بسم الله الرحمن الرحيم
بعد از بي خاصيت شدن حربه « خروج از حاكميت » اكنون
حربه قديمي و زنگ زده « استعفا » توسط افراطيون به بازار
سياست آمده است . جالب است كه اين نسخه توسط كساني
پيچيده مي شود كه در محافل پنهاني خود بر حفظ كرسي هاي
قدرت تا آخرين نفر و تا آخرين كرسي
تاكيد مي كنند. جالب تر
آنكه آنقدر در دو سه سال اخير از اين قبيل حربه ها استفاده
ابزاري شده است كه ديگر حتي مردم عادي هم وقتي صفحه اول
يكي از روزنامه هاي زنجيره اي را مي بينند كه عكس هاي چندين
نفر از وزرا و اعضا هيئت دولت را چاپ مي كند و از استعفاي
آنها خبر ميدهد
از كنار آن بدون اعتنا عبور و آنرا صرفا يك
بازي سياسي در بازار جنگ قدرت تلقي مي كنند. از اين هر دو
جالب تر آنكه اين ژست هاي سياسي درحالي بر صفحات اول
روزنامه هاي زنجيره اي نقش مي بندند كه حتي خود كساني كه
قرار است استعفا داده باشند نيز از استعفاي خود خبر ندارند.
تعدادي از آنها از چنين چيزي اظهار بي اطلاعي مي كنند
تعدادي
ديگر اصولا در سفر و درحال ماموريت كاري هستند و تعدادي
نيز همان روز درحال افتتاح يا كلنك زدن يك طرح و مصاحبه با
خبرنگاران درباره كارهاي دردست اقدام هستند.
نكته اينست كه همه جنجال هاي سياسي از تحصن گرفته تا
تهديد به استعفا و تا ترتيب دادن روزه سياسي و جلسات و
نامه پراكني ها و... همه و همه توسط يك هسته چند نفره پخت و
پز مي شود و از ديگران فقط نام و عنوان مطرح است و ديگر هيچ .
البته گاهي آنها را هم براي رفع دلتنگي تحصن كنندگان به مهماني
مجلس مي برند تا بي اعتنائي كشنده مردم به متحصنين
ردصلاحيت شده موجب پراكنده تر شدن جمع بي رونق و درحال
فروپاشي آنها نشود. اينكه وزارت يا عضويت در هيئت دولت و
يا مشاغل پائين تري از قبيل استانداري و فرمانداري و امثال
اينها چقدر ارزش دارد كه بخاطر آنها كساني به ابزارهائي براي
بازي هاي سياسي تبديل شوند
سئوال مهمي است كه در جاي
خود قابل تامل است
آنهم در نظام جمهوري اسلامي كه يك
نظام انقلابي
ارزشي
مردمي و آزاد است و براي حفظ كرامت
انسان ها تاسيس شده و نبايد در چنين نظامي
نام و عنوان و
اعتبار و آبروي اشخاص بويژه مسئولين
دستمايه اي براي
عناصر بازيگري شود كه به خاطر باقي ماندن در مسند قدرت
حاضر ميشوند قانون را ناديده بگيرند و بالاترين و ارزشمندترين
سرمايه هاي ملي را به حراج بگذارند و حتي براي مسئولان سطح
بالاي اجرائي كشور نقش قيم مآبانه بازي كنند.
براي مردم ايران كه از آزمايش هاي متعدد و طاقت فرسائي
سربلند بيرون آمده اند و اين قبيل بازي هاي سياسي را بارها
آزموده اند
تكرار چنين صحنه هائي بسيار مضحك است . افكار
عمومي در ايران نه تنها كوچكترين اعتنائي به اين ژست هاي
سياسي نخواهد كرد. بلكه عاملان به اين بازي ها را عناصر
متجاسري تلقي خواهد كرد كه بجاي تمكين در برابر قانون و
منطق
به رده هاي انحرافي
غيرقانوني و اخلالگرانه متوسل
ميشوند و آرامش و امنيت كشور را به مخاطره مياندازند و به
دشمنان ملت و كشور چراغ سبز ميدهند. چنين عناصري بايد
بدانند كه در ايران تاكنون هيچكس نتوانسته از اين راه ها اعتماد
مردم را به خود جلب كند و به اهداف غيرقانوني خود برسد.
مردم
اين افراد را كنار زده و به راه خود ادامه خواهند داد. اين
حضرات به حمايت بيگانگان و رسانه هاي آنها نيز دل خوش
نكنند كه اين حمايت ها جز آنكه آنها را بيشتر از چشم مردم
بيندازد نتيجه اي نخواهد داشت .
به راه اندازندگان جنگ قدرت اگر خود را اهل منطق
ميدانند
به اين پيشنهاد شوراي نگهبان پاسخ مثبت بدهند كه
براي روشن شدن افكار عمومي درباره ردصلاحيت شدگان
آمادگي خود را جهت انتشار دلايل و اسناد مربوط به آنها اعلام
كرده است . انتشار اسناد مربوط به ردصلاحيت شدگان ـ البته اگر
خودشان مايل باشند ـ همه چيز را براي مردم روشن خواهد كرد.
وضعيت اين افراد بقدري خراب است كه مردم درصورت اطلاع
از آن حتي يك لحظه هم در عدم صلاحيت آنها ترديد نخواهند
كرد. البته وضعيت خود اعضا هسته اي كه گرداننده اين
بازيهاست و گرفتار بيماري تشنگي قدرت مي باشد
از بقيه بدتر
است و علت اصلي اين شلوغ كاري ها نيز همين است . بنابر اين
حضرات اطمينان داشته باشند كه نسخه « استعفا درماني » نيز
مشكلي از آنها حل نخواهد كرد زيرا بيماري تشنگي قدرت را
علاجي نيست .

|