
« اسلام » دين رهايي بخش , حافظ جايگاه رفيع انسان در
گستره آفرينش , تامين كننده آزادي , استقلال , امنيت , عزت و
وحدت , نافي ظلم , تعدي , سيطره جويي و مطامع نامشروع و
ضدانساني قدرتهاي ظلم گستر و چپاولگر جهاني در همه اعصار
مي باشد.
تعاليم و قوانين جامع و زندگي ساز اسلام هرگز همزيستي و
تعامل با كفر و شرك و نفاق در جلوه ها و چهره هاي مختلف و در
عصرها و نسل هاي گوناگون را برنمي تابد و در برابر فساد و تباهي
و جنايت و ستمي كه قدرتهاي استعماري در حق بشريت روا
مي دارند و لحظات زندگي و حيات را بر آنان تيره و ناگوار
مي سازند , مي ايستد و با صلابت و استواري تمام از هويت الهي
انسان ها و حق طبيعي آنان براي حيات سالم و پاك و بالنده و
سرشار از مواهب و نعمتهاي خداوند در تمام شئون زندگي
عزتمند « مادي » و « معنوي » دفاع مي كند و براي سعادت و
رستگاري آدميان در دنيا و آخرت « راه » مي نمايد و حركت و
تلاش و اميد و نشاط و رشد و پويايي به وجود مي آورد.
براي جبهه متحدالحاد و ستم و سلطه جهاني وجود اسلام
غيرقابل تحمل است , كه اين دين حياتبخش و جامع , همواره
اتحاد و وحدت و اقتدار مي آفريند و در شريان هاي حيات
جوامع خون غيرت و شرف و عزت تزريق مي كند و به آزادي و
استقلال فرا مي خواند و از اسارت و بردگي در برابر هرگونه ظلم و
تعدي از جانب هر كشور و قدرت بيگانه رهايي
مي بخشد.
قدرتهاي استعماري جهان كه همواره اسلام را همچون خار
در چشم خود , و وحدت و اتحاد مسلمانان را همانند استخوان
در گلو تحمل كرده اند و در آزار و رنج بوده اند , براي رهايي از
جامعيت و حقيقت تعاليم و قوانين اسلام و آموزه هاي اجتماعي
و سياسي آن كه عامل اصلي ايجاد يكپارچگي و اتحاد و همدلي
در ميان مسلمانان مي باشد و آنان را در برابر هرگونه تهاجم و
تعدي و سيطره جويي در ابعاد فرهنگي و سياسي و اقتصادي و
نظامي به « مقاومت » و دفع ظلم و تجاوز فرا مي خواند , به
چاره جويي هاي شيطاني و حقيقت ستيز روي آوردند و در اوج
خباثت و كفر و شرك و نفاق دروني , مقابله با « وحي الهي » و
« رسالت نبوي » و واژگونه سازي احكام و قوانين و تعاليم
آسماني « قرآن » را در دستور كار خود قرار دادند و تمام عوامل و
وابستگان خويش را در كشورهاي اسلامي به خدمت گرفتند تا در
برابر دين پاك اسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان « بيراهه » هاي
گمراهي آفرين و هلاكت باري را قرار دهند كه در نهايت از
تاثيرگذاري تعاليم و دستورالعمل هاي آسماني قرآن جلوگيري
كنند و در صفوف متحد مسلمانان تفرقه و تشتت ايجاد نمايند و
آنان را به صورت قطعات پراكنده و لقمه هاي آماده براي بلع , در
مسير تهاجم و قتل و غارت و استيلاي همه جانبه خود قرار
دهند.
اين حركت شيطاني و بيراهه آفريني هاي حقيقت ستيز , به
صورت « مذهب سازي » به ظهور رسيد و اديان و مذاهب
ساختگي توسط قطب هاي استعمارگر پاي در عرصه وجود
نهادند و به فضاسازي ها و تبليغات گسترده پرداختند و با نفوذ
تعاليم ساخته و پرداخته كشورهاي ماجراجو و غارتگر خارجي
در ميان لايه هاي مختلف جوامع اسلامي , دروغ و نيرنگ و
تحريف و بدعت ها و آموزه هاي تهي از حقيقت و واقعيت را به
نام « دين جديد » گسترش دادند!
« بهائيت » يكي از اين مذاهب ساخته و پرداخته دست
استعمار مي باشد كه به طور كامل در سيطره قدرتهاي استكباري
جهان و به صورت يك ابزار و اهرم نيرومند در برابر اسلام و
جوامع اسلامي قرار دارد و در عرصه ها و صحنه هاي فرهنگي و
سياسي به سرسپردگي و خدمتگزاري براي كشورهاي بيگانه
اهتمام مي ورزد.
