قسمت سوم و پاياني
حسينعلي سعدي
آيه ديگري كه به وضوح
بر وجود
امام معصوم در همه زمان ها دلالت دارد
كريمه « يا ايها الذين آمنوا اتقوالله و
كونوا مع الصادقين » (برائت آيه 119 )
مي باشد.
دستور همراه بودن با صادقان
به طور مطلق
جدا نشدن از آنان
بدون
هيچ قيد و شرط
دلالت دارد كه منظور
« امام معصوم » است . فخر رازي چنين
مي گويد :
« كسي كه جايزالخطا است
واجب
است اقتدا به كسي كند كه معصوم است .
معصومان
كساني اند كه خداي متعال
آنان را صادقان شمرده است . اين معنا
در هر زماني ثابت است . بنابراين
در هر
زماني . بايد معصومي وجود داشته
باشد . » (28 )
اگر چه ايشان
در فهم مصداق
معصوم
دچار اشتباه شده
لكن
ضرورت وجود معصوم را در هر عصري
پذيرفته است .
اين نكته را جابربن عبدالله انصاري
از امام باقر عليه السلام نقل مي كند كه در
تفسير آيه « وكونوا مع الصادقين »
حضرت فرمود : منظور « آل محمد » (29 )
است .
آيه ديگر
« ويمسك السما ان تقع
علي الارض الا باذنه » است .
امام زين العابدين فرمود : « و نحن
الذين بنا يمسك الله السما آن تقع علي
الارض الا باذنه » . (30 ) در زيارت جامعه
خطاب به آن بزرگواران عرض مي كنيم :
« و بكم يمسك السما آن تقع
علي الارض »
و لذا
همان طور كه روايت فرمود
« المهدي امان الاهل الارض »
اين
نقش آفريني هميشگي و امروز. بر
عهده ي مهدي عليه اسلام است .
از آياتي كه نقل شد و بسياري از
آيات ديگر ـ كه مجال طرح آن نيست ـ
چنين استفاده مي شود كه امامت
واقعيتي است كه هستي
لحظه اي بدون
آن نمي تواند باقي بماند و تا انساني بر
روي زمين هست و تا تكليف هست
وجود چنين امامي ضروري است . لذا
آيات قرآن و وحي كه از منابع مهم
شناخت و معرفت است
اين نكته را به
طور مسلم بيان مي كند كه وجود امام
معصوم
در عصر ما
امري مسلم و غير
قابل ترديد است . امام زمان
از منظر
قرآن
دو رسالت مهم را برعهده دارد :
در جامعه ي بشري
نقش هدايت را آن
هم به گونه ي ايصال به مطلوب
و در كل
هستي
نقش لنگر اطمينان بخش و
حافظ و نگهدار و واسطه ي فيض گيري
را ايفا مي كند.
دوم ـ غيبت حضرت مهدي عليه السلام
با تبيين رسالت امام و تعيين قلمرو
فيض بخشياش
ديگر سوالات
كوته بينانه اي كه غيبت را مخل معناي
امامت مي داند
پيش نمي آيد. سوالاتي
از قبيل اين كه « فائده امام غائب
چيست » و « امام در غيبت
چه
مي كند » ; چرا كه اين ها
حاكي از عدم
درك واقعي و صحيح از مسئله امامت و
ابعاد وجودي گسترده آن است كه در يك
تشبيه محسوس همان طور كه خورشيد
عالم تاب ـ كه منبع فيض و گرمابخشي و
مركز و محور تنظيم حركات ديگر كرات
است . لكه ابري
كار نمي كند تا بپرسيم
كه فائده خورشيد در پس ابر چيست
غيبت نيز امام را بي كار نمي كند تا
بپرسيم فايده او چيست
شايد غيبت
با رسالت و نبوت
در
تضاد باشد
چرا كه كار پيامبر
ارائه
طريق است و ارائه و راهنمايي
با
غيبت
في الجمله
سر ناسازگاري دارد
اما امامت كه رسالت اش ايصال و
دستگيري است
با غيبت
نه تنها
منافات ندارد كه گاهي اوقات
مخفي و
پنهان
بهتر مي توان بار سنگين آن را به
دوش كشيد.
مهدي (ع ) در حوزه هدايت
جامعه ي بشري
فعال و مجاهد است (31 )
و كاروان بشري را به سوي خداي متعال
سوق مي دهد و نه تنها بي كار نيست كه
سنگين ترين كارها را برعهده دارد و در
حوزه تكوين و جهان هستي
مدار و
قطب عالم امكان و واسطه فيض
است .
