بسم الله الرحمن الرحيم
رژيم اشغالگر صهيونيستي سرانجام پس از چند دوره
لجاجت بي حاصل در مقابل شرائط حزب الله براي آزادي اسيران
صهيونيست
تسليم اين شرائط گرديد و با آزادي صدها تن از
اسيران فلسطيني و لبناني در بند زندانهاي اين رژيم در برابر
آزادي چند نظامي صهيونيست كه نزد نيروهاي جنبش اسلامي
حزب الله نگاهداري مي شوند
موافقت كرد. براساس اين توافق
كه قرار است فردا پنجشنبه به اجرا گذارده شود
رژيم
صهيونيستي در ازا آزادي سه سرباز و يك سرهنگ اطلاعاتي
اين رژيم
400 فلسطيني
23 لبناني و 12 عرب از مليتهاي
ديگر را آزاد خواهد كرد.
بدين ترتيب آزاد شدن رقم بزرگي از مردم فلسطين و لبنان
كه طي سالهاي گذشته توسط جوخه هاي آدم ربائي صهيونيستي
در خيابانها و معابر اين دو كشور ربوده شده و به اسارت آنان
درآمده اند
نيز برگ زرين ديگري است كه بايد به كارنامه
افتخارآفرين حزب الله لبنان افزوده شود.
جنبش اسلامي حزب الله لبنان طي 2 دهه اخير به گونه اي در
اين كشور عمل كرده است كه دوست و دشمن به حقانيت راه و
روش اين جنبش ايمان آورده اند. حزب الله به عنوان آبروي
جامعه لبنان شناخته شده است . عملكرد حزب الله در لبنان و
بويژه در جنوب اين كشور
عزت و سربلندي نه تنها براي ملت
لبنان بلكه براي همه ملتهاي منطقه ايجاد كرده است . اكنون
حزب الله در قله اقتدار قرار دارد.
فرار دسته جمعي و زبونانه نظاميان اسرائيلي از جنوب لبنان
در خرداد سال 1379 حاصل نقش تحسين برانگيز جنبش
حزب الله بود . آن حادثه توانست به 22 سال اشغالگري مملو از
جنايت صهيونيستها در جنوب لبنان خاتمه بخشد و برگي زرين
بر پرونده قطور مبارزات ضد اشغالگري ملت سربلند لبنان
بيفزايد. اگر هيچيك از جنگهاي ادواري رژيمهاي عرب نتوانسته
سبب هزيمت صهيونيستها گردد
بدين دليل است كه دربارهاي
عرب غالبا به موازات جريان جنگهاي خود در عرصه نظامي
سرگرم بند و بست هاي سياسي با حاميان اسرائيل و دشمنان ملت
خود بوده اند. طبعا اين گونه تماسهاي سازشگرانه نه فقط خيانت
به مردم
بلكه خيانت به ارتشهاي درگير در جنگ نيز بود. در
نتيجه
اصل آن جنگها نيز خدمتي به ملتهاي مسلمان منطقه
محسوب نمي شد و غيرطبيعي هم نبود كه از درون اين گونه
پيكارهاي عاري از صداقت و خلوص
شاهد رشد رژيمهاي
بي ريشه اي باشيم كه روزي در خط مقدم جبهه نبرد با دشمن
صهيونيستي و روز ديگر در خط مقدم جبهه سازش با همان
دشمن قرار مي گيرند.
دقيقا به همين دليل افتخاراتي كه مجاهدان جان بر كف
حزب الله لبنان آفريده اند و دشمن زبون را عليرغم آوازه
شكست ناپذيريش با خواري و ذلت وادار به فرار از خاك اشغال
شده لبنان كرده اند
حامل يك نكته آموزنده است و آن اينكه
آنچه سرنوشت نهائي بحران خاورميانه را رقم مي زند و تاثير آن
از هر پيمان و قرارداد و زد و بند سياسي والاترو كوبنده تر است
رزم بي امان و عاري از آلودگي سياسي
عليه اسرائيل غاصب
است
رزمي كه ملتهاي مسلمان خاورميانه به ويژه آنها كه تحت
آزار مستقيم صهيونيستهاي غاصب هستند
سهم بيشتري در
خلق آن داشته اند.
