روزنامه جمهوري اسلامي 29/10/1382 صفحه كتاب و كتابخواني

  • الگوهاي فضيلت
  • اخلاق و آداب دانشجويي
  • صحيفه كامله سجاديه
  • بحران آذربايجان
  • *****
    الگوهاي فضيلت


  • كتاب « الگوهاي فضيلت » را ابراهيم اميني نوشته و انتشارات شفق در قم آن را در 400 صفحه منتشر كرده است : در بخشي از مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
    امامت يك مسئله عقيدتي و غيرمربوط به زندگي نيست بلكه يكي از حياتي ترين مسائل اسلامي است كه در همه شئون زندگي تاثير دارد. به همين جهت معرفت امام يكي از واجبات به شمار رفته و در احاديث فراوان درباره اش تاكيد شده و نشناختن آن در رديف كفر آمده است .
    رسول خدا(ص ) فرمود : « هر كس بدون امام بميرد به مرگ جاهليت مرده است » . نيز فرمود : « هر كس بميرد در حالي كه امام خود را نشناخته به مرگ جاهليت مرده است » .
    ابن ابي يعفور گفت : از حضرت صادق (ع ) درباره سخن رسول خدا(ص ) كه فرمود : « من مات و ليس له امام فميتته ميته جاهليه » پرسيدم كه آيا منظور پيامبر مرگ در كفر است فرمود : « مرگ در حال گمراهي است » . عرض كردم : « پس هر كس امروز بميرد و امام نداشته باشد مرگ او مرگ جاهليت است » . فرمود : « آري » .
    فضيل بن يسار گفت : حضرت صادق (ع ) روزي ابتدائا فرمود : رسول خدا(ص ) فرمود :
    « هر كس بميرد در حالي كه امام نداشته باشد مرگ او مرگ جاهليت است » . پس من به آن حضرت عرض كردم : « رسول خدا اين سخن را فرموده » . گفت : « آري ! به خدا سوگند! » . پس عرض كردم : « بنابراين اگر كسي بميرد در حالي كه امام نداشته باشد به مرگ جاهليت مرده است » . فرمود : « آري » .
    از اين احاديث و دهها حديث ديگر كه به حد تواتر مي رسد استفاده مي شود كه شناخت امام براي هر مسلماني ضرورت دارد. اكنون بايد ديد مراد از اين معرفت و هدف آن چيست .
    در اين جا لازم است ابتدا معناي اصل امامت را از خود امامان معصوم بشنويم .
    امام رضا(ع ) ضمن حديث مفصلي فرمود : امامت زمامداري دين و وسيله نظام مسلمانان و صلاح دنيا و عزت مومنان است . امامت پايه هاي اسلام پويا و فروع عالي آن است . به وسيله امام نماز و زكات و روزه و حج و جهاد اقامه مي شود و ماليات و صدقات جمع آوري و به مصرف مي رسد و حدود و احكام اجرا مي گردد و از مرزهاي كشور اسلامي دفاع مي شود.
    امام حلالها و حرامهاي الهي را براي مردم بيان مي كند و آنها را به اجرا درمي آورد و حدود الهي را برپا مي دارد و از دين خدا دفاع مي كند و مردم را با دليل و برهان و موعظه حسنه و حجت بالغه به سوي راه حق دعوت مي كند.
    امام امين خدا در ميان خلق و حجت او بر بندگان خليفه او در بلاد و دعوت كننده به سوي خدا و مدافع حريم الهي است ....
    امام پاكيزه از گناهان و منزه از عيوب و مخصوص به علم و داراي حلم و نظام دين و عزت مسلمانان و خشم منافقان و موجب هلاكت كافران است .
    امام يگانه زمان است كه هيچ كس به مقام او نمي رسد و بدل و مثل و نظير ندارد و به فضائل و كمالاتي اختصاص دارد بدون اينكه در صدد اكتساب آنها باشد بلكه اختصاصي است از جانب خداي وهاب .
