روزنامه جمهوري اسلامي 25/10/1382 صفحه عقيدتي

  • فروغ ايمان ومعنويت
  • محبوبيت ها
  • *****
    فروغ ايمان ومعنويت




  • خاطره اي از زندگي علي (ع ) و فاطمه (س )
    علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ و زهرا مرضيه ـ سلام الله عليهاـ پس از آنكه با هم ازدواج كردند و زندگي مشترك تشكيل دادند ترتيب و تقسيم كارهاي خانه را به نظر و مشورت رسول اكرم وا گذاشتند به آن حضرت گفتند :
    « يا رسول الله ما دوست داريم ترتيب و تقسيم كارهاي خانه با نظر شما باشد. »
    پيامبر كارهاي بيرون خانه را به عهده علي و كارهاي داخلي را به عهده زهرا مرضيه گذاشت . علي و زهرا از اينكه نظر رسول خدا را در زندگي خصوصي خود دخالت دادند و رسول خدا با مهرباني و محبت خاص از پيشنهاد آنها استقبال كرد و نظر داد راضي و خرسند بودند.
    مخصوصا زهرا مرضيه از اينكه رسول خدا او را از كار بيرون معاف كرد خيلي اظهار خرسندي مي كرد. مي گفت :
    « يك دنيا خوشحال شدم كه رسول خدا مرا از سر و كار پيدا كردن با مردان معاف كرده است . »
    از آن تاريخ كارهايي از قبيل آوردن آب و آذوقه و سوخت و خريد بازار را علي انجام ميداد و كارهايي از قبيل آرد كردن گندم و جو به وسيله آسيا دستي و پختن نان و آشپزي و شستشو و تنظيف خانه به وسيله زهرا صورت مي گرفت .
    در عين حال علي ـ عليه السلام ـ هر وقت فراغتي مي يافت در كارهاي داخلي به كمك زهرا مي پرداخت . يك روز پيامبر به خانه آنان آمد و آنان راديد كه با هم كار مي كنند. پرسيد كداميك از شما خسته تر هستيد تا من به جاي او كار كنم علي عرض كرد : « يا رسول الله زهرا خسته است . »
    رسول اكرم به زهرا استراحت داد و لختي خود به كار پرداخت . از آن طرف هر وقت براي علي گرفتاري يا مسافرت يا جهادي پيش مي آمد زهرا مرضيه كار بيرون را نيز انجام مي داد.
    اين روش همچنان ادامه داشت علي و زهرا كارهاي خانه خود را خودشان انجام مي دادند و خود را به خدمتكاري نيازمند نمي ديدند.
    تا آنكه صاحب فرزنداني شدند و كودكاني عزيز در كلبه محقر ولي روشن و با صفاي آنها چشم گشودند. در اين هنگام طبعا كار داخلي خانه زيادتر و زحمت زهرا افزون گشت .
    يك روز علي ـ عليه السلام ـ دلش به حال همسر عزيزش سوخت ديد رفت و روب خانه و كارهاي آشپزي جامه هاي او را غبار آلود و دودي كرده بعلاوه از بس كه با دستهاي خود آسيا دستي را چرخانيده دستهايش آبله كرده و بند مشك آب كه در مواقعي به دوش كشيده و از راه دور آورده روي سينه اش اثر گذاشته است . به همسر عزيزش پيشنهاد كرد. به حضور رسول اكرم برود و از آن حضرت خدمتكاري براي كمك خودش بگيرد.
    زهرا پيشنهاد را پذيرفت و به خانه رسول اكرم رفت . اتفاقا در آن وقت گروهي در محضر رسول اكرم نشسته و مشغول صحبت بودند. زهرا شرم كرد در حضور آن جمعيت تقاضاي خود را عرضه بدارد به خانه برگشت . رسول اكرم متوجه آمد و رفت زهرا شد فهميد كه دخترش با او كار داشته و چون موقع مقتضي نبود مراجعت كرده است .
