روزنامه جمهوري اسلامي 02/11/1382 صفحه عقيدتي

  • ديدگاه امام خميني درباره ويژگي هاي حكومت اسلامي
  • ستاره تابان حقيقت
  • *****
    ديدگاه امام خميني درباره ويژگي هاي حكومت اسلامي




  • نهضت اسلامي نهضتي است انساني كه اگر اطلاع بر عمق آن پيدا بكند بشر همه طرفدار او خواهند بود مگر آنها كه از انسانيت به دور هستند. برنامه دولت اسلامي آن است كه همه بشر به سعادت برسند و همه در كنار هم به طور سلامت و رفاه زندگي كنند. اسلام با همه كشورهايي كه در جهان هستند مي خواهد كه دوست باشد و دولت اسلامي با همه ملت و با همه دولتها مي خواهد كه تفاهم و ارتباط صحيح داشته باشد در صورتي كه آنها متقابلا احترام دولت اسلامي را مراعات كنند. برنامه جمهوري اسلامي اين است كه يك دولتي به وجود بيايد كه با همه قشرها به عدالت رفتار كند و امتياز بين قشرها را ندهد مگر به امتيازات انساني كه خود آنها دارند.
    اساسا انبياي خدا صلوات الله وسلامه عليهم مبعوث شدند براي خدمت به بندگان خدا خدمتهاي معنوي و ارشادي و اخراج بشر از ظلمات به نور و خدمت به مظلومان و ستمديدگان و اقامه عدل عدل فردي و اجتماعي .
    روي رويه اسلام به همان دو معنا به همان دو راهي كه اسلام دارد حفظ معنويات و تقويت معنويات مردم و اقامه عدل بينشان و نجات دادن مظلومان از دست ظالمان . حالا اين فرق نمي كند چه مظلوماني باشند كه از دولتها ظلم مي كشند يا مظلوماني باشند كه از ارباب ها ظلم مي كشند. اسلام براي اين دو جهت آمده است و ما تابع اسلاميم و بايد اين دو جهت را حفظ كنيم . مقررات اسلامي را به حد اعلاي خودش كه اگر مقررات اسلامي به حد اعلاي خودش حفظ بشود اين دو مقصد كه مقصد همه انبياست تحقق پيدا مي كند مقصد روحانيت مردم و مقصد اقامه عدل در بين جامعه .
    اساس كار يك جمهوري اسلامي تامين استقلال مملكت و آزادي ملتها و مبارزه با فساد و فحشا و تنظيم و تدوين قوانين است كه در همه زمينه هاي اقتصادي سياسي اجتماعي و فرهنگي با توجه به معيارهاي اسلامي اصلاحات لازم را به عمل آورد كه اين اصلاحات با مشاركت كامل همه مردم خواهد بود و هدفش قبل از هر چيز از بين بردن فقر و اصلاح شرايط زندگي براي اكثريت قاطع مردم ماست كه از همه جهت مورد ظلم واقع شده اند.
    اسلام آنقدر به رفاه مردم آسايش مردم و اينطور چيزها توجه دارد و هيچ در اين جهت فرقي مابين قشري با قشر ديگر نمي گذارد و نگذاشته است .
    اسلام بزرگ تمام تبعيضها را محكوم نموده و براي هيچ گروهي ويژگي خاصي قرار نداده و تقوا و تعهد اسلام تنها كرامت انسانهاست .
    حكومت اسلامي همان است كه در صدر اسلام بوده است كه همه طوايف در مقابل قانون علي السوا بودند. ما الان مي خواهيم يك همچو معنايي را متحقق بكنيم كه تمام طوايف علي السوا باشند.
    ما عدالت اسلامي را مي خواهيم در اين مملكت برقرار كنيم . اسلامي كه راضي نمي شود حتي به يك زن يهودي كه در پناه اسلام است تعدي بشود. اسلامي كه حضرت امير سلام الله عليه مي فرمايد براي ما چنانچه بميريم ملامتي نيست كه لشگر مخالف آمده است و با فلان زن يهوديه اي كه ملحد بوده است خلخال را از پيش درآورده است .
