بسم الله الرحمن الرحيم
تحولات جهان و منطقه
داراي چنان سرعتي است كه اگر
دولتمردان كشور ما فارغ از هر موضوع و مساله ديگري فقط به
بررسي اين تحولات بپردازند و در جستجوي راه هائي براي تامين
منافع ملي كشور براساس روند اين تحولات برآيند
شايد
احساس كمبود وقت كنند. اما كار اصلي دولتمردان در برابر
تحولات جهاني فقط اين نيست
بلكه آنها بايد علاوه بر اين
درصدد هدايت آن تحولات به مسيري كه با منافع و مصالح
منطبق باشد برآيند.
كشوري همانند جمهوري اسلامي ايران كه صاحب يك
انقلاب بزرگ برمبناي دين و فرهنگ و آرمانخواهي و
ارزشمداري است و به همين دليل مورد تهاجم همه جانبه
دشمنان است
بايد براي رصد كردن تحولات جهاني و منطقه اي
اهميت فوق العاده اي قائل باشد و امكانات و سرمايه گذاري
بالائي بعمل آورد. چنين برخوردي با تحولات پيراموني
بازدهي
بسيار بالا و ارزشمندي براي منافع ملي كشور خواهد داشت و در
معادلات جهاني و منطقه اي نيز تاثيرگذار خواهد بود. مردم
جهان بويژه آنها كه انقلاب اسلامي را شناخته اند و امام خميني
را الگوي آزاديخواهي
استقلال طلبي
مبارزه با استعمار و
استكبار و استثمار و حمايت از محرومان و مظلومان جهان
ميدانند
از نظام جمهوري اسلامي ايران و دولتمردان آن چنين
انتظاري دارند. اين
يك انتظار كاملا منطقي است كه قابل
برآوردن نيز هست و اگر دولتمردان ما به آن بي توجهي كنند
علاوه بر آنكه به جايگاه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي در
افكار عمومي جهانيان لطمه وارد مي نمايند
منافع ملي كشور را
نيز دچار خسران مي كنند.
متاسفانه در سالهاي اخير
سرگرم شدن مسئولان و حتي
همه فعالان سياسي
اعم از دولتمردان و غير دولتمردان
به
منازعات داخلي كه عنوان « جنگ قدرت » كاملا بر آن منطبق
است
اين واقعيت بسيار مهم را به فراموشي سپرده و ما را از
انجام وظايفي كه در قبال تحولات جهاني و منطقه اي داريم
غافل نموده و عقب نگهداشته است . تلخي اين واقعيت آنگاه
بيشتر مشخص ميشود كه به آنچه طي سالهاي اخير در مرزهاي
شرقي و غربي كشورمان رخ داده بيشتر توجه كنيم . افغانستان
اكنون در چنگ آمريكاست و عراق با كالبدي مجروح و خونين
براي رهائي خود از استبدادي بدتر از استبداد صدامي و استعمار
و استثماري بي سابقه در طول تاريخ
دست و پا ميزند. مردم
عراق و افغانستان
مسلمان هستند و با ملت ايران در پايه هاي
فكري و ديني و فرهنگي وجوه مشترك فراوان دارند. ملت هاي
تركيه و جمهوري هاي آزاد شده شوروي كه نوار مرزي شمال
كشورمان را تشكيل ميدهند و عمق استراتژيك ما در آسياي ميانه
هستند نيز تشنه چشيدن قطره اي از زلال معارفي هستند كه امام
خميني با بهره گيري از آن توانست آمريكا را از ايران بيرون
براندو بزرگترين قدرت منطقه را از پا در آورد و مردم ايران را بر
سرنوشت خود حاكم سازد. خيزش پيروز مردم افغان عليه ارتش
سرخ شوروي نيز از پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام
خميني الهام گرفته بود و امروز نيز كه آمريكا مجبور ميشود حتي
در ظاهر هم كه شده عنوان « جمهوري اسلامي » را براي كشور
افغانستان در قانون اساسي آن بپذيرد به دليل تاثيري است كه اين
انقلاب و رهبري امام خميني برمناطق پيراموني گذاشته است .
درست است كه آمريكا با تكيه بر پول و زور و تزوير و با
بهره گيري از مهره هاي خود در افغانستان اجازه نداد قانون
اساسي آن كشور داراي محتوائي اسلامي باشد ولي همين كه
مجبور شد در برخي موارد عليرغم ميل خود زير بار اموري برود
كه بوئي از اسلام و انقلاب دارد
از نفوذ عميق رهبري امام
خميني در ملت هاي منطقه حكايت دارد. در تركيه نيز مردم
تمايل شديد خود را به اسلام در انتخابات و بر سركار آوردن
كساني كه شعار اسلامخواهي ميدادند نشان دادند. اين ويژگي در
مردم شيخ نشين هاي جنوب خليج فارس و همه كشورهاي عربي
تا شمال آفريقا و همه كشورهاي آسياي دور نيز وجود دارد.
با توجه به اين واقعيت ها آيا تصادفي است كه اين روزها
وقت و فكر و امكانات و سرمايه هاي مادي و معنوي كشورمان
صرف اين مي شود كه چرا انتخابات طبق قانون اساسي انجام
مي شود و طبق ميل و خواست و اراده چند افراطي كه با شعار
قانونمداري به قدرت رسيده اند ولي هيچ تمكيني در برابر قانون
ندارند انجام نمي شود عراق
اين روزها لحظات
سرنوشت سازي را پشت سر ميگذارد
مردم فلسطين با ديو
خون آشام صهيونيستي كه مورد حمايت آمريكاست دست و
پنجه نرم مي كنند و حتي در داخل كشورمان مردم زلزله زده بم با
انواع مصيبت ها دست به گريبان هستند و در عين حال
عده اي
وقت كشور و ملت را به صحنه گرداني نمايش هائي از قبيل
تحصن و استعفا و تهديدهائي براي مطالبات فراقانوني تلف
مي كنند و به رسانه هاي استعماري نيز اين امكان را ميدهند كه
افكار عمومي مردم جهان را از جناياتي كه خود در عراق مي كنند
منصرف نموده و به همين نمايش هاي مضحك معطوف دارند تا
بتوانند با استفاده از همين فرصت
سرنوشت ملت عراق را نيز
آنطور كه خود ميخواهند رقم بزنند و در فلسطين و افغانستان و
ساير كشورها نيز اراده خود را بر ملت ها تحميل نمايند. زيان اين
حوادث به همان اندازه كه متوجه آن ملتهاست
متوجه منافع
ملي ما نيز هست .
درست است كه مردم ايران براي افراطيون و صحنه گردانان
اين نمايش ها حسابي باز نمي كنند و در پاي صندوق ها جواب
دندان شكني به آنها خواهند داد
ولي خسراني كه از رهگذر اين
بازي هاي افراطي براي منافع ملي كشور خواهد داشت
به آساني
قابل جبران نيست .

|