روزنامه جمهوري اسلامي 24/10/1382 صفحه حوزه

  • ادوار مطبوعات اسلامي و رسالت آنها
  • يك جرعه حكمت (11 )
    رمز و راز دانشوري

  • علم و معنويت
  • *****
    ادوار مطبوعات اسلامي و رسالت آنها


  • گفتاري از آيت الله سبحاني
    اشاره
    همزمان با سالروز ولادت عالم آل محمد علي بن موسي الرضا(ع ) نخستين نمايشگاه سراسري مطبوعات اسلامي در مجتمع امام خميني قم افتتاح شد.
    در اين نمايشگاه نشريات اسلامي از استان هاي مختلف كشور شركت كردند.
    در مراسم افتتاحيه كه با حضور اصحاب فكر و فرهنگ برگزار شد آيت الله سبحاني از اساتيد برجسته حوزه علميه قم سخناني پيرامون ادوار طي شده نشريات ديني در ايران و نيز رسالت مطبوعات اسلامي ايراد كردند كه مشروح آن تقديم اصحاب حوزه و دانشگاه مي گردد

    همانگونه كه در جوامع بشري سازمانهايي مسئوليت تامين بهداشت جامعه را بر عهده دارند تا سلامت مردم در خطر قرار نگيرد در موضوع تامين غذاي فكري و روحي هم همين اصل حاكم است . غذاي روحي و فكري كه در قالب روزنامه ها هفته نامه ماهنامه فصلنامه و سالنامه منتشر مي شوند بايد كنترل گردند تا غذاي ناسالم به افراد اجتماع نرسانند.
    امام (ع ) در ذيل آيه شريفه « فلينظر الانسان الي طعامه » مي فرمايد : الي العلم الذي ياخذه يعني به آن علم و دانشي كه اخذ مي كند بايد به دقت نظر كند. انسان بايد بينديشد كه اين طعام فكري را از چه كسي مي گيرد. بايد توجه داشت كه اين تفسير امام (ع ) تفسير به ظاهر است نه تفسير به باطن .
    بحث كتب ضلال كه در فقه مطرح است از همين باب است نه از باب سلب آزادي . امروزه حتي از ورود گوشت آلوده ـ كه مضر به سلامت جسم انسان است ـ جلوگيري مي كنند و آن را سلب آزادي نمي دانند. جلوگيري از كتب ضلال نيز سلب آزادي نيست . البته مراد آزادي معقول است نه آزادي مستانه . بنابراين نسبت به مطبوعات بايد دقت شود تا مكتوبات مسموم منتشر نشود و نيز تلاش گردد تا حتي صاحبان قلم هاي ناسالم هدايت گردند.
    نكته ديگر اينكه همانطوري كه امروزه به تناسب ميزان مصرف صحيح مواد شوينده و بهداشتي درباره بهداشت جوامع داوري مي شود درباره وضعيت فرهنگي كشورها و جوامع به تعداد و تيراژ و عناوين كتابها و نشريات نگاه مي كنند و در هر جامعه اي كه مصرف درست كاغذ آن بالاتر باشد به لحاظ پيشرفت فرهنگي نمره بيشتري مي دهند. در كشور ما مصرف كاغذ در درجه اول در تهران بالا است و پس از تهران بيشترين كاغذ در قم مصرف مي شود. ولي اين نكته هم اهميت به سزايي دارد كه فقط ميزان مصرف كاغذ تمام ملاك نيست بلكه بايد ديد چه چيزي چاپ مي شود و به لحاظ محتوايي چه وضعيتي دارد.
    از سال 1233 هـ . ق كه صنعت چاپ وارد ايران شد خوشبختانه كتاب هاي ديني چاپ شد و پس از اين مرحله كه كتابها چاپ سربي مي شدند 20 سال بعد ليتوگرافي و چاپ سنگي وارد كشور شد و در تبريز و تهران آثار زيادي در تفسير تاريخ و حديث چاپ گرديد و نياكان ما در اين زمينه خوب تلاش كردند و بيشترين بهره را از اين صنعت براي دين بردند و علما و دانشمندان شيعه در اين زمينه پيشرو بودند و فكر و فرهنگ را ارتقا دادند.
    نشر روزنامه و مجله ـ بطور مطلق ـ از سال 1215 ش در ايران آغاز شد و اولين نشريه ديني در سال 1281 ش به همت داعي الاسلام در ايران و بمبئي چاپ مي شد و از آن زمان تا سال 1300 هيچ نشريه ديني ديگري نبود . البته در تاريخ نشريات ديني هر گاه كه محيط آرام و حكومت با اسلام سازگار بود و يا فضاي باز سياسي حاكم مي شد و زنجير بر قلم دانشمندان نمي بود آمار نشريات ديني زياد بود.