    صبح روز بعد رسول اكرم به خانه آنها رفت اتفاقا علي و زهرا در آن وقت پهلوي يكديگر آرميده و يك روپوش روي خود كشيده بودند. رسول خدا از بيرون اطاق با آواز بلند گفت :
    « السلام عليكم . »
    علي و زهرا از شرم جواب ندادند
    بار دوم گفت : « السلام عليكم . »
    باز هم سكوت كردند.
    سومين بار فرمود : « السلام عليكم . »
    رسول اكرم رسمش اين بود كه هرگاه به خانه كسي مي رفت از پشت در خانه يا در اطاق با آواز بلند سلام مي كرد اگر جواب مي دادند اجازه ورود مي خواست و اگر جواب نمي دادند. تا سه بار سلام خود را تكرار مي كرد اگر باز هم جواب نمي شنيد مراجعت مي كرد.
    علي ـ عليه السلام ـ ديد اگر جواب سلام سوم پيغمبر را ندهند پيغمبر مراجعت خواهد كرد و از فيض زيارت آن حضرت محروم خواهند ماند از اين رو با آواز بلند گفت :
    « و عليك السلام يا رسول الله بفرماييد. »
    پيغمبر وارد شد و بالاي سر آنها نشست . به زهرا گفت :
    « تو ديروزي پيش من آمدي و برگشتي حتما كاري داشتي كارت را بگو! »
    علي عرض كرد : « يا رسول الله اجازه بدهيد من به شما بگويم كه زهرا براي چه كاري آمده بود. من زهرا را پيش شما فرستادم . علتش اين بود من ديدم كارهاي داخلي خانه زياد شده و زهرا به زحمت افتاده است دلم به حالش سوخت ديدم رفت و روب خانه و پاي اجاق رفتن جامه هاي زهرا را غبار آلود و دودي كرده دستهايش در اثر گرداندن آسيا دستي آبله كرده بند مشك آب روي سينه اش اثر گذاشته است . گفتم بيايد به حضور شما تا مقرر فرماييد از اين پس ما خدمتكاري داشته باشيم كه كمك زهرا باشد. »
    رسول اكرم نمي خواست كه زندگي خودش يا عزيزانش از حد فقرا امت ـ كه امكانات خيلي كمي داشتندـ بالاتر باشد زيرا مدينه در آن ايام در فقر و احتياج به سر ميبرد. مخصوصا عده اي از فقراي مهاجرين بانهايت سختي زندگي مي كردند. از آن طرف با روحيه دخترش زهرا آشنايي داشت و مي دانست زهرا چقدر شيفته عبادت و معنويت است و ذكر خدا چقدر به او نيرو و نشاط ميدهد از اين جهت فرمود :
    « ميل داريد چيزي به شما ياد بدهم كه از همه اينها بهتر باشد »
    « بفرماييد يا رسول الله ! »
    « هر وقت خواستيد بخوابيد سي و سه مرتبه ذكر سبحان الله و سي و سه مرتبه ذكر الحمدلله و سي و چهار مرتبه ذكر الله اكبر را فراموش نكنيد. اثري كه اين عمل در روح شما مي بخشد از اثري كه يك خدمتكار در زندگي شما مي بخشد بسي افزونتر است . »
    زهرا كه تا اين وقت هنوز سر را از زير روپوش بيرون نياورده بود سر را بيرون آورد و با خوشحالي و نشاط سه بار پشت سر هم گفت : به آنچه خدا و پيغمبر خشنود باشند خشنودم . »
    (داستان راستان متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري )
    پايان
    علي (ع ) هر وقت فراغتي مي يافت در كارهاي داخلي به كمك زهرا(س ) مي پرداخت يك روز پيامبر(ص ) به خانه آنان آمد و ديد كه با هم كار مي كنند. پرسيد كدام يك از شما خسته تر هستيد تا من به جاي او كار كنم علي (ع ) عرض كرد : يا رسول الله زهرا خسته است . رسول اكرم (ص ) به زهرا(س ) استراحت داد و خود به كار پرداخت .
