
واحد مركزي خبر : مشاور رونالد ريگان رئيس جمهور
پيشين آمريكا
در تازه ترين كتاب خود به نام دولت سركش
سياست تكروي جرج بوش و اطرافيان وي را به باد انتقاد
گرفت .
« كلايد پرستوويتز » كه جمهوري خواه است در مصاحبه
مجري برنامه گفتگوي صريح شبكه تلويزيوني بي بي سي
درتشريح ماهيت سركش دولت آمريكاگفت آمريكا خود را از
جهانيان جدا كرده است . ما مي توانستيم كاپيتان تيم باشيم اما
ترجيح داديم تا از ديگران جدا شده و براي خود تيم ديگري
تشكيل دهيم يابه تنهايي بازي كنيم .
وي گفت با همين سياست بود كه به جاي باقي ماندن در
كنار متحدان خود در سازمان پيمان اتلانتيك شمالي ناتو
ائتلافي از كشورهايي تشكيل داديم كه مايل بودند با ما
همكاري كنند
ائتلافي تركيب يافته از كشورهايي چون جزاير
سليمان
لهستان و اوكراين كه با ما در عراق همكاري مي كنند و
همه هزينه هاي آنها را ما پرداخت مي كنيم .
اعضاي اين ائتلاف در واقع اعضاي تيمي هستند كه
هدايت و كنترل انها در اختيار آمريكاست .
وي درباره انتخاب واژه سركش براي توصيف دولت
آمريكا گفت سركش به جانور
انسان يا ملتي اطلاق مي شود كه
حاضر نيست در كنار ديگران قرارگرفته و با آنها همكاري كند.
« پرستوويتز » سياست تكروي دولت آمريكا را ابلهانه
استكباري و نااگاهانه توصيف كرد و گفت دولت آمريكا
باسياست ها و موضع گيري هاي خصمانه خود حتي متحدان
ديرپاي خود را نيز از خود بيگانه مي كند. آنچه سياست
يكجانبه گرايي و تكروي دولت آمريكا را تشديد كرد حوادث
يازده سپتامبر بود. پس از حوادث يازده سپتامبر تقريبا همه
جهانيان با آمريكا همدردي كردند و شيراك
رئيس جمهور
فرانسه
اولين زمامدار خارجي بود كه به آمريكا سفر كرد و از
ويرانه هاي برجاي مانده از برج هاي دوقلوي تجارت جهاني
بازديد كرد.
وي گفت در پاسخ به چنين همدردي و واكنشي كه
جهانيان از خود نشان دادند بوش روز سيزده سپتامبر در يك
برنامه تلويزيوني كه در سراسر جهان پخش مي شد از سران
چين
روسيه
انگليس
فرانسه و ديگر كشورهاي جهان
قدرداني و اعلام كرد كه به زودي آنها را به مزرعه خود دعوت
خواهد كرد تا درباره بهترين نحوه برخورد با عاملان حوادث
يازده سپتامبر يعني القاعده و طالبان رايزني كند
اگر بوش به
چنين ابتكاري مبادرت مي كرد
هرآنچه را كه مي خواست
بدست مي آورد.
« پرستوويتز » گفت تصميم درباره حمله به عراق اندكي پس
از حوادث يازده سپتامبر گرفته شد و دولت آمريكا به بهانه
خطر جنگ افزارهاي كشتارجمعي صدام توانست مردم آمريكا
و حتي مردم انگليس را با تصميم مربوط به لشكركشي به عراق
همراه كند. دولت آمريكا پس از اتخاذ تصميم درباره حمله به
عراق بود كه براي گرفتن مجوز چنين حمله اي به شوراي امنيت
سازمان ملل متحد متوسل شد.
مشاور رئيس جمهور پيشين آمريكا در ادامه گفت : مقامات
آمريكايي با مطرح كردن ضرورت حمله به عراق در شوراي
امنيت سازمان ملل تصريح كردند اين سازمان براي توجيه
علت وجودي خود بايد از تصميم مربوط به حمله به عراق
حمايت كند.
وي افزود : سرانجام معلوم شد حق با كساني بوده است كه
درباره وجود سلاح هاي كشتارجمعي در عراق ترديد داشتند و
هر چه كشورهايي مانند فرانسه و آلمان تلاش كردند تا فرصت
بيشتري به بازرسان تسليحاتي سازمان ملل متحد براي تكميل
بازرسي داده شود
آمريكا به آن تن در نداد.