    از سال 1300 تا 1313 ش ده دوازده نشريه ديني داريم مانند : عظمت اسلام آستانه رضوي بلاغ تذكرات ديني الكلام ديانت نهضت اسلام و ... اما از 1313 ش كه كشف حجاب شروع شد محدوديت زياد گرديد تا سال 1320 ش هيچ نشريه ديني مجوز نگرفت و منتشر نشد.
    پس از اشغال ايران بوسيله متفقين در سوم شهريور 1320 ش تا سال 1332 ش و وقوع كودتاي 28 مرداد فضاي باز سياسي ايجاد شده بود و مطبوعات ديني رشد زيادي كردند و فراوان منتشر شدند مانند : قدرت اسلام طلوع اسلام صداي قم سياست اسلام پرچم اسلام شهردانش صداي اسلام و...
    اما از 1332 ش به بعد ديگر افزايش نشريات ديني را نداريم و از آن سال تا 1342 ش مكتب اسلام و مكتب تشيع بوجود آمدند.
    از سال 1342 تا 1357 ش تعداد نشريات ديني در حال كاهش بود و اگر چيزي منتشر مي شد ادامه گذشته بود. ولي از سال 1357 ش كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد رشد فزاينده نشريات ديني را شاهديم . اين اجمالي بود از پنج دوره تاريخي نشريات ديني در ايران .
    در اين فضاي رشد و توسعه نشريات ديني در عين حالي كه از اصحاب قلم تقدير و تشكر مي كنيم متذكر مي شويم كه متوليان نشريات بايد اصول قانون مطبوعات را رعايت كنند قانون مطبوعات هدف از انتشار مطبوعات را بالا بردن رشد اخلاق مردم مشخص كرده است .
    بايد دقت كنيم كه آيا اين هدف در نشريات كشور محقق است
    من بعضي از نشريات را مي بينم كه در آنها رمان هاي محرك و عكس هاي محرك وجود دارد و بعضي از كتابها هم غير صحيح است . گاهي اوقات در برخي از اين نشريات انكار وحي و انكار نبوت مي شود و اين وضعيت وظيفه سنگين حوزه علميه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را سنگين تر مي كند. بحمدالله در راس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يك انسان ارزنده و وابسته به بيت علم قرار دارد و اميد است كه مشكل حل شود.
    اين نكته را هم يادآوري كنم كه در بعضي از نشرياتي كه در قم منتشر مي شود هم مشكل ديده مي شود كه من با دست اندركاران كاري ندارم بلكه به مطالبي كه حتي عين الحاد است كار دارم . بايد بكوشيم تا يك محيط سالم براي تن و روان كه واقعيت انسان به هر دو هست ـ داشته باشيم . مطبوعات بايد به امر پرورش ايمان بويژه در جوانان خيلي اهميت بدهند و عالمان ديني دفاع از اسلام و قرآن و اهل بيت (ع ) را از بزرگاني همانند مرحوم شيخ جواد بلاغي (ره ) كه « الهدي الي دين المصطفي » را نوشت و امام خميني (ره ) كه كشف الاسرار را با تعطيل كردن درس خود به مدت دو ماه نوشت بياموزند و با احساس وظيفه بدان عمل كنند. در اين نمايشگاه شكوه مطبوعات ديني ديده مي شود نشرياتي از شرق تا غرب كشور در اينجا به نمايش گذاشته شده است و اين حضور گسترده نشانه وجود فرهنگ بالا و آزادي قلم در كشور است و فضايي كه ما احساس مي كنيم با گفته كساني كه ايران را زندان بزرگي براي روزنامه نگاران مي دانند متفاوت است . بله اگر كساني بخواهند غذاي روحي نامناسب به خورد ملت بدهند قطعا دولت و ملت با اين كار مقابله مي كنند زيرا ويروسي كه ايمان را تخريب مي كند بدترين ويروس است .
    متوليان نشريات بايد اصول قانون مطبوعات را رعايت كنند قانون مطبوعاتي هدف از انتشار مطبوعات را بالا بردن رشد اخلاق مردم مشخص كرده است . بايد دقت كنيم كه آيا اين هدف در نشريات كشور محقق است