    در صدر اسلام در دو زمان دوبار حكومت اصيل اسلام محقق شد يك زمان رسول الله (ص ) و ديگر وقتي كه در كوفه علي بن ابيطالب سلام الله عليه حكومت مي كرد. در اين دو مورد بود كه ارزش هاي معنوي حكومت مي كرد. يعني يك حكومت عدل برقرار و حاكم ذره اي از قانون تخلف نمي كرد. حكومت در اين دو زمان حكومت قانون بوده است و شايد ديگر هيچ وقت حاكميت قانون را بدان گونه سراغ نداشته باشد حكومت كه ولي امرش ( كه حالا به سلطان يا رئيس جمهور تعبيرش مي كنند) در ماقبل قانون با پايين ترين فردي كه در آنجا زندگي مي كنند علي السوا باشد در حكومت صدر اسلام اين معني بوده است . حتي قضيه اي از حضرت امير در تاريخ است . در وقتي كه حضرت امير سلام الله عليه حاكم وقت و حكومتش از حجاز تا مصر و تا ايران و جاهاي بسياري ديگر بسط داشت قضات هم از طرف خودش تعيين مي شد در يك قضيه اي كه ادعايي بود بين حضرت امير و يك نفر يمني كه آن هم از اتباع همان مملكت بود قاضي حضرت امير را خواست در صورتي كه قاضي دست نشانده خود او بود و حضرت امير بر قاضي وارد شد و قاضي خواست به او احترام بگذارد امام فرمود كه در قضا به يك فرد احترام نكنيد بايد من و او علي السوا باشيم و بعد هم كه قاضي برضد حضرت امير حكم كرد با روي گشاده قبول كرد.
    اين حكومتي است كه در مقابل قانون همگي علي السوا حاضرند براي اينكه قانون اسلام قانون الهي است و همه در مقابل خداي تبارك و تعالي حاضرند چه حاكم چه محكوم چه پيغمبر و چه امام و چه ساير مردم .
    تمام چيزهايي كه در حكومت طاغوت بود و به تبع اجانب در اين مملكت ضعيف در اين مملكت زيردست پياده شده بود با استقرار حكومت اسلامي و جمهوري اسلامي تمام اينها بايد زيرورو بشود و بايد مردمان خودشان را اصلاح بكنند و بايد اشخاصي كه ظالم هستند و به زيردستها ظلم كردند بايد آنها ديگر ظلم نكنند. طبقات مختلف به طبقات پايين ظلم نكنند. بايد حق فقرا حق مستمندان داده بشود. تمام اينها بايد در جمهوري اسلامي عمل بشود و ملت وظيفه دارد كه در جمهوري اسلامي پشتيباني از دولتها بكند كه به خدمت ملت هستند. اگر دولتي را ديد كه خلاف مي كند ملت بايد به او تودهني بزند. اگر دستگاه جابري را ديد كه مي خواهد به آنها ظلم كند بايد از او شكايت كنند و دادگاهها بايد دادخواهي بكنند و اگر نكردند خود ملت بايد دادخواهي بكند برود توي دهن آنها بزند. در جمهوري اسلامي ظلم نيست در جمهوري اسلامي اينطور مسائلي كه زورگويي باشد نيست . فقير و غني نمي تواند طبقه غني بر طبقه فقير زور بگويد نمي تواند استثمار بكند نمي تواند آنها را با اجر كم وادار به عملهاي زياد بكند. بايد مستضعفين تقويت بشوند زير و رو بشوند. مستكبر بايد مستضعف بشود و مستضعف بايد مستكبر بشود نه مستكبر به آن معني بلكه همه بايد با هم برادروار در اين مملكت همه با هم باشند.
    و من به همه اقشار ملت به تمام عرض مي كنم كه در اسلام هيچ امتيازي بين اشخاصي غني و اشخاص غيرغني و اشخاص سفيد و سياه اشخاص مختلف سني و شيعه عرب و عجم و ترك و غيرترك به هيچ وجه امتيازي ندارند. قرآن كريم امتياز را به عدالت و به تقوا دانسته است كسي كه تقوا دارد امتياز دارد كسي كه روحيات خوب دارد امتياز دارد اما امتيازات به ماديات نيست امتياز به داراييها نيست بايد اين امتيازات از بين برود و همه مردم مساوي هستند با هم و حقوق تمام اقشار به آنها داده مي شود. همه با هم مساوي هستند.
    ما باك نداريم كه در غرب به ما صحبتي بكنند و كساني كه ادعا مي كنند كه ما حقوق بشر را مراعات مي كنيم به ما اشكال بكنند. ما بايد روي ميزان عدل رفتار كنيم . ما بعد به آنها خواهيم فهماند كه معني دموكراسي چيست . دموكراسي غربي اش فاسد است شرقي اش هم فاسد است دموكراسي اسلامي صحيح است و ما بعدها اگر توفيق پيدا بكنيم به شرق و غرب اثبات مي كنيم كه اين دموكراسي كه ماداريم اين دموكراسي است نه آنكه شماداريد و طرفدار سرمايه دارهاي بزرگ هستيد و نه اينكه آنها دارند و طرفدارهاي ابرقدرت هستند و همه مردم را در اختناق عظيم گذاشتند.
