
اسلام براي شما و براي همه بشر و همه توده هاي عالم
تحفه آورده است
تحفه همگاني و براي همه و در راس
برنامه هاي اسلامي هدايت است كه شما را هدايت كند به راهي
كه هم دنياي شما تعمير بشود و معمور باشد و هم آخرت شما.
اسلام غمخوار همه است . اسلام غمخوار بشر است
نه
همين غمخوار شما. اسلام آمده است روي غمخواريي كه به
بشر دارد اينكه بشر را از اين اعوجاجها و از اين انحرافها و از
اين اموري كه براي خود بشر تباهي مي آورد نجات بدهد
براي
نجات ملتها
همه ملتها.
اسلام براي اين انساني كه همه چيز است يعني از طبيعت
تا ماورا الطبيعت تا عالم الوهيت مراتب دارد
اسلام تز دارد.
برنامه دارد اسلام . اسلام مي خواهد انسان را يك انساني بسازد
جامع يعني رشد به آنطور كه هست بدهد
از حظ طبيعت دارد
رشد طبيعي به او بدهد
حظ برزخيت دارد
رشد برزخيت به
او بدهد
حظ روحانيت دارد
رشد روحانيت به او بدهد
حظ
عقلانيت دارد
رشد عقلانيت به او بدهد
حفظ الوهيت دارد
رشد الوهيت به او بدهد. همه خطوطي كه انسان دارد و به طور
نقص است
الان نرسيده است
اديان آمده اند كه اين ميوه
نارس را رسيده اش كنند
اين ميوه ناقص را كاملش كنند...
شما خيال نكنيد كه اسلام آمده حيوان تربيت كند
آمده
است كه آب و خوراك براي حيوان درست كند
اين يكيش
است
اين را هم درست مي كند لكن اين يك بعد است آن هم
بعد آخرتش هست
بعدهاي ديگري دارد كه آنها هم همه اش از
اسلام است و براي تربيت انسان است و انسان را مي خواهد
يك موجود رشيدي كه همه اين ابعاد را داشته باشد تربيت كند
و براي همه اينها هم دستور دارد اسلام
نسبت به يك جهت و
جهت ديگري نيست
براي حكومت اسلامي دستور دارد
براي
تشكيلاتش دستور دارد
براي مقابله با دشمنان دستور دارد
براي تحرك جامعه دستور دارد
براي رسيدن به
ماوراالطبيعت دستور دارد
همه اينها را دارد
يك بعدي
نيست .
اسلام مثل مذاهب ديگر يعني مذاهبي كه حالا ظاهرش به
ما رسيده است
آنطور نيست . همه چيزهاي انسان را مي سازد
هم انسان را از حيث عقل مي سازد
هم انسان را از حيث
اخلاق و تهذيب اخلاق مي سازد
هم انسان را از حيث ظاهر و
آداب ظاهري مي سازد
هم در همه اموري كه انسان به آن
احتياج دارد
اسلام دخالت دارد. مثل حكومتها نيست كه فقط
در امور مثلا اجتماعيشان
سياسيشان دخالت داشته باشند اما
كاري به اين نداشته باشند كه خودش توي خانه چه مي كند...
اسلام
همان در منزل خودتان كه خلوت هستيد آنجا با شما كار
دارد
در توي عائله تان كه چند نفر هستيد باز كار دارد به شما
مي آييد توي همسايه تان با شما نسبت به همسايه هايتان كار
دارد
با همشهري تان باز كار دارد
با هم مذهبيهاي تان هم
همه
اينها را آداب دارد يعني اسلام اينطور نيست كه مثل حكومت
اسلامي فقط حكومت باشد
اسلام يك صورتش حكومت
است
يك ورقش باب حكومت است و باب سياسات است
يك طرف ديگرش باب ساختن اين انسان است از حيث
معنويات كه به خودش كار دارد
تو بايد در اعتقادات چه
باشي
در اخلاق چه باشي
در آداب عملي چه باشي
بايد چه
باشد اينطور چيزها
اسلام كار دارد به همه
اينها را ساير دول و
اجتماعات كاري به اينها ندارند. يعني هيچ دولتي نمي آيد به
شما بگويد كه شما توي خانه تان وقتي كه هستيد فلان كار را
نبايد بكنيد
به آن كار ندارد
هر كس توي خانه اش هر كاري
بكند اما اسلام توي خانه
تنهايي شما باشيد با شما كار دارد
يعني مي گويد بايد چه جور باشي
اخلاقت چه جور باشد
ادراكات عقليات چه جور باشد
اعمالت
خودت با بچه ات
بايد چه جور آدابي داشته باشي
بچه با پدرش چه جور باشد
پدر با فرزندش چه باشد
بچه با مادرش چه جور باشد
مادر با
فرزندش چه جور باشد
برادر با برادرش چطور باشد
همه اين
عائله با هم چطور باشند
اين عائله با عائله ديگر چطور باشد
تمام اينها را آداب دارد اسلام برايش
نظر دارد به
آنها.