بهائيت همچنان كه در سالهاي دور , و نيز در دوران پيش از
انقلاب در معارضه با اسلام و وحدت مسلمانان قرار داشت , پس
از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نيز تاكنون در تقابل با اسلام
قرار دارد و با توجه به تغيير و تحولي كه نهضت اسلامي در ايران
و منطقه به وجود آورد و همه معادلات جهاني را به هم ريخت و
قدرتهاي استعماري را در موضع ضعف قرار داد و به برچيده
شدن پايگاههاي نظامي و جاسوسي و منافع نامشروع اقتصادي
آنان در ايران انجاميد , شيوه هاي بهره برداري از اين مذهب
استعمار ساخته نير تغيير يافت .
بهائيان در تمام تار و پود رژيم پهلوي نفوذ كرده بودند و
مناصب حساس و كليدي را تصاحب نموده و با حمايت هاي
بي دريغ محمدرضا پهلوي و هويداـ كه خود بهائي بود و گماشته
اربابان اين مذهب ساختگي و حزب سياسي ـ بر وزارتخانه ها و
سازمان ها و دستگاه قضايي و شريان هاي اقتصادي كشور تسلط
يافته و ايران را در مسير تحقق اهداف و منافع قدرتهاي سلطه
جوي جهاني به حركت درآورده بودند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط رژيم وابسته
پهلوي , راههاي سيطره بهائيت بر تشكيلات دولتي مسدود
گرديد و از فعاليت اين جريان منحط جلوگيري به عمل
آمد.
پس از پيروزي انقلاب بهائيان فعاليت هاي خود را مخفي تر
و مرموزانه تر تداوم بخشيدند و با توجه به وابستگي و
سرسپردگي آنان به دشمنان خونخوار و كينه توز اسلام همچون
آمريكا و انگليس و اسرائيل , مورد حمايت هاي گسترده سياسي و
تبليغاتي و اقتصادي قرار گرفتند و به گمراه سازي و انحطاط
آفريني پرداختند و از طرف ديگر نقش ستون پنجم و جاسوسان
مبرز و مورد اعتماد را براي كشورهاي استعماري غرب به ويژه
آمريكا ايفا نمودند. اين فعاليت ها همچنان استمرار يافته است و
هم اينك اين جمعيت بيگانه پرست در عرصه هاي فكري و
سياسي ـ چه به صورت تلاشهاي تبليغي و فرهنگي و چه به
شكل تفرقه افكني و جاسوسي براي دشمنان ـ به تلاش هاي
مرموز و ويرانگر خود ادامه مي دهد.
تداوم فعاليت هاي كفرآميز پيروان بهائيت در ايران ,
ريشه يابي و بررسي ماهيت و عملكرد اين جمعيت ملحد را
ضروري مي سازد. علاوه بر اين ضرورت اجتناب ناپذير ,
ضرورتهاي ديگري نيز اين بررسي را حياتي و لازم معرفي مي كند
كه در ذيل به آن اشاره مي كنيم :
1 ـ يكي از مشكلات امروز جامعه ما مطرح شدن يك تفكر غربي
و مخالف با حقيقت اسلام و وحي و قرآن به نام « پلوراليزم ديني »
است . پلوراليزم و تكثرگرايي ديني به تعدد اديان و مذاهب و
ضرورت تبليغ و ترويج نامحدود و آماده كردن شرايط مساوي
براي پيروان و تبليغ گران آنهابراي نشر عقايد و افكار و احكام و
قوانين اين مذاهب فرمان مي دهد.
پلوراليزم ديني از مرز و حدود اديان آسماني عبور مي كند و
علاوه بر اين كه معتقد است مسيحيت و يهوديت تحريف شده و
آميخته به خرافات و آلت دست نظام هاي سياسي و حكومتي
غرب بايد در كنار « اسلام » در ايران و ساير جوامع و كشورهاي
اسلامي آزادانه تبليغ و ترويج شوند , اديان و مذاهب ساخته
دست بشر كه آلوده به شرك و خرافه مي باشند ـ همچون
بودائيسم و هندوئيسم ـ و نيز اديان و مذاهب كفرآميز و ساخته
دست استعمار مانند « وهابيت » و « بهائيت » , بايد آزادنه ترويج و
گسترش يابند و به نشر عقايد ساختگي كه به نفي نبوت و معاد و
مهدويت و ادعاي مهدويت و نبوت جديد! مي انجامد و
بافته هاي جنون آميز را تحت عنوان كتاب مقدس و نازل شده
عرضه مي دارد , اهتمام شود!!