علت مخالفت آمريكا با تمديد برنامه بازرسي تسليحاتي
اين بود كه بوش و اطرافيان وي مي خواستند به جهان نشان
دهند كه آمريكا ببر كاغذي نيست .
« پرستوويتز » علت اصلي حمله به عراق را داشتن
انگيزه هاي امپرياليستي در بين محافظه كاران جديد ازجمله
شخص بوش توصيف كرد و گفت كساني چون پل ولفوويتز
(معاون وزير دفاع ) و ريچارد پرل (مشاور وزارت دفاع آمريكا)
افرادي هستند كه در سال 1992 مشاوران ديك چني (وزير
دفاع وقت آمريكا) بودند. اين افراد با نوشتن مقالات و ارائه
تحليل هاي سياسي به ديك چني مي گفتند زمان آن فرا رسيد كه
آمريكا با بهره گيري از قدرت و اقتدار خود دموكراسي و
سرمايه داري آمريكايي را به نظام جهاني تحميل كند.
وي گفت : به عقيده من سياست خارجي كنوني آمريكا نمي
تواند دوام پيدا كند چون اين سياست با همه موازين بين المللي
و اصول بنيادين ارزش هاي حاكم بر جامعه آمريكا مغايرت
دارد.
محافظه كاران جديد بر اين باورند كه دمكراسي حاكم بر
آمريكا ناب ترين و بهترين نوع دمكراسي و نظام سرمايه داري
مبتني بر اقتصاد آزاد بهترين الگوي اقتصادي در جهان است .
محافظه كاران جديد يا نئومحافظه كاران به شدت بر اين
باورند كه فروپاشي اتحاد شوروي و پايان يافتن دوران جنگ
سرد ثابت كرد كه الگوي نظام سياسي و اقتصادي حاكم بر
آمريكا در كشمكش با ديگر الگوها پيروز از ميدان بيرون آمده
است .
وي افزود : درهمين زمينه « فرانسيس فوكوياما »
نظريه پرداز مشهور محافظه كاران جديددركتابي به نام « پايان
تاريخ » الگوي پيروز و غالب در پايان تاريخ را الگوي آمريكايي
اعلام كرده است . پيروان نظريه پايان تاريخ بر اين باورند كه
الگوي نظام سرمايه داري آمريكا به توليد ثروت در جوامعي كه
اين نظام را پياده كنند منجر خواهد شد و با توليد ثروت و رشد
اقتصادي
دمكراسي در سراسر جهان برقرار خواهد
شد.
« پرستوويتز » گفت : بايد توجه داشت كه بوش تا پيش از
واقعه يازده سپتامبر در جرگه محافظه كاران جديد كه به
محافظه كاران نيويوركي نيز شهرت دارند عضويت نداشت اما
محافظه كاران نيويوركي توانستند با بهره برداري از حوادث
يازده سپتامبر بوش را به جرگه خود بكشانند.
با وجود اين
حتي پيش از حوادث يازده سپتامبر نيز به
محض روي كار امدن بوش تغييرات ژرفي در سياست خارجي
آمريكا پديد آمد.
وي افزود : پيش از روي كار آمدن بوش
دولت آمريكا
چين را شريك راهبردي خود معرفي مي كرد اما پس از به قدرت
رسيدن بوش
چين رقيب راهبردي آمريكا معرفي شد. در
جهت همين سياست بود كه چين به عنوان يك خطر مطرح شد
و دولت آمريكا از پيمان موشك هاي ضد موشك خارج شد و
برنامه ساخت موشك هاي ضد موشك موسوم به جنگ
ستارگان ازسر گرفته شد كه هدف اصلي آن چين بود.
مشاور ريگان افزود : پس از حوادث يازده سپتامبر سياست
دشمن تراشي آمريكا از چين به سوي عراق معطوف شد و
همين حوادث فرصت لازم را براي جذب جرج بوش در جرگه
محافظه كاران جديد فراهم آورد.
« پرستوويتز » گفت : محافظه كاران جديد براي تحقق
اهداف وسياست هاي امپرياليستي خود سياست يكجانبه گرايي
را از همان ابتداي روي كار آمدن بوش آغاز كردند و در جهت
اين سياست
دولت آمريكا از پيوستن به پيمان كيوتو
پيمان
منع توليد و كاربرد مين هاي ضد نفر
محاكمه نظامياني كه
جنايات جنگي مرتكب مي شوند و چندين پيمان مشابه ديگر
خودداري كرد.