راجع به اجتماع هم نظر دارد
مسائلي دارد كه مربوط به
همه بشر است
هيچ مملكتي دون مملكتي نيست
اسلام اينطور
نيست كه يك مملكت داشتند باشد به اسم ايران مثلا يا به اسم
عراق يا به اسم كذا
اينجورها نيست
تمام عالم تحت نظرش
هست يعني نظر اسلام به اين بوده است كه بشر بسازد
تمام بشر
را
هيچ قوم و خويشي با يك قطبي
دون قطبي ندارد
با شرق
يا غرب
با شمال و جنوب
با جايي هيچ قوم و خويشي ندارد
يك دين الهي است همانطوري كه خداي تبارك و تعالي خداي
همه است
نه خداي شرقيها و مسلمانها يا غربيها يا مسيحيها
يا يهوديها
اينطور نيست
خداي همه است و نسبت به همه
رازق است و عرض مي كنم ـ خالق است و اينها
اسلام هم يك
ديني است مال همه
يعني آمده است كه همه بشر را به اين
صورتي كه مي خواهد درآورد
به يك صورت عادلانه درآورد
به صورتي كه يك بشر به بشر ديگر يك قطره
به قدر يك سر
سوزن تعدي نكند
يك بشر با بچه خودش تعدي نكند
با زن
خودش تعدي نكند
يك زن با شوهر خودش تعدي نكند
دو تا
برادر با هم تعدي نكنند
اينها با رفقاي ديگرشان تعدي نكنند
مي خواهد يك انسان عادل به تمام معنا كه انسان باشد
هم
عقليتش عقليت انسان باشد
هم نفسيتش نفسيت انسان باشد
هم ظاهرش ظاهر انسان و مودب به آداب انساني باشد
مي خواهد اين مطلب را اجرا بكند.
اسلام مال همه است
مال شخصي ... نيست اسلام مال
همه بشر است نه مال مسلمين
اسلام آمده است تا بشر را از
ضلالت به راه مستقيم هدايت ببرد و اسلام مثل مكتب هاي
ديگر نيست كه فقط براي يك حكومت مادي و دنيايي برنامه
داشته باشد.
تمام حكومتهاي بشري
تمام سيستمهاي غيرتوحيدي
برنامه شان همين است كه در اينجا
در اين دنيا يك كارهايي
بكنند
آنهايي كه فرض كنيد خوب هم هستند يك نظم دنيائي
ايجاد كنند
و اكثرا كه منحرف هستند براي اين كار مي كنند كه
سلطه جويي كنند و ديگران را تحت سلطه خودشان بياورند و
استثمار كنند.
الان شما نمي توانيد در تمام حكومتها پيدا كنيد
يك
حكومتي كه روي عدالت ولو در همين حيطه اي كه خودش
دارد روي عدالت رفتار كند
كم است
كم مي توانيد سراغ كنيد
يك حكومتي كه حكومت عدل باشد ولو راجع به نظم دنيا
ادعا زياد است
ادعاي اينكه مي خواهيم براي عدالت عمل
بكنيم زياد است .
قانون اسلام در طرز تشكيل حكومت و وضع قانون
ماليات و وضع قوانين حقوقي و جزائي و آنچه مربوط به نظام
مملكت است از تشكيل قشون گرفته تا تشكيل ادارات هيچ چيز
را فروگذار نكرده است .
