روزنامه جمهوري اسلامي 08/11/1382 صفحه هنر و ادبيات

  • جشنواره تئاتر فجر; جايي مثل قيامت !
    مروري بر نمايشهاي بيست و دومين جشنواره تئاتر فجر ة وحيد نظري نيا اشاره :

  • يك نكته
    ماه زدگي در جشنواره تئاتر فجر!
  • *****
    جشنواره تئاتر فجر; جايي مثل قيامت !
    مروري بر نمايشهاي بيست و دومين جشنواره تئاتر فجر ة وحيد نظري نيا اشاره :


  • بيست و دومين جشنواره تئاتر فجر از روز سوم بهمن ماه در تهران آغاز شده است . دراين جشنواره و در بخش هاي بين الملل مسابقه خارج از مسابقه و مرور نمايشهايي از ايران و چند كشور خارجي از جمله سوئيس آلمان انگلستان اسپانيا و ايتاليا به اجرا درمي آيد. آنچه در پي مي آيد حاشيه هايي بر اجراي نمايشهاي ايراني اين جشنواره است .
    2342 روز بد (بهروز غريب پور ـ تهران )
    « يك ايراني در تمام روزها و لحظه ها گذشته خود را مرور مي كند . او به مدت 8 سال در فرودگاه لندن به حال تعليق به سر مي برد... »
    نام « بهروز غريب پور » ابتدا مخاطب را ياد نمايش عروسكي مي اندازد. چه در صحنه تئاتر و چه در سينما با كارهايي مثل « كارگاه 2 » و « ترب » . او در فرهنگسراي بهمن نيز نقش مهمي ايفا كرد و با تدارك سالني بزرگ « بينوايان » نوشته « ويكتور هوگو » را به صحنه برد. غريب پور مدتي مدير تالار هنر هم شد. اما جالب اينجاست كه « غريب پور » به كارهاي نمايشي علاقه خاصي دارد و به دنبال سوژه هاي جالب توجه است . عنوان آخرين اثر او نيز كه هم نويسنده و طراح و هم كارگران آن است قابل تامل است به 2342 روز بد .
    غريب پور اين نمايش را براساس ماجراي واقعي قرنطينه شدن يك ايراني به مدت 8 سال در فرودگاه شاردوگل فرانسه نوشته است .
    در اين نمايش « محمد حاتمي » ستاره آثار برگرفته از ادبيات كهن خانم پري صابري ايفاي نقش مي كند و دركنار او نسيم ادبي محمد ساربان بهناز توكلي و حميد ابراهيمي ديگر نقش ها را ايفا مي كنند. اين نمايش در بخش خارج از مسابقه روز پنجشنبه نهم بهمن ماه در دو نوبت 19 30 و 22 در تالار چهارسو اجرا مي شود.
    77 6 31 (عليرضا نادري ـ تهران )
    تاريخ سي و يكم شهريور نشان مي دهد كه عليرضا نادري نجف آبادي باز هم جنگ را دستمايه يكي ديگر از نمايشنامه هاي خودكرده است .
    خلاصه نمايش نيز حكايت از اين رويكرد دارد; « پس از 169 سال چند دوست هم رزم طبق وعده اي كه در سال 61 در يكي از جبهه هاي خوزستان با يكديگر گذاشته اند در سال 77 در ميدان آزادي يكديگر را ديده و به خانه ي دوستي مي آيند (ياد مسعود كيميايي و فيلم نيفتاديد !) آنها منتظر صاحب خانه مي نشينند كه نمي آيد و... »
    نادري گروهي از بازيگران متفاوت و پرتوان را به خدمت گرفته كه معروفترين آنها امير جعفري بازيگر مجموعه تلويزيوني « بدون شرح » است . ديگر بازيگران اين نمايش از جمله مهرداد صنايي (بازيگر كارهاي دكتر علي رفيعي ) محسن طنابنده افسانه ماهيان نسيم ادبي و... اگر چه اسم و رسم و شهرت جعفري را ندارند اما بازي آنها در نمايش هاي پيشين توانايي آنها را به اثبات رسانده است . طراح صحنه و لباس نمايش هم رامين سليمانپور است . اين نمايش روز يازدهم بهمن ماه در تالار چهار سو در دو نوبت 10 30 و 22 به صحنه مي رود.