    ما كه مي گوييم حكومت اسلام اينها تبليغات مي كنند كه اينها مي خواهند هرج ومرج كنند. اين هرج و مرج است كه ما مي خواهيم ما اين را مي خواهيم . ما مي خواهيم يك حاكمي در همه ايران (اگر ان شاالله موفق بشوند مسلمين ) در همه ممالك اسلامي يك حكومت باشد آن جوري يك حكومت باشد كه مال مردم را نخورد يك حكومت باشد كه براي قانون متواضع باشد يعني سر پيش قانون فرود بياورد قانون هرچه گفت قبول بكند نه اينكه قانون براي مردم عادي باشد قدرتمندها از قانون مستثني باشند. الان ماليات قدرتمندها نمي دهند تقسيم اراضي قدرتمندها نشده است قدرتمندها اين حرفها نيست . علم تا پريروز هم همه املاكش سرجاي خودش بود براي اينكه وزير دربار بود و نخست وزير بود. نيست اين حرفها حرف است اين حرفها اصلاحات بازي بود اين حرفها انقلاب سفيد همه اش بازي بود.
    برنامه دولت اسلامي آن است كه همه بشر به سعادت برسند و همه در كنار هم به طور سلامت و رفاه زندگي كنند.
    اسلام با همه كشورهايي كه در جهان هستند مي خواهد كه دوست باشد و دولت اسلامي با همه ملت و با همه دولتها مي خواهد كه تفاهم و ارتباط صحيح داشته باشد در صورتي كه آنها متقابلا احترام دولت اسلامي را مراعات كنند.

  • *****
    ستاره تابان حقيقت


  • به مناسبت سالروز شهادت امام جواد (ع )
    امام جواد عليه السلام تابان ترين ستاره ي حقيقت و معرفت در عصر خويش بود و با نور وجودش راه هدايت و سعادت را به مردم مي نماياند.
    آن امام بزرگ وارث فضايل اوليا و انبياي خدا بود و همان طور كه پدر بزرگوارش امام علي بن موسي الرضا عليه السلام مي فرمود در قدس و تقوا و طهارت وعلم همانند بهترين و پاك ترين اوليا و انبياي خدا بود. علاوه بر اين حسن خلق را نيز از جد بزرگوارش حضرت رسول خدا به ارث برده بود و با مردم چنان رفتار مي كرد كه همه شيفته ي وجود مقدسش مي شدند. هنگامي كه امام جواد عليه السلام با مردم عادي و فرودست جامعه برخورد مي كرد حسن خلق و تواضعش تجلي ديگري مي يافت و به آن ها احترام خاصي مي نهادند.
    گرچه امام در برخورد با مردم نهايت تواضع و حسن خلق را نشان مي داد و با آنها مدارا مي كرد ولي بيش از همه چيز به رضايت خداوند مي انديشيد و مي فرمود : رضايت خداوند مقدم بر رضايت مردم است .
    البته رفتار ملايم و آرام امام تا آن جا ادامه مي يافت كه موجب خرسندي خداوند تبارك و تعالي باشد و به شكوفايي حقايق و ارزش هاي ديني در جامعه كمك كند. به همين دليل در برابر كساني كه به ارزش هاي الهي بي اعتنا بودند و يا نسبت به آنها عناد و دشمني نشان مي دادند موضع قاطع گرفته مي فرمودند : دوستي خداوند تبارك وتعالي ميسر نيست مگر آن كه انسان با عده اي كه نسبت به خدا و ارزش هاي الهي عناد مي ورزند دشمني كند.
    رفتار امام در جامعه چنان متعادل و الهي بود كه همان طور كه مومنان و مردم عادي شيفته ي امام مي شدند دشمنان خدا و افراد ناپاك و ستمگر نيز از مهابت الهي امام در هراس بودند و به دليل اعمال نارواي خود از آن بزرگوار بيم داشتند. آن امام بزرگوار نه تنها خود اين رفتار را در پيش گرفته بودند بلكه به ساير مومنان نيز سفارش مي كردند چنان رفتار كنند كه مورد اعتماد و اطمينان افراد عصيانگر و خيانتكار قرار نگيرند زيرا براي ناراستي انسان همين بس است كه امين چنين افراد باشد.
    رسيدگي به اوضاع معيشتي مردم و رفع مشكلات مالي و اقتصادي آن ها دليل روشني از توجه امام جواد عليه السلام به مردم بود. امام آنچه از مال دنيا در اختيار داشت در راه خدا به مردم عطا مي كرد به طوري كه هيچ كس از محضر آن بزرگوار نااميد باز نمي گشت . به همين دليل بود كه آن امام بزرگ به جوادالائمه معروف شد و از درياي جود و كرم خويش همه ي نيازمندان را بهره مند كرد. حيات پربركت امام مملو از داستان هايي است كه از ياري امام به محرومان حكايت مي كند و شكوه جود و سخاي اهل بيت را در منصه ظهور قرار مي دهد.