    از اين حديث و دهها همانند آن چند مطلب بسيار مهم استفاده مي شود :
    يكم ـ صفات و خصوصيات ذاتي امام ; از حديث استفاده مي شود كه هر انساني صلاحيت تصدي مقام امامت را ندارد بلكه بايد واجد شرايط زير باشد :
    1 ـ عصمت و مصونيت كامل از ارتكاب گناه و خطا و اشتباه فراموشي ;
    2 ـ علم كامل به همه معارف و احكام و قوانين مربوط به دين در شئون مختلف دنيوي و اخروي آن هم نه علوم اكتسابي بلكه علومي كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم از وحي سرچشمه گرفته است ;
    3 ـ داشتن همه فضايل و كمالات انساني ;
    بنابراين امام انسان كامل و يگانه اي است كه در عصر خود همانند و نظير ندارد. يك چنين انسان ممتازي براي تصدي مقام امامت صلاحيت دارد. مردم وظيفه دارند در شناخت يك چنين انساني كوشش كنند....
    « وظايف و مسئوليتها » و « وظايف مردم نسبت به امام » شرح مطالب ديگري كه براساس احاديث مذكور در مقدمه كتاب « الگوهاي فضيلت » درج شده است .
    كتاب حاضر در سه بخش زير تدوين شده است : شناخت امامت زمينه سازي پيامبران براي شناساندن و معرفي مصاديق امامت و معرفي امامان و شرح حال آن بزرگواران در ابعاد علم و عمل و اخلاق .
    امامت يك مساله عقيدتي و غيرمربوط به زندگي نيست بلكه يكي از حياتي ترين مسائل اسلامي است كه در همه شئون زندگي تاثير دارد. امام انسان كامل و يگانه اي است كه در عصر خود همانند و نظير ندارد. چنين انسان ممتازي براي تصدي مقام امامت صلاحيت دارد. مردم وظيفه دارند در شناخت چنين انساني كوشش كنند تا به تعبير رسول اكرم به مرگ جاهليت از دنيا نروند.

  • *****
    اخلاق و آداب دانشجويي


  • كتاب « اخلاق و آداب دانشجويي » را علي اكبر كلانتري ارسنجاني نوشته ونشر معارف آن را در 192 صفحه منتشر كرده است .
    تا آنجا كه تاريخ مكتوب مباحث اخلاقي نشان مي دهد اخلاق دانش و دانشجويي همواره يكي از مهم ترين دغدغه هاي عالمان اخلاق و انديشمندان مسلمان بوده است . فيلسوفان و انديشمندان از روزگار سقراط تاكنون همواره در فضيلت علم و آداب علم اندوزي و اخلاق معلمان و متعلمان گفته و نوشته اند. تاكيد اسلام بر دانش و دانش اندوزي و جايگاه ويژه تعليم و تعلم در متون اسلامي موجب شده است كه انديشمندان اسلامي به اين امر همت گمارند و آثار مستقلي را در اين باب به رشته تحرير درآوردند. به هر حال كتاب اخلاق آداب دانشجويي در چهار بخش تدوين يافته و عناوين برخي مطالب آن چنين است : تعريف و فلسفه اخلاق رابطه متقابل اخلاق و خردورزي ضرورت و شرافت علم اخلاق جايگاه عاطفه در اخلاق معيار فصيلت و رذالت اخلاقي نسبي يا مطلق بودن مفاهيم اخلاقي غرور و انواع آن ضعف نفس اخلاق و آداب دانشجو با خدا آزادمنشي عجب و خودبيني اسباب و موجبات عجب اخلاق و آداب دانشجو با مردم چگونگي رفتار در نشست هاي دانشجويي نشانه هاي تواضع فروتني ويژگي هاي دوست خوب اسباب و موانع بردباري و عناوين متعدد ديگر.