    خانه گور زنده هاست (شهرام نوشير ـ گرگان )
    « واماندن بشر از خلقت تاكنون در بيابان بي كسي و تن به روزمرگي دادن داستان كهن است . اما هيچ وقت اين كهن كهنه نمي شود. هر روز به رنگي تازه و در هر برهه به بهانه اي حلقوم آدمي را مي فشارد. يافتن روزنه اي براي خروج از اين وضعيت خيلي سخت است ... خيلي به سختي عاشقانه زيستن »
    شهرام نوشير جوان اما با تجربه است . ذاتا استعداد تئاتري دارد و يك گروه خانوادگي تشكيل داده كه شامل خودش همسرش و پسرش است . او با اين گروه به جشنواره هاي مختلف و شهرهاي مختلف سفر مي كند و خطي از خود به جاي مي گذارد.
    « نوشير » در اجراهايش به دنبال نوگرايي نيز هست و گاه در اين نوگرايي ها راه افراط مي پيمايد و اثرش غيرمجاز درك مي شود! اما حضور خودش در صحنه هميشه به نمايش جان تازه اي مي دهد. از ديگر بازيگران نمايش نوشير مي توان به مهناز مهديزاده (كه دستيار كارگردان و طراح لباس نيز مي باشد) مهرداد صدقي محمدمهدي معيري علي حصيرچيان و لاله ايجادي اشاره كرد.
    سوگ سياوش (پري صابري ـ تهران )
    « روزي پهلوانان نامي ايران ; طوس و گيو و گودرز با سواراني چند به نخجير گوران به مرز توران مي روند. در راه به ماه سيمايي برمي خورند و او را نزد كاووس شاه مي برند. شاه او را مي بيند و به همسري خويش برمي گزيند. از او پسري به دنيا مي آيد.
    سياوش پسر كاووس پسر كيقباد پادشاه ايران است . كيكاووس او را در كودكي به رستم مي سپرد تا بپرورد. رستم پس از هفت سال سياوش را كه در رزم و بزم و زيبايي سرآمد همگان شده است به درگاه كاووس بازمي آورد و سودابه همسر جوان شاه به او دل مي بازد.
    سياوش با روشني فرزانگان و پيامبران گردش روزگار را مي بيند و از آنجا كه انساني كامل و با اخلاق است از سودابه مي گريزد و به او جواب رد داده و از فرمان الهي سر نمي پيچد. سودابه به خشم مي آيد فغان مي كند روي مي خراشد و تهمت مي زند و... و اين آغاز سوگ سياوش است »
    پري صابري با گزينش داستان سياوش از شاهنامه فردوسي بار ديگر يكي از داستانهاي كهن فارسي را به نمايش تبديل كرده است البته او در اين نمايش نيز به سياق كارهاي گذشته اش از موسيقي بهره فراوان برده است . صابري جهان تازه اي از متن را به روي مخاطب نمي گشايد. « صابري » روايتگري است كه روايت را همانگونه كه هست به زر و زيور حركت و موسيقي مي آرايد.
    در سوگ سياوش محمد حاتمي نسيم ادبي محمد ساربان اسماعيل محمدي و... ايفاي نقش مي كنند. اين نمايش در بخش مرور جشنواره به اجر درمي آيد.