« پرستوويتز » علت همراهي و همسويي افكار عمومي در
آمريكا با محافظه كاران جديد را حوادث يازده سپتامبر دانست
و گفت : پيش از يازده سپتامبر مردم آمريكا تصور مي كردند از
هر خطر و تهديدي در امان هستند اما حملات يازده سپتامبر
نشان داد كه تصور آنان نادرست بوده است و همين حملات
حس ضرورت وارد آوردن ضربه متقابل را در بين مردم آمريكا
تحريك كرد و بدين ترتيب افكار عمومي در اين كشور با
محافظه كاران جديد همراه شد.
در خلال جنگ سرد سياست آمريكا بر بازدارندگي استوار
بود و هرگز دولت آمريكا سياست ضربه اول را اختيار نكرد اما
پس از حوادث يازده سپتامبر بوش گفت دنيا تغيير كرده است و
عمليات انتحاري را نمي توان با سياست بازدارندگي متوقف
كرد و به همين علت بايد مار را پيش از گزيدن هلاك كرد.
اين توجيه براي مردم آمريكا كاملا پذيرفتني بود و آنها نيز
به اين نتيجه رسيدند كه اعضاي القاعده و طالبان افراد شروري
هستند وبايدپيش از آن كه ضربات خود را به آمريكا وارد آورند
آنها را از پاي درآورد.
مشاور ريگان : سياست تك روي دولت بوش
سياستي ابلهانه
ناآگاهانه و استكباري است
پرستو ويتز : به عقيده من سياست خارجي
فعلي آمريكا دوامي نخواهد داشت زيرا با همه
موازين بين المللي و حتي اصول حاكم بر جامعه
آمريكا مغايرت دارد

*****
« جورج گالوي » عضو ارشد حزب كارگر در پارلمان
انگليس :
توني بلر يك دروغگو
دسيسه چين و كلاهبردار
است
|

اشاره :
رابين كوك وزير امور خارجه اسبق انگليس دروغ هاي
توني بلر نخست وزير را درباره دلايل حمله به عراق فاش
ساخت و گفت بلر پيش از آغاز جنگ به وي گفته بود كه مي داند
صدام توانايي حمله ميكروبي و شيميايي را عليه آمريكا و
انگليس ندارد.
پس از اين رسوايي بلر با انتقادات شديدي از سوي برخي
نمايندگان پارلمان انگليس و افكار عمومي اين كشور مواجه
شد. راديو انگليسي برون مرزي مصاحبه اي را در اين خصوص
عضو ارشد حزب كارگر در Georg Galloway با جورج گالوي
پارلمان انگليس و مخالف سرسخت جنگ عراق انجام داده كه
نظر شما را به آن جلب مي كنيم :
اخيرا رابين كوك وزير امور خارجه اسبق انگليس گفت دو
هفته قبل از جنگ عليه عراق
توني بلر به وي گفته بود كه
مي داند صدام نمي تواند به آمريكا و انگليس حمله شيميايي و
ميكروبي كند
بنابراين چه چيزي باعث شد كه توني بلر
بوش
را در حمله به عراق همراهي كند
اظهارات رابين كوك ديگر زياد قابل ملاحظه نيست زيرا
مردم انگليس از خيلي وقت پيش به اين نتيجه رسيدند كه بلر
يك دروغگو
دسيسه چين و كلاهبردار است . اظهارات اخير
كوك فقط باعث شده است بي اعتمادي مردم انگليس به بلر
افزايش يابد. هشت ماه بعد از سقوط بغداد كمتر كسي است كه
نداند بوش و بلر چه رسوايي را به بار آورده اند. وقتي آمريكا در
منجلاب ويتنام گرفتار شد عقب نشيني نكرد بلكه دامنه جنگ
را به كامبوج و لائوس و سرزمين هاي همسايه كشاند
بنابراين
من فكر مي كنم جهان در آستانه يك موقعيت بسيار خطرناك
قرار دارد
در واقع ما در امريكا با رئيس جمهوري مواجهيم كه
فكر مي كند مانند پدرش يك دوره بيشتر رئيس جمهور
نمي شود و شكست را قريب الوقوع مي داند و وسوسه ميشود تا
جنگ را در منطقه گسترش دهد.
و اما در خصوص بلر بايد گفت حمله به عراق و اشغال اين
كشور
مرگ سياسي بلر محسوب مي شود.