    دفتر نشر فرهنگ اسلامي دعاي كميل را با ترجمه شهيد دكتر مصطفي چمران در 39 صفحه به چاپ رسانده است . شهيد چمران در مقدمه اي بر ترجمه مذكور نوشته است كه در آن چنين مي خوانيم :
    آيا هيچگاه در دل شب دور از هياهوي زندگي بآسمان پرستاره نگاه كرده ايد
    و روح شما بعظمت و زيبائي آن مجذوب شده است اين احساس احترام و ستايش بعظمت و زيبائي و اظهار خضوع و تسليم در برابر خالق آن نيايش ناميده ميشود.
    نيايش ارتباط قلبي انسان است با ذات عالم هستي .
    نيايش راز و نياز دروني انسان است با كمال مطلق نيايش كشش روح است بسوي كانون غيرمادي جهان . نيايش پرواز انسان است بسوي پروردگار عالم . نيايش منحصر بانسانها نيست . تمام موجودات عالم در نيايشي بزرگ شركت دارند. هر يك بزبان خود خدا را تسبيح ميكنند.
    شعله شمع خود نيايشي است و سوختن پروانه نيايشي ديگر... خنده معصوم كودك نيايشي است و مهر پاك مادر نيايشي ديگر...
    نيايش يك مسير روحاني و مكاشفه دروني است كه در آن عصاره وجود آدمي ميجوشد ميسوزد بروح مبدل ميشود. بفراخناي عالم هستي بالا ميرود و در وجود كل حل ميگردد.
    آدمي قلب دارد كه مركز احساس عرفاني و ارتباط با كانون نامرئي حيات و درك زيبائي است اين قلب با محصولات عقل سيراب نميشود نيايش لطيف ترين و عميقترين نياز فطري قلب است .
    هنگام نيايش پرده هاي ضخيم عالم محسوسات از روي قلب بكناري ميرود و مشعل فروزان روح آدمي نورافشاني ميكند. نيايش آرامش ضمير ميآورد نفس را تصفيه ميكند روح را انبساط ميدهد ايجاد نشاط ميكند و ظرفيت وجود انسان را از كمال مطلق لبريز مينمايد. در ميان نيايش ها نيايش عشاق شوري ديگر دارد. در ميان عشاق عالم نيز علي (ع ) جايگاهي خاص دارد. علي (ع ) مظهر كمال و عشق و انسانيت آنچنان عاشقانه راز و نياز ميكند كه دل آدمي آب ميشود آنهمه قدرت و شجاعت با آنهمه خضوع و بندگي آنهمه شور و عشق با آنهمه ترس از فراق ... راستي كه مافوق طاقت بشري است . اگر پيرزني ضعيف كه قدم بدروازه مرگ نهاده است از ترس و وحشت در مقابل خداي تضرع كند چندان تعجب آور نيست يا بيچاره مضطري كه جبر زمان بيرحمانه خروش كرده است . آمن يجيب بگويد باز كه قابل درك است ولي آنجا كه قدرتمندترين و بي نيازترين مرد روزگار از شب تا بصبح خاضعانه راز و نياز ميكند و ميگريد قابل فهم بشري نيست . علي فرياد ميزند : خدايا من بخاطر ترس از جهنمت ترا نميپرستم به بهشت تو نيز طمعي ندارم تو شايسته پرستشي و محرك من فقط عشق به تو است علي تاجر پيشه نبود كه با خداي خود معامله كند و در ازا عشق پاداشي بخواهد عشق شيرازه حيات و هستي او بود و بدون عشق نميتوانست زنده بماند.
    دعاي كميل شراره هاي آتشي است كه از قلب و روح علي (ع ) برخاسته و علي (ع ) آنرا بدوست خود كميل تعليم داده است .
    براي كسب فيض زنده دلان اين نيايش بزرگ بفارسي برگردانده شده است .
    شهيد چمران : نيايش ارتباط قلبي انسان است با ذات عالم هستي . نيايش راز و نياز دروني انسان است با كمال مطلق . نيايش كشش روح است به سوي كانون غيرمادي جهان . نيايش . يك سير روحاني و مكاشفه دروني است . نيايش لطيف ترين و عميق ترين نياز فطري قلب است . نيايش آرامش ضمير مي آورد و ظرفيت وجود انسان را از كمال مطلق لبريز مي نمايد. علي (ع ) مظهر كمال و عشق و انسانيت آنچنان عاشقانه راز و نياز مي كند كه دل آدمي آب مي شود. دعاي كميل شراره هاي آتشي است كه از قلب و روح علي (ع ) برخاسته است .