    وجود مقدس امام جواد عليه السلام تبلوري از علم الهي بود و بزرگترين دانشمندان عصر در برابر درياي عظيم دانش آن بزرگوار سرفرود مي آوردند. از آن جا كه امام جواد عليه السلام در سن نوجواني عهده دار وظيفه ي عظيم امامت شدند برخي از دشمنان و كساني كه نسبت به حقايق امامت و ولايت معرفت چنداني نداشتند تصور مي كردند علم آن امام بزرگ در حدي نيست كه بتواند وظيفه ي سنگين امامت را به انجام برساند. به همين دليل دانشمندان بزرگ آن عصر را به مناظره ي علمي با امام واداشتند و از امام سئوالات بي شمار در زمينه هاي مختلف علمي معرفتي و فقهي كردند تا شايد در اين زمينه ضعفي كشف كنند و آن را دستاويز حمله به اهل بيت و شيعيان قرار دهند. اما امام برخلاف تصور معاندان و جاهلان در همان سنين كودكي و نوجواني بزرگ ترين دانشمندان عصر خويش را در مناظره ي علمي درمانده كردند و به پيچيده ترين سوالات چنان پاسخي دادند كه همه ي اهل نظر و معرفت را به حيرت افكندند. مورخان نوشته اند كه در آن رزوگار امام جواد عليه السلام تنها در يك مجلس به سي هزار پرسش علمي و فقهي و معرفتي پاسخ دادند. هم چنان كه قاضي القضات مامون را نيز در يك مناظره علمي چنان درمانده كردند كه او در حضور جمع از مناظره باامام شرمنده شد و اهل مجلس از قدرت الهي امام در تبيين مسايل علمي و معرفتي متحير شدند.
    قدرت علمي امام جواد عليه السلام نه تنها در حوزه ي جامعه ي اسلامي مورد تحير دانشمندان شده بود بلكه در ميان بزرگان ديني و علمي اديان ديگر نيز شگفتي ايجاد كرده بود. اين شگفتي چنان بود كه وقتي سران اديان ديگر با گوشه اي از دانش امام آشنا شدند اعتراف كردند كه علم آن امام بزرگوار منشا الهي دارد.
    به هر حال گستره و ژرفاي علمي امام جواد عليه السلام چنان بود كه در اندك مدتي انوار نوراني علمي امام نه تنها سراسر جامعه ي اسلامي را فرا گرفت بلكه پيروان اديان و فرق ديگر نيز از آن بهره مند شدند.
    گذشته از اين امام در فرصت كوتاهي كه به دست آوردند افراد بسياري را تربيت كردند تا معارف اهل بيت را اشاعه دهند و جامعه اسلامي را از نظر فرهنگي و ديني بازسازي كنند به طوري كه بيش از صدنفر از مشتاقان دانش ديني موفق شدند از آن امام بزرگوار روايت نقل كنند و فرهنگ اصيل ديني را با سخنان امام جواد عليه السلام به مردم معرفي كنند. تجلي تدريجي چهره ي الهي امام در جامعه ي آن روزگار و موفقيت آن امام بزرگ در زمينه تبيين فرهنگ اصيل وحي و مبارزه ي مدبرانه و بسيار انديشمندانه ايشان با فساد اجتماعي و سياسي خلفاي عباسي سبب شد كه دشمنان از حضور امام در عرصه ي اجتماع گرفتار هراس شوند و امام را به شديدترين شكل تحت نظر قرار دهند. اما اين امر نتوانست عباسيان را به هدف شومشان برساند. بنابر اين در صدد برآمدند آن امام بزرگوار را به شهادت برسانند و سرانجام به اين توطئه پليد خويش جامه عمل پوشاندند و امام جواد عليه السلام را كه هنوز بيش از 25 سال از حيات پرثمرش نمي گذشت به شهادت رساندند.
    رفتار امام جواد(ع ) در جامعه چنان بود كه از يك سو مردم عادي و مومنان شيفته او مي شدند و از سوي ديگر دشمنان خدا و افراد ناپاك و ستمگر از مهابت الهي آن بزرگوار در هراس مي افتادند
    گرچه امام در برخورد با مردم نهايت تواضع و حسن خلق نشان مي داد و با آن ها مدارا مي كرد ولي بيش از همه چيز به رضايت خداوند مي انديشيد و مي فرمود : رضايت خداوند مقدم بر رضايت مردم است .