  • *****
    يك جرعه حكمت (11 )
    رمز و راز دانشوري


  • ث جواد محدثي
    در حديث قدسي آمده است :
    وضعت العلم في الجوع و الجهد و الناس يطلبونه بالشبعه و الراحه فلايجدونه
    دانش را در گرسنگي و تلاش قرار داده ام مردم آن را در سيري و آسايش مي جويند پس آن را نمي يابند.
    (بحارالانوار ج 78 ص 453 )

    اگر دانش « گنج » است پس براي دست يافتن به آن بايد « رنج » كشيد چرا كه « نابرده رنج گنج ميسر نمي شود. »
    آنچه در اين حديث قدسي آمده است بيانگر يكي از سنت هاي الهي است . در فرازهاي ديگر حديث حكمت هاي ديگري بيان شده اما همه با اين طليعه گويا كه :
    « من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادم و مردم سراغ آن را در جاي ديگر مي جويند پس هرگز به آن نخواهند رسيد. » يكي از اين پنج چيز هم گنج دانش است كه در خرابه گرسنگي و زحمت و رنج مدفون است و بايد با تيشه تلاش به حفاري در اين زمين و زمينه پرداخت و « گوهر دانايي » را به دست آورد..
    « هجرت براي كسب علم » گوشه اي از اين جد و جهد به شمار مي رود.
    در مهاجرت ها و غربت ها گاهي هم گرسنگي و سختي و محروميت و آوارگي است وهر كس كه شيفته طاووس علم و معرفت باشد بايد زحمت سفر به هندوستان غربت و سختي هم بر خويش هموار سازد كه گفته اند : هر كس طاووس خواهد جور هندوستان كشد...
    كدام فرزانه حكيم را مي شناسيد كه از تن آسايي و پرخوري و خواب و راحت به معرفت و دانش دست يافته است
    شناسنامه علمي فرهيختگان و دانشي مردان پر از نمونه هايي از رنج ها و مرارت هايي است كه در راه تحصيل علم كشيده اند و غربت ها و مسافرت هايي كه براي رسيدن به اين چشمه « آب حيات » برخود هموار كرده اند.
    سرگذشت علامه طباطبايي را بخوانيد اين فيلسوف شرق و مفسر بزرگ ومولف كتاب الميزان كه براي تحصيل علم از تبريز به نجف رفت و با فقر و گرسنگي و غربت دست به گريبان بود تا آنجا كه نزديك بود « دست از طلب بدارد... » اما فيض روح القدسش يار شد و اميد و نويد داد خواند و آموخت تا آنكه « علامه » شد.
    امثال او در ميان چهره هاي علمي بسيارند و حكايت علم آموزشي شان بسي عبرت انگيز است و درس آموز.
    « راحت طلبي » و « عافيت جويي » سد راه علم است .
    و... جد و جهد و جوع زمينه ساز رسيدن به درجات والا.