  • *****
    صحيفه كامله سجاديه


  • صحيفه كامله سجاديه امام زين العابدين عليه السلام را موسسه فرهنگي قدر ولايت با ترجمه روان غلامعلي صفايي منتشر كرده است . در اين ترجمه علاوه بر درج فهرست پنجاه و چهارگانه نيايش هاي صحيفه سجاديه در صفحات پاياني فهرست موضوعي نيز ارائه شده است . همچنين آياتي كه در دعاها به كار رفته است شماره گذاري و مشخص شده است . اهميت صحيفه سجاديه نقش دعا در حيات انسان سند صحيفه سجاديه سخن بزرگان درباره صحيفه سجاديه اوضاع زمان پديد آمدن صحيفه سجاديه و... از ديگر مطالبي است كه در مقدمه و صفحات ابتدايي و برخي صفحات ديگر ترجمه حاضر مشاهده مي شود. در برخي از اين صفحات آمده است :
    صحيفه سجاديه در بين علما و بزرگان به انجيل اهل بيت و زبور آل محمد(ص ) ملقب گرديده است . در بسياري از اجازات علما ـ از جمله محدث نوري (ره ) در كتاب مستدرك الوسايل ـ آن را به اخت القرآن (خواهر قرآن ) و نهج البلاغه را اخ القران (برادر قرآن ) وصف نموده اند. صحيفه سجاديه همچون انجيل و زبور و قرآن حاوي علوم و حكم بوده و جهانيان را به سوي سعادت و نيكبختي هدايت مي فرمايد...
    فتوحات صدر اسلام پيامدهايي به دنبال آورده بود دو خطر بزرگ بيرون از خطرهاي سياسي و نظامي وجود داشت كه ايجاب مي كرد در برابر آنها تدابير كارسازي انديشيده شود تا اسلام و مسلمانان رااز لحاظ شعور و شعار و سوز و ايدئولوژي محفوظ دارد. يكي خطر آگاهي مسلمانان از فرهنگهاي متنوع و قانونهاي مختلف ديگر كشورها بود كه فرهنگ اسلامي را مورد تعرض قرار مي داد و ديگري خطر ناشي از امواج رفاه و آسايش در جامعه اسلامي بود كه مسلمانان را به تجملات اسراف و دنياگرايي مي كشاند.
    امام سجاد(ع ) در چنين شرايطي دو تدبير كارآمد و علمي انديشيد و آنها را به كار گرفت كه عجيب كارساز گرديد اول داير كردن كلاس درس در مسجد پيامبر(ص ) بود كه در اين كلاسها از معارف اسلامي همانند تفسير حديث و فقه با مردم سخن مي گفت و از علوم الهي بر دلهاي آنان مي ريخت . تعداد قابل توجهي از فقهاي مسلمين از اين كلاسها فارغ التحصيل شدند. انبوهي از قاريان قرآن و حافظان كتاب و سنت گرد حضرتش جمع شدند. سعيدبن مسيب گويد : قاريان قرآن به مكه نمي رفتند مگر وقتي كه علي بن الحسين مي رفت وقتي او براي حج حركت مي كرد ما نيز يك هزار سواره ملازم ركاب او بوديم .
