طبقه مظلوم
علما و از آن طرف در آنجا
آنهمه تبليغات براي دانشگاهي و
دانشگاه و اينها چه بود براي چه اينطور بود براي اين بود كه
مي ترسيدند كه اگر اينها به هم نزديك بشوند و تفاهم كنند
بفهمند كه اسلام چه چيز است
اگر بروند اين آقايان اساتيد
دانشگاه در حوزه هاي علمي و پيش اساتيد ببينند كه اسلام
چيست وحشت نمي كنند آنوقت . آنوقت مي فهمند كه ما چقدر
مصيبت كشيديم در اين دوران ها و خصوصا اين پنجاه سال
براي اينكه ما با برادرهاي خودمان دشمن بوديم
هر كدام
ديگري را تضعيف مي كرديم شما توجه داشته باشيد به اين معنا
كه بايد اين پيوند بين دانشگاه و فيضيه برقرار باشد. بين
حوزه هاي علميه قديمي و حوزه هاي علمي جديد بايد پيوند
باشد تا بتوانيد شما كشور خودتان را حفظ كنيد. كشور شما اگر
چنانچه شما دو قشر
قشر دانشگاهي
جوان هاي دانشگاه
اساتيد دانشگاه
معلم هاي دبيرستان و دبستان و امثال ذلك
كوشش كنند به اينكه بچه ها را با حوزه هاي علمي آشنا كنند
علماي آنجا هم كوشش كنند كه اهل علم آنجا و جوان هاي
تحصيلكرده و محصل آنجا را با دانشگاه نزديك كنند. هماهنگ
كنند. اگر اين دو قشر هماهنگ بشود و اگر صالح بشود اين دو
قشر دانشمند
كشور ما هيچ نقص ديگري نمي تواند پيدا بكند.
همه مصيبت ها براي اينهاست .
(برگرفته از كتاب « آئين انقلاب اسلامي » از انتشارات موسسه
تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني )
ثبات
تابع قدرتمندي و استقلال است و
قدرتمندي به اين است كه نظاممان را از گرفتاريي
كه آمريكا برايش پيش آورده نجات دهيم و يك
نظام متكي به ملت ايجاد كنيم
نه يك نظام متكي بر
مستشارهاي آمريكا.
كوشش كرده اند كه فرهنگ ما را استعماري كنند.
كوشش كردند كه نگذارند « انسان » پيدا بشود. آنها
از انسان مي ترسند.
مقصد اين بود كه « اسلام » را از بين ببرند و راه
اينكه اسلام را از بين ببرند اين بود كه « روحانيت » را
از بين ببرند. اينها مي دانستند كه تا روحانيون
هستند
اينها حفظ مي كنند اسلام را. نقشه
بردن
اسلام و راهش
بردن روحانيت و جدا كردن ملت از
روحانيون بود... و حالا هم مشغولند كه روحانيون
را از ملت جدا كنند!

|