    رعنا (سپيده نظري پور ـ تهران )
    « رعنا » را حميدرضا آذرنگ نوشته كه خودش يك نمايش را در همين جشنواره با نام اين كدام پنجشنبه است نوشته و كارگرداني كرده است . آذرنگ بازيگر توانا و با استعدادي است كه به خاطر فيزيك و چهره خاصش عمدتا در نمايشنامه هايي با مضمون دفاع مقدس ايفاي نقش كرده است . از جمله « چند حكايت از چندين حكايت رحمان » به كارگرداني عليرضا نادري . اما اين بار او فقط در كسوت نويسنده متن خود را به « سپيده نظري پور » سپرده است و نظري پور كه سابقه هم بازي شدن با آذرنگ را در نمايش « هزاردستان » مهرداد راياني دارد به سراغ بازيگراني از جمله ; سيروس كهوري نژاد و مالك حدپور سراج رفته و اين داستان را به نمايش درآورده است : « در هنگام هجوم عراقي ها « تميم » كه به سختي موفق به ازدواج با « رعنا » شده قصد ماندن و ادامه زندگي را دارد چرا كه جنگ را مخل زندگي نمي داند. او پس از حضور عراقي ها درمي يابد كه تصورش اشتباه بوده است . سربازي عراقي مزاحم همسر او مي شود و تميم كه نمي تواند باعراقي ها بجنگد مجبور به كشتن همسرش مي شود... »
    اين نمايش در بخش مسابقه اجرا مي شود و مشاور كارگردان آن « مهرداد راياني مخصوص » است .
    گالري خياباني (ارژنگ فرخ پيكر ـ تهران )
    « يك خانم نقاش و چند دستفروش كنار خيابان بساط مي كنند. استاد دانشگاهي در همسايگي آنها به جمع شان مي پيوندد و آنها از زندگي هنر و... مي گويند. » اين خلاصه بسيار كوتاه نمايشنامه اي است كه ارژنگ فرخ پيكر براساس طرحي از اكرم ميرمحمدي نوشته است . فرخ پيكر ظاهرا همان منتقدي است كه گاه كارگرداني و نويسندگي مي كند. اما از بازيگرانش سابقه چنداني ـ حداقل طي چند سال اخير ـ ديده نشده است . بازيگران گالري خياباني عبارتند از; اكرم ميرمحمدي فرهادي مهدوي سپيده ابراهيم بهرام رحيمي خشايار فهيم .
    گالري خيابان هم در بخش خارج از مسابقه اجرا مي شود.
    من ديگر آدم بشو نيستم (مهدي محمدي ـ اراك )
    « دختري منتظر است تا نامزدش از جنگ برگردد. در انتها از وي خداحافظي مي كند »
    اين هم از آن خلاصه هاست كه تكليفش با مخاطب روشن نيست . يك نمايش از خمين اراك كه نويسنده اش نيما بيگلريان و بازيگرانش حميدرضا رحمتي و فاطمه سرلك هستند. مدت نمايش هم 35 دقيقه است و در بخش مسابقه جشنواره به صحنه مي رود.
    جايي مثل قيامت (سعيد آلبو عبادي ـ ماهشهر)
    « مرد از زندان آزاد شده و پس از 7 سال دوري به زن خود مظنون مي شود. علت آن نامه هايي است كه پيش او مي بينيد و... »
    جالب است : دراين نمايش كه خلاصه اش به گونه اي است كه حتما بايد زني بازيگر باشد تنها دو بازيگر مرد با نامهاي سعيد آلبو عبادي و عليرضا حق شناس ايفاي نقش مي كنند. و بعيد است كه يكي از اين دو نفر زن پوش نمايش باشد! پس حتما روند ماجراها به گونه اي است كه حضور بازيگر زن ضروري نيست .
    به هر حال اين نمايش هم از جمله نمايشهاي شهرستاني جشنواره است و خلاصه كوتاهش ما را به ياد نمايشنامه « پنجره اي بر بادها » نوشته فرهاد ناظرزاده كرماني مي اندازد. نمايش جايي مثل قيامت در بخش مسابقه اجرا مي شود.
    رقصي چنين (محمد رضايي راد ـ تهران )
    « جواني بر روي مين ايستاده است . جنگ تمام مي شود و آدم ها بر مي گردند. شهر ساخته مي شود و... اين همه را زني مي نويسد »
    اين هم خلاصه اي بسيار كوتاه از يك نمايش 135 دقيقه اي كه احتمالا ديدنش صبر ايوب مي خواهد! هر چند با نگاهي گذرا به بازيگران نمايش و ديدن اسامي رحيم نوروزي و افشين هاشمي مي توان اميد بست كه اين كار طولاني بار خود را به مقصد برساند و مخاطب را نگه دارد. ضمن اينكه سالن اجراي نمايش هم تالار مولوي است و تجربه ثابت كرده است كه اجراي نمايش در اين تالار اعتماد به نفس عجيبي به گروه مي دهد و سطح كارها را چند پله بالا مي برد!