  • *****
    علم و معنويت


  • محمدعلي رستميان
    انسان هايي كه در ظلمت جهالت بي ايماني و سواخلاق بسر مي برند بي شباهت به مردگان متحركي نيستند كه در حقيقت از حيات معنوي بي بهره اند. قرآن كريم يكي از رسالت هاي عمده پيامبران را زنده كردن مردگان مي داند1. آنهايي كه با دم مسيحيايي كه از سوي خداوند به واسطه پيامبران دوباره زنده شدند و به حياتي گرانقدر و متعالي دست مي يابند و با نوري كه از جلال الهي مي يابند راه خود را به سوي حقيقت پيدا مي كنند2. آنچه انسان ها را از ظلمت به سوي نور مي كشاند و تحت ولايت خداوند قرار مي دهد تا با غلبه بر ظلمت ها نور حقيقي را در وجود خويش جلوه گر كنند علم و اخلاق است كه با دو ابزار تعليم و تزكيه از سوي رسالت نبوي 3 و هدايت علوي 4 حاصل مي شود.
    قرآن كريم به انسان ها اين نويد را مي دهد كه پيامبراكرم (ص ) براي اين مبعوث شده است كه زنجيرها را از دست و پاي آنها بگشايد و آنها را آزاد و رها سازد.5 خود او هدف از رسالتش را به كمال رساندن اخلاق در جامعه انساني مي داند6. ايندو آشكار كننده اين است كه ما انسانها بدون اينكه به اخلاق الهي متصف باشيم در بند هواهاي نفساني خويش هستيم . هواهاي نفساني كه هر دم روح ما را كدر كرده و از حقيقت خويش دور مي كند به ورطه سقوط و هلاكت سوق مي دهد كه اگر اين كدورت ها به هم انباشته شود و به حدي برسد كه قلب را فراگيرد و تبديل به قلبي واژگون شده شود ديگر اميدي به نجات و رهايي متصور نيست .
    آنان كه در وادي علم و دانش قدم گذاشته اند و خويشتن را با گوهرهاي خردو دانش آراسته اند بسيار نيازمندند كه صفات متعالي اخلاق را در وجود خويش آزين بندند. زيرا علم ودانش انسان را مسئول هدايت جامعه هر چند در بخشي از آن مي سازد و اداي اين مسئوليت نيازمند بال ديگري است كه به انسان قدرت پرواز بدهد. پرواز به سوي عالم معنويت كه مي تواند وجود انسان را نوراني سازد و اين نور انسان هاي ديگر را به سوي خويش مي كشاند. يك انسان آگاه و خودساخته براي جامعه اي كه در آن زندگي مي كند الگو و اسوه اي در سعادت مي شود.
    از اينرو همانگونه كه پيامبران براي هدايت جامعه به گوهرهاي والاي اخلاقي مزين بودند و قرآن كريم پيامبراكرم (ص ) را داراي برترين اخلاق مي داند7 و از اينكه جانش را در راه هدايت و راهنمايي مردم به خطر انداخته خبر مي دهد8 رهروان علم و دانش نيز همين وظيفه را برعهده دارند . آنها نيز همچون پيامبران اسوه هاي مردم هستند و همين امر وظيفه خطير آنها را در جهت بهره مند بودن از اخلاق والاي اسلامي بيش از پيش واضح مي سازد. امام صادق (ع ) در يك جمله كوتاه بر دو وظيفه عمل و برخورداري از اخلاق را براي طالبان علم تاكيد مي كند : « مردم را با غير از زبان خويش دعوت كنيد » 9. اين جمله براي كساني است كه به هدف دعوت مردم به سوي خير و صلاح وارد ميدان جامعه مي شوند و آنها بجز فرهيختگان جامعه در حوزه و دانشگاه نيستند.
    اما دعوت بدون سخن گفتن راهي بجز اين ندارد كه آنچه را مي خواهيم بر زبان بياوريم در عمل رفتار و برخورد با ديگران متجلي شود و اين امر نيازمند اين است كه انسان علم و دانش خويش را در عمل اجرا كند و با خودسازي روح و جان خويش را با صفات متعالي بيآرايد. چنين كسي با طرد هواهاي نفساني از وجود خويش به وجودي نوراني تبديل مي شود كه به ديگران نور مي بخشد و انسانهاي ديگر از پرتو نور علم ودانش و تزكيه او بهره مند مي گردند.
    بدون تزكيه نور علم ودانش در پشت پرده هاي حجاب هاي نفساني محو و نابود شده و تبديل به ظلمت مي شود. چنين علمي نه تنها انسان را به عالم معني بالا نمي برد و او را از طبيعت مادي كه سراسر خودخواهي و نفس پرستي است جدا نمي كند بلكه او را بيشتر در ماديت غوطه ور مي كند و به جاي اينكه انسان ملكوتي شود او را اهل دنيا مي سازد. اما اگر علم همراه تزكيه گردد يعني از مادي گرايي خودخواهي و دنيازدگي جدا گردد انسان را به عالمي متصل مي كند كه در آن جز نور و سلامت چيزي يافت نمي شود. چنين انساني ريشه اي مستحكم در زمين دارد و شاخه ها و ميوه هايش سر به آسمان كشيده است و همواره فيض آن به مردم مي رسد10.
