گفت و گوي حاضر بيش از ده سال پيش در يكي از
كاروانسراهاي قديمي بازار چيت سازي اصفهان با استاد
گياهي انجام پذيرفت . سالهاست كه از استاد خبري نداريم .
اميدواريم همچنان زنده و پاينده باشند.
از زمان كشيدن نخستين تصاوير بر ديواره غارها
روزگاري
دراز مي گذرد. از همان سرآغاز تاريخ
طرح هاي خام و مبهمي
كه در مغز انسان شكل مي گرفت
همه نشان از تلاش ها و
بي قراري هاي روح او براي گريز از ظلمت ها و تباهي هاي زمانه
داشت . اين حقيقت در هر دوره اي از جمله در زمانه ما به نوعي
جلوه گر مي شود.
هنرمند در عمق فطرت خويش همواره در آرزوي دستيابي
به غايت و خير مطلق
خود را با مفاهيم عظيم و والايي پيوند
مي دهد و آرمان هاي شورانگيز و حماسه هاي جاوداني تاريخ را
سمبل بلندپروازي هاي خويش مي سازد و اين لطيفه ظريف و
پنهاني را در خانه دل و ماواي روح
همچون غريزه زنده ماندن
پاس داشته و لحظات وحوادث و پيامدهاي جدال ميان نيكي و
بدي و زيبايي و زشتي را جدا از چهره سرد و زشت و كريه
تاريخ رايج زمان خود سينه به سينه نقل مي كند و آن را ارج
مي نهد. چنين است كه در نقش هاي ساده و بي پيرايه بر خاك و
پارچه
دل ها همه در گرو يادها و خاطره ها و عاطفه ها باقي
مي ماند.
قلمكار نقاشي
شاخه اي مهجور از فرهنگ و هنر مردمي
است كه باد و بازمانده گمنام و كهنسالش ـ استاد گياهي و استاد
پورصناعي ـ مي رود تا به تاريخ بپيوندد.
استاد گياهي
بازمانده اي از نقاشان گمنام
احمدشاه را به
ياد دارد و از جنگ دوم خاطره هايي شنيدني
چهره اش همچون
اسلافش در هاله اي از اندوه فرو رفته و تهي دستي و ناملايمات
روزگار
نقش لبخند را از چهره اش زدوده است .
حكايتش حكايت روزهاي پيشين است . هر صبح از بازار
قديمي مي گذرد و از پله هاي نمناك و مرطوب و كاهگلي
كاروانسرا بالا مي رود تا به چهار ديواري تاريك و نمور برسد و
تا پاسي از غروب
بعدازظهرهاي ساكت و كشدار را در تنهايي
و سكوت قلم بزند. با بي شمار يادها و خاطره ها
قحطي ها و
نابساماني ها
با سينه اي مالامال از فراز و نشيب هاي زندگي و
سرشار از وقايع و پيامدها و ستم هايي كه بر مردمش رفته
است
پشت تخته كار مي نشيند
قلم به دست مي گيرد و نقش
هزاران خاطره از شور و شوق ها و ارادت هاو سنت ها و مراسم و
آرا و عقايد و حساسيت ها و دلبستگي هاي گذشتگان را بر
سينه پارچه كتاني سفيد
رقم مي زند. به اتاقك غمزده و
متروكش كه پا مي گذاري
مردي را در مقابل مي بيني كه خسته
از روزهاي به قول خودش بيحاصل گذشته
هنوز خميده و آرام
بر پشت تخته كوچكش نشسته و با هر حركتي خدا را شكر
مي گويد و با شور و عشقي خاص
نسبت به ائمه و معصومين
ارادت مي ورزد.
تصاوير پرده هايش آميختگي غريبي دارند. در عين حال كه
هر صحنه تصويري مستقل از حوادث جانگزاست
در مجموع
داستان يك ماجرا بازگو مي شود. در اين پرده ها گاهي داستاني
از ابتدا شروع مي شود و هر قسمت پرده به صحنه اي از داستان
اختصاص مي يابد و در پايان
حتي بهشتيان و دوزخيان نيز
مشخص مي شوند و پايان راه نيز به تصوير درمي آيد.
نقاش به عنوان يك روايتگر
همه حوادث مربوط به ماجرا
را در يك عرض و طول نشان مي دهد. اين كه ماجرا از كجا
شروع و به كجا ختم شده است . وقتي صحبت از ظلم در حق
آل رسول است ثمره اش نيز نشان داده مي شود. نحوه توليد
اين گونه پرده ها به اين شكل است كه ابتدا روي پارچه هاي
پنبه يي طرحهاي مورد نظر نقاشي و سپس با مواد شيميايي
ويژه اي نسبت به تثبيت اين رنگها اقدام مي شود.

