روزنامه جمهوري اسلامي 28/10/1382 صفحه كتاب و كتابخواني
بحران آذربايجان


قسمت 83
دوشنبه 2 ارديبهشت
دولت ايران فكر خود را راجع به مساله آذربايجان كشف نمود . امروز ساعت 8,5 اعلاميه قوام السلطنه توسط راديوي طهران منتشر شد. در اين اعلاميه ميل دولت براي سازش با برادران آذربايجاني با عبارات مودت آميزي اظهار گرديده است . به موجب اعلاميه , دولت قبول مي كند كه در حدود قوانين موجوده به آذربايجان در كارهاي داخلي خود تا اندازه مختاريت بدهد; اين مختاريت در ضمن هفت ماده به مقام فعليت مي آيد.
ادارات دولتي از قبيل فلاحت و معارف و ماليه از اهالي آذربايجان تشكيل خواهد شد و در تحت نظر انجمن ايالتي خواهد بود. والي ايالت و فرمانده قشون و ژاندارم از طرف حكومت مركزي تعيين خواهد شد. در نصب والي نظر انجمن ايالتي جلب خواهد شد.
زبان رسمي در ادارات دولتي فارسي خواهد بود و در بعضي موارد استعمال زبان تركي در ادارات مجاز است . تا كلاس پنجم تحصيل به زبان تركي خواهد بود. سازمانهاي دموكراتيك و ساير سازمانهاي سياسي در آذربايجان همه آزاد خواهد بود. بر عليه كساني كه در نهضت دموكرات شركت نموده اند تعقيب به عمل نخواهد آمد. در موقع تنظيم بودجه مملكتي احتياجات آذربايجان در نظر گرفته خواهد شد. اگر از عايد چيزي زياد باشد به مركز تحويل داده خواهد شد.
براي زياد نمودن عده وكلاي آذربايجان قانوني به مجلس شورا تقديم خواهد شد تا اينكه عده وكلاي آذربايجان به نسبت اهالي باشد.
امروز صبح طياره هايي در بالاي شهر پرواز مي نمودند و كاغذهايي به زمين مي انداختند. اول خيال كرديم كه روسها ورقه هاي توديع از آسمان پراكنده مي كنند. يكي از كاغذها را كه آوردند , معلوم شد طياره ها مال حكومت آذربايجان است و ورقه ها هم عبارت از رجزخواني و اظهار شجاعت قشون آذربايجان است كه در آن ضمن به حكومت مرتجع طهران بدگويي شده بود. نوشته بود هر كس خيال حمله داشته باشد قبرش كنده شده است . اين دو تا طياره كه در آسمان تبريز پرواز مي نمودند چندي قبل از طهران فرار نموده به حكومت آذربايجان ملحق شده اند. كيفيت و علت روگرداني اين دو طياره از دولت مركزي بايد از قبيل علت خيانت صاحب منصبان فراري خراسان ميلانيان و رفقايش باشد كه بعد از التحاق به آذربايجان قسمت هوايي قشون خلق را تشكيل مي دهند.
مقابله حكومت آذربايجان با تمايل مسالمت دولت مركزي تنها تظاهر و كاغذپراني طياره ها نبود. روزنامه آذربايجان اورگان رسمي حكومت و راديوي تبريز حملات خود را تشديد نموده اند. در روزنامه آذربايجان اين اظهار تمايل به سازش حكومت طهران را سو تعبير نموده و مسخره نموده بود. در تحت عنوان « ارتش شاهنشاهي عقب نشيني مي نمايد » كه با خط درشت نوشته شده بود تفصيل حمله متقابله فدايي ها را بر عليه قواي دولتي شرح داده بود كه در اثر آن مواضعي را كه در اثر حمله ناگهاني قواي دولتي فدايي ها از دست داده بودند پس گرفته اند و قريه سانجو و باغميشه به صرف فدايي ها درآمده است . چند راس اسب و چند مسلسل و جعبه هاي فشنگ غنيمت قشون آذربايجان شده است . خسارت انساني قشون دولتي يك صاحب منصب و يك گروهبان و چهار سرباز بوده است . فدايي ها سه نفر زخمي شده اند و روحيه آنها بسيار عالي است .