    انسان براي تزكيه و نوراني شدن وجود خود نيازمند رابطه اي خاص با فراسوي ماده است . اگر انسان بخواهد كه وجودش نوراني شود بي شك نيازمند رابطه اي قوي با سر منشا نور است . خداوند خودش را نور آسمان و زمين معرفي كرده است و هركس بخواهد وجودي نوراني داشته باشد لازم است با اين منشا نور ارتباط برقرار كند. در اين ارتباط لازم است كه يك موجود مادي و دنيوي به وجودي ملكوتي و اخروي تبديل مي شود. در اين ارتباط علم و معني به هم گره مي خورد و از اين پيوند مبارك علم معنوي به وجود مي آيد. علمي كه راه خود انسان و ديگران را به سوي خدا هدف مي گيرد و او را از ظلمت هاي جهان مادي جدا مي كند.
    امام صادق (ع ) حقيقت علم معنوي را در عبوديت مي داند. آنگاه كه عنوان بصري از آنحضرت تقاضاي علم كرد با اين پاسخ روبرو شد كه بايد حقيقت عبوديت را بيابي 11. انسان از طريقي مي تواند به ولايتي الهي دست يابد كه او را از جمله اولياالله قرار مي دهد. اين مضمون حديثي است كه حقيقت عبوديت را ربوبيت مي داند. پس با ارتباط بندگي با خداوند انسان مي تواند وجود محدود و ظلماني خويش را به وجودي نوراني و بزرگ تبديل كند. با اين ارتباط علمي كه مي تواند براي انسان حجاب اكبر شود و مانع كمال او گردند و زمينه خودبيني و فخر فروشي را براي خود و اذيت و آزار ديگران فراهم كند به علمي تبديل كرد كه آزادي روح صاحب خويش و گسستن بندهاي صفات رذيله را از نفس او فراهم سازد و با تبديل نفس او به نفس مطمئنه مخاطب به خطايي گردد كه اي بنده به سوي من بازگرد كه در صفاي روحاني هم تو از من راضي هستي و هم من از تو12. اين در صورتي است كه موفق به نوشيدن جرعه اي از شراب طهور از دست مولا و صاحب خويش شويم .
    باري اگر علم به اخلاق پيوند خورد و تعليم و تزكيه انبيا هر دو با هم در وجود انسان تاثير گذارد او داراي دوبال ملكوتي مي شود كه او را به سوي قرب معبود رهنمون مي گردد اما جداشدن هريك از اين دو از ديگري راه را يا به خودكامگي و فخر فروشي و ظلمت روح و جان مي برد و يا انسان را در گرداب خرافه و جهالت غرق كرده كه آنكس كه بدون علم به كاري اشتغال ورزد يا به افراط مي گرايد و يا به تفريط و هر چه در مسير خويش سرعت گيرد از مقصد دورتر مي شود.
    والسلام
    پاورقي :
    1 ـ يا ايهاالذين آمنوا استجيبوالله و للرسول اذا دعاكم لايحييكم .. (سوره انفال آيه 24 )
    2 ـ افمن كان سيتا فاحييناه و جعلناله نورا يمشي به في الناس ... (سوره انعام آيه 122 )
    3 ـ ... يتلوا عليهم آياتك و يعلمهم الكتاب و الحكمه و يزكيهم ... (سوره بقره آيه 129 )
    4 ـ افمن يهدي الي الحق احق ان امن لايهدي الا ان يهدي ... (سوره يونس آيه 35 )
    5 ـ ... ويضع عنهم اصرهم و الاغلال التي كانت عليهم ... (سوره اعراف آيه 157 )
    6 ـ انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق (مستدرك الوسائل ج 11 ص 187 ح 12701 )
    7 ـ ... انك لعلي خلق عظيم ... (سوره قلم آيه 4 )
    8 ـ فلعلك بافع نفسك علي آثار هم ان لم يوسئوابهذ الحديق امنالله(سوره كهف آيه 6 )
    9 ـ ... كشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها في السما توتي اكلها كل حين باذنه ربهالله(سوره ابراهيم آيه 24 و 25 )
    10 ـ ... فاذا اردت العلم فاطلب اولا في نفسك حقيقه العبوديه (بحارالانوار ج 1 ص 224 )
    11 ـ لي مع الله وقت لايسعه ملك مقرب و لابني مرسل ... (همان ج 18 ص 360 )
    12 ـ ياايتهاالنفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه (سوره فجر آيه 27 )
    انسان براي تزكيه و نوراني شدن وجود خود نيازمند رابطه اي خاص با فراسوي ماده است . اگر انسان بخواهد كه وجودش نوراني شود بي شك نيازمند رابطه اي قوي با سرمنشا نور است