    از طرف ديگر طراحان صحنه نمايش هم نرمين نظمي و سيامك احصايي هستند. دو نام شناخته شده و معتبر كه مي توانند با طراحي صحنه هاي جالب جذابيت هاي اجرا را چند برابر كنند.
    بايد ببينيم كه رقصي چنين آيا ميانه ميدانم آرزوست يا نه نمايش رقصي چنين در بخش مسابقه جشنواره اجرا مي شود. گفتني است كه يكي دو هفته پيش محمد رضايي راد جايزه نمايشنامه نويسي جشنواره تئاتر ماه را از آن خود كرد. كارگردان آن نمايش رحيم نوروزي بود.
    هفت دريا شبنمي (رضا حسيني ـ مشهد)
    سعيد تشكري نويسنده نمايشنامه « هفت دريا شبنمي » است كه آن را به رضا حسيني سپرده تا كارگرداني كند. تشكري علاوه بر نمايشنامه نويسي دستي هم در نقد دارد و عضو كانون ملي منتقدان تئاتر است . او ساكن مشهد است و همچون « رضا صابري » كه ماندن در مشهد را به هجرت تهران ترجيح داده است در همان مشهد كار مي كند و هم در نقد و هم در نمايشنامه نويسي فعال است .
    « رضا حسيني » هم سالهاست كه تئاتر كار مي كند و حضورش را در صحنه تئاتر كشور حفظ كرده خصوصا با شركت در جشنواره هاي تئاتري .
    خلاصه نمايش « هفت دريا شبنمي » نيز از اين قرار است : « مهيار شكارچي لحظه هاي دل خويش است و خاتون شكار ايلغاريان شده است . شكار و شكارچي هر دو چيره مي شوند تا مجلسي تازه را به نام خود كنند »
    در اين نمايش كه در بخش مسابقه جشنواره حضور دارند; آرش دشتبافي كريم جنتي سروش طاهري آيارا قهرمان و... ايفاي نقش مي كنند »
    يلدا (حسين پارسايي ـ تهران )
    « رابطه عاطفي يك مادر ودختر بر اثر ورود افرادي غريبه به خانه شان متحول مي شود. رازهايي قديمي افشا مي شود. عقده هاي كهنه سرباز مي كند و بحراني قديمي سه نسل افراد اين خانواده را در برمي گيرد و... »
    اين خلاصه اي از نمايشنامه يلدا و يا همان نام قديمي اش ; « چشم هايش مي خندد » است . چيستا يثربي امسال هم يكي از نمايشنامه نويسان پر كار جشنواره تئاتر فجر است . از اين جهت شباهت هايي به چرم شير دارد. هر دو بسيار مي نويسند. براي همه مي نويسند و تا ابد هم مي خواهند تجربه كنند.
    حسين پارسايي هم كه عضو گروه آيين قم است . او امسال دخترش را هم به جمع بازيگران وارد كرده و از حضور « افسر اسدي « هم سود برده است ظاهرا از سيد حسين فداي حسين خبري نيست و يا اينكه نامش از قلم افتاده ! به جز افسر اسدي و سارا پارسايي ديدار رزاقي و فرزاد حسني هم در نمايش « يلدا » بازي مي كنند. ديدار رزاقي هم احتمالا همان بازيگر نمايش « بي تو مهتاب شبي » از تئاتر شيراز است و اگر هم او باشد پس از سالها ايفاگر نقشي در يك نمايش تهراني شده است . به هر حال تركيبي از قم و شيراز و تهران مي تواند جالب باشد!