باز در شماره امروز آذربايجان نوشته شده است كه چون ژاندارمهاي متمركز در سر حد آذربايجان كاميونهاي حامل مال التجاره را از عبور بطرف آذربايجان مانع شده اند , فدايي هاي مامور سرحد هم مانع از عبور ماشين به طرف طهران شده اند و به اين ترتيب طهران رابطه خود را با آذربايجان قطع مي نمايد و ضرر آن به حكومت ملي چندان نيست و بر اهالي طهران بيشتر ضرر دارد كه بايد رفع شر اين رجال خائن را از خود بنمايند.
محاكمه سرهنگ زنگنه امروز پايان يافت . سرهنگ و دو نفر صاحب منصب ديگر هر يك به ده سال حبس محكوم شدند. نوع مردم شهر اگر چه چندان علاقه مند جريان محاكمه نبودند , ولي در اثناي جلسات محاكمه گاهي از حاضرين كه اغلب عده زيادي بودند ابراز احساسات بر له متهم ها به عمل مي آمد. خود زنگنه توانسته است كه در مدت جريان محاكمه شخصيت خود را حفظ نمايد و در مقابل سئوالات محاكمه كنندگان خودش را نباخته است و به سوالات قضات كه گاهي خيلي غيرمنطقي و بلكه مضحك بود , جوابهاي حسابي و درست بدهد. اينها هم به نوبه خود سبب شده اند كه محبت تماشاچيان بر له وي برانگيخته بشود. زنگنه با كمال شهامت مسئوليت را از دو رفيق هم محاكمه خود سلب نموده و به گردن خودش گرفته است .
روز آخر محاكمه , يعني امروز در اثناي محاكمه جريان مضحكي پيش آمده است كه خالي از معني نبوده است . آقاي هدي وكيل مدافع زنگنه در ضمن مداخله گفته است كه به عقل ناقص من چنين مي آيد كه اين قضيه ..... در اين بين فريدون ابراهيمي كه مدعي العموم تميز و در محاكمات زنگنه شركت مي نمايد در صحبت مداخله مي كند مي گويد : من از كلام وكيل مدافع اخذ سند مي كنم كه مي گويد كه عقل من ناقص است . بيچاره وكيل مدافع معطل مي ماند كه در جواب مدعي العموم ديوان تميز چه بگويد. ناچار مي شود كه اشكال را وارد بداند. مي گويد كه در اين صورت بايد براي من يك قيم نصب فرماييد و محاكمه را هم تجديد نماييد. فهم و فراست مدعي العموم و اظهار مظلوميت هدي اسباب خنده حضار شده است . نوبت دفاع كه به پيشوا وكيل مدافع ديگر رسيده است , وي هم شيرينكاري نموده گفته است كه من عقل كل هستم و ابدا عقل من ناقص نيست و مي گويم كه مطلب همان است كه آقاي هدي بيان نمودند. اين دفعه ديگر تماشاچيان جلو خنده را نگرفته مجلس محاكمه به مجلس خنده مبدل شده است .
حرف آخري زنگنه را كه پرسيده اند , گفته است كه اين ترتيبات محاكمه را كودكانه مي دانم و يكي از آقايان وكلاي مدافع استرحام براي من نموده است ; من آن را قبول نمي كنم و از محكمه استرحام نمي نمايم . هر چه مقتضاي عدالت مي دانيد آن طور حكم نماييد. گفته است كه يك محكمه حقيقي ديگري بايد تشكيل بشود و به قضيه كشتار سيصد نفر ژاندارم كه بعد از امضاي قرارداد و تسليم به عمل آمده است , رسيدگي نمايد. حكم محكمه وقتي كه اعلان مي شود , حضار برله متهمين كف مي زنند و بعضي ها هم گريه مي كنند و به اين ترتيب اين كمدي كه از مخترعات اروپا است خاتمه مي پذيرد.