روزنامه جمهوري اسلامي 01/11/1382 صفحه حوزه

  • با رهروان علم و دانش (7 )
    بزرگداشت دانشمندان بزرگ

  • شعارهاي اصلي و خواسته هاي اصيل
  • نامه وارده
  • *****
    با رهروان علم و دانش (7 )
    بزرگداشت دانشمندان بزرگ


  • تكريم احترام و بزرگداشت عالمان و دانشمندان بزرگ و راستين كه در طول عمر خود خدمات بزرگي را به اسلام مسلمانان و جامعه كردند يكي از وظايف مهم به شمار مي رود و در موفقيت و توفيقات انسان سهم بسياري دارد. در برابر اهانت و جسارت به علماي متعهد و متقي گناهي نابخشودني است كه باعث شقاوت كوتاهي عمر سلب توفيق و محروميت از تحصيل علم و تقوا مي گردد.
    دين مقدس اسلام اهميت و تاكيد زيادي به علم و دانش داده است و عالم را بر ديگران برتري داده است . قرآن كريم مي فرمايد : « يرفع الله الذين امنوامنكم والذين اوتواالعلم درجات 1 خداوند مقام اهل ايمان و دانشمندان عالم را ـ در دو جهان ـ رفيع مي گرداند » .
    همچنين در آيه ديگر مي فرمايد : « قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون 2 بگو اي رسول آنان كه اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان يكسانند »
    پيامبر گرامي اسلام نيز درباره جايگاه و منزلت عالمان و دانشمندان فرمودند : « علما و دانشمندان چراغهاي زمين جانشينان پيغمبران وارثان من و انبيا خدا مي باشند . » 3 همواره بايد به اين نكته توجه داشت كه علما و دانشمندان راستين گذشته و يا حتي معاصر براي گسترش و پيشبرد دين و قرآن و نيز فرهنگ اسلامي زحمات و تلاش هاي بسياري را متحمل شدند و به خصوص در گذشته با عدم امكانات لازم آثار و تاليفات زيادي را به نگارش درآوردند و تحقيقات را براي نسل امروز آسان نمودند. و نيز در برابر شبهات و تبليغات سو مخالفين و دشمنان اسلام ايستادگي نمودند و به پاسخگويي و دفاع از حقانيت دين و اسلام پرداختند و چه بسا اگر اقدامات و فعاليتهاي آنان نبود امروزه دين و معارف ديني آنگونه كه در اختيار ماست نبود. بدين جهت همه آنان حق بزرگي بر عهده ما دارند و بايد ما به تجليل و احترام آنان همت گماريم . سيره و روش بزرگان ما هميشه بر احترام و تجليل از عالمان و دانشمندان راستين و واقعي بوده است و از هرگونه جسارت و كمترين بي احترامي نسبت به آنان اجتناب مي كردند و ديگران را نيز از آن پرهيز مي دادند و همواره با احترام و نيكي از آنان ياد مي كردند.
    علامه ميرسيدحسين قزويني (ره ) در رساله « اخلاق و سير و سلوك » خود ضمن برشمردن رووس فضائل مي نويسد : يازدهم عظيم شمردن فرمانهاي الهي و تعظيم و تكريم علماي دين و اهل تقوا و اصحاب ورع از مومنين است كه منشا رستگاري دنيا و نجات عقبي است 4.
    مرحوم علامه شعراني نيز مي نويسد : « ...و من فرصت را اين جا غنيمت مي شمرم و طلاب علوم ديني را كه مانند خود من به كمال علم نرسيده اند برحذر مي دارم كه هرگز سو ظن به بزرگان علماي دين نبرند كه كمترين كيفر اين عمل محروميت از فيض علوم آنهاست . زهي شقاوت كه كسي به بزرگان علماي دين بدبين باشد و سخنان آنان را به بي اعتنايي نگرد . » 5
    علماي مهذب و متقي كه خود راه كمال و سعادت را پيمودند همواره از عالمان بزرگ با احترام و بزرگي نام مي بردند. محدث قمي مي نويسد : « هرگاه در مجلس درس خواجه نصيرالدين طوسي (ره ) نامي از مرحوم سيدمرتضي به ميان مي آمد خواجه مي گفت : « صلوات الله عليه » و رو به مدرسين و قضاتي كه در درسش حاضر بودند كرده و مي فرمود : « كيف لايصلي علي المرتضي » چگونه برسيد مرتضي ـ با آن مقام علمي و تقوايي كه داشت ـ درود فرستاده نشود 6