ملتهاي خاورميانه از ابتدا هيچ انگيزه اي براي همراهي با
« سازش خاورميانه » نداشتند ولي در عوض
هزاران انگيزه و
دليل براي جنگ و مجاهدت و مبارزه قهرآميز با غاصبين داشته
ودارند. اين احساس در رگهاي ملت مسلمان و شهادت طلب
لبنان و فلسطين به مراتب قوي تر جريان دارد. زيرا آنان چنگال
درنده صهيونيستهاي اشغالگر را به مراتب بيشتر از ساير ملل
خاورميانه در پوست و گوشت خود تحمل كرده اند. آنان با
نظاميان اشغالگر آمريكائي
انگليسي
فرانسوي و ايتاليائي نيز
روبرو بوده اند. آنان بهتر از هر كس مي دانند كه ريشه اصلي بحران
خاورميانه را بايد در اراده همين دولتها كه از دور يا نزديك آتش
بيار كانونهاي بحراني جهان هستند جستجو كرد. و لذا آنچه در
لبنان در سالهاي اخير توانست ماشين جنگي دولتهاي مداخله گر
را متوقف سازد
همين جوانان سلحشور و مبارز و گمنام لبناني
بودند.
لبنان در بستر تاريخ پر درد و رنج خود تاكنون جنگ داخلي
مداخله نيروهاي خارجي
ظهور وسقوط پرتلفات دولتها و قتل
عامهاي هولناك و تكان دهنده فراواني راشاهد بوده
ولي به
استثناي جنبش اسلامي حزب الله هيچ نيروئي تاكنون نتوانسته
است عامل خدمت به ملت رنج كشيده اين سرزمين در جهت
پايان بخشيدن به آلام آنان باشد. دخالت هر حزب و هر گروه و
هر سازمان سياسي يا نظامي در صحنه بحران داخلي لبنان تنها
سمت و سوي بحران را به طرف منافع و مصالح آن گروه سوق
داده و عواملي مانند احترام به تماميت ارضي
حاكميت ملي
ثبات
اقتدار و امنيت ملي لبنان كمتر در محاسبات گروهها و
احزاب
مدنظر بوده است .
تلاش براي حذف رقيب از صحنه
توسعه قلمرو فعاليت
سياسي
انتقامجوئيهاي حزبي و گروهي و عواملي از اين دست
دليل عمده ورود جناحها و نيروهاي درگير
در صحنه
مناقشه هاي لبنان طي يكي دو دهه اخير بوده است . ولي مقاومت
اسلامي لبنان به اعتراف مردم اين كشور تنها جرياني است كه از
ابتدا
هدف دفاع از حاكميت ملي و ثبات و استقلال و تماميت
كشور را دنبال كرده است .
امروز حتي نظاميان ارتش لبنان بخوبي مي دانند كه
حزب الله با جانفشانيها و فداكاريهاي خود طي دو دهه اخير
در
حقيقت وظيفه مسلم و غيرقابل انكار ارتش را به دوش كشيده
است . زيرا مراقبت و حراست از مرزهاي يك كشور وظيفه ارتش
آن كشور است و نه گروههاي سياسي . با اين تفاوت كه اگر امروز
صهيونيستها بر همين شعار تكيه مي كنند
هدفشان بيان شرح
وظايف ارتش لبنان نيست
بلكه آنان راههاي حذف حزب الله از
منابع قدرت اين كشور را جستجو مي كنند. ولي واقعيت اين
است كه حفظ تماميت ارضي و حاكميت ملي لبنان
سالهاست
كه با اراده مقاومت اسلامي اين كشور گره خورده و اعتبار و
حيثيت لبنان به مقياس زيادي با اراده مقاومت اسلامي شناخته
مي شود.
فرار مفتضحانه ارتشهاي ناتو از سواحل بيروت در 1361 و
1362 تنها در سايه مقاومت تحسين برانگيز مسلمانان
شهادت طلب لبناني تحقق پذيرفت . مسلمانان جان بر كف لبناني
بودند كه سياست « مشت آهنين » اسرائيل را در جنوب لبنان عقيم
ساختند. مقاومت اسلامي حزب الله لبنان بود كه با حضور موثر
و تعيين كننده خود در ميدانهاي رزم
اكثر طرحها و نقشه هاي
ماجراجويانه و كينه توزانه سرويسهاي امنيتي آمريكا و اسرائيل
را در صفحات جنوب اشغال شده لبنان نقش بر آب ساخت .
امروز نيز اگر استقلال لبنان تضمين شده و تماميت ارضي و
حاكميت ملي اين كشور اعاده گرديده سهم بزرگي در اين
افتخارات را بايد به حساب نهضت مقاومت اسلامي در اين
كشور گذاشت
نهضتي كه « حزب الله » عنصر شاخص و اصلي آن
به شمار مي رود.

|