احكام شرع حاوي قوانين و مقررات متنوعي است كه
يك نظام كلي اجتماعي را مي سازد. در اين نظام حقوقي
هر
چه بشر نياز دارد فراهم آمده است
از طرز معاشرت با همسايه
و اولاد و عشيره و قوم و خويش و همشهري
و امور خصوصي
و زندگي زناشويي گرفته تا مقررات مربوط به جنگ و صلح و
مراوده با ساير ملل
از قوانين جزايي تا حقوق تجارت و
صنعت و كشاورزي . براي قبل از انجام نكاح و انعقاد نطفه
قانون دارد و دستور مي دهد كه نكاح چگونه صورت بگيرد و
خوراك انسان در آن هنگام يا موقع انعقاد نطفه چه باشد
در
دوره شيرخوارگي چه وظايفي بر عهده پدر و مادر است و بچه
چگونه بايد تربيت شود
و سلوك مرد و زن با همديگر و با
فرزندان چگونه باشد. براي همه اين مراحل دستور و قانون
دارد تا انسان تربيت كند
انسان كامل و فاضل
انساني كه قانون
متحرك و مجسم است و مجري داوطلب و خودكار قانون
است . معلوم است كه اسلام تا چه حد به حكومت و روابط
سياسي و اقتصادي جامعه اهتمام مي ورزد تا همه شرايط به
خدمت تربيت انسان مهذب و با فضيلت درآيد.
قرآن مجيد و سنت شامل همه دستورات و احكامي است
كه بشر براي سعادت و كمال خود احتياج دارد. در « كافي »
فصلي است به عنوان « تمام احتياجات مردم در كتاب و سنت
بيان شده است »
و كتاب يعني قرآن « تبيان كل شي » است
روشنگر همه چيز و همه امور است . امام سوگند ياد مي كند ـ
طبق روايات ـ كه تمام آنچه ملت احتياج دارد در كتاب و سنت
هست
و در اين شكي نيست .
انبيا هم
همه چيزهايي كه مربوط به روح و مربوط به
مقامات عقليه و مربوط به مراكز غيبيه است براي ما بيان
كرده اند و قرآن هم بيان كرده است و اهلش مي دانند و هم آن
چيزهايي كه وظايف شخصيه است و دخيل در ترقيات انسان و
تكامل انسان است در سنت و در كتاب بيان شده است و هم آن
چيزهايي كه مربوط به اجتماع است و امور سياسي است و
امور اجتماعي است و راجع به تنظيم و تربيت اجتماع است
بيان فرموده است و ما همه و همه بشر مكلف اند بر اينكه همه
اين مراتب را
همه اين مقامات را مواظبت كنند و منحصر به
يك طرف نكنند.
اسلام ... مكتبي است كه برخلاف مكتبهاي غيرتوحيدي
در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي و
سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ
نكته ولو بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت
مادي و معنوي نقش دارد فروگذار ننموده است و موانع و
مشكلات سر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به
رفع آنها كوشيده است .
مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهاي حاكم
در جامعه بوده است و خود داراي سيستم و نظام خاص
اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي است كه براي تمامي ابعاد و
شئون زندگي فردي و اجتماعي قوانين خاصي دارد و جز آن را
براي سعادت جامعه نمي پذيرد مذهب اسلام همزمان با اينكه به
انسان مي گويد كه خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن
به او
مي گويد چگونه زندگي كن و روابط خود را با ساير انسانها بايد
چگونه تنظيم كني و حتي جامعه اسلامي با ساير جوامع بايد
چگونه روابطي را برقرار نمايد. هيچ حركتي و عملي از فرد و يا
جامعه نيست مگر اينكه مذهب اسلام براي آن حكمي مقرر
داشته است . بنابراين طبيعي است كه مفهوم رهبر ديني و
مذهبي بودن
رهبري علماي مذهبي است در همه شئون
جامعه
چون اسلام هدايت جامعه را در همه شئون و ابعاد آن
برعهده گرفته است .