اين نقش ها كه در ابتدا شامل نقوش سنتي ايران مانند
اسليمي و گل هاي چند پر و مجالسي برگرفته از مينياتور مي شد
در اواخر دوران قاجار با تحولي كه در نقاشي آن دوران به
وجود آمد عده اي را بر آن داشت تا نقاشي هاي عاميانه و
مردمي رايج آن روزگار را نيز وارد قلمكار كنند و به جاي
استفاده از نقوش سنتي از نقش هاي مذهبي و يا حماسي آن
زمان كه شباهت بسيار زيادي به نقاشي قهوه خانه اي استادان
آن مكتب دارد
در قلمكار استفاده كنند.
در واقع مي توان گفت پارچه هاي قلمكار قهوه خانه اي
اينگونه ابداع شد. هنوز هم تصاوير سنتي مورد استفاده
بيشتر
سوژه هاي مذهبي و يا حماسه هاي شاهنامه فردوسي است .
استاد گياهي طي بيش از نيم قرن از عمر خود در گوشه
عزلت و سكوت
تصويرگر فاجعه عاشورا و معناي نهفته در آن
بوده است .
استاد از روزهاي گذشته و ايام سپري شده بر ايمان
مي گويد :
« در سراي چيت سازها يك شيخ حريري داشتيم كه
حريرساز بوده و روي ابريشم نقش مي زد و كارش هم مورد
توجه بودو اكثر سفرا و اشراف
از وي خريد مي كردند. اين
موضوع شايد مربوط به هفتاد سال پيش باشد. او به نظرش
رسيد كه با قلم و با همان رنگ هاي مخصوص چيت سازي
كاري روي پارچه بكند. براي اين كار از يك نقاش سفال بنام
حسين فخاري و عده اي ديگر از جمله مشهدي عبدالخالق
كمك گرفت . غفاري از همه ماهرتر بود و مصورالملكي
نعمت اللهي و آميرزا كريم هم با اين كه نقاش هاي بيرون بودند
دستي در قلمكار نقاشي داشتند.
اين شيوه در اوايل خيلي رواج پيدا كرد و در زمان
رضاخان رونق فراوان يافت . در سنه 1310 تصديق ابتدايي
رااز مدرسه اسلامي گرفتم و سپس وارد بازار كار شدم . زمان
احمدشاه را يادم هست . پول نبود ولي خوش مي گذشت . مزد
يك قران بود و گوشت دومن 6
7 قران بود . در اوايل جنگ
جهاني دوم شاگرد چيت ساز 5 ريال مزد مي گرفت و به ما به
عنوان عيالواري 7 ريال مزد مي دادند . نان در آن وضعيت
يك
چارك 8 ريال بود . با اين كه ايران بي طرف بود
متفقين
كشورمان را اشغال كرده بودند و از جنوب اسلحه به شمال
مي بردند. گندم نبود و نان گير كسي نمي آمد. همين جا نزديك
ميدان تنور زده بودند و نان هاي سياه مي پختند. نان ها مثل
خاكستر بود. انگليسي ها گندم ايران را مي بردند. نان آزاد اعلا
چاركي 8 ريال بود . يك شاگرد پادو عيالوار داشتيم كه 3 ريال
مزد مي گرفت . نان هاي سنگك دانه اي 3 عباسي بود و اين بنده
خدا نان را خالي مي خورد و راضي بود. مقصود اين همان چند
ريال آن زمان بركت داشت . كساني كه آن روزها را نديده اند
حالا گله مي كنند.
يكسال و نيم در زمان جنگ به من روزي 2 ريال مزد
مي دادند و با همين
زندگي ام اصلاح مي شد. البته ايران در زير
چكمه هاي متفقين به عنوان پل پيروزي دچار سرنوشت
ناخوشايندي بود. در آن حال و هوا ديگر براي هنرمند مجالي
براي خلاقيت باقي نمي ماند و دست و دلي به كار نمي رفت . با
اين همه استاد كه شدم در مورد حرمت نقاشي شك داشتم .
مدتي آن را كنار گذاشتم و پس از چندي از مشهد استفسار
كردم و گفتند اشكالي ندارد و باز شروع كردم . آن زمان برابر هر
چيت سازي يك نقاش بود نقاشي خيلي رواج داشت . بعد از
28 مرداد كه آمريكايي ها سرازير شدند بيشتر توجهشان روي
قلمكار بود. چون نقاشي
هم دستگير بود و هم ريزه كاري هاي
قالب را نداشت و براي همين آن را از رونق انداختند. با اين
حال ما كار را رها نكرديم و هنوز پرده ها و سفره ها را نقاشي
مي كرديم .