قرآن مجيد به مسئله غيبت حضرت
نيز اشاره كرده است . در آيه سي ام سوره
ملك آمده است : « قل ارايتم ان اصبح
ماوكم غورا فمن ياتيكم بما
معين »
پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه
و آله و سلم ) به عمار فرمود :
« يا عمار! ان الله تبارك وتعالي
عهد الي انه يخرج من صلب الحسين
تسعه و التاسع من ولده يغيب عنهم و
ذالك قوله عزوجل قل ارايتم ان اصبح
ماوكم غورا » يكون له غيبه طويله يرجع
عنها قوم و يثبت عليها
آخرون » (32 )
اي عمار! خداي متعال
با من عهد
كرده كه از صلب امام حسين عليه السلام
نه نفر به وجود مي آيند كه نهمي آنان
از
مردم غايب مي شود. و اين معناي آيه
كريمه بالاست
كه حضرت اش
غيبت
طولاني دارد كه به سبب آن عده اي دچار
ارتجاع و گمراهي مي شوند و گروهي بر
آن وفادار مي مانند.
همچنين امام باقر عليه السلام
فرمود : « هذه نزلت في القائم »
اين آيه
درباره حضرت مهدي عليه السلام نازل
شده است . ثم قال « والله ! ما جا تاويل
هذه الايه و لابد ان يجي تاويلها » (33 ) به
خدا! تاكنون ; تاويل اين آيه نيامده و
حتما نخواهد آمد.
آيه ديگري كه بر غيبت آن بزرگوار
اشاره دارد آيه چهل و پنجم سوره ي
حج است « و بئر معطله و قصر
مشيد »
در تفسير اين آيه شريف آمده : « هو
مثل لال محمد
قوله بئر معطله هي التي
لايستسقي منها و هو الامام الذي قد
غاب فلا يقتبس منه العلم »
آيه
مثل
براي آل محمد است چاه آبي كه استفاده
نمي شود
امامي است كه غايب مي شود
و از مشكات نورش
اقتباس
نمي شود.
بئر معطله و قصر مشرف
مثل لال محمد مستطرف (34 )
و نيز آياتي كه در لسان نبي مكرم
اسلام و ائمه ي هدي (عليه السلام ) به
غيبت حضرت تاويل شده است .
سوم ـ حكومت جهاني امام مهدي (عج )
نكته سومي كه از آيات قرآني
استفاده مي شود و در سطح وسيع و
گسترده اي مطرح شده است
حكومت
عدل جهاني است كه در آخر زمان برپا
مي شودو وعده خدا مبني بر تحقق
آرمان هاي بشري و پياده شدن عدل و
خلافت مستضعفان
جامعه عمل
مي پوشد.
آينده گرايي و خوش بيني نسبت به
آينده كه پيروزي حق و حق جويان عالم
حتمي است و باطل با همه زرق و
برق اش
نهايت شومي دارد و عاقبت
سوئي را در آغوش مي گيرد
از نكات
محوري قرآن مجيد در حوزه مهدويت و
پايان جهان است كه به لحاظ استحكام
و اعتمادي كه مي توان در شناخت از
آينده به وحي داشت
شعله هاي اميد و
معرفت به آينده اي روشن
در دل همه
وحي باوران زنده مي شود. اصل تحقق
حكومت جهاني مبتني بر عدالت و خدا
محوري
بخشي از اين نويد است :
« وعدالله الذين آمنوا منكم و
عملواالصالحات ليستخلفنهم
في الارض »
روايات زيادي در تفاسير وارد شده
كه « ان المهدي (عليه السلام )
هوالموعود بالاستخلاف في الايه » (35 )
آيه اشاره به حكومت جهاني امام مهدي
عليه السلام دارد. امام صادق عليه السلام
فرمود : « نزلت في القائم و اصحابه »
آيه
در شان حضرت مهدي عليه السلام و
اصحابش نازل شده است .
آيه « و نريد ان نمن علي الذين
استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و
نجعلهم الوارثين »
اشاره به حكومت
حضرت مهدي است . پيامبر اكرم
صلي الله عليه و آله و سلم فرمود :
« تاويل اين آيه
مهدي
است . » (36 )
اميرالمومنين فرمود : « المستضعفون
في الارض المذكورون في الكتاب الذين
يجعلهم الله ائمه نحن اهل البيت يبعث
الله مهديهم فيعزهم و يذل
عدوهم » (37 ); مستضعفان در آيه فوق
ما
اهل بيت هستيم . خدا
مهدي
عليه السلام ما را مبعوث مي فرمايد و
عزت را به اهل بيت برمي گرداند و
دشمنان را ذليل مي كند. »
جداي از اصل حكومت حضرت
آيات مختلف قرآن
اشاره به
خصوصيات حكومت حضرت و حتي
علائم و نشانه هاي آن نيز دارد
في المثل
يكي از نشانه ي حكومت و
ظهور آن حضرت
فرود آمدن عيسي و
سخن گفتن او و دعوت از اهل كتاب
براي تبعيت از مهدي عليه السلام است .