    نقل مي كنند كه حاجي كلباسي (ره ) وقتي كه به قم مي آمد و به مزار آن شهر مي رفت در قبرستان با پاي برهنه مي رفت و مي فرمود : اين مزار پر است از علما و راويان احاديث از اين رو براي رعايت ادب نمي خواهم با كفش روي قبورشان بروم 7.
    از وحيد بهبهاني پرسيدند چگونه به اين مقام علمي و عزت و شرف و مقبوليت رسيده اي آقا در جواب نوشت : من ابدا خود را چيزي نمي دانم و در رديف علماي موجود به شمار نمي آورم و آنچه ممكن است مرا به اين مقام رسانده باشد اين است كه هيچگاه از تعظيم و بزرگداشت علما و نام آنان را به نيكي بردن خودداري ننمودم . » 8
    يكي از اطرافيان امام خميني درباره جلسات و نشست هايي كه دوستان امام داشتند چنين مي گويد : طلاب قدري از روز و شب را در بيروني امام به بحث اختصاص داده بودند و گاهي از بعضي روحانيون انتقاد مي شد و از اين هم ناراحت بودند كه چرا امام قدمي براي مرجعيت برنمي دارند بلكه كناره گيري هم مي كنند. يك روز مرحوم حاج آقا مصطفي فرزند امام پيام آوردند كه آقا فرمودند : شنيده ام در اين جا برخي غيبت و اهانت به علما مي كنند بنده راضي نيستم كسي در اين خانه غيبت يا به كسي اهانت كند.
    امام در مسجد سلماسي قم عصرها درس اصول مي فرمودند به ايشان اطلاع داده بودند كه در مجلس درس بعضي از محققين نسبت به ملاصدرا اهانت شده ايشان با حال عصبانيت و در مقام موعظه و نهي از جسارت كردن به بزرگان دين فرمودند : و ما ادراك ما ملاصدرا مسائلي كه بوعلي از آنها عاجز مانده ملاصدرا حل كرده چرا مواظب زبانمان نيستيم ! به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه همواره علما در طول تاريخ در مسائل و موضوعاتي كه نياز به اظهارنظر و فتوا بوده و جز ضروريات دين نبوده نظرات مختلف و در مواردي مخالف ديگر نظرات ارائه كردند و اينرا نبايد بهانه و مستمسكي براي اهانت جسارت و يا حمله به آن عالم و مرجع قرار داد تا زماني كه صدور يك فتوا و نظر مطابق مباني ديني و شرعي و اصول اجتهاد باشد.
    امام خميني در درس خارج فقه خود با توجه به نظرات مختلفي كه در يك موضوع از سوي مراجع ارائه شده است ديگران را از طعنه زدن برحذر مي دارد و مي فرمايد « ... مساله بليط بخت آزمايي از مسائل اجتهاديه فقه است و نظريه هاي مجتهدين ممكن است درباره آن مختلف باشد چه اين گونه مسائل از مسائل ضروري و واضح فقه نيست تا اين كه همه در آن متفق باشند. در همين مساله بليطهاي بخت آزمايي مشهور بود كه مرحوم آقاي خوانساري و مرحوم ميرزاسيديونس اردبيلي (رضوان الله عليهما) جايز مي دانند. البته اين اجتهاد ايشان است كه مودي به جواز شده است و اين سبب نمي گردد كه چون آنها جايز مي دانستند ما بر آنان طعنه بزنيم همان طور كه آنان نيز نمي توانند به ما طعنه بزنند كه چرا ما آن را جايز نمي دانيم . بلكه مي توانند بيايند و با ما مباحثه كنند.
    آقايان بايد خيلي مواظب خورده كاريها باشند خيلي بايد مواظب الفاظشان باشند مبادا خداي نكرده به واسطه شطر كلمه اي سلب توفيق از آنها شود يا از زمره محصلين (واقعي ) خارج گردند و يا از طريق الهي و صراط مستقيم بيرون روند9. »
    پاورقي ها :
    1 ـ سوره مجادله آيه 11
    2 ـ سوره زمر آيه 9
    3 ـ كنزالعمال ج 10 ص 136
    4 ـ رضا مختاري سيماي فرزانگان ص 252
    5 ـ ترجمه و شرح فارسي تجريد الاعتقاد ص 596
    6 ـ سيماي فرزانگان ص 257
    7 ـ منتخب التواريخ ص 453
    8 ـ وحيد بهبهاني ص 136
    9 ـرساله نوين ج 2 ص 218
    حضرت امام خميني :
    آقايان بايد خيلي مواظب خورده كاريها باشند خيلي بايد مواظب الفاظشان باشند مبادا خداي نكرده به واسطه شطر كلمه اي سلب توفيق از آنها شود يا از زمره محصلين (واقعي ) خارج گردند و يا از طريق الهي و صراط مستقيم بيرون روند