چرا رابين كوك تا به حال اين مطلب را فاش نكرده بود و در
اين برهه لب به سخن گشوده است
فكر مي كنم سوال بسيار خوبي است هم رابين كوك و هم
كلرشورت (وزير اسبق توسعه بين المللي انگليس ) هر دو زمان
رنج و مشقت و كشت و كشتار و تحريم سنگين عراق
توني بلر
را همراهي كردند.
زماني كه صدها هزار كودك بي گناه عراقي در نتيجه
تحريم ها از بين رفتند
آنها از عمليات دوباره توفان صحرا
براي حمله به عراق در سال 1369 حمايت كردند
با اين همه
بايد خوشحال بود كه شخص راه دمشق را پيدا مي كند و تغيير
دين مي دهد (منظور تغيير ديدگاه كوك و شورت است ) و بايد
خوشحال باشيم كه رابين كوك و خانم شورت حال صحبت از
حقيقتي مي كنند كه ساليان سال آن را كتمان مي كردند.
رابين كوك از طرفي مي گويد كه هنوز طرفدار بلر است
اين
به چه معناست
به نظر من شيوه رابين كوك در حمايت از بلر مثل حمايت
طناب از شخص اعدامي است
رابين كوك بنا به دلايل شخصي
نمي خواهد كاملا از رهبري حزب كارگر جدا شود
يعني همان
جدايي كه من و ميليون ها انگليسي از قبل داشته ايم .
توني بلر در صحبت هاي اخيرش از مسئله عراق خيلي گذرا
عبور كرد
آيا اين بدان معني است كه به حساسيت مردم نسبت
به اين مسئله واقف نيست يا اينكه واقعا " جواب قانع كننده اي
براي توجيهات خود براي حمله به عراق ندارد
او چيزي براي گفتن ندارد
اكنون موقعيت بلر از هر زماني
بدتر شده است و به نظر من اگر حزب كارگر مي خواهد اعتبار و
آبروي خود را دوباره به دست بياورد بايد رهبر خود را تغيير
دهد
بايد در انگليس تغيير رژيم صورت بگيرد.
به نظر شما بايد چه شرايطي را براي توني بلر فراهم كرد كه
مجبور به استعفا شود
نمي دانم چه مكانيزمي باعث اين اتفاق مي شود
زيرا
گروهي كه حزب كارگر را مي گرداند شيوه هاي دمكراتيك حزب
را تغيير داده است اما به هر حال اگر جهت سياسي به طور كافي
تغيير كند ابزاري پيدا مي شود كه توني بلر را مجبور كنيم افسار
حكومت را به فرد ديگري بدهد و به نظر من ما زياد از اين
وضعيت دور نيستيم
شايد بعد از انتخابات اروپا در ژوئن سال
آينده اين شرايط فراهم شود.
چرا آنقدر كه ما در ميان مردم و سياستمداران انگليس نسبت
به دروغ گويي و گمراهي مردم توسط دولت حساسيت مي بينيم
در مورد مردم آمريكا زياد اين امر محسوس نيست
فكر مي كنم ما كم كم شاهد اين امر در آمريكا نيز هستيم
تمامي كانديداهاي آتي رياست جمهوري حزب دمكرات نظر
مردم آمريكا را به تصميم اشتباهي جلب كرده اند كه آمريكا را به
سوي ويتنامي ديگر كشانده است و اينكه هر روز سربازان
آمريكايي در عراق كشته مي شوند به جاي اينكه عراق براي
آمريكا پول ساز باشد برايش هزينه كلان داشته و دارد. كنگره
آمريكا در آينده نزديك مي خواهد راي به بودجه 87 ميليارد
دلاري براي عراق بدهد كه به اندازه بودجه آموزشي كل آمريكا
است . اين مبلغ براي ثبات عراق در نظر گفته شده است و به
نظر من خيلي از مردم آمريكا بر اين باورند كه جرج بوش بايد
كنار برود و محبوبيت او كمتر از دوران قبل از يازده سپتامبر
است .
« رابين كوك » و « كلرشورت » وزيران
كابينه هاي سابق انگليس كه اكنون افشاگر
برنامه هاي بلر هستند
خود در تمام مراحل
جنايات بلر
حامي و همراه بودند
حمله به عراق و اشتغال نظامي اين كشور
رويدادي بود كه مرگ سياسي توني بلر
نخست وزير انگليس را رقم زد

| |