قرآن مي فرمايد : « ويكلم الناس في
المهد و كهلا و من الصالحين » در تفسير
اين آيه
آمده است : « قد كلمهم عيسي
في المهد و سيكلمهم اذا قتل الدجال و
هو يومئذ كهل » .
ديگر آن كه از خصوصيات حكومت
حضرتش
فراگير شدن دين مبين اسلام
است . ذيل آيه كريم « و له اسلم من
في السماوات و الارض طوعا و كرها »
امام صادق عليه السلام فرمود : « اذا قام
القائم (عليه السلام ) لايبقي ارض الا
نودي فيها بشهاده ان لااله الاالله و ان
محمدا رسوال الله » (38 )
تاويل آيه
زمان ظهور مهدي
عليه السلام است كه هيچ قسمتي از كره
زمين باقي نمي ماند مگر آنكه شهادتين
در آن جاري مي شود.
و نيز فرمود :
« اذا قام القائم لم يبق اهل دين حتي
يظهروا الاسلام و يعترفوا
بالايمان » (39 )
در زمان حضرت هيچ كس نيست
مگر اينكه به اسلام اعتراف
مي كند.
خلاصه آن كه
قرآن و وحي
به
عنوان مستحكم ترين منبع و عامل
شناخت انسان از جهان هستي
به
حقيقت مهدويت
انسان را رهنمون
است
چه در اصل وجودش و اضطرار
هستي به او و چه در غيبت و
حكومت اش و چه در مباحث
ديگر.
انسان
مي تواند با تكيه بر اين منبع
معرفت
به عقيده اي واقعي و حقيقي با
عنوان مهدويت و امام زمان ايمان
بياورد.
اميد آن كه با الهام گيري از وحي
ايمان و عشق و انتظارمان نسبت به امام
زمان
روزافزون گردد.
پاورقي :
28 ـ پيام قرآن
ج 9
ص 51
29 ـ معجم احاديث الامام المهدي
ج
5
ص 157
30 ـ همان
ص 270
31 ـ الجحجاح المجاهد
امام رضا
(عليه السلام ) جمال الاسبوع
ص 310
به نقل از تاريخ عصر غيبت
ص
436
32 ـ معجم احاديث الامام المهدي
ج
5
ص 453
33 ـ شيخ صدوق
كمال الدين
ج 1
ص
595
معجم احاديث الامام المهدي
ج
5
ص 453
34 ـ همان
ص 268
35 ـ همان
ص 279
36 ـ همان
ج 5
ص 220
37 ـ همان .
38 ـ همان .
39 ـ همان .

*****
رباعي هاي انتظار
|
ديدار نگار آشنا مي خواهيم
وصل گل نرگس از خدا مي خواهيم
بردرد دل خسته ما
وصل
دواست
هجران زدگانيم
دوا مي خواهيم
ث ث ث
داده ام از كف خود
طاقت و تاب
زفراق گل فرزند تراب
زندگي نيست
مرا زندان است
اين جهان
چون به عذابم به عذاب
ث ث ث
گر مي كشم از هجر گل فاطمه
آه
گر
روز من از فراق
گرديده سياه
اين ها
همه لطف و زاحسان خداست
لا حول و لاقوه الا بالله
ث ث ث
اي آنكه شده روز تو از هجر
سياه
واي آنكه كشي آه
به هر شام و پگاه
مهدي پسر فاطمه
از راه رسد
لاحول و لاقوه الا بالله
اكبر مرتضوي

*****
ابر صبر
|
مي آيي اي فرداي يلداي پريشاني
از انتهاي جاده هاي خيس و باراني
با كارواني از گل و لبخند مي آيي
در واپسين انتظاري تلخ و طولاني
اي صبح يلدايي ترين شب هاي تاريخي
آرامش ديروز يك فرداي طوفاني
اينجا غروب عمر انسان بودن است آقا
بازار وحشتزاترين بحران انساني
كي مي رسي اي دادخواه داد مظلومان
تا آدميت را دوباره زنده گرداني
اي انتهاي ظلمت شب هاي بي ايمان
شرقي ترين خورشيد عالمتاب رباني
سرد و خموشم من
براي تو دلم تنگ است
تا كي به زير ابرهاي صبر مي ماني
درد نهان
سرمگو
راز مپرس من
بهتر زمن مي دانم اي آقا كه مي داني
شد سينه آئينه آدينه ام مجروح
اي التيام ندبه هاي صبح عرفاني
باز آي ! اي احساس باران بر كوير كال
اي يوسف گمگشته دلهاي كنعاني
الهام صفايي

| | |