    رسول اكرم (ص ) نمي خواست كه زندگي خودش يا عزيزانش از حد فقيران امت ـ كه امكانات خيلي كمي داشتند ـ بالاتر باشد زيرا مدينه در آن ايام در فقر و احتياج به سر مي برد و مخصوصا عده اي از فقراي مهاجرين با نهايت سختي زندگي مي كردند.

  • *****
    محبوبيت ها




  • ان الذين آمنوا و عملواالصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا.
    كسانيكه در باطن با ايمان و در عمل نيكوكار هستند. خداوند مهر آنها را در قلوب مردم قرار ميدهد و در جامعه عزيز و محبوبشان ميسازد . (سوره 19 آيه 96 )
    عن ابيجعفر عليه السلام قال : البشرالحسن و طلاقه الوجه مكسبه للمحبه و قربه من الله .
    امام باقر عليه السلام فرموده است : بشاشت و گشاده روئي در برخوردهاي اجتماعي مايه جلب محبت مردم و قرب بخداوند است .
    قال الصادق عليه السلام : التواضع اصل كل شرف نفيس و مرتبه رفيعه .
    امام صادق عليه السلام فرمود : فروتني و تواضع مايه اصلي هر شرف محبوب و مقام بلند است .
    قال رسول الله صلي الله عليه و آله : يا بني عبدالمطلب انكم لم تسعوالناس باموالكم فالقوهم بطلاقه الوجه و حسن البشر
    رسول اكرم (ص ) بفرزندان عبدالمطلب فرمود : شما نميتوانيد با ثروت و سرمايه هاي خود محيط وسيع پرمهري را بوجود آوريد كه همه مردم را در برگيرد و دلهاي آنانرا بشما متوجه سازد پس با روي بشاش و چهره گشاده با آنان برخورد نمائيد و بدينوسيله محبتشانرا جلب كنيد.
    يابن مسعود لاتحملن الشفقه علي اهلك و ولدك علي الدخول في المعاصي و الحرام .
    رسول اكرم (ص ) به ابن مسعود توصيه فرموده است : مبادا مهر و محبت نسبت به زن و فرزند تو را وادارد كه در محيط گناه قدم بگذاري و دامن خويش را به حرام بيالائي .
    مهر و محبت نه تنها وسيله سازش جوانان و بزرگسالان در سطح خانواده و كشور است بلكه اين نيروي شگفت انگيز و حيرت زا ميتواند تمام انسانها را در سطح جهاني باهم مرتبط كند و موجبات صلح و صفا سازگاري و تفاهم و امنيت و آسايش را براي همه ملل و اقوام بشري فراهم سازد.
    عن ابي الحسن عليه السلام قال : ان اهل الارض لمرحومون ماتحابوا و ادوالامانه و عملواالححق .
    پيشواي گرامي اسلام حضرت ابوالحسن عليه السلام فرموده است : تمام مردم روي كره زمين مشمول رحمت و فيض الهي هستند مادامي كه باين سه اصل اساسي عمل كنند :
    بشر دوست باشند در امانتها خيانت نكنند عملا پيرو حق و عدالت باشند.
    درس بشر دوستي را بايد از كودكي فرا گرفت . پدر و مادري كه با فرزند خود محبت ميكنند و نسبت به وي مهربان هستند ميتوانند باو بفهمانند كه دگران را دوست بدار. طفلي كه هرگز از كسي محبت نديده و لذت مهرباني را نچشيده است اساسا معني محبت را نميفهمد و اين حقيقت روحاني و حياتبخش را درك نميكند او در زندگي هرچه ديده است سردي و بيمهري و احيانا خشونت و تندي بوده است او با مردم همانطور رفتار ميكند كه مردم با او رفتار كرده اند. از چنين انساني نبايد توقع بشردوستي داشت .
    محبت و مهرباني در خانواده پايه اساسي پرورش صحيح عواطف كودك است . در پرتو محبت ميتوان احساسات طفل را بخوبي رهبري كرد و براه صحيح و سعادتبخش سوق داد و او را انسان شايسته اي ساخت .