معتقدان به پلوراليزم و تكثرگرايي ديني كه در سطح
مطبوعات غرب گرا و متمايل با همزيستي و تعامل با آمريكا به
فعاليت مشغول مي باشند و در بازار نشر كتاب نيز آزادانه به
ترديدافكني و گمراه سازي اشتغال دارند , با تاثيرپذيري هاي
مكرر از آثار فكري و فلسفي مكتب هاي غربي و روشنفكران دنياي
غرب كه در خدمت نظام سياسي و حكومتي آمريكا مي باشند و
براي بسط قدرت و سيطره نظامي و سياسي و اقتصادي حاكمان
كاخ سفيد « تئوري پردازي » و « نظريه سازي » مي كنند , بسترساز
اصلي رشد مذاهب ساختگي و پرورده دست استعمار همچون
« بهائيت » مي باشند.
در نمونه هاي ذيل كه در مطبوعات مزبور انعكاس يافته تعمق
ورزيد و بدين ترتيب از لابلاي عبارات و مفاهيم مطرح شده ,
بسترسازي هاي متعدد را براي احيا و ترويج اديان آسماني
تحريف شده و خرافه گرا و آلت دست سران حكومتها غربي و نيز
مهياكردن زمينه هاي تبليغ و رشد مذاهب استعمار ساخته
همچون بهائيت را به نظاره بنشينيد :
حقيقت ثابت نداريم , حتي در دست انبيا و معصومين !(1 )
ارزش مطلق نداريم , زيرا ارزشها زائيده پويايي جوامع بشري
بوده اند!(2 )
تمام مذاهب بر حق هستند , و تمام مذاهب هم دچار نقص و
كمبود هستند!(3 )
حق , مطلق نيست و متكثر است !(4 )
ارزش هاي ديني دائما در حال تغييرند!(5 )
هر كس بايد به دين خود باشد و حتي كافران و مشركان را نبايد
نفي و طرد نمود!(6 )
اين عبارات و تعابير به وضوح « پلوراليزم ديني » را مطرح
مي نمايند و همه مذاهب تحريف شده و خرافي , ساخته و
پرداخته دست بشر , و نيز مذاهب استعمار ساخته را « حق »
مي دانند و خواهان تبليغ و ترويج آنها مي باشند!!
2 ـ امروز جوانان ما از دو زاويه در معرض خطر و آسيب قرار
دارند و اين خطرات و آسيب ها آنان را از احراز هويت ديني و
اسلامي اصيل و كسب بينش و آگاهي هاي سياسي باز مي دارند.
زوايه اول تبليغات و فضاسازي هاي مسموم جريان هاي
روشنفكري غرب گرا و احزاب و جمعيت هاي سياسي وابسته به
قطب هاي استعماري مي باشد كه با شدت و گستردگي تمام به
فرهنگ سازي هاي باطل و آماده كردن زمينه هاي مناسب براي
پذيرش القائات اعتقادي و فكري مبهم و ساختگي كه با هدف
ايجاد بسترهاي مناسب فرهنگي به منظور بسط سلطه سياسي و
اقتصادي قدرت هاي سيطره جوي جهاني ترويج مي گردد ,
مي باشند. اين تحركات گمراهي آفرين به طور مداوم وقفه ناپذير
تداوم دارد و همچون حلقه هاي نامرئي , ذهن و فكر و جان و روح
جوانان را به محاصره درآورده است و از آزاد انديشي , تحقيق ,
بيداري , خودآگاهي و كسب بينش هاي بنيادين اعتقادي و سياسي
باز مي دارد و در برزخ ترديد و ابهام رها مي سازد تا در مرحله بعد
به آرامي و حتي با اشتياق و شيدايي به « سراب غرب زدگي »
رهنمون شود و در دامهاي مهلك مذهب هاي ساختگي و
مكتب هاي فكري و نظامهاي حكومتي غرب گرفتار و اسير سازد.
زاويه دوم , گسست و فاصله بين نسل امروز و وقايع و
رويدادهاي پيش از انقلاب و مراحل شكل گيري مبارزات مردم
مسلمان ايران عليه « استعمار خارجي » و « استبداد داخلي » است .