    مادر بزرگ يك مقدمه (حميد پورآذري ـ تهران )
    « حميد پورآذري » هم ديگر يكي از نامهاي ثابت جشنواره هاي تئاتر شده است . اين جوان بي ادعا و اندكي كم رو آهسته آهسته گام برمي دارد و بر تجربه هاي خود مي افزايد. ظاهرا او به جز علاقه به نمايشهاي سنتي (سياه بازي ) كه پاي ثابت آن هدايت هاشمي است به متن هاي « حسين مهكام » هم علاقه دارد. آخرين كار او از اين نويسنده جوان آندرانيك بود كه سال گذشته در جشنواره اجرا شد و سپس به اجراي عمومي رسيد. متن اخير هم نوشته « حسين مهكام » است و داستانش از اين قرار است كه زهره و دخترش ژاله به خانه مادربزرگ ـ مادر زهره ـ مي آيند. مادر بزرگ كه يك نويسنده است قصد سفر به خارج از كشور دارد. زهره و ژاله متوجه مي شوند كه مادر بزرگ امتياز انتشار آثارش را به مجيد ـ شوهر سابق زهره ـ سپرده است و... »
    در اين نمايش معصومه قاسمي پور آتيه جاويد نگار عابدي و غيبت هدايت هاشمي و علي سرابي به اين دليل است كه اين نمايشنامه هيچ شخصيت مردي نداشته كه آن را به اين دو بسپارند.
    افراد (سيد جواد طاهري ـ قم )
    يك نمايشنامه از بهرام بيضايي كه هنرمندان قم آن را كار كرده و راهي جشنواره شده اند. داستانش نيز از اين قرار است كه دختري به نام افرا در فضايي خاص با شخصيت هاي اجتماعي زندگي مي كند و ناخواسته دچار سوظن شازده خانمي شده كه جريان زندگي او را رقم مي زندو نكاتي ابهام آميز مي آفريند و سرنوشتش را دچار تزلزل مي كند »
    طاهري هم از بچه هاي قم است كه سابقه همكاري با پارسايي را دارد. مشاور كارگردان طاهري « علي فرحناك » است . فرحناك چند سالي كارگردان بلامنازع جشنواره هاي تئاتر بوده كه طي يكي دو سال اخير از اين بابت حضورش كم رنگ شده است . در كنار او و به نام دستيار احمد سليماني هم قرار دارد كه پاي ثابت بازيگري در آثار طاهري است . از ديگر بازيگران نمايش به جز سليماني مي توان به حميد لاجوردي محسن پيام مصطفي چالوك و مهدي نيكروش اشاره كرد. امسال به جز اين كارگردان فرشيد بزرگ نيا از فارسان چهارمحال و بختياري نيز افرا را كارگرداني كرده است .
    هي مرد گنده گريه نكن (جلالي تهراني ـ تهران )
    « جلال تهراني » متن هاي خوبي مي نويسد. آخرين كار او در تالار مولوي بانام « تك سلولي ها » نشان داد كه تهراني به موازات نويسندگي كارگرداني را هم خوب پيش مي برد و بلد است چگونه از بازيگران خود بازي بگيرد. او گروه خوبي را هم گرد هم آورده و با يكديگر كار مي كنند. امسال به اين گروه « پانته آ بهرام » هم اضافه شده و جمع صادق ملكي مجيد آقا كريمي و آرش فلاحت پيشه را تكميل كرده است . خلاصه نمايش هم از اين قرار است كه ; « يك بخش دور افتاده مورد تهاجم دشمن قرار گرفته و آدم ها يكي يكي گم مي شوند. « نينو » و « شيرو » زن و شوهري هستند كه سلام درمعرض اخباري كه از گوشه و كنار شهر به آنها مي رسد قرار مي گيرند و... »
    اين نمايش هم به مدت 120 دقيقه در تالار مولوي اجرا مي شود. در بخش مسابقه .