  • *****
    شعارهاي اصلي و خواسته هاي اصيل


  • مردم مسلمان ايران در دوران معاصر و در جريان نهضت اسلامي خويش مردمي ترين و معنوي ترين جنبش اجتماعي و انقلاب تحول آفرين تكاملي را بوجود آورد.
    آنچه به صورت نمادين اين هر دو ويژگي را نشان مي دهد تظاهرات ميليوني ملت در روزهاي تاسوعا و عاشوراي سال 1357 ـ سال پيروزي انقلاب اسلامي ـ مي باشد كه در انقلاب هاي عصر حاضر بلكه اعصار و قرون منحصر به فرد و بي سابقه بوده است .
    انقلاب اسلامي ايران ملت ايران در بطن و متن خود حامل خواسته ها و مطالبات فروخفته و تاريخي ملتي پر سابقه و بزرگ و خداجو و عدالت خواه و آزادي طلب بوده است .
    چرا كه اين ملك و ملت از هزاره ها پيش گرفتار خودكامگي و خودسري حكام خودسر و خودخواه بوده و نعمت بزرگ آزادي از او سلب گرديده بود.
    همچنين بيش از دو قرن بود كه علاوه بر ديو سياه استبداد داخلي شيطان حيله گر استعمار خارجي نيز بلاي جان او گرديد كه خود داستان غم انگيزي است ولي از اين اشاره نمي شود گذشت كه استعمار سياه در عصر قاجار از ضعف حكومت خودكامه داخلي بهره برد و پس از آنكه در تاروپود مناسبات قدرت و اجتماع ايران لانه كرد با كودتاي سوم اسفند 1299 ش خاندان بي هويت و اجنبي پرست پهلوي ـ پدر انگليسي و پسر آمريكايي ـ را بر ملت با فرهنگ و تمدن ساز ايران را در چنبره دو ديو سياه ـ استبداد و استعمارـ گرفتار كرد و سرمايه هاي مادي و معنوي آنان را غارت نمود.
    آري در نوشتن و خواندن به راحتي مي توان از « استبداد » و « استعمار » عبور كرد اما در گذشته هاي دور و طي هزاره ها و قرون متمادي بر سر اين ملت چه بلاها و مصيبت هايي وارد آمد را بايد از دل تاريخ ـ همان گنجينه اسرار فرزندان آدم ـ پرسيد تا گوشه اي از آن ظلم و ستم و بيداد را به ما بگويد.
    اين مقدار هم در حافظه كوتاه مدت ملت ثبت و ضبط است كه رضاخان ـ يكي از آن پادشاهان مستبد و ستمگرـ پادشاهي بود به تمام معنا سنگ دل و متكي بر بيگانگان او هر چه مي خواست انجام مي داد هر خوني را كه اراده مي كرد مي ريخت هر مالي را كه مي پسنديد مي ربود و...
    و استعمار پير و پرحيله و مكر انگليس اموال و ثروت و دارايي هاي كشور را غارت مي كرد.
    پس از انگليس هم آمريكا ايران را حافظ منافع خود در منطقه كرد و منابع و منافع ملت و نسل هاي آينده را غارت مي كرد و بجاي آن اسلحه هاي دست چندم خود را براي حفاظت از منافع نامشروع خويش با ثروت اين ملت محروم وارد كشور مي كرد و تازه از اين راه هزاران مستشار نظامي خود را هم به نوايي مي رساند.
    اين قلم حقيقتا از بازتاباندن گوشه اي از تاريكي ها و تلخكامي هاي آن دوران ناتوان است . اما بايد دانست كه شعار « استقلال » و « آزادي » يك شعار سطحي و يا اتفاقي و يا از سرذوق و يا تفنن نبود بلكه خواسته اي بود كه از وجدان زخم خورده و مجروح يك ملت بزرگ آزادي خواه و عدالت طلب برمي خاست .
    ملت ايران با قيام همگاني و همه جانبه خويش اراده كرده بود تا كاخ هاي سراسر ظلم و بي عدالتي را بر سر شاهان ستم پيشه ويران نمايد و بر آن ويرانه ها و در فضاي آزاد و بدون مزاحم تنفس كند. همچنانكه خواست خود از نعمات فراوان الهي بهره ببرد و از شر بيگانگان بدخواه رهايي يابد كه اين آزادي را استقلال ناميد.
    و اين هر دو رويه سلبي نهضت مردمي ـ الهي اين ملت بود و مي بايست رويه اثباتي آن را كامل نمايد و آن همان ضلع سوم از آرمان مثلث ملت ايران بود يعني « جمهوري اسلامي »
    پس همگان هميشه بگوييم استقلال آزادي جمهوري اسلامي و آنها را بخواهيم .