اسلام داراي فرهنگ غني انسان ساز است كه ملتها را
بي گرايش به راست و چپ و بدون در نظر گرفتن رنگ و زبان و
منطقه به پيش مي برد و انسانها را در بعد اعتقادي و اخلاقي و
عملي هدايت مي كند و از گهواره تا گور به تحصيل و جستجوي
دانش سوق مي دهد. اسلام در بعد سياسي
كشورها را در همه
زمينه ها
بدون تشبث به دروغ و خدعه و توطئه هاي فريبنده
به اداره و تمشيت حكومت سالم هدايت مي كند و روابط را با
كشورهاي ديگري كه به زيست مسالمت آميز و خارج از ظلم و
ستمكاري متعهد هستند
محكم و برادرانه مي كند. اقتصاد را به
صورتي سالم و بدون وابستگي به نفع همگان
در رفاه همه
مردم
بااهميت به مستمندان و ضعيفان بارور مي كند و براي
رشد بيشتر كشاورزي و صنعت و تجارت كوشش مي نمايد. و
در بعد نظامي
به همه كساني كه صلاحيت دفاع از كشور را
دارند براي مواقع اضطراري تعليم نظامي مي دهد و در اين
مواقع بسيج عمومي اختياري و احيانا اجباري مي كند و در
حال عادي براي دفاع از مرزها و تنظيم شهرها و ايمني جاده ها
و حفظ نظم و انتظام
نيروي مومن ورزيده تربيت مي كند.
اسلام همانطوري كه فقط احكام ظاهري راجع به افراد
باشد نيست
همين طور همه اسلام عبارت از قيام و نهضت و
اينها هم نيست . اسلام اينجور جهات دارد و كسي كه بخواهد
اسلام را بشناسد
همه جهات در اسلام هست يعني آن چيزي
كه مربوط به رشد فرد است
آنكه مربوط به رشد جامعه است
آنكه مربوط به سياستي است كه بين آن و ساير ملل هست
آنكه
مربوط به اقتصاد است
آنكه مربوط به فرهنگ است
تمام اينها
در اسلام هست . و مع الاسف بعضي از اشخاص را گفته مي شود
(همين جوانهايي كه در اروپا هستند و زندگي مي كنند يا در
آمريكا و اينها) همان يك جهت را در نظر مي گيرند و آن جهت
مبارزه ـ عرض مي كنم كه ـ و تظاهرات و امثال ذلك . البته
مبارزه با دشمن
مبارزه با فساد
مبارزه با اين حكومتهاي فاسد
جز برنامه هاي دولت اسلامي است و جز احكام است لكن
انحصار به اين ندارد.
اسلام به اين منظور به وجود آمد كه به انسان
ابعاد
واقعي و شان انساني اعطا كند يعني انسان را از نظر زندگي
اجتماعي
شخصي و سياسي تحول بخشد و به غناي روحي
انسان ياري دهد. اسلام قادر به ايجاد چنين تحولي هست .
قوانين اسلام به نيازهاي انسان پاسخ مي گويد. اين قوانين
بسيار صريح و روشن هستند. اسلام روش و رفتار هر فرد را در
برابر جامعه
طي قوانين خاصي مدون و تنظيم كرده است .
اسلام چگونگي سياست جامعه را در رابطه با اقليتهاي مذهبي
مشخص ساخته است . از اين نظر قوانين اسلام واقعا پيشرو و
پيشاهنگ هستند. اگر قوانين اقتصادي اسلام اجرا شود مملكت
يك اقتصاد مترقي خواهد داشت .
اسلام همانطوري كه به معنويات نظر دارد و همانطوري
كه به روحيات نظر دارد و تربيت ديني مي كند و تربيت نفساني
مي كند و تهذيب نفس مي كند
همانطور به ماديات نظر دارد و
مردم را تربيت مي كند در عالم كه چطور از ماديات استفاده
كنند و چه نظر داشته باشند در ماديات . اسلام ماديات را همچو
تعديل مي كند كه به الهيات منجر مي شود. اسلام در ماديات به
نظر الهيات نظر مي كند و در الهيات به نظر ماديات نظر مي كند.
اسلام جامع مابين همه جهات است .
(برگرفته از كتاب اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني
از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني )
اسلام مكتبي است كه برخلاف مكتبهاي
غيرتوحيدي
در تمام شئون فردي و اجتماعي و
مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و
اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولو
بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت
مادي و معنوي نقش دارد فروگذار ننموده است .
اسلام در ماديات به نظر الهيات نظر مي كند و در
الهيات به نظر ماديات نظر مي كند. اسلام جامع ما
بين همه جهات است .