    دوم بنياد « نيايش » بود صحيفه سجاديه كه اينك فراروي ماست محصول و نتيجه اين نيايشهاست . امام بزرگوار با قدرت بلاغت بي مانند نيروي بيان رسا و نقد و انديشه الهي خود توانست از ظريفترين و دقيقترين مفاهيمي كه رابطه انسان را با خدا نشان مي دهد و نشاط و شور خدايابي او را برمي انگيزاند و وابستگي و تعلق انسان به مبدا و معاد را مي نماياند تعابيري بسازد ماندگار و ارزشهاي اخلاقي و حق و تكليف ناشي از آن را در قالب بهترين و كوتاهترين جملات مجسم نمايد. با اين صورت امام (ع ) توانست يك جو روحي و رواني در جامعه اسلامي بسازد كه يك فرد مسلمان در برابر تندباد هوسها و ثروت اندوزي و رفاه طلبي پايدار بماند و از مدار ايمان و ارتباط با خدا و اسلام خارج شود.
    امام خميني (ره ) از صحيفه سجاديه به عنوان « قرآن صاعد » نام مي برند كه از سوي معصوم به ملكوت اعلي بركشيده شده است :
    صحيفه كامله سجاديه نمونه كامل قرآن صاعد است و از بزرگترين مناجات عرفاني در خلوتگاه انس است كه دست ما كوتاه از نيل به بركات آن است . آن كتابي است الهي كه از سرچشمه نورالله نشات گرفته و طريقه سلوك اولياي بزرگ و اوصياي عظيم الشان را به اصحاب خلوتگاه الهي مي آموزد.
    كتاب شريفي است كه سبك بيان معارف الهيه اصحاب معرفت را چون سبك قرآن كريم بدون تكليف الفاظ در شيوه دعا و مناجات براي تشنگان معارف الهيه بيان مي كند.
    اين كتاب مقدس چون قرآن كريم سفره الهي است كه در آن همه گونه نعمت موجود است و هر كس به مقدار اشتهاي معنوي خود از آن استفاده مي كند.
    رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي نيز اين كتاب مقدس را كتابي فوق العاده و پر از نغمه هاي معنوي كه هم دعا و هم درس است توصيف مي نمايند و به اقشار مختلف مردم توصيه مي فرمايند تا حد مقدور با اين كتاب شريف انس بگيرند :
    صحيفه ي سجاديه هم واقعا كتاب بسيار فوق العاده اي است . اين كتاب در بين قدما به زبور آل محمد معروف است . دعاهاي اين بزرگوار ضمن اين كه در حد اعلي استغاثه ي به خداست از معارف اسلامي هم پر است . يعني صرفا دعا نيست بلكه در لباس دعا همه ي معارف اسلامي ـ توحيد نبوت و... تعليم داده شده است .
    من به يكايك شما عزيزان توصيه مي كنم كه تا آن جا كه مي توانيد با صحيفه ي سجاديه مانوس بشويد كتاب بسيار عظيمي است . اين كه گفته اند زبور آل محمد واقعا همين طور است پر از اين نغمه هاي معنوي است دعا و درس است هم درس اخلاق است هم درس علم النفس است هم درس امور اجتماعي است . آن جا ملاحظه كنيد : « اللهم اني اعوذبك من هيجان الحرص و سوره الغضب و الحاح الشهوه » يعني يكي يكي اين خصوصيات معنوي و اخلاقي و اين ريشه هاي فاسدي را كه در نفس ما هست در زبان دعا به ما معرفي مي كند..
    امام خميني (ره ) : صحيفه كامله سجاديه نمونه كامل قرآن صاعد است و از بزرگ ترين مناجات عرفاني در خلوتگاه انس است كه دست ما كوتاه از نيل به بركات آن است . اين كتاب مقدس چون قرآن كريم سفره الهي است كه در آن همه گونه نعمت موجود است و هر كس به مقدار اشتهاي معنوي خود از آن استفاده مي كند. آن كتابي است الهي كه از سرچشمه نورالله نشات گرفته است و چون قرآن كريم بدون تكلف الفاظ در شيوه دعا و مناجات براي تشنگان معارف الهيه را بيان مي كند.

  • *****
    بحران آذربايجان



  • قسمت 84
    سه شنبه 3 ارديبهشت
    آقاي ايكچيان كه واقعا از طهران دو روز قبل وارد تبريز شده است معلوم نيست كه چه اقداماتي در اين دو روز به عمل آورده است . روزنامه آذربايجان تا حال چيزي در اين باره ننوشته است .