  • *****
    نامه وارده


  • اشاره
    حوزه هاي علميه شيعه كه بيش از هزار سال سابقه تلاش و جهاد پرثمر و درخشان علمي ديني اجتماعي و سياسي را در پرونده خود دارد; همواره با مشعلداري و محوريت عالمان بزرگ و اساتيد و مراجع بزرگوار فعاليت كرده و اساتيد بزرگوار علاوه بر تغذيه علمي و اخلاقي طالبان علوم ديني تلاش مي كردند حداقلي از معيشت اهل علم را تامين كنند. همين رويه در حوزه هاي عصر ما نيز جريان دارد. البته علما و مراجع بزرگوار تصديق و تصريح دارند كه همه نيازهاي طلاب و روحانيون را نمي توانند برآورده سازند.
    در رابطه با مسئله « شهريه » درددل زياد است و سزاوار است به موضوعاتي مانند : دفاتر متعدد پرداخت صف هاي طويل محدوديت زمان پرداخت و... پرداخته شود و براي ساماندهي اين امر عمومي پيگيري و اقدامات اساسي صورت گيرد و با همت عالي متصديان آرزوهاي طلاب و فضلا به سرانجام بايسته رسد.
    از اصل مسئله كه بگذريم نامه اي از يكي از طلاب محترم به صفحه حوزه و دانشگاه رسيد كه واگوكننده مشكل نويسنده آن است و شايد مشكل ديگراني نيز باشد كه اميد است باتوجه متصديان و دست اندركاران برطرف گردد.

    باتوجه به متوليان متعدد در پرداخت شهريه هر يك از آنان معيارها و شرايطي را براي جواز دريافت شهريه مانند : نياز افراد عدم اشتغال و... اعلام كردند.
    با صرف نظر از محاسن و معايب معيارها مشكل اساسي در چگونگي عملي ساختن آنهاست . باتوجه به عدم ضابطه مندي معيارها چه بسا در عمل برداشت از شرايط براي افراد مختلف گوناگون شود. و لذا در مواردي افرادي كه از نظر شرايط مساوي بوده برخي از آنان شهريه يا بن را دريافت مي كنند و برخي ديگر با احتياط از آن مي گذرند. بنابراين واگذاري داشتن ضوابط يا عدم آن به خود افراد مناسب به نظر نمي رسد.
    در اين رابطه مشكل ديگر وجود دارد كه گاهي برخي افراد براي مدتي در يكي از مراكز و موسسات براي چند ساعت در روز به امور تحقيقي و پژوهش يا خدماتي اشتغال پيدا مي كنند كه براساس برخي ضوابط مجاز به اخذ شهريه نيستند. ولي باتوجه به موقتي بودن اشتغال و از سوي ديگر مشكلات وصل مجدد شهريه اقدام به قطع شهريه نمي نمايند. چنان كه اين مشكل مدتي قبل براي من پيش آمد چند سال قبل كه موقتا به كاري مشغول شدم قصد قطع شهريه را داشتم درحالي كه بعضي دوستان از روي خيرخواهي توصيه كردند كه چنين نكنم چرا كه پس از فارغ شدن از كار براي وصل مجدد شهريه مشكلاتي وجود دارد : ولي بنابه وظيفه شرعي خود داوطلبانه به شوراي مديريت مراجعه كرده و پس از اعلام شرايط خود به مسئول مربوطه و اطمينان دادن ايشان به من مبني بر وصل مجدد شهريه بدون مشكل در صورت انصراف از اشتغال اقدام به قطع شهريه نمودم لكن متاسفانه پس از چند سال به جهت مشكلات مالي به همان بخش مراجعه كردم تا شهريه را وصل كنند پاسخ دادند كه بايد شما فرمي را پرنمائيد تا وضعيت شما در كميسيون مطرح و بررسي شود و در آنجا تصميم گرفته شود و نتيجه به شما اعلام گردد. پس از چند بار تماس پاسخ روشني داده نشد تا اينكه پس از تماس آخر گفتند چنين فرمي اينجا نيست ! بدين ترتيب قطع شهريه داوطلبانه چنين مشكلاتي را به دنبال داشت .
    بنابراين به نظر مي رسد كه بايد ضوابط و معيارهاي روشن و يكساني مطرح گردد كه طبق آن دوباره همه افراد به طور مساوي اجرا شود. و واگذاري رعايت شرايط به افراد مشكلاتي را به وجود خواهد آورد و برداشتها را مختلف مي نمايد.
    س .ح .ف