تا اواخر قاجار بيشتر پرده ها و سجاده ها و روپوش ها
تاقچه ها و وسايل حمام و ليف قطيفه و بقچه و تمام اين ها با
دست نقاشي مي شد.
لباسهايي را كه « ارخالق » مي گفتند بيشتر قلمي بود و
رويش را ساده مي پوشيدند. ماشين كه آمد عده كمي در اين كار
ماندند و بقيه جذب كار با قالب شدند و اين شغل رفته رفته
رواجش را از دست داد. زيرا كاردستي هر وقت در مقابل كار
ماشيني قرار مي گيرد وقت گيرتر و كم درآمدتر مي شود.
چيت سازي با قالب نسبت به اين كار تقريبا جنبه ماشيني دارد
و درآمدش هم بهتر است . علي ايحال اين كار تاريخچه درازي
بود.
ث قلمكار نقاشي شاخه اي مهجور از فرهنگ و هنر
مردمي است كه با دو بازمانده گمنام و كهنسالش
مي رود تا به تاريخ بپيوندد

*****
رويدادهاي فرهنگي هنري
|

شرايط اهداي جوايز جنبي بيست و دومين
جشنواره بين المللي فيلم فجر
اعلام شد
ضوابط اهداي جوايز جنبي بيست و دومين جشنواره
بين المللي فيلم فجر اعلام شد.
به گزارش روابط عمومي بيست و دومين جشنواره بين المللي
فيلم فجر
تمامي شخصيت هاي حقيقي
حقوقي
سازمان ها
جمعيت ها
موسسات و نهادهايي كه علاقه مند به امر ارزيابي
فيلم هاي شركت كننده در جشنواره هستند
مي توانند با رعايت
قوانين
نسبت به داوري آثار جشنواره اقدام و آنها را مورد قدرداني
و تشويق قرار دهند.
گفتني است متقاضيان بايد حداكثر پنج نفر داور واجد
صلاحيت فرهنگي
هنري و علمي را همراه با اعلان شاخص ها و
تعاريف ارزشيابي و داوري و نيز تعداد جوايز و ارزش ريالي آنها
تا
20 دي ماه به دفتر روابط عمومي جشنواره اعلام كنند
حداقل
ميزان جوايز نقدي و برابري ريالي جوايز غيرنقدي براي اين دوره
از جشنواره
هشت ميليون ريال براي هر جايزه است و تمامي
جوايز روز نهم بهمن ماه هنگام تحويل كارت هاي داوري دريافت
مي گردد.
نتايج آراي داوري خداكثر 18 بهمن با امضاي داوران و توسط
نماينده تام الاختيار تحويل دفتر جشنواره خواهد شد و آيين اهداي
جوايز اين بخش روز دوشنبه مورخ 20 بهمن ماه در محل سينماي
رسانه هاي جمعي برگزار خواهد شد.
سينماهاي نمايش دهنده فيلمهاي جشنواره فجر
مشخص شد
بنا به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي : سينماهاي
نمايش دهنده فيلمهاي بيست و دومين جشنواره بين المللي فيلم
فجرمشخص شد.
به گزارش روابط عمومي جشنواره
سينماهاي « فرهنگ »
(1 )و (2 )
« فلسطين » (1 )
(2 ) و(3 )
« عصر جديد » (1 )
(2 )
و(3 ) « پايتخت »
« سپيده »
« كريستال (1 ) و (2 )
« آفريقا »
« استقلال »
« تالار انديشه »
« صحرا » و « سروش » به نمايش
فيلمهاي جشنواره فجر اختصاص يافته اند.
سينما « استقلال »
سينماي مخصوص رسانه هاي جمعي و
داوران جنبي جشنواره خواهد بود و هنرمندان خانه سينما
انجمن تهيه كنندگان و مسئولان و دست اندركاران سينما نيز
همچون سالهاي گذشته سالن مخصوص خود را خواهند داشت
كه در آينده مشخص مي شود.
بيست و دومين جشنواره فيلم فجر از 12 تا 22 بهمن ماه
برگزار خواهد شد.
مجموعه تلويزيوني « وارث » اسفندماه از سيما
پخش مي شود
بنا به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي : مجموعه
تلويزيوني « وارث » به كارگرداني كاظم بلوچي و تهيه كنندگي
حسين صابري
اسفند ماه همزمان با ايام محرم از شبكه اول
سيما پخش مي شود.