    آقاي قوام السلطنه براي مديران جرايد توضيحاتي راجع به امور مملكتي داده اند. از جمله در جواب يكي از مديران جرايد طهران گفته اند كه آقاي ايكچيان نماينده براي مذاكرات نيستند بلكه از حكومت آذربايجان درخواست خواهند نمود كه نمايندگان خود را براي مذاكرات معرفي نمايد.
    مهم ترين موضوعي كه گفتگو شده است مساله تقسيم اراضي بوده است . يكي از مديران پرسيده است كه در آذربايجان املاك مردم را تقسيم مي كنند. رئيس الوزرا در جواب گفته است كه تمام اقدامات بايد در حدود قانون باشد. آن كه تقسيم اراضي خالصه است به موجب قانون بايد صورت بگيرد اما اراضي و املاك خصوصي تقسيم نمي شود چون شرعا و قانونا جايز نيست .
    راجع به محاكمه سرهنگ زنگنه يك نفر اظهار نگراني نموده است و گفته است كه سرهنگ را محكوم به اعدام نموده اند. در صورتي كه سرهنگ زنگنه هر اقدامي نموده است به امر طهران بوده است . در جواب رئيس الوزرا گفته است كه اين موضوع درست مي شود.
    اين مصاحبه رئيس الوزرا در دل مالكين بيچاره آذربايجان كه از يكسال به اين طرف اذل مردم ايران هستند و در معرض نيستي واقع گرديده اند اميدواري هايي توليد خواهد نمود. اساسا آن عده از مالكين كه به طهران رفته اند از مدتي است كه مشغول تكاپو هستند و تظلماتي پيش اولياي دولت نموده اند. شنيدم در جواب تظلمات آنها دولت گفته است كه راجع به اموال منقول اشخاص كه مورد مصادره واقع مي شود فعلا دولت نمي تواند كه اقدامي در جلوگيري بنمايد اما اموال غيرمنقول آنها را دولت ملك صاحبان خودش مي شناسد. از اين معلوم مي شود كه صاحبان اموال منقول بايد اموال خودشان را تلف شده تلقي نمايند و نسبت به بعضي از مالكين معتبر هم در مقابل املاكشان دولت اعتبار قائل شده و قرض داده است .
    اوضاع داخلي آذربايجان هم مبهم است . مردم عموما چه طرفداران دولت و چه مخالفين همه نسبت به آتيه غير مطمئن هستند و تقريبا در بي تكليفي به سرمي برند. به همان نسبت كه خارج شدن قشون روس از آذربايجان مسلم مي شود بر ابهام و پيچيدگي اوضاع افزوده مي شود.
    خبرهاي غيرمساعدي نسبت به حكومت آذربايجان و دمكرات ها از اردبيل در ميان مردم شايع است و به همان عادت معهود مبالغه تفسيرهاي زيادي در اطراف اين خبرها مي شود كه خيلي وقت اسباب اغرا به جهل مي گردد. گفتگو مي شود كه بعد از خارج شدن روس ها از اردبيل مقام دمكرات ها و حكومت ملي در اردبيل متزلزل شده است و اهالي از هجوم شاهسون ها نگران هستند. ظاهرا حكومت از كونترول حركات شاهسون ها عاجز مانده است . مامورين حكومت آذربايجان خواسته اند از حركت يك دسته از سواران آلارلور جلوگيري نمايند موفق نشده اند و سواران به راه خودشان رفته اند. اينجا حاشيه علاوه مي شود كه به طهران رفته و به حكومت مركزي ملحق شده اند. باز هم گفته مي شود كه فرماندار اردبيل تلگراف به تبريز نموده و طلب مساعدت نموده است و اگر امدادي از تبريز نشود قادر به حفظ شهر نخواهد شد.