    بزرگترين ضامن اجرا مقررات اسلامي نزد مردان و زنان با ايمان حب پروردگار و جلب رضاي الهي است . قرآن شريف براي واداشتن مومنين به نيكيها و بازداشتن آنان از بديها با زبان محبت و احساس سخن گفته و بدوست داشتن و دوست نداشتن خدا تكيه كرده است براي نمونه و شاهد ببعضي از آيات اشاره مي شود.
    ان الله يحب المقسطين .
    خداوند كساني را كه دادگرند و بعدل و انصاف حكم مي كنند دوست دارند.
    ان الله يحب المتقين .
    خداوند كساني را كه پرهيزگارند و دامن خويش را بگناه آلوده نمي كنند دوست دارد.
    ان الله يحب التوابين .
    خداوند كساني را كه از اعمال ناپسند خويش نادم مي شوند و از خداطلب آمرزش مي كنند دوست دارد.
    والله يحب المطهرين .
    خداوند مردان پاك و مهذب را دوست دارد.
    والله يحب المحسنين .
    خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
    والله يحب الصابرين .
    خداوند مردم صابر و بردبار را دوست دارد.
    الحديث : روايات تربيتي
    ان الله لايحب المعتدين .
    خداوند كساني را كه متجاوز و ستمگرند دوست ندارد.
    واله لايحب الفساد.
    خداوند فتنه و فساد را دوست ندارد.
    والله لايحب الظالمين .
    خداوند كساني را كه بيدادگرند و بمردم ستم مي كنند دوست ندارد.
    ان الله لايحب الخائنين .
    خداوند خيانتكاران را دوست نمي دارد.
    انه لايحب المستكبرين .
    خداوند متكبرين خود پسند را دوست ندارد.
    والله لايحب كل كفار اثيم .
    خداوند مردم بي ايمان گنه پيشه را دوست ندارد.
    بشر به تمايل غريزي و علاقه طبيعي جان و مال خود را دوست دارد و در حفظ و صيانت آنها با تمام قدرت مي كوشد ولي محبت الهي در ضمير افراد با ايمان باندازه اي شديد و نيرومند است كه بااراده و اختيار خود از جان و مال ميگذرند و در راه دوستي و حب خداوند فداكاري مي كنند.
    ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كا نهم بنيان مرصوص .
    خداوند دوست دارد كساني را كه در راه پروردگار جنگ مي كنند و در صف جهاد با دشمن مانند سد نيرومندي با يكديگر همدست و پيوسته اند.
    واتي المال علي حبه ذوي القربي و اليتامي والمساكين و ابن السبيل و السائلين وفي الرقاب . (سوريه 2 آيه 177 )
    از علائم نيكوكاران با ايمان اينست كه ثروت خود را در راه دوستي پروردگار بخويشان و يتيمان و فقيران و واماندگان و درخواست كنندگان انفاق مي كنند.
    محبت نيرومندترين قدرت محرك بشر در تمام مظاهر گوناگون زندگي است . محبت احساس مطبوع و دلپذيري است كه با وجود آن مشكلات آسان ميشود و مصائب و آلام قابل تحمل مي گردد. عشق و محبت آدمي را براه فداكاري و از خود گذشتگي مي كشاند و براي رضاي محبوب از همه چيز خود ميگذرد.
    دين و مذهب بگفته امام باقر عليه السلام چيزي جز حب و دوستي نيست حب خدا و پيغمبر و اوليا خدا براي دوستداران خدا كه مومنين واقعي هستند هيچ پاداشي بهتر و عاليتر از خشنودي پروردگار و جلب رضاي محبوب نيست .
    و رضوان من الله اكبر ذالك هوالفوز العظيم .
    (سوره 9 آيه 72 )
    بهتر و برتر از هر نعمتي خشنودي و رضاي خداوند است و مقام رضاي الهي پيروزي عظيم است . (برگرفته از كتاب الحديث ج 3 اثر مرحوم حجت الاسلام والمسلمين فلسفي )