*****
شكر شهادت
|
هنوز بيش از بيست و پنج سال از عمر مبارك علي (ع )
سپري نشده بود و از ازدواج پربركتش با زهرا سلام الله عليها
خيلي نمي گذشت . و از سن اولين ثمره اين ازدواج يعني امام
مجتبي (ع ) بيش از چند ماهي نگذشته بود
كه جنگ احد پيش
آمد. يك خانواده جوان همه آرزوهايشان اين است كه
زندگيشان كم كم پيش برود
هر روز مرتب تر و منظم تر بشود
اما علي (ع ) برخلاف اين شيوه معمول
خانه و زندگي و فرزند
را رها كرده
آمده است به ميدان و آماده نبرد گرديده است .
بعد از خاتمه جنگ به پيامبر(ص ) عرض مي نمايد :
يا رسول الله ! آن گروهي كه در احد شهيد شدند هفتاد نفر
بودند كه در راس آنها حمزه بن عبدالمطلب بود
آنها
قهرمانهاي احد بودند و اما من از اين فيض محروم ماندم و
شهادت از من دور شد كه البته (از اين امر) خيلي ناراحت
شدم كه چرا اين فيض نصيب من نگرديد
و من به شما عرض
كردم : چرا از آن محروم شدم
پيامبر فرمود : يا علي
تو شهيد مي شوي ! اما در حين
شهادت صبر تو چگونه خواهد بود
علي (ع ) عرض كرد : يا رسول الله نفرماييد چگونه صبر
مي كني
بفرماييد چگونه سپاسگزار هستي !!! اينجا جاي صبر
نيست جاي شكر است . (انسان كامل
ص .44 البته آنچه كه
تحت عنوان فرمايشات مولا آورده شد بيشتر مضمون گفتار آن
حضرت است تا ترجمه دقيق آن . ـ به نقل از حكايتها و
هدايتها در آثار استاد شهيد مرتضي مطهري ).

*****
نوجوان شهيد
|
در كربلا نه يا ده طفل غير بالغ شهيد شدند. در مورد يكي
از آنها
تاريخ مي نويسد : « و خرج شاب قتل ابوه في المعركه »
جواني كه پدرش در معركه شهيد شده بود (ولي نگفته اند كه
پدرش چه كسي بود
يعني براي ما مشخص نيست )
آمد
خدمت اباعبدالله و گفت : اجازه بدهيد بروم به
ميدان .
فرمود : نه ! همچنين فرمود : به اين جوان اجازه ندهيد به
ميدان برود زيرا پدرش كشته شده است . براي او همين بس
است و مادرش كه در اينجا حاضر است شايد راضي نباشد.
عرض كرد : يا اباعبدالله ! اصلا اين شمشير را مادرم به كمر
من بسته است و او مرا فرستاده و به من گفته تو هم برو به راه
پدر و جان خودت را فداي اباعبدالله كن . شروع كرد به
خواهش و التماس كردن تا آنكه اباعبدالله به او اجازه داد و سر
اينكه معلوم نشد كه او پسر « مسلم بن عوسجه » بوده يا پسر
« حرث بن جناده » اين است كه هر دو
با خاندانشان در كربلا
بوده اند. البته « عبدالله بن عمير » هم با خاندانش در كربلا بوده
ولي اينقدر معلوم است كه او فرزند عبدالله بن عمير نبوده
است .
وقتي اين بچه آمد به ميدان
بر خلاف اغلب افراد كه
خودشان را به پدر و جدشان معرفي مي كردند كه من فلاني
هستم
پسر فلاني
اينكار را نكرد
بلكه طور ديگري حرف زد
كه در منطق
گوي سبقت را از همه ربود. وسط ميدان كه رسيد
فرياد زد :
اميري حسين و نعم الامير
سرور فواد البشير النذير.
اي مردم اگر مي خواهيد مرا بشناسيد
من آن كسي هستم
كه آقاي او حسين است
من آن كسي هستم كه او مايه
خوشحالي قلب پيغمبر است
سرور فواد البشير النذير.
مي بينيد بچه
بزرگ
شيرخوار
هر كدام در اين حادثه
مقامي دارند (مقام عجيبي ) حالا مقام اهل بيت پيغمبر
وظيفه
و رسالتي كه زنها از نظر تبليغ داشتند
به جاي خود (و در همه
اينها خاندان اباعبدالله
خودشان از همه پيش هستند.)
(حماسه حسيني
ج 1
ص 302 ـ حكايتها و هدايتها در آثار
استاد شهيد مرتضي مطهري ).

| | |