    در خلخال و مشكين هم ناراحتي احساس مي شود. طالش را مي گويند. قواي ژاندارم اشغال نموده است . اشغال طالش اگر صحيح باشد از طرف گيلان كه در شمال آن واقع است ژاندارم ها بر آنجا وارد شده اند. از سراب هم خبر مي رسد كه سيد حسين هاشمي را كه از معروفين محلي بود با تير زده و به قتل رسانيده اند. سيد حسين هاشمي پسر بزرگ حاجي شريعتمدار سرابي است كه از متنفذين سراب و از اعيان آذربايجان بود. برادرش مهدي هاشمي كه شخصي بد اخلاق است داخل نهضت دموكرات شده است . بعضي سو اعمال هم به وي نسبت داده شد كه در اثناي انقلابات اخيره سراب مرتكب شده است . گفته مي شود كه يك نفر را كه در سراب به تحريك مهدي هاشمي ترور نموده بود كسان وي هم سيد حسين را كه بي طرف بود انتقاما به قتل رسانيده اند تا حقيقت قضيه چه باشد.
    شايد از اينها جدي تر از نقطه نظر حكومت آذربايجان مساله خوي باشد. گويا بعد از تخليه قشون روس از خوي عده اي از كردها وارد خوي شده اند و اظهار نموده اند كه خوي جزو كردستان است و براي جلب قلوب اهالي اظهار داشته اند كه نظام اجباري و تقسيم اراضي موقوف است . اعيان و اشراف خوي مايل به كردها شده اند. فدايي ها هم خيلي شان به محل هاي خودشان مراجعت نموده فرماندار خوي به تبريز آمده است . اين اطلاعات را من متفرقه شنيدم . نمي دانم تا چه حد با حقيقت وفق مي دهد اما از آمدن فرماندار خوي به تبريز مطمئن هستم .
    واقعا مساله كردستان يك مساله بغرنجي نسبت به آذربايجان است .و خوي و اروميه و ديلمان را كه كردها ادعا مي كنند كه جزو كردستان است شهرهايي هستند كه اهالي آنجاها صد درصد ترك هستند منتهي در چند فرسخي آنها چند تا دهات كردنشين واقع گرديده است كه آن قراي كردنشين هم نسبت به قراي ترك نشين كم و بي اهميت هستند. روي چه مبنايي كردها اين شهرها را ادعا مي كنند معلوم نيست . شايد ادعاي خود را روي اساس هاي تاريخي مبتني نموده اند.
    در هر صورت به نظر مي رسد كه براي رفع اشكال متفكرين كرد چاره انديشيده اند به اين ترتيب كه در معناي كرد توسعه قائل شده اند. مخصوصا در اروميه كه با وجود اين كه اداره امور رسما در دست مامورين حكومت ملي آذربايجان است كردها نفوذ زيادي دارند. آنجا فرقه كرد تاسيس شده است كه هر كس مايل باشد نام خود را در جزو كردها ثبت مي كند و عده زيادي از عجم ها خود را كرد به ثبت رسانده اند. زارو آقا و عمر آقا ليدرهاي كردها در آن صفحات باشند. عمر آقا گويا رئيس امروزي دولت كرد است . مساله روابط كردستان با دولت آذربايجان هم تاريك است . معلوم نيست كه متحد هستند يا مخالف گويا قدر جامعشان ضديت با دولت مركزي ايران است . آقاي قاضي محمد رئيس جمهوري كردستان فعلا در تبريز است . امروز يك نفر كه وي را مي شناخت در كوچه ديده است . اين دفعه عمامه برداشته است . ظاهرا براي مذاكره در خصوص روابط دو مملكت آمده است .
    امروز مجلس ادبي سه شنبه منعقد شد. طرفه مجلس عبارت بود از قصيده بشار مرغزي كه از شعراي قرن چهارم است . آقاي قاضي آن قصيده را تهيه نموده بودند و قرائت نمودند. طرفه سه شنبه گذشته هم قصيده مشهود منوچهري دامغاني بود « شبي گيسوي فرو هشته به دامن » كه آقاي قاضي با صداي غرا انشا فرمودند.