اين گسست و فاصله موجب گرديده است كه آنان از عمق فجايع
و جنايات و توطئه هاي شوم قدرتهاي استعماري همچون
انگليس و آمريكا عليه اسلام و سرزمين ايران ناآگاه باقي بمانند و
از علل و انگيزه هاي اصلي انقلاب و حركت پرشور اسلامي و
مراحل سخت و رنجزايي كه پشت سرگذاشت تا سرانجام به
پيروزي رسيد , بي اطلاع باشند. اين بي اطلاعي از تاريخ معاصر
ايران و چگونگي نفوذ و بسط سيطره قطب هاي استعماري در اين
سرزمين و دست هاي پشت پرده اي كه از يك سو براي مقابله با
صفوف متحد مسلمانان و ايجاد تفرقه و تشتت در ميان مردم به
« مذهب سازي » پرداختند و از سوي ديگر مهره هاي دست آموز و
مطيع و سرسپرده اي چون رضاخان و پسرش محمدرضا پهلوي
را به حكومت رساندند و از آنها به صورت ژاندارم منطقه و
حافظ منافع انگليس و آمريكا بهره هاي فراوان بردند و هر حركت
رهايي بخش اسلامي توسط توده هاي مردم مسلمان را به خاك و
خون كشيدند , موجب گرديده است كه نسل جوان امروز از
ذخيره هاي لازم سياسي براي جريان شناسي و وقوف و آگاهي
نسبت به اهداف و عملكردهاي قدرتهاي سلطه جو و شعارهاي به
ظاهر زيبايي همچون دفاع از حقوق بشر واعطاي دموكراسي و
مبارزه با تروريسم ـ كه به منظور آماده كردن زمينه هاي تهاجم
نظامي به سرزمين هاي اسلامي مطرح مي كنند و در واقع ابزار
توجيه جنايات و كشتارها و غارتهاي ثروت نفت كشورهاي
مسلمان مي باشدـ بي بهره باشند.
دو عامل و ضرورت مزبور , در كنار ضرورت اوليه اي كه در
ابتدا مطرح نموديم , به صورت ضرورتهاي حياتي سه گانه ,
بررسي ماهيت و عملكردهاي فرقه استعمار ساخته « بهائيت » را
لازم و حائز اهميت مي سازد و نسل امروز ما را به تدقيق و تفكر
وا مي دارد و به كسب بينش و آگاهي هاي لازم اعتقادي و فرهنگي
و سياسي ملزم مي نمايد.
پاورقي :
1 ـ ماهنامه توانا , شماره 28
2 ـ روزنامه خرداد , 78,4,31
3 ـ هفته نامه آبان , شماره 115
4 ـ روزنامه فتح , 78,10,27
5 ـ ماهنامه زنان , شماره 59
6 ـ روزنامه خرداد , 78,8,19
پلوراليزم ديني از حدومرز اديان تحريف شده و
خرافه گرا همچون يهوديت و مسيحيت عبور مي كند و
معتقد است مذاهب شرك آميز ساخته دست بشر
همچون « بودائيسم » و « هندوئيسم » و نيز مذاهب
ساخته دست استعمار مانند « وهابيت » و « بهائيت » بايد
آزادانه ترويج و گسترش يابند و به نشر عقايد
ساختگي كه به نفي نبوت و معاد و مهدويت و ادعاي
مهدويت و نبوت جديد! مي انجامد و بافته هاي
جنون آميز را تحت عنوان كتاب مقدس و نازل شده
عرضه مي دارد , پرداخته شود!
معتقدان به پلوراليزم و تكثرگرايي ديني كه در
سطح مطبوعات غرب گرا و متمايل با همزيستي و
تعامل با آمريكا به فعاليت مشغول مي باشند و در
بازار نشر كتاب نيز آزادانه به ترديدافكني و
گمراه سازي اشتغال دارند , با تاثيرپذيري هاي مكرر
از آثار فكري و فلسفي مكتب هاي غربي و
روشنفكران دنياي غرب , بسترساز اصلي رشد مذهب
ساختگي و پرورده دست استعمار مي باشند.
فضاسازي هاي مسموم جريان هاي فكري و
جمعيت هاي سياسي وابسته به قطب هاي استعماري ,
و نيز گسست و فاصله نسل امروز از وقايع و
رويدادهاي پيش از انقلاب و مراحل شكل گيري
مبارزات مردم مسلمان ايران عليه « استعمار
خارجي » و « استبداد داخلي » موجب گرديده است كه
جوانان امروز از عمق فجايع و جنايات و توطئه هاي
شوم قدرتهاي استعماري همچون انگليس و آمريكا
عليه اسلام و سرزمين ايران ناآگاه باقي بمانند.

|