    رابعه (حسين سحرخيز ـ تهران )
    رابعه هم يكي ديگر از نمايشنامه هاي چيستا يثربي است كه براساس الهي نامه « عطار نيشابوري » نوشته شده است . حسين سحر خيز كه خود سابقه بازيگري دارد تعداد قابل توجهي از بازيگران با تجربه و جوان را به خدمت گرفته و نمايشي را تدارك ديده كه مناسب تالار وحدت است . او طراحي صحنه را به « پيام فروتن » سپرده و موسيقي نمايش را سعيد ذهني ساخته است . از جمله بازيگران نمايش هم مي توان به مرجانه گلچين احمد علامه مينو زاهدي و ... بيش از 30 نفر از هنرجويان و دانشجويان سينما و تئاتر اشاره كرد. داستان نمايش هم از اين قرار است ; بعد از مرگ كعب حارث تنها فرزند ذكور او بر تخت مي نشيند و برخلاف وصيت پدر بر مردم سخت گيري كرده و با رابعه سر نامهرباني مي گذارد. رابعه با شنيدن صداي آسماني و ساز سحرانگيز بكتاش دل در گرو صدا مي دهد و بكتاش از عشق آن دو به يكديگر مطلع مي شود و.... »
    سرخ آب (اصغر خليلي ـ اصفهان )
    « او چون رعد خروشان سوار بر اسبي پيل پيكر و در پي اثر هزاران سوار بدين سو مي آيد اما جوي خون جنگ او را بر آن مي دارد تا بر ديوار دژ آب زنند تا از افق سبزينه گياه دژ ديده شود. »
    درست حدس زديد. اين جملات داستان نمايش براساس شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي است . يك نمايش به مدت 57 دقيقه كاري از هنرمندان تئاتر اصفهان كه همگي اسامي تازه اي هستند و اطلاع زيادي از آنها در دست نيست . گروه بازيگران اين نمايش عبارتند از; شيوا ملكي نيا اسماعيل موحدي سعيد ابوطالب پور سام رند معروفي مجتبي طالبي و محسن كلاپور تعداد نوازندگان گروه كه پنج نفر هستند. نشان مي دهد كه نمايش كاري پر سر و صدا! و شلوغ است كه محل اجرايش هم سالن اصلي تئاتر شهر است .
    زمستان (هما روستا ـ تهران )
    « هما روستا » بازيگر با تجربه و قديمي تئاتر و سينما دست به كارگرداني نمايشنامه اي از جواني به نام « اميد سهرابي » زده است . حاصل كار قاعدتا بايد جذاب و ديدني باشد. چرا كه اين انتظار از هما روستا مي رود كه با به خدمت گرفتن گروهي تلفيق يافته از هنرمندان جوان و پيشكسوت كاري در خور توجه ارائه دهد. بازيگران زمستان عبارتند از; شهين نجف زاده حميد مظفري اشكان خطيبي و نسيم ادبي طراحي صحنه نمايش هم از محسن شاه ابراهيمي است و داستان آن از اين قرار است كه : « زن و شوهري منتظر پسرشان هستند كه سالهاست دور از آنها زندگي مي كند.
    پستچي جوان هر روز نامه اي از پسر مي آورد. اين نامه ها زن را از روز مرگي درآورده و انتظار را برايش آسان تر مي كند. پيردختري نيز در همسايگي آنها زندگي مي كند كه زن او را براي پسرش در نظر گرفته است . به تدريج آشكار مي شود كه اصلا پسري وجود نداشت است و شوهر اين نامه ها را با دست خود مي نوشته تا زندگي مشتركشان ادامه يابد.


  • *****
    يك نكته
    ماه زدگي در جشنواره تئاتر فجر!


  • نگاهي به پوستر بيست و دومين جشنواره تئاتر فجر بياندازيد. حالا كمي به عقب تر باز گرديد; حدود سه هفته بله نخستين جشنواره تئاتر ماه كه در حوزه هنري برگزار شد و از نظر اهدا جوايز و تبليغات و... دست كمي از جشنواره تئاتر فجر نداشت و از نظر داوري هم كه يك سر و گردن ـ حداقل از جشنواره امسال فجر بالاتر بود. توجه كنيد : دكتر ناظرزاده كرماني حميد سمندريان اكبر زنجانپور سيدمهدي شجاعي ايرج راد جرمي كينگستون (از انگليس ) و بهزاد فراهاني داوران جشنواره بودند. اما يك نكته مهم پوستر جشنواره تئاتر فجر است كه مهمترين نشانه اش هلال ماهي است كه از پرده برون آمده و مخاطب را ناخودآگاه به ياد جشنواره تئاتر ماه مي اندازد. اينطور نيست !