اين مجموعه
داراي مضموني اجتماعي و متناسب با ماه
محرم است كه به شكل پليسي توليد شده و در 12 قسمت پخش
مي شود.
مجموعه وارث داستان زندگي « آقاجان » متولي يك تكيه
است كه شبي در خواب
پيرمردي به او خبر مي دهد كه مدت
زيادي تا پايان عمرش باقي نمانده است و بايد هر چه زودتر دو
امانت ارزشمندي را كه تاكنون از آن محافظت مي كرده به صاحب
اصلي اش باز گرداند.
تصويربرداري اين مجموعه از 30 آذرماه در تهران آغاز
شده و تا اواخر بهمن ماه ادامه دارد.
« فريدون فرهودي » فيلمنامه مجموعه وارث را نوشته و
« سهراب ميرسپاسي » و « فردين خلعتبري » ساخت موسيقي آن را
عهده دار هستند.
« منوچهرآذر »
« محمود پاك نيت »
« سياوش طهمورث »
« جليل فرجاد »
« شراره دولت آبادي »
« علي قربانزاده »
« الهام
پاوه نژاد »
« رحيم نوروزي » و « اليكا عبدالرزاقي » در مجموعه
وارث ايفاي نقش مي كنند.
بلوچي پيش از اين مجموعه هاي « عياران » و « روياي
وصل » را ساخته بود.
تپه هاي باستاني بخش « كهريزك » شهرستان ري
بررسي و شناسايي شد
بنا به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي : رييس ميراث
فرهنگي استان تهران از بررسي و شناسايي تپه هاي باستاني
بخش كهريزك شهرستان ري خبر داد.
« ناصر پازوكي » روز دوشنبه افزود : اين تپه هاي باستاني در
مناطق دهستان « كهريزك » و دهستان « قلعه نو » واقع شده اند.
وي افزود
در منطقه دهستان كهريزك
پنج تپه تاريخي
شناسايي و بررسي شده است كه تپه هاي « سياه تپه » واقع در
روستاي بي بي مريم
« تپه ميل »
در روستاي قلعه پروان
« تپه
قلعه حاج موسي » در روستاي قلعه نو
« تپه قلعه سرخ » در
روستاي عظيم آباد و تپه « مافيون » در روستاي مافتون را شامل
مي شود.
اين كارشناس فرهنگي افزود : اين تپه هاي تاريخي متعلق به
قرون پنج تا هشتم هجري قمري هستند و آثاري مانند
معماري هاي خشتي و قلعه هاي تاريخي در آنها به چشم
مي خورد.
وي گفت : در منطقه دهستان قلعه نو نيز هشت تپه تاريخي
شناسايي و از لحاظ ارزشهاي تاريخي باستاني مورد بررسي قرار
گرفت .
پازوكي افزود : « خرمن تپه » در روستاي احمد آباد
« قلعه گيري » در روستاي اسماعيل آباد
« محوطه سفال
خاكستري » در روستاي حميدآباد
« تپه طالب آباد در روستاي
طالب آباد
و تپه « عشق آباد » در روستاي عشق آباد از
محوطه هاي باستاني است كه مورد بررسي قرار گرفت .
وي گفت : اين تپه هاي تاريخي متعلق به اواسط دوره
تاريخي
هزاره اول قبل از ميلاد و اواخر دوره تاريخي هستند و
به دليل وجود معماري خشتي در آنها قابليت دارند كه در
فهرست آثار ملي كشور ثبت شوند.
رييس ميراث فرهنگي استان تهران همچنين « تپه گنده »
درروستاي فيروزآباد
« تپه موشي » در روستاي چال طرخال
و
« تپه شمس آباد » در روستاي شمس آباد را از ديگر محوطه هاي
تاريخي دانست كه دردهستان قلعه نو مورد بررسي كارشناسانه
قرار گرفت .
وي گفت : اين تپه ها متعلق به اواخر دوره تاريخي
قرون
سوم تا ششم هجري قمري و دوره پارت و ساساني هستند و آنها
نيز به دليل دارا بودن معماري خشتي در پاره اي از نقاط خود
قابليت ثبت در آثار تاريخي را دارند.
پازوكي علل اين بررسي ها را در اختيار قرار دادن اطلاعاتي
از مسير حركت و مهاجرت اقوام گذشته
براي پژوهشگران
تاريخي دانست و گفت
بررسي باستان شناسان بدون لطمه زدن
به مدارك بازمانده از گذشتگان مي توانداطلاعات ارتباطي ميان
محوطه هاي دور از هم را از نظر فرهنگي
اقتصادي و اجتماعي
جمع آوري كند.

|